آدين ۲۱ تير ۱٣٨۷ - ۱۱ ژوئيه ۲۰۰٨
 

-

   نظرات و پيشنهادات خود را برای ما بفرستيد

 

فشارهای تصاعدی علیه آزادی بیان و مطبوعات

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات: فشارهای مستقیم و غیرمستقیم وارد شده بر مطبوعات به بهانه‌های گوناگون و در شکل‌های مختلف عملیاتی می‌شود و هدفی جز تبدیل اندک مطبوعات منتقد کنونی به نشریاتی حامی حکومت و مبلغ و مروج سیاستهای رسمی، در دستور ندارد.
شورای مرکزی «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» در نشست چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷ خود، فشارهای جدید حکومت علیه انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، مطبوعات مستقل و منتقد و روزنامه‌نگاران را بررسی کرده و اعمال محدودیت‌ها روبه تزاید کنونی را به‌شدت محکوم نمود.
متن کامل بیانیه‌ی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به‌شرح زیر است

هرش: پیامد تهاجم به ایران فاجعه بار است
بی بی سی : سیمور هرش، روزنامه نگار سرشناس و جنجالی آمریکایی، چهارشنبه شب (9 ژوییه) در مصاحبه با برنامه خبری "نیوزنایت" در کانال دو تلویزیون بی بی سی درباره عملیات مخفی آمریکا در ایران صحبت کرد.
به گفته آقای هرش، فعالیتهای آمریکا از اوایل امسال افزایش چشمگیری داشته است غیر از آنکه کنگره آمریکا که دمکراتها در آن اکثریت دارند، بودجه بیشتری را تا سقف 400 میلیون دلار تصویب کرده ، یک یگان نخبه تکاور یعنی قویترین" یگان عملیات ویژه مشترک" در حال حاضر در ایران است .
وی در ین مصاحبه گفت: "از فوریه امسال یعنی زمانی که این برنامه آغاز شد، حوادث و خشونتها و حتی اقدامات تروریستی در ایران افزایس تصاعدی داشته، مثل قتلهایی که اخیرا در ایران اتفاق افتاد؛ یا انفجار یک مسجد. بنابراین به نظر می رسد بین حضور یگان تکاوران آمریکا در ایران و این خشونتها ارتباطی وجود داشته باشد."
آقای هرش افزود این عملیات الزاما پیش درآمد حمله آمریکا به ایران یا جنگ تمام عیار نیست و می توان تفسیرهای خوش بینانه تری را از این فعالیتها ارایه کرد؛ بدین صورت که برای کسب اطلاعات درباره تاسیسات هسته ای ایران، پول زیادی به ناراضیان بلوچ یا کرد داده می شود.
به نظر این روزنامه نگار آمریکایی در کاخ سفید، پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا درباره اقدام نظامی علیه ایران هیچ اتفاق نظری نیست و در بالاترین رده های پنتاگون هم موافقت و مخالفتهای جدی درا ین زمینه وجود دارد

دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزاد کمانگر و دو تن دیگر را تایید کرد

• دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر و دو تن دیگر را تایید کرده است. وی به همراه علی حیدریان و فرهاد وکیلی از فعالان سیاسی کرد، در اردیبهشت ماه سال ۸۵ بازداشت و هر سه نفر در اسفندماه سال ۱۳۸۶ و در دادگاه اولیه به اعدام محکوم گردیده بودند ...
به گزارش مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران، دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم و فعال حوق بشر را تایید کرده است. بنا بر این گزارش وی به همراه علی حیدریان و فرهاد وکیلی از فعالان سیاسی کرد، در اردیبهشت ماه سال ٨۵ بازداشت و در اسفندماه سال ۱٣٨۶ و در دادگاه اولیه به اعدام محکوم گردیده بودند، روز گذشته تائید احکام اولیه در دیوان عالی کشور توسط اجرای احکام به آنان ابلاغ گردید که فرزاد کمانگر به اعدام، علی حیدریان و فرهاد وکیلی نیز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گردیدند.
حکم اعدام این افراد با دستور رئیس قوه قضائیه به مرحله اجرا در خواهد آمد

 


 

فشارهای تصاعدی علیه آزادی بیان و مطبوعات
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات: فشارهای مستقیم و غیرمستقیم وارد شده بر مطبوعات به بهانه‌های گوناگون و در شکل‌های مختلف عملیاتی می‌شود و هدفی جز تبدیل اندک مطبوعات منتقد کنونی به نشریاتی حامی حکومت و مبلغ و مروج سیاستهای رسمی، در دستور ندارد.
شورای مرکزی «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» در نشست چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷ خود، فشارهای جدید حکومت علیه انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، مطبوعات مستقل و منتقد و روزنامه‌نگاران را بررسی کرده و اعمال محدودیت‌ها روبه تزاید کنونی را به‌شدت محکوم نمود.
متن کامل بیانیه‌ی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به‌شرح زیر است:
فشارهای تصاعدی نهادهای گوناگون حکومت علیه آزادی بیان و مطبوعات به‌گونه‌ای بس نگران‌کننده تداوم دارد. پس از اقدام غیرقانونی وزارت کار و امور اجتماعی در "واجد شرایط انحلال" خواندن انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، زیرمجموعه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دستوراتی مغایر با جوهر و تصریحات قانون اساسی و قانون مطبوعات، نشریات کشور را از درج اخبار مربوط به این نهاد صنفی و مدنی، منع کرده‌اند. مدیران مسئول و روزنامه‌نگاران شاغل در نشریات مستقل و منتقد، با پیغام‌ها و دستورهای مکرر و متعدد، از فعالیت حرفه‌ای خود، منع می‌شوند و آزادی بیان و مطبوعات و فعالیت نهادهای مدنی مربوطه، در آستانه‌ی سرکوب مطلق قرار دارند.
مطبوعات منتقد وضع موجود - که با وجود تهدیدها و محدودیت‌های متعدد، و در چالش با مشکلات اقتصادی و فشارهای تحمیلی، درحال فعالیت و اطلاع‌رسانی‌اند- زیر فشارهای تصاعدی، تیغ توقیف را بیش از پیش و فزون‌تر از سال‌های اخیر، به‌وضوح بر گردن حیات فرهنگی خویش لمس می‌کنند.
فشارهای مستقیم و غیرمستقیم وارد شده بر مطبوعات به بهانه‌های گوناگون و در شکل‌های مختلف عملیاتی می‌شود و هدفی جز تبدیل اندک مطبوعات منتقد کنونی به نشریاتی حامی حکومت و مبلغ و مروج سیاستهای رسمی، در دستور ندارد.
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات صدور حکم ناعادلانه و غیرقانونی قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران علیه صادق کبودوند و محکومیت این روزنامه‌نگار پیگیر مسایل حقوق بشر را به ۱۱ سال حبس؛ و نیز صدور حکم غیرقانونی قاضی حسینیان، رییس شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران علیه آقای ماشاءالله شمس‌الواعظین، روزنامه‌نگار برجسته‌ی کشور را- که هر دو حکم برخلاف نص صریح قانون اساسی و به‌ویژه اصل ۱۶۸ به‌صورت غیرعلنی، بدون حضور هیئت منصفه، و در دادگاه‌های غیرصالح صادر شده است- به‌شدت محکوم می‌کند، و این احکام را در راستای بسط و تعمیق فضای رعب و وحشت علیه روزنامه‌نگاران مستقل و منتقد و مدافع آزادی، ارزیابی می‌نماید.
در عرصه‌ای دیگر، طرح امنیت روانی مطرح شده در مجلس شورای اسلامی، واجد اعمال فشار بیشتر و ایجاد محدودیت علیه وبلاگ‌نویسان و نویسندگان در فضای مجازی و اینترنت، و نیز تهدید آزادی بیان و قلم محسوب می‌شود.
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به‌مثابه‌ی نهادی مدافع آزادی قلم و بیان، بار دیگر قوای سه‌گانه‌ی جمهوری اسلامی را به تصحیح سیاست‌ها و رویکردهای خود در قبال مطبوعات و روزنامه‌نگاران و نیز نویسندگان سایت‌های خبری و وبلاگ‌نویسان، فرامی‌خواند، و هرگونه تهدید و تجاوز نهادهای حکومتی را به آزادی قلم و بیان، مغایر منافع ملی ارزیابی می‌کند. تاوان این اقدام‌ها و فشارها را- درنهایت- نه فقط جامعه مدنی، که ساخت قدرت نیز خواهد داد.
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات
۱۹ تیرماه ۱۳۸۷

هرش: پیامد تهاجم به ایران فاجعه بار است
بی بی سی : سیمور هرش، روزنامه نگار سرشناس و جنجالی آمریکایی، چهارشنبه شب (9 ژوییه) در مصاحبه با برنامه خبری "نیوزنایت" در کانال دو تلویزیون بی بی سی درباره عملیات مخفی آمریکا در ایران صحبت کرد.
به گفته آقای هرش، فعالیتهای آمریکا از اوایل امسال افزایش چشمگیری داشته است غیر از آنکه کنگره آمریکا که دمکراتها در آن اکثریت دارند، بودجه بیشتری را تا سقف 400 میلیون دلار تصویب کرده ، یک یگان نخبه تکاور یعنی قویترین" یگان عملیات ویژه مشترک" در حال حاضر در ایران است .
وی در ین مصاحبه گفت: "از فوریه امسال یعنی زمانی که این برنامه آغاز شد، حوادث و خشونتها و حتی اقدامات تروریستی در ایران افزایس تصاعدی داشته، مثل قتلهایی که اخیرا در ایران اتفاق افتاد؛ یا انفجار یک مسجد. بنابراین به نظر می رسد بین حضور یگان تکاوران آمریکا در ایران و این خشونتها ارتباطی وجود داشته باشد."
آقای هرش افزود این عملیات الزاما پیش درآمد حمله آمریکا به ایران یا جنگ تمام عیار نیست و می توان تفسیرهای خوش بینانه تری را از این فعالیتها ارایه کرد؛ بدین صورت که برای کسب اطلاعات درباره تاسیسات هسته ای ایران، پول زیادی به ناراضیان بلوچ یا کرد داده می شود.
به نظر این روزنامه نگار آمریکایی در کاخ سفید، پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا درباره اقدام نظامی علیه ایران هیچ اتفاق نظری نیست و در بالاترین رده های پنتاگون هم موافقت و مخالفتهای جدی درا ین زمینه وجود دارد.
او گفت: "آنها نگران پیامدهای بمباران هستند، نه به این معنی که آمریکا توانایی این کار را ندارد. مثلا آمریکا می تواند مخفیانه زیردریاییهای خود را به منطقه بفرستد که این زیر دریاییها می توانند همزمان 24 موشک را شلیک و یک دقیقه پس از صدور فرمان صدها موشک را بسوی ایران پرتاب کنند. آمریکا توان این کار را دارد اما پیامدهای این کار فاجعه بار خواهد بود، و بسیاری هم در پنتاگون ، کاخ سفید و دیگر جاها همین عقیده را دارند. "
وی گفت احتمالا تنها دفتر دیک چنی، معاون رییس جمهور آمریکا در این مورد عقیده ای متفاوت دارد.
آقای هرش افزود تقریبا هر 6 ماه یکبار در رسانه های آمریکا گفته می شود کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، در دولت آقای بوش دست بالا را پیدا کرده و موقعیت چنی ضعیف شده اما به نظر من چنی حرف آخر را می زند.
او گفت: "من فکر می کنم این احتمال وجود دارد که چنی حرفش را پیش ببرد و اگر موفق به این کار شود، و اگر نظرسنجیها نشان دهند اوباما در وضعیت بسیار خوبی است و به نظر برسد که رییس جمهور خواهد شد و اگر دمکراتها اکثریت خود را در سنا و کنگره افزایش بدهند، که احتمالا هم همینطور خواهد شد، امکان حمله وجود دارد هر چند که ممکن است عقیده احمقانه ای به نظر برسد. "
به عقیده آقای هرش در این صورت دولت های بریتانیا و فرانسه از این اقدام آمریکا حمایت می کنند اما آلمان در این باره تردید بیشتری از خود نشان خواهد داد.
آقای هرش گفت تمام کشورهای اروپایی از مواضع و کارشکنیهای ایران در مذاکرات خشمگین هستند و در نهایت اگر قرار باشد ایران هدف بمباران قرار بگیرد بیشتر از آنچه که اکنون به نظر می رسد از این اقدام پشتیبانی خواهند کرد

دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزاد کمانگر و دو تن دیگر را تایید کرد
• دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر و دو تن دیگر را تایید کرده است. وی به همراه علی حیدریان و فرهاد وکیلی از فعالان سیاسی کرد، در اردیبهشت ماه سال ۸۵ بازداشت و هر سه نفر در اسفندماه سال ۱۳۸۶ و در دادگاه اولیه به اعدام محکوم گردیده بودند ...
آدين ۲۱ تير ۱٣٨۷ - ۱۱ ژوئيه ۲۰۰٨
به گزارش مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران، دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم و فعال حوق بشر را تایید کرده است. بنا بر این گزارش وی به همراه علی حیدریان و فرهاد وکیلی از فعالان سیاسی کرد، در اردیبهشت ماه سال ٨۵ بازداشت و در اسفندماه سال ۱٣٨۶ و در دادگاه اولیه به اعدام محکوم گردیده بودند، روز گذشته تائید احکام اولیه در دیوان عالی کشور توسط اجرای احکام به آنان ابلاغ گردید که فرزاد کمانگر به اعدام، علی حیدریان و فرهاد وکیلی نیز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گردیدند.
حکم اعدام این افراد با دستور رئیس قوه قضائیه به مرحله اجرا در خواهد آمد.
تا به حال اعتراض های گسترده ای از جمله از سوی سازمان عفو بین الملل؛ اتحادیه صنفی معلمان، کانون صنفی معلمان ایران، و ده ها حزب و سازمان و گروه حقوق بشری داخلی و خارجی نسبت به حکم اعدام فرزاد کمانگر و هم پرونده ای های دیگر او صورت گرفته است و کمپین گسترده ای برای نجات جان او برپا شده است. فرزاد کمانگر در چند نامه ای که از زندان خطاب به افکار عمومی منتشر کرده است، بر افکار و آرمان های عمیقا انسانی و برابری طلبانه ی خود تاکید کرده است.
فرزاد کمانگر در روز معلم امسال نامه ای خطاب به شاگردان خود نوشت، که به عنوان سندی از احساسات عمیقا انسانی وی در تاریخ مبارزات مردم ایران بر جای خواهد ماند. در این نامه چنین آمده بود:
تاریخ : ٨/۲/۱٣٨۷
بنویسید درد و رنج ، بخوانید زندگی
آنکه از رگ و ریشه آموزگار است همه چیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی میگیرد (نیچه)
به آن روزها فکر میکنم،
باید معلم بچه هایی میشدم که در کودکی درد و رنج بزرگسالی را به دوش میکشیدند و در بزرگسالی آرزوهای برآورده نشده کودکیشان را از فرزندانشان پنهان میکردند ، معلم دخترانی که با دستانی پر نقش و نگار سوی چشمشان را پای دار قالی میگذاشتند تا هنرشان زینت بخش خانه های دیگران باشد و مژده نان برای سفره خانواده.
معلم کودکانی که زاده رنج و درد بودند اما امید و حرکت سرود جاری لبانشان بود ، کسانی که سخت کوشی و سخاوت را از طبیعت به ارث برده بودند . آنها کسی را میخواستند از جتس خودشان ، کسی که بوی خاک بدهد ، کسی که معنی نابرابری و فقر را بداند ، رفیقی که همبازیشان شود و آرزوهایشان را باور کند . با آنها بخندد و با آنها بگرید . آنها یک دوست ، یک سنگ صبور ، یک هم راز میخواستند که مثل خودشان بیقرار ساعتهای مدرسه باشد کسی که به ماندن فکر کند نه رفتن .دیری نگذشت که در کنار آنها خود را نه معلم که محصلی دیدم که خیلی دیر راه مکتبش را یافته بود.
کتابها را بستم که مبادا مرگ و ناامیدی از لای سطور سیاهشان به حلقه شادی و دنیای آرزوهایشان رسوخ کند ، هر روز کلاس را به دست آروزها و رویاها میسپردیم و با داستانهای مختلف صفا میکردیم . همراه با " ماهی سیاه کوچولو " این بار نه از راه "ارس" بلکه از مسیر سیروان دریای زندگی و حقیقت را جستجو میکردیم . همراه با داستان " مسافر کوچولو " برای یافتن دوست به سفر میرفتیم تا آنها لذت سفر را در رویا تجربه کنند و من با مردم بودن را در میان آنها تمرین نمایم . هر داستانی را که میخواندم نقش قهرمانانش را به آنها میدادم غافل از اینکه هرکدام از آنها قهرمانان داستان پررنج و درد زندگی خود بودند . هر روز برای چند ساعت ، رنج نابرابری ها و درد ناملایمات را پشت دیوارهای مدرسه به دست فراموشی میسپردیم و روبروی هم مینشستیم . گرمی کلاسمان بوی نان گرمی بود که دسترنج پدر بود و مادر آن را در طبق " اخلاص و سادگی " میگذاشت و به مدرسه می آورد تا ظهر ، سیر از دیدار هم ، کوچه های پر فراز و نشیب زندگی را برای انجام تکالیفمان بپیمائیم و تا فردای دیدار هر کدام به دنبال مشق و تکلیف زندگی پی راه خود میرفتیم.
"کاوه" با آن جثه نحیف اما استوارش نهار نخورده به جای پدر بیمارش چوپان میشد و غروب هنگامی که گوسفندان را به روستا برمیگرداند ، مادر با لبخندی به پیشواز نان آور خانه میرفت تا خستگی کاوه و کرم طبیعت را برکت نام دهد و از پستانهای گوسفندان بدوشد و برای فروش راهی شهر کند و کاوه سرمست از رضایت مادر لبخندی میزد و به کیف مدرسه و تکالیف فرداهایش چشم میدوخت و لبخند زیبایش رنگ میباخت.
و .... "لیلا" با آن چشمان پرسشگر و نگاهی که تا اعماق وجود فکر آدمی را برای جواب رویاهایش جستجو میکرد کیف مدرسه را که زمین میگذاشت ، دوک نخ ریسی را برمیداشت تا او هم کمکی کرده باشد به مادر ، برای یافتن نان فردا ، و دوک را همراه با آرزوهای کوچک و بزرگش در دست میچرخاند تا ته اش باریک شود چون رشته های لطیف خیال او و باز دوک را میچرخاند و میچرخاند تا شاید روزی دنیا به کام او و مادر تنهایش بچرخد .
و ... "فریاد" با دیدن تکه ابری به پشت بام خانه میرفت و کاهگل آماده میکرد تا مبادا چکه های باران قالی کهنه اشان را بی رنگ و رو تر کند . آنچنان مهارت یافته بود که همراه پدر پشت بام خانه های همه روستا را مرمت میکرد تا چکه های باران مژده نان فردایشان باشد ، فقط گاهی میماند از میان سوز سرما و نان فردا برای باریدن باران و برف دعا کند یا نه .
و .... یاسر پس از مرگ پدر کار میکرد تا جای خالی او را پر کند و بتواند برای برادرش مداد رنگی و آبرنگ بخرد تا شاید آرزوی نقاش شدن خودش را برادرش برآورده کند .
و ... ادریس غایب فصل بهار کلاسمان هر روز با کوله باری بر دوش ، خوشحال از اینکه طبیعت او را از سفره گشاده اش نا امید نکرده بود ، چند کیلو گیاه برای فروش میافت و به روستا بر میگشت
و من نیز جریمه شده بودم تا هر روز بیقرار از نابرابریها و بیزار از آنچه تقدیر و سرنوشت می نامیدنش در برابرشان بایستم و بارقه های کم سوی امید را در چشمانشان به نظاره بنشینم ، در برابر کاوه سرم را به زیر می انداختم و دفترش را از زیر صورت آفتاب خورده اش که روی آن به خواب رفته بود بیرون میکشیدم و زیر دیکته نانوشته اش مینوشتم "چوپان کوچولو بیست هم برای تو کم است " و در کنار لیلا شرمنده از خستگی دیروزش ، دستان زبر و ترک خورده اش را در دست میگرفتم تا لطافت دست فرشته ای را لمس کنم و قبل از اینکه حرفی بزنم نگاه نافذ و معصومانه اش هزاران سئوال را همراه داشت و من سکوت میکردم ، و در کنار ادریس ، عاصی از تکلیف دوباره فردایش دستان تاول زده او را مینگریستم و همراه او از پنجره به دور دستها چشم میدوختم و او از رفتن بهار غمگین میشد و من از رنگ پریده او .
و امروز با یک دنیا غرور ، خوشحالی ، بغض ، حسرت و کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین به آن روزها فکرمیکنم . روز معلم بود که گرانبهاترین هدیه های زندگیم را آنروز از آموزگاران بزرگ زندگی ام دریافت نمودم ؛ لیلا ، سه عدد تخم مرغ ، ادریس ، دو کیلو کنگر ، دسترنج یکروزش ، فرشته ، دوشاخه آلاله کوهی ، ندا ، یک عروسک از چوب و پارچه ساخته بود و یاسر یک نقاشی
و برای اینکه آن روز را در خاطراتمان جاودانه کنیم قرار شد که آرزوهایشان را با مدادهای رنگین نقاشی کننند .
کاوه در حالی که به پدرش فکر میکرد بیمارستانی کشید و زیرش نوشت این بیمارستان مجانی همه بیمارهای فقیر دنیا را مداوا میکند .
" فریاد " که همیشه آسمانی صاف و بدون ابر نقاشی میکرد تا دیگر دست و پای کسی یخ نزند دوباره آسمانی کشید و تا میتوانست خانه های زیبا و کوچک بر آن نقاشی کرد و زیرش نوشت این خانه ها برای کسانی است که خانه ندارند ، آسمان هم بزرگ و جادار است مثل زمین نیست که کوچک باشد و مجبور باشیم برای زندگی روی آن پول بدهیم در آسمان برای همه جا هست و من باز هم میتوانم در آن خانه بکشم .
فرشته هم که همیشه برای خودش و خواهرهایش برادری کوچک نقاشی میکرد اینبار به او گفتم که فرشته دنیا را از نو نقاشی کن بدون اینکه کسی تو را بخاطر دختر بودنت کم نبیند ، تو را مثل خودت و با خودت ببیند و او یک عالمه عروسک دخترانه کشید که بدور دنیا دست گرفته اند و میخواندند و یاسر مثل همیشه آرزوی پدرش را نقاشی میکرد یک وانت آبی رنگ تا شاید در رویا پدرش کول بری نکند و قرار شد یاسر نیز سرزمینمان را از نو نقاشی کند بدون فقر و نابرابری ، بدون اینکه کول برهای بانه ، سردشت ، مریوان و کامیاران مجبور شودند برای جابجایی ۱۰ کیلو چای برای دوهزار تومان جانشان را بدهند ، او یک منظره زیبا از طبعیت کشید که مردم مشغول کارند و زیر آن نوشت " کاش دیگر مرگ به کمین نان نمی نشست " .
فرزاد کمانگر
فرعی ۵ زندان رجائی شهر کرج - ٨/۲/٨۷
- کول بران کسانی هستند که برای مزد ناچیزی کالای قاچاق را رو روی کول خود حمل میکند . سالانه دهها تن از آنان بر اثر کمینهای نیروی انتظامی ، سرما و تصادفات جاده ای جان خود را از دست میدهند.
 

 


 

 

 

 

 

خبرهای روز گذشته
| شنبه | يكشنبه | دوشنبه | سه شنبه | چهارشنبه | پنج شنبه | جمعه |


اعلاميه ها ، اطلاعيه ها و مقالات


[Start];[Jonbesh - farsi] ;[Jonbesh - norsk] ;[Iran];[Tanz] ;[Nyheter]
Webedito