|
همبستگی مادران میدان
مایو، با مادران عزادار ایرانی
• مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که
معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند.
در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده آمده است: شب ۸ فوریه
نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را دستگیر
کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و همراه با
آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات سرکوبگران
هستیم. مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست
شورای حقوق بشر سازمان ملل
خواستار شد:
بازدید نمایندگان حقوق بشر از ایران
• کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به سرکوب معترضان در ایران
ابراز نگرانی کرد ...
رادیو فردا: کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد با ابراز نگرانی عمیق
خود نسبت به سرکوب معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران
خواستار بازدید نمایندگان شورای حقوق بشر سازمان ملل از ایران شد.
به گزارش خبرگزاری رویترز ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازما ملل
متحد نسبت به سرکوب معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران
عمیقاً ابراز نگرانی کرد.
وی که روز پنجشنبه به هنگام ارایه گزارش سالانه خود در باره وضعیت
حقوق بشر در جهان در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو سخن میگفت،
اظهار داشت با مقامهای ایرانی در باره وضعیت وخیم حقوق بشر در جمهوری
اسلامی گفت و گو کرده است
الایشگاه بنزین بندرعباس و
حقایقی که به رئیس جمهور گفته نمی شود
منابع مالی محدود شرکت نفت ستاره خلیج فارس، که
کارفرمای طرح و صاحب پالایشگاه است، در چند ماهه اول سال جاری به مصرف
رسیده و از آن تاریخ به بعد این شرکت هیچ پولی برای انجام تعهدات خود
برای واردات و ترخیص کالا و تجهیزات پالایشگاهی در اختیار ندارد. ....وضعیت
بخش های اجرایی و ساخت و ساز پالایشگاه نگران کننده است. ماهها است
حقوق کارگران و کارمندان شرکت های ساختمانی و پیمانکاران نصب، پرداخت
نشده. کارگاههای پرجنب و جوش چند ماه قبل این پالایشگاه به حالتوقفه و
تعطیل دچار شده و...
هرچند در سال جاری مقامات کشور و دست اندرکاران طرح پالایشگاه میعانات
گازی بندرعباس بطور مکرر وعده داده اند که این طرح در اوایل سال1390 (حدود
یک سال دیگر) به بهره برداری می رسد و کشور را از واردات بنزین بی نیاز
می سازد، اما روند اجرایی این پروژه متاسفانه به گونه دیگری است
سلیمی نمین: انتخابات را
رهبر مهندسی کرد
عباس سلیمینمین رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران،
انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران را "ترسیم شده توسط رهبری" ذکر کرد و
هاشمی رفسنجانی را از مخالفین این "مهندسی انتخابات توسط مقام رهبری"
دانست.
همبستگی مادران میدان مایو، با مادران
عزادار ایرانی
• مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که
معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند.
در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده آمده است: شب ۸ فوریه
نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را دستگیر
کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و همراه با
آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات سرکوبگران
هستیم. مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست ...
آدينه ۱۴ اسفند ۱٣٨٨ - ۵ مارس ۲۰۱۰
اخبار روز: مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که
معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند.
در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده و توسط آقای بهرام
قدیمی ترجمه شده چنین آمده است:
انجمن مادران میدان مه (مایو) با مادران عزادار در ایران همبستگی می
کند. این تشکل با سرکوب دولت احمدی نژاد مواجه است، دولتی که جان ۵۷
نفر را گرفته و بیش از چهار هزار نفر را زندانی کرده است. مادران
ایرانی که برای نخستین بار در ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۹ در تهران گرد هم آمده اند،
شنبه ها، لباس سیاه بر تن، با مطالبهء آزادی تمام زندانیان سیاسی و
خواست محاکمه تمام کسانی که مسئول سرکوب هستند تظاهرات می کنند.
شب ۸ فوریه نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را
دستگیر کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و
همراه با آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات
سرکوبگران هستیم.
مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست
ابه د بونافینی
رئیس انجمن مادران میدان مه
۵ مارس ۲۰۱۰
مادران میدان مایو چه کسانی هستند؟
٣۰ آوریل امسال مادران میدان مایو ٣٣ ساله می شوند. آنها مادران ناپدید
شدگانی هستند که سی و سه سال پیش، اولین راهپیمائی خود را دور میدان
مایو آغاز کردند. این میدان که بعدها نام مادران، آن را به شهرت جهانی
رساند، مرکز سیاسی شهر بوئنوس آیرس و مشرف به مقر روسای جمهور آرژانتین
است. در همین میدان بود که در مه سال ١٨١٠ مردم آرژانتین استقلال خود
را از اسپانیا جشن گرفتند .
نخستین راهپیمائی علنی آنها یک سال پس از کودتای نظامی صورت گرفت. پیش
از آن، آنها در کلیسائی در مرکز شهر جمع میشدند. بنا به پیشنهاد خانم
آزوسنا ویلافلور، که خود نیز بعدها به جرگه ”ناپدیدشدگان“ پیوست،
مادران محل تجمع شان را به میدان مایو، میدان اصلی شهر انتقال دادند.
در نخستین راهپیمائی تنها ١٤ مادر شرکت داشتند. اما پس از مدت کوتاهی
بر تعداد آنها افزوده شد.
آنها سالهای زیادی، روزهای پنجشنبه هر هفته، ساعت پانزده و سی دقیقه
راهپیمائی خود را دور این میدان ادامه دادند. در شرایطی که ارعاب ناشی
از کودتا همه جا حکمفرما بود و هیچ مطبوعات آزادی وجود نداشت که
مفقودالاثر شدن آدمها را انعکاس دهد، حرکت مادران در ملا عام، که در
نفس خود اعتراض و فریاد دادخواهی بود، اقدامی بسیار شجاعانه محسوب
میشد. خشم و درد ناشی از دست دادن فرزند چنان سنگین بود که آنها در
حرکت خود درنگ و پروا نکردند. بیشتر این مادران، زنان خانه دار و عامی
بودند که پیشترها علاقه چندانی به سیاست نداشتند. اما همین مادران ”غیر
سیاسی“ یکی از بزرگترین حرکات سیاسی آمریکای لاتین را در دو دهه آخر
قرن بیستم به راه انداختند.
سربند سفید، سمبل مادران
آنها در ادارات دولتی و مقرهای پلیس همدیگر را شناخته و از سرگذشت
مشترک یکدیگر آگاه شده بودند. در راهپیمائیها سربند سفید را برای خود
برگزیدند که ابتدا چیزی نبود جز ماندههائی از قنداق کودکی فرزندان
گمشدهشان. بعدها این سربندهای سفید سمبل صلح، زندگی، رابطه مادرانه و
ضدیت با خشونت شد.
بزودی بر تعداد آنها افزوده شد و آوازهشان به مطبوعات خارجی هم کشید.
اما در روزنامههای آرژانتین در باره آنها همچنان سکوت حاکم بود. تجمع
منظم آنها در مرکز شهر، خود برای جلب توجه دیگران کفایت میکرد. حرکت
آنها ضمنا مقابله با سکوتی بود که حاکمان نظامی بر همه جا حاکم کرده
بودند.
”ما چیزی نمیخواهیم جز حقیقت"
در اواخر سال ١٩٧٧ حدود ١٥٠ تن از مادران در محلی خارج شهر بوئنوس آیرس
نشستی برگذار کردند تا بر سر گامهای بعدی تصمیمگیری کنند. آنها نیاز
به یک تشکل را برای گسترش حرکتشان احساس میکردند و میخواستند
موجودیتشان را رسما اعلام کنند. پس بیانیهای نوشتند که با این عنوان
شروع میشد ”ما چیزی نمیخواهیم جز حقیقت“، و آن را به یکی از
روزنامههای پرتیراژ آرژانتین فرستادند.
عکس العمل نظامیان در مقابل این حرکت جسورانه به شیوه همیشگی بود. سه
تن از بنیادگزاران مادران میدان مایو، آزوسنا ویلا فلورا، یک راهبه
فرانسوی الاصل و یک زن هنرمند جوان ناپدید شدند و هیچگاه اثری از آنها
بدست نیامد. قتل این سه نفر ضربه بزرگی بر پیکر ”مادران“ بود. تعدادی
خود را کنار کشیدند و ادامه دهندگان باید خود را برای خطرهای بزرگ
آماده میساختند. خوش خیالی بود این فرض، که تیغ نظامیان گلوی مادران
سالخورده و دردمند را نگیرد. بعدها خانم هبه بونافینی، جانشین ویلا
فلورا در باره ادامه حرکتشان چنین نوشت:
”نیرویی که به ما توان داد تا حرکتمان را همچنان ادامه دهیم،
بچههایمان بودند. ما نخستین مادرانی بودیم که از فرزندانمان زاده شدیم.
ما نمیخواستیم خون آنها بیهوده هدر رود.“
در سال ١٩٧٨ که مسابقات جهانی فوتبال در آرژانتین برگزار میشد، این
کشور میزبان هزاران میهمان خارجی و در بین آنها صدها خبرنگار از چهار
گوشه جهان بود. به رغم تدابیر امنیتی که در سراسر کشور پدید آمده بود،
مادران کوشیدند از موقعیتی که پیش آمده بود، بهره جسته و صدای خود را
به گوش جهانیان برسانند. آنها صدها کارت و نامه به سیاستمداران و
خبرنگاران خارجی فرستادند. این تلاشها ثمر زیادی بهمراه نداشت. این بار
علاقهها به تمامی متوجه فوتبال بود. آرژانتین عنوان قهرمانی را از آن
خود ساخته بود و این پیروزی برای مدتی هر چند کوتاه بیشتر مردم را در
رویائی شیرین فرو برد.
بازتاب صدای مادران در هلند
به زودی اما صدای مادران را گوش های شنوا در کشور دوردست هلند شنیدند.
با حمایت خانم دن اویل، همسر نخست وزیر هلند، گروه حمایت از مادران
مایو تشکیل گردید و به دنبال آن سفرهای تبلیغاتی خانم هبه بنافینی،
نماینده مادران، به کشورهای خارج آغاز شد. او در نخستین سفر خود به
آمریکای شمالی و اروپا با سیاستمداران و خبرنگاران ملاقات کرد و از
آدمربائیها توسط نظامیان کشورش سخن گفت. در سال ١٩٧٩ بنافینی موفق به
دیدار پاپ و همچنین رئیس جمهور ایتالیا گردید. این توجه و حمایت
بینالمللی، مادران را در حرکتشان امیدوارتر و مصم تر ساخت و نیز باعث
شد تا حاکمان نظامی آرژانتین دیگر نتوانند به راحتی آنها را سر به نیست
کنند. آنها ”انجمن مادران میدان مایو“ را به ثبت رساندند و یک کمیسیون
یازده نفره از بین خود به ریاست انجمن برگزیدند. شدت یافتن حرکت مادران
تشدید فشار نظامیان را به همراه داشت. نظامیان میخواستند با ایجاد
موانع مختلف مانع راهپیمائی هفتگی در میدان مایو شوند.
در سال ١٩٨٠ جایزه صلح نوبل به آدولفو پرز، فعال و مبارز در راه احقاق
حقوق بشر، تعلق گرفت. این حادثه توجه جهانیان را متوجه آرژانتین ساخت.
مادران به همراه آدولفو پرز راهی اسلو شدند تا دنیا را متوجه
ناپدیدشدگان در آرژانتین قرار دهند. در همین سال آنها نخستین بولتن خود
را با عنوان ”عدالت، عشق و صلح“ منتشر کردند. اولین بولتن نه در
چاپخانه، بلکه در منزل هبه بنافینی به چاپ رسید و توزیع آن حتی به
خیابانهای کشور همسایه، اروگوئه، هم کشیده شد. در تمام این کارها
مادران از پشتیبانی گروه هلندی ”حمایت از مادران میدان مایو“ برخوردار
بودند.
راهپیمایی مقاومت
در سال ١٩٨١ مادران حرکت خود را تشدید کردند. در دسامبر آن سال ٨٠ تن
از مادران یک راهپیمائی ٢٤ ساعته را در میدان مایو ترتیب دادند و آن را
”راهپیمائی مقاومت“ نامیدند و آن را در دسامبر هر سال تکرار کردند.
آنها شعار میدادند:
ناپدیدشدگان به زندگی باز گردانده شوند/ عاملان و مقصران مجازات گردند/
فاتلان مردم زندانی شوند/ مقاومت ادامه دارد/ عقب نشینی نمیکنیم/ نه
فراموشی و نه عفو/ پایدار باد مبارزه، عقب نشینی هرگز/ اتحاد و مبارزه
یا گرسنگی و سرکوب/ فکر روشن، قلب متحد، مشت مبارز/ مقاومت و مبارزه
برای پیروزی فردا / پرچم ما برافراشته خواهد ماند در دستان فرزندان
امروز.
با شروع جنگ مالویناس در مارس ١٩٨٢ موجی از ناسیونالیسم کشور را فرا
گرفت. مادران از شرکت در تظاهرات ”وحدت ملی“ خوداری کردند. هبه بنافینی
در این باره به صراحت اعلام داشت: ”جزیره مالویناس متعلق به آرژانتین
است، همینطور هم ناپدیدشدگان“ تسلیم بی قید و شرط نظامیان در مقابل
دولت انگلیس زنگ خطری برای نظامیان بود. موجی از حرکت های مخالف دولت،
کشور را فرا گرفت. نظامیان از ترس محاکمه و مجازات که قابل پیش بینی
بود، پیشاپیش برای خود قانون عفو گذراندند. دهها هزار نفر به دعوت
مادران در اعتراض به این قانون راهپیمائی کردند. نظامیان ناچار شدند به
انتخابات آزاد تن دهند.
یک سال بعد، شب پیش از واگذاری قدرت به رائول آلفونسین، اولین رئیس
جمهور منتخب بعد از حکومت نظامیان، مادران آخرین راهپیمائی خود را در
حیات نظامیان با حمل اسامی ٣٠٠٠٠ زن و مرد ”ناپدید شده“ برگذار کردند.
آلفونسین رسما از مادران میدان مایو برای شرکت در مراسم تودیع ریاست
جمهوری دعوت به عمل آورد. موجودیت آنها به خاطر شجاعت و پایداریشان چه
در سطح کشور و چه در سطح بین المللی قابل انکار نبود.
مادران مرگ فرزندانشان را به رسمیت نمیشناسند
نظامیان، زمانی که هنوز بر سر کار بودند، اعلام کرده بودند که
مفقودشدگان در مبارزه کشته شدهاند و برای اثبات مدعای خود اجسادی را
برای شناسائی خانوادههاشان از گورهای دسته جمعی بیرون کشیده بودند. چه
در آن وقت و چه بعدها مادران با اعلامیههای خشک و خالی و نیز نبش
قبرها به مقابله برخاستند و حتی از پذیرش غرامت مالی برای وابستگان
خودداری ورزیدند و همچنان بر خواست بازگرداندن فرزندانشان به زندگی
پای فشردند. از نگاه بسیاری، این کار خارج از منطق و یک لجاجت تلقی
میشد. از جنبه روانشناسانه میتوان گفت که شاید تب و تابهای ناشی از
ابهام و ناروشن بودن سرنوشت فرزندانشان و نیز عدم قبول از دست دادن
آنها به مادران نیروی تحرک میبخشید و آنها برای حفظ موجودیت خود به
این باورها نیاز داشتند. برخلاف تعدادی از خانوادهها که امیدشان را از
دست دادند و مرگ فرزندشان را پذیرفتند، مادران مایو هیچوقت مرگ
فرزندانشان را به رسمیت نشناختند و همچنان بر خواست خویش پای فشردند.
آنها نمیخواستند که مسئله تنها در اشکال جنائی و آدمکشی خلاصه شود.
میخواستند که ریشههای سیاسی ناپدید کردن انسانها روشن شود و مسئولان
آن محاکمه و مجازات شوند. آنها با هر نوع مصالحهای در این راه مخالف
بودند و به حرکت خود ادامه دادند. آنها حتی از برگزاری مراسم یادبود و
بزرگداشت برای عزیزان ناپدیدشده خودداری میکردند. آنها با اقدام
دانشجویانی که میخواستند به احترام دختر هم دانشکدهشان، که توسط
نظامیها سر به نیست شده بود، سالنی را به اسم او نام گذاری کنند،
مخالفت کردند. به نظر مادران این گونه مراسم و یادبودها بی ارزش و به
معنای پذیرش مرگ عزیزانشان بود. میگفتند ”هیچ دردی وجود ندارد که بی
ثمر بماند.“ به بیان دیگر درد اجتماعی باید ثمری برای تغییر حال و
آینده داشته باشد.
در سال ١٩٨٧، دهمین سالگرد شروع حرکتشان، مادران بار دیگر موجودیت و
حضور خود را به نمایش گذاشتند و شدیدا به سیاستهای کارلوس منم در آزاد
کردن جنایتکاران نظامی اعتراض کردند.
مادران میدان مایو؛ نیروی مدافع حقوق بشر، برابری و صلح جهانی
امروز مادران میدان مایو حرکت خود را از مسئله ناپدیدشدگان و قربانیان
دیکتاتوری نظامیان فراتر بردهاند. آنها از طریق نشریه و رادیو به
انتقاد از وضع زندان ها، شکنجه، بدرفتاری توسط پلیس و سانسور مطبوعات
میپردازند و خواستار رعایت تمامی جنبههای حقوق بشر و اجرای عدالت
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند. به حقوق کودکان و به سیاستهای
آموزشی توجه ویژهای دارند. صلح جهانی نیز یکی دیگر از محورهای مهم
توجه مادران بوده و هست.
امروز مادران مایو حضور خود را در ترکیب گسترده تری به نمایش میگذارند.
مادرانی هم که فرزندانشان در حوادث خشونت بار به قتل رسیدهاند مثلا در
برگذاری بازیهای فوتبال، در دیسکوتک ها و یا در خدمت سربازی، خود را
در حرکت مادران سهیم میدانند. آرژانتین در زمره جوامعی قرار دارد که
در آن آمار جنایت و خشونت بسیار بالاست. تجربه نشان داده است که در
کنار فقر و بیکاری این مسئله یکی از عوارض و میراث دیکتاتوریها است.
در سال ١٩٩٧ انجمن مادران مایو حدود ٢٥٠٠ نفر عضو داشت. انجمن با چندین
”زیرگروه“ و گروههای موازی در سراسر آرژانتین نماینده دارد از جمله
آنها:
- گروه ”مادربزرگ ها“ که در تلاشهای مشترکشان برای جستجوی نوههای گم
شده، که پدر و مادرشان بدست نظامیان به قتل رسیدهاند، دور هم جمع
شدهاند . نظامیان کودکانی را که در زندان به دنیا آمده بودند یا هنگام
دستگیری والدین شان، خردسال بودند، پنهانی به خانوادههائی از بین خود
میسپردند. ” مادربزرگ ها“ خواستار باز گرداندن این افراد- البته در
صورت تمایل خویش- به خانوادههای واقعی شان هستند.
- سازمان خودیاری وابستگان قربانیان دیکتاتوری نظامیان.
مادران از پشتیبانی گروههای مختلفی برخوردارند. مثلا در مجله مادران
آنها گروههائی از پزشکان، روانشناسان، وکلا، هنرمندان و غیره هر کدام
در حوزه تخصص خود مقاله و مطلب مینویسند.
تاثیر مادران آرژانتین در دیگر کشورها
تاثیر حرکت مادران مایو از مرزهای آرژانتین فراتر رفته است. حرکت آنها
الگوئی شد برای مادرانی از دیگر کشورهای آمریکای لاتین مثل شیلی و
اروگوئه و غیره، که سرنوشتی مشابه داشتند. بعدها تاثیر اقدامات آنها از
مرزهای آمریکای لاتین هم فراتر رفت. بیست سال بعد از شروع تجمع مادران
آرژانتیتی در میدان مایو، مادران مفقودشدگان ترکیه حرکت مشابهی را آغاز
کردند. آنها هر شنبه در زمان و مکانی معین در استانبول بر روی سنگفرش
خیابان مینشستند و عکس فرزاندانشان را به دست میگرفتند. روی
پلاکاردی که معرف آنها برای رهگذران بود، نوشته شده بود: ما اینجا
هستیم برای انسانهای مفقود شده/ ما فرزندان خود را میخواهیم.
در چین هم مادران کشتهشدگان میدان تیان من گردهم آمدهاند و تلاش
میکنند که دولت چین به آمار رسمی قربانیان اعتراف کند و جای دفن آنها
را به خانوادهها اطلاع دهد. حرکت دیگر که در زمان خود تاثیر گذار بود،
تجمع مادران سیاهپوش صرب علیه جنگ بود.
شبکه جهانی انجمن مادران ناپدیدشدگان
انجمن مادران ناپدیدشدگان از کشورهای مختلف با هم ارتباط دارند و
شبکهای را تشکیل میدهند. این انجمن ها همراه با سازمانهای
بینالمللی حقوق بشر خواستار تصویب کنوانسیونی از طرف سازمان ملل علیه
سربهنیست کردن انسانها هستند و خواستار آنند که عاملان این جنایتها در
هر گوشه جهان، که باشند، محاکمه و مجازات شوند. این انجمنها
گردهمآئیهای سالانه دارند. در یکی از این گردهمآئیها، که در نوامبر
٢٠٠٤ در برلین برگذار شد، آنها از دولت آلمان خواستند که از تصویب
کنوانسیون علیه ناپدید کردن انسان ها حمایت کند.
* در تهیه ی این متن از وبلاگ «جوانیم» استفاده شده است.

شورای حقوق بشر سازمان ملل خواستار شد:
بازدید نمایندگان حقوق بشر از ایران
• کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به سرکوب معترضان در ایران
ابراز نگرانی کرد ...
پنجشنبه ۱٣ اسفند ۱٣٨٨ - ۴ مارس ۲۰۱۰
رادیو فردا: کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد با ابراز نگرانی عمیق
خود نسبت به سرکوب معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران
خواستار بازدید نمایندگان شورای حقوق بشر سازمان ملل از ایران شد.
به گزارش خبرگزاری رویترز ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازما ملل
متحد نسبت به سرکوب معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران
عمیقاً ابراز نگرانی کرد.
وی که روز پنجشنبه به هنگام ارایه گزارش سالانه خود در باره وضعیت
حقوق بشر در جهان در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو سخن میگفت،
اظهار داشت با مقامهای ایرانی در باره وضعیت وخیم حقوق بشر در جمهوری
اسلامی گفت و گو کرده است.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد با اشاره به رویدادهای پس از
انتخابات ریاست جمهوری در ایران افزود: « تظاهرکنندگان، فعالان حقوق
بشر، روزنامهنگاران و شخصیتهای سیاسی به خاطر مشارکتشان در
اعتراضها به نتایج انتخابات پس از محاکمه در دادگاههای سوالبرانگیز
به مجازاتهای سنگین و حتی اعدام محکوم شدهاند.»
خانم پیلای که پیشتر به عنوان قاضی در دادگاه جنایات جنگی سازمان ملل
متحد فعالیت میکرد، همچنین از جمهوری اسلامی که برای عضویت در شورای
حقوق بشر تلاش میکند، خواست به نمایندگان این شورا اجازه بازدید از
این کشور را بدهند.
این سخنان در حالی بیان میشود که پیشتر نیز فعالان حقوق بشر در ایران
از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل از سازمان ملل متحد خواسته
بودند برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران و سرکوب خونین معترضان به
نتایج انتخابات بازرسان خود را به ایران اعزام کند.
پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه موج گستردهای از
اعتراضها نسبت به نتایج اعلام شده برای این انتخابات از سوی وزارت
کشور دولت محمود احمدینژاد ایران را فرا گرفت.
نیروهای امنیتی و شبهنظامیان بسیج با سرکوب شدید تظاهرات معترضان
دهها تن از آنها را کشته و شمار زیادی را نیز بازداشت کردند که چندین
تن از بازداشتشدگان بر اثر شکنجه در بازداشتگاهها جان خود را از دست
دادند.
همزمان با سرکوب تظاهرات معترضان به نتایج انتخابات، شمار زیادی از
فعالان رسانهای و سیاسی و نیز فعالان حقوق بشر نیز از سوی نیروهای
امنیتی و انتظامی بازداشت شده و همراه با تظاهرکنندگان بازداشت شده در
دادگاههای دستهجمعی محاکمه شدند.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی که رییس آن مستقیماً از سوی رهبر ایران
منصوب میشود، تاکنون چند نفر را به دلیل مشارکت در اعتراضها به اعدام
محکوم کرده و حکم اعدام دستکم دو نفر را نیز اجرا کرده است.
این در حالی است که محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه
و برادر صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی که چندی پیش
برای شرکت در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل به ژنو سفر کرده بود، با
انکار سرکوب معترضان به نتایج انتخابات گفته بود، دو نفر اعدام شده پیش
از انتخابات بازداشت شده بودند.
محمد جواد لاریجانی همچنین با درخواست برخی از اعضای شورای حقوق بشر
سازمان ملل برای اعزام بازرس ویژه تحقیق در باره شکنجه در ایران مخالفت
کرده و گفته بود: ««به دلیل منع شکنجه در قانون اساسی ایران نیازی به
اعزام گزارشگر ویژه شکنجه نیست.»
این در حالی است که بر اساس گزارش کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی برای
پیگیری رویدادهای پس از انتخابات دستکم سه تن از بازداشتشدگان حوادث
پس از انتخابات بر اثر ضرب و شتم و شکنجه در بازداشتگاهها جان
باختهاند.

الایشگاه بنزین بندرعباس و حقایقی که
به رئیس جمهور گفته نمی شود
منابع مالی محدود شرکت نفت ستاره خلیج فارس، که کارفرمای طرح و صاحب
پالایشگاه است، در چند ماهه اول سال جاری به مصرف رسیده و از آن تاریخ
به بعد این شرکت هیچ پولی برای انجام تعهدات خود برای واردات و ترخیص
کالا و تجهیزات پالایشگاهی در اختیار ندارد. ....وضعیت بخش های اجرایی
و ساخت و ساز پالایشگاه نگران کننده است. ماهها است حقوق کارگران و
کارمندان شرکت های ساختمانی و پیمانکاران نصب، پرداخت نشده. کارگاههای
پرجنب و جوش چند ماه قبل این پالایشگاه به حالتوقفه و تعطیل دچار شده
و...
هرچند در سال جاری مقامات کشور و دست اندرکاران طرح پالایشگاه میعانات
گازی بندرعباس بطور مکرر وعده داده اند که این طرح در اوایل سال1390 (حدود
یک سال دیگر) به بهره برداری می رسد و کشور را از واردات بنزین بی نیاز
می سازد، اما روند اجرایی این پروژه متاسفانه به گونه دیگری است.
به گزارش "تابناک"، گرچه تردیدهایی در تحقق این وعده ها در جامعه ابراز
می شد اما جدی بودن موضوع زمانی قطعیت یافت که رئیس جمهور علاوه بر بی
اهمیت شمردن تهدید آمریکایی ها درباره تحریم واردات بنزین به کشور، با
تأکید بر راه اندازی پالایشگاه میعانات گازی بندرعباس، صادر کردن بنزین
این پالایشگاه به کشورهای دیگر را هم برای سال 1390 وعده دادند. اما
متأسفانه آثار و شواهد و واقعیت های آشکار در روند پیشرفت این پروژه،
خلاف فرمایشات و اظهارات فوق را گواهی می دهند.
بر پایه اطلاعات رسیده و روایت شاهدین عینی ، منابع مالی محدود شرکت
نفت ستاره خلیج فارس، که کارفرمای طرح و صاحب پالایشگاه است، در چند
ماهه اول سال جاری به مصرف رسیده و از آن تاریخ به بعد این شرکت هیچ
پولی برای انجام تعهدات خود برای واردات و ترخیص کالا و تجهیزات
پالایشگاهی، هزینه های طراحی و پرداخت صورت وضعیتهای کارکرد پیمانکاران
در اختیار ندارد. و هم اکنون این طرح با وضعیت نامناسبی که در پایین
اشاره می شود مواجه است.
- تعداد زیادی از مهندسان و کارکنان بخش طراحی و مهندسی به علت بی پولی
از کار کناره گیری کرده یا اخراج شده اند. کارهای طراحی و تهیه نقشه ها
به حالت کندی و رکود دچار شده است. انتظار می رود که از سرگیری مجدد
فعالیتها در شرایط فقدان و کمبود طرح و نقشه مدتها با وقفه و سکته در
پیشرفت کار همراه گردد.
- بخشی از اجناس و تجهیزات وارده به کشور به علت عدم تأمین اعتبار
مدتها در گمرک و یا روی آب سرگردان مانده و کارفرما از این ناحیه متحمل
هزینه های زیادی بابت دموراژ کشتی های حامل این بارها شده است که روی
دریا به حالت انتظار مانده اند.
- وضعیت بخش های اجرایی و ساخت و ساز پالایشگاه نگران کننده است. ماهها
است حقوق کارگران و کارمندان شرکت های ساختمانی و پیمانکاران نصب،
پرداخت نشده. کارگاههای پرجنب و جوش چند ماه قبل این پالایشگاه به حالت
وقفه و تعطیل دچار شده و کارکنان آن از حدود چند هزار نفر به چند صد
نفر کاهش یافته و بسیاری از کارگران و پرسنل هم که ترک کار کرده یا
اخراج شده اند هنوز حقوق معوقه خود را دریافت نکرده و در این روزهای
پایانی سال با نومیدی و نگرانی به حالت بلاتکلیف و سرگردان رها شده اند.
این گزارش می افزاید: وضعیت پیمانکاران جزء، فروشندگان مصالح، کامیون
داران و کسبه بندرعباس که خدمات رسانی به پیمانکاران این طرحها را عهده
دار بوده اند بدتر است، چک هایی که بابت بخشی از مطالبات این اشخاص از
طرف شرکتهای پیمانکاری صادر شده است بعلت نبود اعتبار غیرقابل وصول
مانده و بطور روزمره باعث تنش، مشاجره و درگیری می باشد.
هرازگاهی مدیران شرکتهای پیمانکاری که خود از این اوضاع بی سابقه به
ستوه آمده اند، وجه اندکی تهیه کرده و یا از فروش وسایل و ابزار و
مصالح کارگاه پولی بدست می آورند که در حساب بانک می ریزند. در این
موارد شانس نقد شدن چک فقط همراه کسانی است که همزمان در بانک حضور
داشته و چک خود را تسلیم کانتر بانک کرده اند.
متأسفانه هرچقدر در این زنجیره گرفتاران، به قشرهای پائین تر نگاه کنیم
در می یابیم که وضعیت اشخاص و عوامل ضعیف تر و فقیرتر بیشتر در معرض
آسیب قرار دارد.
با این اوضاع نابسامان نباید انتظار داشت که حتی با تأمین اعتبار از
سوی کارفرما، وضعیت کارگاههای پروژه به سرعت به حالت سابق برگردد. زیرا
مدتهای مدیدی زمان صرف خواهد شد که تبعات و خسارات سنگین این دوران
بلاتکلیفی و رکود فعالیتهای پروژه جبران شود تا وضعیت به حالت عادی
برگردد. ضمن آنکه فصل مناسب کاری در شرایط آب و هوایی بندرعباس هم سپری
شده و انتظار نمی رود که در بهار و تابستان آینده (اگر تأمین مالی محقق
شود) با بهره وری پائیز و زمستان بتوان کار کرد.
اکنون پرسش این است که، با توجه به اهمیت حیاتی و استراتژیک خودکفا شدن
کشور در تولید بنزین که در بیانات رئیس جمهور تبلور یافته، چگونه است
که در سفر ریاست جمهوری به استان هرمزگان حتی یک بازدید مختصر هم از
این طرح پالایشگاهی در برنامه ایشان گنجانده نمی شود؟
و سؤال برانگیز است که چرا بازدید وزیر نفت از این طرح با وجود برنامه
ریزی های قبلی، فی البداهه حذف می گردد و از زمان شروع مشکلات فوق تا
این تاریخ وزیر نفت حتی یکبار به این پالایشگاه سرکشی نکرده اند؟
یک دیدار کوتاه از این پالایشگاه اگرچه ممکن است ملال آور بوده و انسان
را از نحوه اطلاع رسانی مسئولین امر به رئیس جمهور که بیان داشته بود،
"بنزین پالایشگاه در اوایل سال 1390 تولید و حتی صادر می شود" حیرت زده
نماید. اما این موضوع برای اطلاع از واقعیت امر و راستی آزمائی به
مسئولان رده بالای کشور توصیه می گردد.

سلیمی نمین: انتخابات را رهبر مهندسی
کرد
عباس سلیمینمین رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران،
انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران را "ترسیم شده توسط رهبری" ذکر کرد و
هاشمی رفسنجانی را از مخالفین این "مهندسی انتخابات توسط مقام رهبری"
دانست.
به گزارش جرس، سلیمی نمین روز گذشته در همایشی تحت عنوان "نقش روحانیت
و بسیج در مقابله با جنگ نرم"، که توسط بسیج سازمان فنی و حرفهای در «مجتمع
یاوران مهدی» شهر قم برگزار شد، بر خلاف آنچه اصولگرایان طی ماههای
اخیر آنرا "صحت و سلات برگزاری انتخابات" می نامیدند، از مهندسی
انتخابات توسط رهبری سخن گفت و خاطرنشان کرد"بر اساس راه و روش امام،
ملت میتوانند نسبت به کسانی که باید جامعه را اداره کنند به تشخیص
برسند و اگر پافشاری و اصرار رهبری نبود امکان رسیدن به این ملاک وجود
نداشت. "
سلیمی نمین در تحلیل انتخابات اخیر ادعا کرد "برخی خواص در انتخابات
دولت دهم تدارک عدم تمکین نسبت به رأی مردم را دیده بودند که این امر
سبب شد برخی از شخصیتها که انتظار میرفت مسائل را خوب ببینند، دچار
اشتباه شوند. "
وی در توضیح ادعای خود، نامۀ آیت الله هاشمی به خامنه ای را مورد اشاره
قرار داد و گفت "هاشمی در نامه خود به رهبری نوشت که من در انتخابات
هیچ دخالتی نداشتم و در مناظره نسبت به من بیاحترامی شده است، این در
حالیست که قبل از بحث مناظرهها هاشمی وارد انتخابات شد و امکانات
دانشگاه آزاد و فرزندان خود را نیز وارد انتخابات کرده بود. "
این فعال اصولگرا همچنین به نکته ای خلاف ادعای رسانه ها و مقامات
اصولگرا اقرار کرد و گفت " شخصیتی که نامه اهانتآمیز بدون سلام و
سراسر توهین را به رهبری نوشت، مشکلش با آن مهندسی انتخاباتی بود که
رهبر معظم انقلاب ترسیم کردند و این برای کسانی که خود را برتر از ملت
میدانند بسیار سخت است. "
لازم به ذکر است طی ماههای اخیر، تمامی مقامات و رسانه های اصولگرا و
همچنین نهاد رهبری، "عدم دخالت رهبری در انتخابات" را مورد تاکید و
تبلیغ قرار داده بودند.

|