بيان نامهآخرين اعلاميه 

قاتلان را معرفي كنيد

زيبا كاظمي خبرنگار ايراني ساكن كانادا براي تهيه خبر و بازتاباندن رويداد هاي جنبش دانشجويي به ايران مي رود.

هنگام تهيه فيلم و گزارش از اعتراضات خانواده هاي دانشجويان دستگير شده ، او را بازداشت كرده و به زندان مخوف اوين مي برند. پس از گذشت سه روز ، براي پنهان كردن جناياتي كه بر او روا داشته اند، جسدش را به بيمارستان امنيتي مي برند . سپس اعلام مي كنند كه ناراحتي گوارشي داشته و سردرد گرفته و به يكباره هم مرده است.

از آنجا كه قاتلان همواره فراموشكارند ، به بازتاب اين پرت و پلا گفتن هاي خود فكر نمي كنند. خبر به سرعت در ميان ايرانيان درون و برون مرز مي پيچد. همه يكصدا مي گويند : مرگ در اثر شكنجه.

رئيس جمهور براي جلوگيري از آبروريزي جهاني ، دستور تشكيل هيئت ويژه اي را براي بررسي اين قتل صادر مي كند. شركت كنندگان در اين هيئت كساني هستند كه از پيش جزيي ترين رويداد هاي مربوط به قتل را مي دانند. رئيس سازمان اطلاعات اگر خودش قاتل اصلي نباشد، صد در صد در جريان امر بوده است.

به هر روي هيئت  يك گزارش ماستمالي شده و پر از تناقض و دروغ هاي بچه گانه، تهيه مي كند.در اين گزارش بي سر وته ، نيتجه گرفته مي شود كه سر خانم كاظمي به جسم سختي اصابت كرده و يا جسم سختي به سر ايشان . اين كه قاتلان و شكنجه دهندگان چه كساني هستند؟ قتل در كجا رويداده است ؟ جسم سخت چه بوده و چگونه به سر ايشان اصابت كرده؟ چه كسي ضربه را فرود آورده است ؟ چرا نخست گفته اند بيماري گوارشي داشته و سپس مي گويندسردرد او را كشته و ناگهان پاي يك جسم سخت به ميان مي آيد؟ چرا هنگامي كه به بيمارستان برده شده نگفته اند كه خونريزي مغزي دارد ؟ و هزاران پرسش ديگر كه همه بي پاسخ مانده اند.

تهيه گزارش براي هر منظوري صورت گرفته ، پرسش اصلي كه قاتل كيست را بي پاسخ مي گذارد.

اين نخستين جنايت سازمان امنيت و اطلاعات جمهوري اسلامي نيست. خون هزاران هزار آزاديخواه ايراني بر گردن آنان است. اين آخرين جنايتشان نيز نيست. بر مردم ايران و مبارزان راه دمكراسي و آزادي است كه آنها را متوقف كنند و همگي را به پاي ميز محاكمه بكشانند.

جنبش همبستگي كه همواره در جبهه دمكراسي و دادگري و دفاع از حقوق مردم ايران گام برداشته، اين بار نيز مي كوشد تا پرونده پر درد زيبا كاظمي را همچون جنايات ديگر رژيم در برون مرز بازتاب دهد و خواهان پيگيري آن و دستگيري قاتلان شود.

از همين رو ما خواستار تشكيل يك هيئت از سوي سازمان عفو بين الملل ، حقوق بشر سازمان ملل براي بررسي پرونده قتل خانم زيبا كاظمي  هستيم.

ما همچنين خواستار معرفي ، محكوميت و مجازات گردانندگان دستگاه سركوب و شكنجه در ايرانيم.

 

جنبش همبستگی برای دمكراسی و آزادی در ايران ـ نروژ

23 ژولاي 2003

 

بازگشت


قطعنامه تظاهرات

به همبستگي با دانشجويان مبارز برخيزيم

 

  ! هم ميهنان آزاده 
 
هيجدهم تير فرا رسيد. پنج سال پيش در چنين روزي جمهوري اسلامي با سركوب و كشتار دانشجويان معترض به رژيم ، برگي بر صفحات ننگين تاريخ جمهوري استبدادي اسلامي افزود. سردمداران حكومت  سالهاست كه سرگرم غارت و چپاول ثروتهاي ملي مردم ايران هستند. آنها با گسترش فحشاء ، اعتياد ، فقر ، بيكاري و بازارهاي سياه ، كشورمان را به لبة پرتگاه نيستي برده اند. اشتهاي آنها براي ثروت اندوزي و قدرت و فريب دادن مردم سيري ناپذير است.
دانشجويان به عنوان روشن ترين افراد ملت اران از فلاكت و نكبتي كه پنجه بر سياست و اقتصاد و فرهنگ ايران انداخته ، آگاهند. اين فرزندان شجاع مردم ايران نمي توانند اين وضع را تحمل كنند.
رژيم تلاش كرده و مي كند تا با به خون كشاندن همايش هاي اعتراضي دانشجويان ، چشم مردم را بترساند. آنها از هفته پيش حمله اشان را آغاز كرده اند، كه شايد بتوانند از برگزاري مراسم هيجدهم تير جلوگيري كنند.
 

 

!ايرانيان آزاديخواه 
ميهن زنداني ما در شورش رهايي است. دانشجويان را مي كشند، به زندان مي اندازند، درخيابانها مي ربايند و سر به نيست مي كنند. بيمارستانها پر از دانشجوياني است كه توسط گله هاي وحشي حزب الهي زخمي و مصدوم شده اند. بياري آنها برخيزيم.
بياييد تا با صف همبستة خود در اين روز فرخنده صداي در گلو خفه شدة اين عزيزان را به گوش جهانيان برسانيم.
ما كه در اينجا گردهم آمده ايم ، همبستگي عميق خود را با دانشجويان اعلام مي كنيم و در هر لحظه از مبارزاتشان همراه و همگام آنها هستيم.
 

 

 :ما خواستار  

١ ـ  آزادي تمامي زندانيان سياسی، بويژه دانشجويان دستگير شده اخير و دانشجويان دربند هيجدهم تير ١٣٧٨
 ٢ ـ  دستگيري ، محاكمه و مجازات آمران و عاملان حمله به دانشجويان
 ٣ ـ يك هيأت بين المللی برای نظارت بر امور زندانها و پيدا كردن نا پديد شدگان به ايران فرستاده شود
  ٤ ـ آزادی بيان و انديشه درايران تضمين گردد
٥ ـ  لغو تمامی قوانين تبعيض آميز قومی، جنسی، مذهبی و عقيدتی
٦ ـ حق برابری شهروندی و حق دمكراتيك  مردم در انتخاب نوع نظام حاكم بر كشوربرسميت شناخته شود

 

  جنبش همبستگی برای آزادی و دمكراسی مردم ايران ـ نروژ
ستاد پشتيبانی از خيزش نوين مردم ايران ـ نروژ

9.juli 2003

 

بازگشت


نامه سرگشاده به
مجلس ملی نروژ
نخست وزير نروژ، شل ماگنه بوندويك
احزاب سياسی نروژ

! از مبارزات مردم ايران برای دمكراسی و ازادی سريعا حمايت كنيد


اين روزها كشور ايران شرايط تعيين كننده ای را از سر ميگذراند. با اينكه يكماه به سالگرد ۹ ژوئن ، روزهايكه دانشجويان بزرگترين حركتهای اعتراضی باری دستيابی به دمكراسی در ايران را داشتند، هزاران نفر در چند روز متوالی دست به تظاهرات عليه حكومت مذهبی ايران زدند. تا بحا تعداد زيادی دستگير و زندانی شده اند و علی خامنه ای رهبر مذهبی رژيم دستور سركوب تظاهركنندگان را داده است.

از ۱۹۷۹ به اينطرف مبارزه مردم ايران برای دمكراسی ، ازادی و حقوق بشر انسجام بيشتری يافته. در اين مبارزه تعداد زيادی از رهروان ازادی - روشنفكران، نويسندگان، دانشجويان، معلمين، كارگران و .... - زندانی، شكنجه و اعدام شداه اند.

مردم ايران احتياج به حمايت سريع و انی شما برای تسويه حساب با رژيم مستبد ايران دارد. ساكت نباشيد. به دولت ايران فشار بياوريد كه از سركوب مبارزات مردم برای دمكراسی و ازادی دست بردارد. به دولت ايران فشار بياوريد كه همه زندانيان سياسی , مخصوصا دستگير شدگان اخير را ازاد كند.

دوازده  ژوئن ۲۰۰۳
با احترام
جنبش همبستگی برای دمكراسی و ازادی در ايران 
نروژ

 

رونوشت به رسانه های همگانی

 

بازگشت


روز جهاني كارگر بر كارگران ايران و جهان خجسته باد!

 

روز اول ماه مه براي كارگران ايران و جهان روز به نمايش گذاشتن همبستگي و روز دادخواهي آنان عليه بيداد سرمايه است.

اگر چه نيروهاي راست ومحافظه كار مي كوشند كه نقش طبقه كارگر  را در مبارزات روزانه براي آزادي و دادگري كم رنگ نمايند، اما امروز بيش از هر زمان ديگري ، نيروي كار و توليد مي تواند در استواري دمكراسي و پيگيري آن نقش مهمي بازي كند.

در هر گوشة جهان كه طبقة كارگر توانسته است تشكل هاي صنفي/ سياسي مستحكم تري ايجاد نمايد، دمكراسي در آنجا پايدارتر و ژرف تر است. بدون وجود اين تشكل ها نمي توان سخني از دمكراسي و جامعة مدني به ميان آورد. امروزه اتحاديه ها و سنديكاهاي كارگري در هر كشوري معيار سنجش ميزان دمكراسي در آن كشورند.

جمهوري اسلامي همچون رژيم گذشته تلاش نموده است تا از برپايي تشكل هاي كارگري جلوگيري نمايد و با تمام توان اعتصابات و اعتراضات آنان را سركوب كند. اما كارگران ايران كه داراي سنت هاي مبارزاتي طولاني هستند، زير بار اين ستم نرفته اند و تلاش كرده اند كه در شرايط خفقان و سركوب رژيم را به چالش فرا خوانند و همچنين با استفاده از ترفند هاي گوناگون  سازمانهاي صنفي خود را سازماندهي كنند.

رشد و توسعة اين تشكل هادر آيندة نه چندان دور به پديداري، پايداري و ژرفي دمكراسي در ايران ياري فراوان خواهند رساند.

جنبش همبستگي اين روز خجسته را به كارگران ايران و جهان شادباش مي گويد و از مبارزات دادگرانة آنان در برابر ستم سرمايه داري و بويژه نوليبراليسم خشن و جنگ افروز كنوني پشتيباني مي كند.

 

جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران

نروژ

29 آپريل 2003

 

بازگشت


كشتار مجاهدين نقض حقوق بشر است

 

خبر مي رسد كه جمهوري اسلامي و اتحاديه ميهني كردستان با استفاده از آشوبي كه جنگ در عراق بپا نموده است ، به سازمان مجاهدين حمله نموده و جمعي از اعضاي اين سازمان را به قتل رسانده اند. جنبش همبستگي بر اساس پايبندي عميق خود به حقوق بشر خواهان اين است كه تمامي نيروهاي دمكرات ، چپ ، ملي گرا و انساندوست به اين كشتار اعتراض نمايند و از سازمان هاي بين المللي حقوق بشر، صليب سرخ، سازمان ملل متحد و همچنين سفارتخانه هاي آمريكا و انگليس بخواهند كه در اين مورد اقدام جدي به عمل آورند. نگذاريم اختلافات سياسي / عقيدتي موجب فراموش شدن حقوق فردي اين افراد شود. نگذاريم رژيم  جمهوري اسلامي از اين اوضاع آشفته به سود پيشبرد اهداف غير انساني خود بهره برد. براي رهايي اين جوانان هم ميهن ازهيچ كوششي دريغ نورزيم. انسان آزاديخواه و بشردوست در چنين شرايطي تنها و تنها به گوهرة انسانيت وفادار مي ماند و با همين گوهرعملش را سازماندهي مي كند.

 

  جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي درايران

  دوشنبه 14 آپريل 200  


 

بدعوت جنبش همبستگی برای آزادی و دمكراسی در ايران -نروژ و ۱۸۰ سازمان حقوق بشری نروژی و خارجی هزاران نفر در تظاهرات امروز اسلو شركت نمودند . شعارها چنين بودند:
جنگ بس است
آمريكا از عراق بيرون 
عراق متعلق به عراقيهاست
آمريكا بايد بهای خسارتهای مالی و جانی را بپردازد .

اوريل ۲۰۰۳ ميدان يونگزتورگه- اسلو

بازگشت


نامه شماری از تشكل ها، انجمن ها، شخصيت ها و فعالين سياسی و مدافع حقوق بشر به کميساريای عالی پناهندگی سازمان ملل در باره وضعيت اسف بار پناهجويان و پناهندگان ايرانی

 

مارس ۲۰۰۳


جناب آقای رود لوبرس كميسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان


همانطوريكه بر شما و همگان روشن است پايه های حکومت جمهوری اسلامی ايران به سرکوب، ارعاب مردم و ترورهای سازمانهمانطوريكه بر شما و همگان روشن است پايه های حکومت جمهوری اسلامی ايران به سرکوب، ارعاب مردم و ترورهای سازمان يافته متکی است و تنها با همين شيوه های غيرانسانی و نفرت انگيز است که تاکنون توانسته است ظلم و ستم سياسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به مردم ايران تحميل کند. از سال ١٩٧٩ که زمان بنيان اين رژيم خودکامه است، موج مهاجرت، تبعيد و پناهجويیِ ايرانيان به خارج از کشور آغاز شده و تا به امروز ادامه داشته است. دلايل مختلف مهاجرت ايرانيان چيزی جز سرکوب و تبعيض های عقيدتی، قومی، مذهبی و جنسی نبوده و نيست. 
هم از اينروست که بسياری از هم ميهنان ما ترک ديار کرده و پناه خود را بعنوان اولين منزل در کشورهای همسايه جسته اند. هم اکنون بسياری از پناهجويان ايرانی در کشور ترکيه در شرايط بسيار بدي به سر مي برند و در معرض انواع آسيب هاي جسمي، روانی و اجتماعي قرار دارند؛ و گويا اقدامات تأميني کميسارياي عالی پناهندگی سازمان ملل چنان اندک و ناکافي است که نمي تواند در به روی هيچ گزندي که پيامد آن عذاب کودکان و زنان مي باشد، ببندد و پناهجويان را در گستره ي آسيب ها رها کرده است. 
متأسفانه دشواري ها و نابساماني هاي فراوان، فشارهای رواني را بر شرايط بد و اسفبار زندگي اين پناهجويان افزوده و راه را بر آسيب پذيري هاي هولناکتري گشوده است، تا جايي که چند تن از اين پناهجويان دست به خودکشي زده اند و جان باخته اند. 
متأسفانه دشواري ها و نابساماني هاي فراوان، فشارهاي رواني را بر شرايط بد و اسفبار زندگي اين پناهجويان افزوده و راه را بر آسيب پذيري هاي هولناکتري گشوده است، تا جايي که چند تن از اين پناهجويان دست به خودکشي زده اند و جان باخته اند. 

با كمال تاسف بايد اظهار داريم كه پروسه بررسي پرونده اززمان تقاضاي پناهندگي توسط پناهجو تا گرفتن جواب حداقل يك سال طول ميكشد. در اكثر موارد جواب اول بدون ذكر دليل رد مي باشد. پس از تقاضای مجدد، پناهجو مي بايست ماه ها در انتظار مصاحبه دوم بنشيند. در اغلب موارد پرونده متقاضی پناهندگي قبل از مصاحبه دوم بسته می شود و مسئولين دفتر كميساريای عالي پناهندگان در تركيه نه پاسخي به نامه هاي پناهجويان مي دهند و نه دليل دير كرد و يا ندادن جواب را توضيح مي دهند. برخورد مسولين و كاركنان رسمي دفتر كميسارياي عالي پناهندگان در تركيه باپناهجویان عموما با بي اعتنايي مي باشد و در موارد متعددحقوق پناهجويان نقض مي شود.

:باتوجه به مسائل ذكر شده در بالا، ما امضاء کنندگان زير خواستاريم

١ ـ تمام حقوق پناهجويان ايراني به رسمیت شناخته شود 
٢ ـ در گشايش و بررسي مجدد پرونده هاي بسته شده اقدام فوري صورت پذيرد 
٣ ـ ايران كشوري نا امن تلقي شود
٤ ـ رسيدگي به نيازهاي مالي و امور بهداشتي و نيز انتقال پناهجويان از نقاط مرزي به نقاط مرکزي اقدام فوري انجام شود و از استرداد پناهجويان به ايران جلوگيري گردد 
٥ ـ به امور پناهندگاني که از شمال عراق به ترکيه آمده اند و بيش از دو سال است که در بلاتکليفي به سر میبرند فورا رسيدگي شود 
٦ ـ يک گروه نظارت و بازرسي از سوي دستاندرکاران حقوق بشر مأمور شده و جهت بازرسي و بازبیني مجدد پرونده هاي پناهجويان سياسي به کشور ترکيه اعزام گردد 


با احترام


ما تمامي احزاب، سازمان ها و تشكل هاي آزاديخواه و طرفداران حقوق بشررا به حمايت و دفاع از حقوق پناهجويان ايراني در ترکيه فرامي خوانيم.

جنبش همبستگی برای آزادی و دمکراسی در ايران – نروژ
کانون نويسندگان ايران (در تبعيد) واحد نروژ
مجله فمينيستیِ آوای زن
مجله فرهنگی، ادبیِ آفتاب
راديو هم صدا
راديو صدای ايرانيان - نروژ

Sam Ghandchi, Publisher, IRANSCOPE.COM
Hossein Sharahi -Nasir - Farid Sh. - Fariborz - Ali Fekri - Shahin Harati - Bagher Shokohi - Yavar Etemad - Anvar
Moradi - Esmat Bahrami - Klas Nilson - Sara Nilson - Jlal Ghoreishi - Amir Ghoreishi - Ali  Ghoreishi - Mersedeh Alamzad - Naimeh Tajieek - Ahmad Mashayekh - Giti Yagmai - Jamal Farnosh - Mahmood Naseri - NAHID FATEHI - RAMIN NASERI - HOMA BIBERG - PORAN AZAM - MAHIN ASADI - SHAHIN AZIMI - SARA RIGI - NEMAT ARGAD - MINA POYA - Khashayar Maghsoudi - Ghodrat Golizade - Nikmard Tehrany Saghar - Bahman Armiti
سايت تريفه http://www.trife.com
site Khabari nejat (http://www.nejat.info/
Nehzate Nejate Melli Iran (http://www.nehzat.org
Advocacy Center for Freedom of Expression
Jonbesh Ashti e Melli
http://bibiyan.persianblog.com site TARAZ

 

 

بازگشت


 

 !نوروزتان سر سبز و خجسته باد



جشن اسطوره اي نوروز پيوند ژرفي با روان و آرمان ايرانيان براي آزادي ، برابري و آبادي اين سرزمين دارد. در درازناي تاريخ ايران ، بسياري از مردم ستيزان تلاش كرده اند كه اين آيين زيبا و انساني را از ذهن و زبان كهنسال مردم براندازند. براي آنها نوروز همواره نماد چالش و ستيزندگي مردم عليه قدرت ستمگرانة آنان بوده و هست. جمهوري اسلامي كه از همان بدو پيدايشش به مقابله با خواست هاي آزاديخواهانه و دمكراتيك مردم ايران برخاست ، نوروز را چون خاري در چشم خود مي ديد كه به مردم توان و نيرو ي دهد. اين رژيم ستمكار كوشيد تا نوروز را به آييني ديني مبدل كند و آن را از روشني و شادي و سرور تهي كند. اما چنان كه رسم تا كنوني روزگار بوده ، نوروز كه نماد بيداري ، پيكار و دگرگوني است ، آنان را به شكست كشاند.

تابوده و هست نوروز گاه تن شويي جان جهان در درياي نوپويي ، و رهايي اين جان از شر زمستان و سياهي است.
نوروز براي ما ايرانيان نماد ستيز و چالش روشنايي بر تيرگي ، زندگي بر مرگ ، داد بر بيداد ، فرهنگ بر جهل و ناداني و راستي بر دروغ و كژباوري است. 
نوروز مژدة رسيدن روزگار اميد، آزادي و شادي انسان و پايان رنج ، غم ، تباهي و بردگي اوست.

باشد كه نوروز در ميهنمان ايران قرين شود با پايان دادن به حكومت ستم و فساد و برپايي دمكراسي ، آزادي و داد. بادا!

نوروزتان پيروز و بهارتان خجسته و سرسبز باد.

جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران 
نروژ
١٧ مارس ٢٠٠٣

بازگشت


 

١٦آذر روز دانشجو گرامي باد

چهل و نه سال پيش در همين روز خون دانشجويان مبارزي كه براي استقلال و آزادي ايران مي رزميدند، سنگفرش هاي خيابانها را رنگين نمود. در اين روز دانشجويان همراه با مردم به پيكار عليه استبداد شاهي برخاستند و به شاه و همدستان آمريكايي اش “ نه “ گفتند.سرخي همان خون ها بود كه شعله شد و به خرمن رژيم استبداي آتش نهاد.
جمهوري اسلامي هم چون تمامي نظامهاي ديكتاتوري پيشين از همان بدو پيدايشش ، نخستين عمليات سركورانه را از صحن دانشگاهها ، كه مهد پرورش و آموزش افكار انقلابي شده بودند، آغاز كرد. يورش وحشيانه گلة هاي حزب الهي به دانشگاه و ضرب وشتم دانشجويان، سپس ريختن سپاه پاسداران به آنجا وبستن درب دانشگاه هااز اقدامات اوليه رژيم بود.اما اين خيال خامي بيش نبود. دانشجوياني كه پس از بازگشايي دانشگاه ها و با گذشتن از هزاران غربال امنيتي وارد دانشگاه شدند ، امروز همچون چهل ونه سال پيش دارند با فرياد هاي اعتراضي خود عليه استبداد و ديكتاتوري پايان آن را ندا مي دهند.

روز ١٦ آذر دانشجويان اعلام راهپيمايي كرده اند. خامنه اي شخصا اين تظاهرات را محكوم وآن را كا ر عوامل موساد و سيا خوانده است. آقاي خاتمي هم چهرة خود را عريان به نمايش گذاشته ، او گفته است كه در تظاهرات شركت نمي كند. ترس كل نظام را در بر گرفته است. بي شك فردا اگر دانشجويان به راهپيمايي بپردازند امكان سركوب آنها توسط اوباشان حكومتي بسيار است ، اما اين تازه آغاز پايان جمهوري اسلامي است. با سركوب ديگر كاري از پيش برده نمي شود.

چرا رژيمي كه شبانه روز در شيپور خود مي دمد كه يك رژيم مردمي است بايد اين همه هراس از تظاهرات دانشجويان داشته باشد؟ آيا جز اين نيست كه جمهوري اسلامي به خوبي مي داند كه نه تنها رژيم مردمي نيست بلكه جان مردم ديگر از نطام حاكم به لب رسيده است؟

جنبش همبستگي از همين جا همراهي خود را با دانشجويان آزاده اعلام مي كند و سياست سركوب آنان را محكوم مي نمايد. ما يكصدا با دانشجويان خواهان آزادي تمامي زندانيان سياسي ، بويژه دستگير شدگان اخير هستيم.

جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران
نروژ
١٥ آذر ٨١ ١٣ 
٦ دسامبر ٢ ٢٠٠

بازگشت


انجمن قلم نروژ 
به تاريخ اول اكتبر ۲۰۰۲ آقای ناصر زرافشان 
را به عضويت افتخاری خود پذيرفت


نامه حزب كارگر نروژ واحد اسلو به آقای خاتمی برای آزادی ناصر زرافشان

Oktober 2002

جناب آقای حجت الالسلام محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران
٠ ٢ اكتبر ٢٠٠٢

حزب كارگر نروژ واحد اسلو با نگرانی بسيار از دستگيری آقای ناصر زرافشان - وكيل مطلع شد. بر اساس هشداری كه سازمان عفوبين الملل در ۱۶ آگوست سال ۲۰۰۲ ميلادی خطاب به همه جهانيان صادركرد، احتمال ميرود كه ايشان مورد شلاق خوردن قرار گيرد. طبق گزارش های رسيده آقای زرافشان به ۷۰ ضربه شلاق، ۵ سال حبس و ۵ سال محروميت از حق وكالت محكوم شده است. ما نيز همچون عفو بين الملل از اين هراس داريم كه اتهامات آقای زرافشان با انگيزه های سياسی بود است.

ما از مقامات قضايی ميخواهيم كه حكم شلاق آقای ناصر زرافشان را لغو نمايند و خواستار توقف بكارگيری تازيانه كه یك نوع مجازات ظالمانه، غير انسانی و منحط بوده و بر طبق ماده ۷ كنوانسيون بين المللی حقوق سياسی و مدنی شهروندان منع شده است هستيم.

ما خواستاريم لغو حكم دادگاه نظامی عليه آقای ناصر زرافشان هستيم و ميخواهيم كه اگر ايشان خلافی كرده است وی بر اساس موازين شناخته شده بين المللی بطورعادلانه محاكمه گردد. 

ما مصراً ازوزارت امورخارجه می خواهيم كه بيدرنگ از گزارشگران ويژه سازمان ملل كه بر امور استقلال قضات و هيات منصفه و اعمال شكنجه نظارت دارند دعوت بعمل آورند. اين نظارت بايد شامل بر رسی تمام روند دادگاه و صدور و اجرای حكم باشد. 

با احترام 
حزب كارگر نروژ واحد اسلو

يان بوهلر
دبير كل 

كپی به: سفارت جمهوری اسلامی ايران در سوئد

 

بازگشت


 نامه رهبر حزب چپ - سوسياليست نروژ به مخمد خاتمی 
برای آزادی ناصر زرافشان و لغو احكام شلاق در 
جمهوری اسلامی ايران

 

جناب آقای حجت الالسلام محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران

با كمال تأسف مطلع شديم كه ناصر زرافشان وكيل و حقوقدان دستگير شده است. بر طبق هشدار سازمان عفوبين الملل كه در ۱۶ آگوست سال  ٢٠٠٢ ميلادی خطاب به همه جهانيان صادرشد، زدن ۷۰ ضربه شلاق خطرات جانی برای آقای زرافشان در بر خواهد داشت. بر اساس گزارش های رسيده آقای زرافشان به ۷۰ ضربه شلاق، ۵ سال حبس محكوم شده است. وی همچنين تا مدت ۵ سال از حق وكالت محروم گشته است. ما نيز همچون عفو بين الملل از اين هراس داريم كه اتهامات آقای زرافشان با انگيزه های سياسی بوده است.

ما از مقامات قضايی ميخواهيم كه حكم شلاق آقای ناصر زرافشان را لغو نمايند و خواستار توقف بكارگيری تازيانه كه يك نوع مجازات ظالمانه، غير انسانی و منحط بوده و بر طبق ماده ۷ كنوانسيون بين المللی حقوق سياسی و مدنی شهروندان منع شده است هستيم.

ما ازجنابعالی ميخواهيم كه مارا در جريان سلامتی كامل آقای زرافشان بگذاريد و خواستاريم كه حكم دادگاه نظامی وی لغوگردد و اگر بر اساس دلايل شناخته شده جنائی وی مرتكب خلافی شده، بايد بر طبق موازين شناخته شده بين المللی بطورعادلانه محاكمه گردد. 
ما مصراً ازوزارت امورخارجه می خواهيم كه بيدرنگ از گزارشگران ويژه سازمان ملل كه بر امور استقلال قضات و هيات منصفه و اعمال شكنجه نظارت دارند دعوت بعمل آورند. اين نظارت بايد شامل بر رسی تمام روند دادگاه و صدور و اجرای حكم باشد. 

با احترام 
كريستين هالورشن رهبر حزب سوسياليست چپ نروژ
١٦سپتامبر  ٢٠٠٢

بازگشت


 

مصاحبه راديو صدای آلمان با قدرت قليزاده در مورد فعاليتهای 
جنبش همبستگی برای آزادی و دمكراسی در ايران - نروژ
برای آزادی ناصر زرافشان

september 15, 2002

متن مصاحبه

 

موضوع: جنبش همبستگی با دكتر زرافشان و ديگر وكيلان دادگسترى، نروژ 

صدای آلمان: آقای قدرت قلى زاده، جنبش همبستگی با ناصر زرافشان و ديگر وكيلان زير فشار قوه قضاييه در ايران، در نروژ بسيار فعال بوده، اما اين جنبش از دل جنبش ديگری به نام آزادی و دموكراسی در ايران سربرآورده است. لطفا به اختصار برای ما در اين مورد توضيح بدهيد؟ 

قدرت قلى زاده: با عرض سلام خدمت شما و شنوندگان صدای آلمان، جنبش همبستگی برای آزادی و دموكراسی در ايران، نروژ، حدود چهار سال پيش درست همزمان با قتلهاى زنجيره ای توسط جمعی از پناهندگان سياسی با گرايش های مختلف سياسی وعقيدتی تشكيل شده، كه چهارچوب كارآن بطور كلی مسائل حقوق بشری است، ولی بطور مشخص مواردی كه روی آنها تكيه می شود و بر آن بيشتر دست گذاشته می شود دفاع از آزادی بدون قيد و شرط انديشه، بيان و اجتماع در ايران است، منع شكنجه و بكارگيری زور برای گرفتن اقرار و اعتراف و لغو مجازات غير انسانی اعدام، دفاع از مبارزات مستقل و برابری خواهانه زنان، جدايی دين از دولت، دفاع از حق برابری شهروندی و مبارزه با هرگونه تبعيض قومی، جنسی، مذهبی وعقيدتی، دفاع از مبارزات حق طلبانه مردم ايران و چند برنامه است كه مشخصا مربوط به شرايط اينجاست، چون ما در اينجا به عنوان پناهنده بسر می بريم: مبارزه با نژادپرستی و مبارزه عليه سياستهای ضد پناهنده و پناهنده پذيری. در اين چند ساله كه فعال بوديم در واقع به مسائلی مثل قتل های زنجيره ای، مثل ۱۸ تير، دستگيری نويسندگان، بستن روزنامه ها و مسائلی كه بدنبال كنفرانس برلين پيش آمد، اعتراض به حكم صادره در ارتباط با پورزند و در اين اواخر كه شما شاهد هستيد، كه مسئله ناصر زرافشان بود و ما حركتی كرديم و اعتراضاتی در اين زمينه همگام با و همراه با كارزار جهانی كه هست و صورت گرفته. 

صدای آلمان: آقای قلى زاده، دستاوردهای جنبش شما در رابطه با جنبش همبستگی با وكيلان ايرانی چه بوده؟ 

قدرت قلى زاده: در اينجا ما تماس هايی داشتيم با مقامات نروژی، با ارگان ها، نهادها و سازمان ها، از جمله با حزب سوسياليست چپ اينجا، با اتحاديه نويسندگان اينجا، با سازمان عفو بين الملل و حزب كارگر اينجا و چند تن از نمايندگان مجلس و بالاخره موفق شديم كه در واقع اولين جريانى كه عكس العمل نشان داد و اعتراض كرد به دستگيری زرافشان و طی نامه اى كه به خاتمی نوشت و اين را اعلام كرد، حزب سوسياليست چپ نروژ بوده، كه خواستار لغو حكم دادگاه نظامی شده وهمچنين خواسته كه از هيئتی يا از گزارشگران ويژه سازمان ملل، كه بر امور استقلال قضات و هيئت منصفه واعمال شكنجه نظارت دارند، دعوت به عمل بيايد كه بر تمامی مراحل روند دادگاه و صدوراجرای حكم نظارت داشته باشند، كه اين نامه را اتحاديه نويسندگان و همچنين حزب كارگر نروژ هم برای خاتمی فرستادند و اعتراض خودشان را به همين شكل اعلام كردند. 

صدای آلمان: آقای قلى زاده آيا از طرف مقامات دولت ايران تاكنون واكنشی ديده شده است؟ 

قدرت قلى زاده: در ارتباط با كل جريان زرافشان كه در سراسر جهان و در ايران اعتراضاتی شد، آخرين خبرى كه من دارم، البته دقيقا متن را نخوانده ام، دركميسيون اصل ۹۰ اين قضيه طرح شده و به هر صورت در مجلس اين مسئله به بحث گذاشته شده. 

صدای آلمان: آقای قلى زاده، از شما به خاطر توضيحاتی كه داديد تشكر می كنم .

 

بازگشت


جنبش همبستگی برای آزادی و دمكراسی در ايران (نروژ) بدنبال سلسله اقداماتش در هفته همبستگی با ناصر زرافشان در اين هفته موفق شد در تماسی جداگانه ای با اتحاديه نويسندگان نروژ و آقای بيورن ياكوبسن - نماينده حزب سوسياليست چپ نروژ در مجلس ملی اين كشور ملاقاتهايی داشته باشد . اتحاديه نويسندگان نروژ موضوع دستگيری آقای زرافشان را در جلسه عمومی مسئولين اتحاديه مطرح كرد كه نتيجه آن نامه ای به تاريخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۲ از طرف آقای گير پولن رئيس اتحاديه به رئيس جمهور ايران آقای خاتمی بود كه در آن اتحاديه خواهان لغو حكم دادگاه نظامی بر عليه آقای زرافشان شد.
آقای بيورن ياكوبسن - نماينده حزب سوسياليست چپ نروژ در مجلس به هيئت اعزمی جنبش همبستگی قول داد كه موضوع را در وقتی كه در مجلس نروژ به سوالات پيش از دستور اختصاص دارد مطرح كند و از دولت بخواهد كه در اين رابطه اقدام نمايد. 

ترجمه نامه اتحاديه نويسندگان نروژ به آقای خاتمی در زير آمده است

 

جناب آقای حجت الالسلام محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران
٠ ٣ سپتامبر ٢٠٠٢

با كمال تأسف مطلع شديم كه ناصر زرافشان وكيل و حقوقدان دستگير شده است. بر طبق هشدار سازمان عفوبين الملل كه در ۱۶ آگوست سال ۲۰۰۲ ميلادی خطاب به همه جهانيان صادرشد، زدن ۷۰ ضربه شلاق خطرات جانی برای آقای زرافشان در بر خواهد داشت. بر اساس گزارش های رسيده آقای زرافشان به ۷۰ ضربه شلاق، ۵ سال حبس محكوم شده است. وی همچنين تا مدت ۵ سال از حق وكالت محروم گشته است. ما نيز همچون عفو بين الملل از اين هراس داريم كه اتهامات آقای زرافشان با انگيزه های سياسی بود است.

ما از مقامات قضايی ميخواهيم كه حكم شلاق آقای ناصر زرافشان را لغو نمايند و خواستار توقف بكارگيری تازيانه كه یك نوع مجازات ظالمانه، غير انسانی و منحط بوده و بر طبق ماده ۷ كنوانسيون بين المللی حقوق سياسی و مدنی شهروندان منع شده است هستيم.

ما ازجنابعالی ميخواهيم كه مارا در جريان سلامتی كامل آقای زرافشان بگذاريد و خواستاريم كه حكم دادگاه نظامی آن لغوگردد و اگر بر اساس دلايل شناخته شده جنائی وی مرتكب خلافی شده، بايد بر طبق موازين شناخته شده بين المللی بطورعادلانه محاكمه گردد. 
ما مصراً ازوزارت امورخارجه می خواهيم كه بيدرنگ از گزارشگران ويژه سازمان ملل كه بر امور استقلال قضات و هيات منصفه و اعمال شكنجه نظارت دارند دعوت بعمل آورند. اين نظارت بايد شامل بر رسی تمام روند دادگاه و صدور و اجرای حكم باشد. 

با احترام 
اتحاديه نويسندگان نروژ
گير پولن 
رئيس
كپی به: سفارت جمهوری اسلامی ايران در سوئد و دولت نروژ

بازگشت


 

جانباختگان كشتار هاي همگاني تابستان 67 را از ياد نبريم

بي شك شهريور 67 نقطة ويژه اي در تاريخ مردم ايران است . شهريور خونيني كه هيچگاه از ياد مبارزان راه آزادي و دمكراسي نمي رود . در اين ماه سياه و تاريك بود كه رژيم اسلام ناب محمدي چهرة پليد و دهشتناك خود را بر جهانيان آشكار ساخت . خميني همرا با دارو دستة جنايتكارش هنگامي كه جنگ را باخته بود و رويا هاي جهان اسلاميش با شكست روبرو شده بود ، با بزدلي تمام و براي رها كردن گريبان خود از پرسش هاي دم افزون مردم رهي را برگزيد كه تا ابد ننگ جلادي را بر پيشانيش نقش كرده است. او با دستور كشتار همگاني زندانيان سياسي بي پناه داغي بر دل مردم ايران گذاشت كه سال هاي سال زمان مي برد تا آتشش فروكش كند. ما بازماندگان و شاهدان اين كشتار بيرحمانه هيچگاه نبايد ياد آن عزيزان را از خاطر برده و تا جان در بدن داريم بايد براي محاكمة علني و مجازات دستور دهندگان و مجريان اين كشتار ها مبارزه كنيم. هر كدام از ما خواهري ، همسري ، برادري ، مادري ، پدري و يا رفيقي را از دست داده ايم . جمهوري اسلامي هنوز كه هنوز است مي كوشد با تجليل از لاجوردي جلاد اوين ناخن بر چهرة مادران و پدران داغديده بكشد. آنها نه تنها هيچ پاسخي به پرسش هاي بي پايان مردم نداده اند بلكه حاضربه شنيدن سخني در اين باب نيستند. غافل از اينكه تاريخ نمي گذارد كسي از دست مجازات مردم بگريزد. 

جنبش همبستگي از تمام ايرانيان دعوت مي كند كه در هرگونه همايش و يا مراسمي كه به مناسبت يادكرد اين فاجعة ملي برگزار مي شود شركت نمايند و با افشاگري هاي خود نگذارند كه اين جنايت هولناك از ياد جهانيان برود.

جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران
نروژ
شهريور 81
جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران
نروژ
شهريور 81

بازگشت


بيانيه جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران(نروژ) در اعتراض به دستگيري ناصر زرافشان
زنداني سياسي آزاد بايد گردد
 

 !هم ميهنان آزاديخواه

جمهوري اسلامي به بن بست رسيده است . مردم ايران ازاين رژيم استبدادي بيزارند. فقر، بيكاري ، فحشا و جهل ريشة زندگي را سوزانده است. هيچي قلمي توانايي ترسيم دردها و رنج هاي مردم را ندارد. دانش ، آگاهي ، شادي و زندگي كلماتي اند كه رژيم هميشه از آنها ترس داشته و دارد. آش جمهوري اسلامي چنان شور شده كه پديدآورندگان آن نيز از شوريش دلزده شده اند. نامه هاي سرگشادة معترضين خودي حكايت از بحران عميقي دارد كه گريبانگير رژيم است. و اما رژيم جمهوري اسلامي به جاي اينك قدرت را به مردم واگذار كرده و شرش را از سر كشورمان كم كند . دست به مقابله زده و تمام نيروي اهريمنيش را به كار انداخته تا يك صباي ديگر بر عمرش بيافزايد. 
يورش تازة رژيم به روزنامه ها و روشنفكران و جوانان مبارز شاهد اين مدعاست. آنهااز يكسو دست جنايتكاران را براي سركوب مردم باز مي گذارند و از سوي ديگر آزاديخواهاني چون ناصر زرافشان وكيل منتخب خانوادهاي كشته شدگان قتل هاي زنجيره اي را به زندان مي اندازند. حكايت سنگ بسته و سگ گشاده است.سيامك پور زند را پس از چند ماه شكنجه به اعترافاتي وا ميدارند كه باور آنها تنها از سوي پوك مغزاني چون حسين شريعتمداري شكنجه گر و قاتل زندانيان سياسي بر مي آيد. 

!هم ميهنان آزاده

مردم ايران امروز نياز مبرمي به مبارزان برون مرزي دارند. ما مي توانيم با همبستگي و همياري يكديگر به پشتيباني از مبارزات روزمرة مردم برخواسته و غمنامة آنها را در جهان فرياد برآوريم . بياييد يكصدا شعار “ زنداني سياسي آزاد بايد گردد “ را باهم سر دهيم . پشتيباني از مبارزات آزاديخواهان موجب پشتگرمي آنها در برچيدن بساط ديكتاتوري است. 
جنبش همبستگي يكصدا با ديگر مبارزان راه آزادي خواهان آزادي دكتر ناصر زرافشان ، سيامك پورزند ، هاشم آقاجري و ديگر زندانيان سياسي در بند است. 

جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران ـ نروژ
١١ اوت ۲۰۰۲

بازگشت


جان يك زنداني سياسي را از خطر مرگ برهانيم

 ايرانيان آزاديخواه و بشر دوست !

با خبر شديم كه به خانواده زنداني سياسي  “  سعيد ماسوري “ كه يكسال از دستگيري او مي گذرد گفته اند كه اگر در مصاحبة تلويزيوني شركت نكند او را اعدام خواهند كرد.  همة ما تبعيديان كه زخم  شكنجه هاي جمهوري اسلامي را بر تن و روانمان داريم به خوبي مي دانيم كه آنها از هيچ كاري براي از بين بردن مخالفين كوتاهي نمي كنند .

جان اين  زنداني سياسي در خطر مرگ قرار دارد.

بنابراين جنبش همبستگي از تمامي ايرانيان آزاديخواه و بشردوست دعوت مي كند تا در كارزار بين المللي كه به همين منظور در جريان است شركت كنند.

بياييد تا با هر گونه امكاني كه داريم فرياد اعتراض خود را نسبت به حكم غير انساني اعدام به گوش سران رژيم برسانيم

جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران

نروژ

18  ژوئن  2002

بازگشت


نمايندگان محترم مجلس ملي نروژ

ما امروز در اينجا كه خانة ملت نروژ است گرد آمد ه ايم تا شما را از وضعيت اسفباري كه رژيم جمهوري اسلامي ايران براي مردم آفريده است، آگاه نماييم.اين همايش همزمان در بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكا به دعوت“ جنبش همبستگي براي دمكراس و آزادي در ايران – نروژ “ و “ كانون نويسندگان ايران در تبعيد ( واحد نروژ)“ برپا مي شود.

هدف از اين همايش اعتراض به دستگيري آقاي سيامك پورزند روزنامه نگار ايراني است كه شش ماه پيش او را در خيابان ربودند و بعد از چند ماه شكنجه و آزار به هشت سال ندان محكوم نمودند. جرم سيامك پورزند و ديگر روزنامه نگاراني كه هم اكنون در زندان بسر مي برند، تنها وتنها فاش ساختن اندكي از ستم هايي است كه رژيم اسلامي بر مردم ايران روا مي دارد.همانگونه كه ميدانيد كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحدهم در ناباوري با راي كشورهايي چون پاكستان، چين ، كوبا و چند كشور ديگر، رژيم اسلامي را به نقض حقوق بشر محكوم نكرد. اين راي مثبت بي شك دست رژيم را براي سركوب بيشتر مردم باز مي گذارد.

نمايندگان عزيز!
آقاي يان پترشن در سفر اخير خود به ايران متاسفانه هيچگونه برخوردي در مورد نقض حقوق مردم ايران با رژيم نداشت. ما از شما نمايندگان كه با راي مردم نروژ برگزيده شده ايد خواستاريم كه:
با نفوذي كه بر دولت و وزارت خارجه داريد، ازآنها بخواهيد كه با توجه به رابطه اشان با رژيم اسلامي خواهان آزادي فوري سيامك پورزند و ديگر روزنامه نگاران در بند شوند.

دولت و شركت هاي نروژي گسترش ارتباط خود با ايران را منوط به رعايت حقوق بشر و آزادي هاي سياسي كنند.

سكوت در برابر ديكتاتوري آن هم از كساني كه خود را دوستدار دمكراسي مي دانند، جايز نيست .


جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران ـ نروژ
كانون نويسندگان ايران در تبعيد -واحد نروژ
8/june/2002

بازگشت


نامه اعتراضی جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران ـ نروژ
به
سازمان جهاني حقوق بشر


با ناباوري فراوان شنيديم كه حقوق بشر سازمان ملل براي اولين بار پس از نوزده سال جمهوري اسلامي را از ردة كشورهاي پايمال كنندة حقوق بشر خارج نموده است. براي هر وجدان آگاه كه انسان ها را به ديدة برابر مي نگرد ، مثل روز روشن است كه در ايران اوضاع سياسي تغيير چنداني نسبت به گذشته پيدا نكرده است. هنوز بسياري از روزنامه نگاران و روشنفكران در زندانهاي پنهان و آشكار رژيم بسر مي برند. تبهكاراني كه فاجعة قتل هاي زنجيره اي را آفريدند دارند آزادانه مي گردند ، اما وكيل كشته شدگان به زندان و شلاق محكوم مي شود. روزنامه ها همچنان بسته مي شوند و هيچ گونه تشكل غير اسلامي حق فعاليت ندارد. بسياري از فعالان سياسي كه روزگاري از بنيان گذاران همين حكومت بوده اند در زندان بسر مي برند و سرنوشتشان نامعلوم است . خامنه اي رهبر رژيم از سوي سارمان هاي حقوق بشري به عنوان يكي از بدترين نقض كنندكان حقوق ابتدايي مردم كشورش شناخته شده است . هنوز مردم را به خاطر نوع لباسشان در خيابان ها بازداž