بین الملل

-

نظرات و پيشنهادات خود را برای ما بفرستيد

 

جنگ غيرعادلانه و غير اخلاقى است
در روز شنبه هزاران آمريكايى در تظاهرات عظيمى در نيويورك خواستار پايان دادن به جنگ عراق و خروج هرچه سريعتر نيروهاى آمريكايى از اين كشور شدند. ال شارپتون روحانى مسيحى مدافع حقوق بشر كه خود در اين تظاهرات شركت داشت گفت كه: " ما امروز به اينجا آمده‌ايم زيرا اين جنگ
غيرعادلانه و غير اخلاقى است."

 پنجمين ائتلاف بزرگ حكومتى در اسرائيل
به گزارش خبرگزارى فرانسه، راستگرايان حزب ليكود و نيروهاى اپوزيسيون در حزب كارگر اسرائيل، بر سر تشكيل يك ائتلاف بزرگ به توافق نظر رسيدند. اين نخستين بار نيست كه، كشور اسرائيل از جانب يك چنين دولت ائتلافى اداره ميگردد. خبرگزارى فرانس پرس در گزارش خود خلاصه اى از تاريخچه ائتلاف حكومتى در اسرائيل را اينگونه ارائه ميدهد:

 

 انتقاد سازمان ديده بان حقوق بشر به دولت سودان

قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل عليه ساخت ديوارهاى حائل توسط اسراييل

ارجاع پرونده قتل زهرا كاظمى به دادگاههاى بين المللى لاهه

 جديدترين گزارش توسعه انسانی جهان توسط سازمان ملل
مقام ١٠١ توسعه انسانی برای ايران در ميان ١٧٠ کشور جهان

هشدار ايران در مورد حمله نظامی خارجی

هان ای دل عبرت بین از دیده نظرکن هان .... ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

'راکت های کشف شده در عراق حاوی عناصر شيميايی نبوده

ابراز نگرانی رهبران گروه هشت از احتمال گسترش جنگ افزارهای هسته ای توسط ایران و كره شمالی

اسرائيل به ارتکاب جنايت جنگی متهم شد

 پیروزی ائتلاف چپ به رهبری حزب کنگره، به رياست سونيا گاندی

 بی بی سی.ايی با زن

فجایع ارتش اسرائيل به بهانه نابودی تروريسم

دهم ماه مه هفتاد يكمين سالروز كتاب سوزان در آلمان

تفسیری بر یخ زدگی روابط ايران و اروپا

 خاور ميانه، اتحاديه اروپا و كشورهاى حوزه درياى مديترانه

ديدار خرازى و يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان

شكستى تلخ براى آريل شارون نخست وزير

 اسرائيل در راى گيرى حزب ليكود.

گسترش اتحاديه اروپا،
استحکام صلح و يا پاسخی بر جهانی شدن؟

م. آذری

ترسهاو پيشداوريها ی اتحاديه اروپا

گسترش اتحاديه اروپا


 

 

خاورميانه خطرناك‌‏ترين
منطقه براي روزنامه‌‏نگاران

ايلنا، گروه بين‌‏الملل:

 سوم ماه مي‌‏؛ روز جهاني آزادي مطبوعات در سال 2006 نيز با انتشار بيانيه‌‏هاي سازمان‌‏هاي حامي آزادي مطبوعات و رسانه‌‏ها، گردش آزاد جريان اطلاع‌‏رساني و حقوق‌‏بشر همراه بود.
به گزارش ايلنا، سازمان گزارشگران بدون مرز(RSF) نيز به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات و رسانه‌‏ها با انتشار بيانيه‌‏اي به نداشتن امنيت روزنامه‌‏نگاران جهان در كشورهاي غيردموكراتيك و تحت‌‏ ستم ديكتاتوري اشاره كرد و افزود كه خبرنگاران و روزنامه‌‏نگاران در جنگ نيز براي اطلاع‌‏رساني آرامش ندارند.
گزارشگران بدون مرز د گزارش ساليانه مربوط به سال 2006 ميلادي به جنگ در عراق اشاره كرد كه امنيت روزنامه‌‏نگاران، حتي ميان خانواده‌‏شان، را به خطر انداخته است. اين سازمان همچنين وضعيت سخت خبرنگاران در سرزمين‌‏هاي اشغالي فلسطين را نيز يادآوري كرد كه سبب شده است روزنامه‌‏نگاران نتوانند با امنيت خاطر به فعاليت حرفه‌‏اي خود بپردازند.
بنابراين گزارش، اين سازمان منطقه خاورميانه را خطرناك‌‏ترين منطقه براي روزنامه‌‏نگاران جهان توصيف كرد كه جنگ و ناامني سبب شده است دست‌‏اندركاران جريان اطلاع‌‏رساني نتوانند به ايفاي نقش حرفه‌‏اي خود بپردازند. اين سازمان همچنين بهبود آزادي بيان در برخي از كشورهاي جهان را بخشي از خبرهاي خوب گزارش خود ذكر كرده و در پايان آن به معرفي چند تن از دشمنان آزادي مطبوعات پرداخته است.
بخش‌‏هايي از گزارش ساليانه گزارشگران بدون مرز(RSF) چنين است:
در مغرب و در خاورميانه آزادي و امنيت روزنامه‌‏نگاران در خطر قرار گرفته است. با جنگ در عراق و منازعه اسرائيل با فلسطينيان، درسال 2005 افزايش خشنونت در اين منطقه چشمگير بوده است. نظام‌‏هاي اقتدارگري حاكم بر بسياري از كشورهاي اين منطقه، تمايلي به رعايت آزادي‌‏هاي بنيادين ندارند و با به اجرا نهادن قوانين آزادي‌‏ستيزانه، رسانه‌‏ها را به شدت سركوب مي‌‏كنند.
رئيس دولت، وزير، مسئول سرويس‌‏هاي امنيتي و مأموران انتظامي در تمام طول اين سال به بهانه‌‏هاي مختلف «وضعيت اضطراري» به اجرا درآمده (در سوريه و مصر)،مبارزه عليه تروريسم(عربستان‌‏سعودي و مراكش)، تهديد اسلامگرايان تندرو(تونس) بر مطبوعات و روزنامه‌‏نگاران سخت‌‏گيري كردند. در اين مجموعه نامتجانس كشورها (مانند الجزاير) ضرب و شتم، تهديد و زنداني كردن روزنامه‌‏نگار امري رايج است. 104 روزنامه‌‏نگار و همكار رسانه‌‏ها در سال 2005 مورد حمله و تهديد قرار گرفته‌‏اند، اين آمار در سال پيش 73 نفر بود.
در الجزاير كشيدن يك كاريكاتور مي‌‏تواند طراح آن را به زندان بيفكند. در عربستان‌‏سعودي و يا در يمن موضوعات به اصطلاح «حساس» همچون فساد، اسلامگرايي، و يا مباحث مذهبي مي‌‏تواند عاملي براي زنداني‌‏كردن روزنامه‌‏نگاران باشد. روزنامه‌‏نگاران در اين منطقه تنها پناهگاهي كه دارند يا خودسانسوري است و يا تبعيد. اكثر دولت‌‏هاي انحصار و كنترل راديو تلويزيون را در دست دارند و 70 درصد شبكه‌‏هاي ماهواره‌‏اي كه در جهان عرب به پخش برنامه مشغولند به شكل رسمي پيش از بخش برنامه توسط يك نهاد دولتي بازبيني مي‌‏شوند.
خاورميانه خرناك‌‏ترين منطقه براي روزنامه‌‏نگاران
با 27 روزنامه‌‏نگار كشته‌‏شده در سال 2005 خاورميانه مرگبارترين منطقه جهان براي مطبوعات بود. ناامني حاكم بر عراق، اصلي‌‏ترين علت اين امر است. از 64 روزنامه‌‏نگار كشته‌‏شده 24 نفر در اين كشور جان‌‏باخته‌‏اند. هر چند اغلب اين روزنامه‌‏نگاران به هنگام تحت پوشش قرار دادن اخبار عمليات شورشيان عراقي كشته‌‏شده اند، اما تروريست‌‏ها حتي در حمله به منزل روزنامه‌‏نگاران و كشتن آنها در برابر چشمان خانواده‌‏شان ترديد نكرده‌‏اند. ارتش ايالات‌‏متحده‌‏آمريكا مسئول قتل 12 روزنامه‌‏نگار است و از سوي ديگر 6 روزنامه‌‏نگار و همكار رسانه‌‏ها توسط سربازان آمريكايي بازداشت شده‌‏اند. اين افراد كه مظنون به همكاري با شورشيان بودند، طي ماه‌‏ها بازداشت و مورد آزار و اذيت قرار گرفته‌‏اند، از حقوق خود چون داشتن حق وكيل و يا ملاقات با خانواده و كارفرمايان خود به شكل غيرقانوني محروم شده‌‏اند. فرستادگان ويژه رسانه‌‏هاي خارجي در عراق كه به راحتي قابل شناسايي هستند، هدف اصلي ربايندگان هستند. 7 نفر از آنها در سال 2005 به گروگان گرفته شدند. فرستاده ويژه روزنامه «ليبراسيون» ـ «فلورانس اوبانس» و راهنماي محلي وي «حسين هانون»ـ بيش از 5 ماه در اسارت بسر بودند. با اين حال از ماه مارس 2003 «فرد نئراك» فيلمبردار شبكه تلويزيوني ITN ناپديد شده است. در همين زمان روزنامه‌‏نگاران ديگري در عراق به گروگان گرفته شده و سپس آزاد شده‌‏اند از جمله «گيليان سرناريال»، «ماري ژان لون»، «سورين دوميترو ميسكويي» كه در اولين ماه‌‏هاي اول سال 2005 ذهن ما را به خود مشغول كرده بود. متأسفانه اين رويه متوقف نشده است. هر هفته روزنامه‌‏نگاران عراقي و ديگر روزنامه‌‏نگاران خارجي در عراق به‌‏گروگان‌‏گرفته‌‏مي‌‏شوند. در حال حاضر سرنوشت «ريم زيد» و «مروان خازال» خبرنگاران شبكه تلويزيون محلي «سوماريه» در پرده ابهام است. در اين مورد هم ما بايد بدون هيچ محدوديتي كارزار را به پيش بريم و هر روز به گروگان‌‏گيران يادآور شويم كه اين دو خبرنگار فقط به انجام وظيفه خود مشغول بوده‌‏اند و هيچ امري توجيه‌‏گر عذابي كه به آنها تحميل مي شود، نيست.
اما آزادي مطبوعات فقط در عراق در خطر نيست. كمي دورتر از آنجا، در بيروت، روزنامه‌‏نگاران در هراس ترور به‌‏سرمي‌‏برند. در سال 2005 «سمير قصير» و «جبران تويني» دو نويسنده برجسته روزنامه «النهار» ترور شدند. خبرنگار محبوب شبكه تلويزيوني ال‌‏ـ‌‏بي‌‏ـ‌‏سي،«مايا شيدياك»، نيز در ترور نافرجامي شديدا مضروب شده است. كشوري كه در ميان جهان عرب بيشتراز ديگران حقوق روزنامه‌‏نگاران را محترم مي‌‏شمرد، آرام آرام در ظلمت خود سانسوري فرو مي‌‏رود.
بهبود آزادي بيان و خبرهاي خوب در ديگر كشورهاي جهان
شرط صداقت نيست اگر از خبرهاي خوب سخني به ميان نياوريم. نخست اين خبرها موجودند و سپس همين اخبار هستند كه ما را براي ادامه مبارزه‌‏مان ياريگرند. آزادي يك روزنامه‌‏نگار از زندان، باز انتشار يك روزنامه توقيف شده، محاكمه و محكوم شدن يكي از دشمنان آزادي مطبوعات، فرصت‌‏هاي خوبي است براي ابراز شادماني هستند در هند و در ايالت «آسه» و در بعضي از كشورهاي آمريكاي‌‏مركزي، رسانه‌‏ها از آزادي بيشتري بهره‌‏مند شده‌‏اند. گزارشگران بدون مرز در جريان اصلاح قانون مطبوعات در كشور موريتاني مشاركت كرده است و اميدواريم كه در كشورهاي «چاد» و «كامرون» نيز همين امر انجام گيرد. مكزيك دادستان ويژه‌‏اي براي تحقيق و بررسي درباره مورد تهاجم قرار گرفتن روزنامه‌‏نگاران منصوب كرده است و اين نشانده آن است كه دولت اهميت وخامت شرايط را دريافته است.
دشمنان آزادي مطبوعات
مطبوعات هم دشمناني دارد. رئيس‌‏جمهور باشند يا وزير و شاه، فرمانده چريك‌‏هاي شورشي و يا رهبر سازمان‌‏هاي جنايتكارانه، دشمنان مطبوعات چهره و نام و نشاني دارند، اين درندگان آزادي مطبوعات قدرت آن را دارند كه روزنامه‌‏نگاران را زنداني كنند، بربايند، شكنجه كنند و گاه نيز به قتل برسانند. موقعيت و مقامشان عموماً عاملي براي مصون ماندن آنها از مجازات است و براي مسوليتي كه در نقض حقوق بشر دارند، معمولا هيچ‌‏گاه محاكمه نمي‌‏شوند. گزارشگران بدون مرز از سال 2002 تصميم گرفته است كه هر ساله چهره اين دشمنان آزادي مطبوعات را آشكار و آنها را به همگان معرفي كند.
اضافه مي‌‏شود كه گزارشگران بدون مرز چند نام جديد را به فهرست بزرگترين دشمنان آزادي بيان افزوده است؛ اتيوپي: «ميلس زناوي» نخست‌‏وزير ـ سريلانكا: گروه نظامي ببرهاي تاميل ـ كلمبيا: «ديگو فرناند.مريلو» رهبر گروه شبه‌‏نظامي آـ‌‏يو‌‏ـ‌‏سي.

 

 

 

جنگ غيرعادلانه و غير اخلاقى است

در روز شنبه هزاران آمريكايى در تظاهرات عظيمى در نيويورك خواستار پايان دادن به جنگ عراق و خروج هرچه سريعتر نيروهاى آمريكايى از اين كشور شدند. ال شارپتون روحانى مسيحى مدافع حقوق بشر كه خود در اين تظاهرات شركت داشت گفت كه: " ما امروز به اينجا آمده‌ايم زيرا اين جنگ غيرعادلانه و غير اخلاقى است."

بنا به اطلاعات رسمى نيروهاى نظامى تنها در ماه آوريل هفتاد سرباز آمريكايى در عراق كشته شده اند و اين بيشترين تعداد كشته شدگان آمريكايى در سال جديد ميلادى است. اين تظاهرات در منطقه مانهاتن به دعوت نيروهاى هوادار صلح، دافعان حقوق مدنى، سنديكاها و خانواده سربازان آمريكايى مستقر در عراق انجام شد. در دعوت به اين تظاهرات سيندى شهان، مدافع گروه معروف به "صلح مام" نيز شركت داشت كه پسر خود را در جنگ عراق از دست داده است. در ميان تظاهركنندگان شخصيت‌هاى نامى ديگرى مانند جسى جكسون مدافع حقوق بشر و سوزان ساراندون هنرپيشه معروف ديده مى‌شدند. گروه هاى سازمان دهنده اين تظاهرات تعداد شركت كنندگان را بيش از سيصد هزار نفر اعلام كردند. از طرف نيروهاى پليس در اين‌باره اطلاعى داده نشد.

از زمان شروع جنگ عراق تا بحال ۲۳۹۹ سرباز آمريكايى در اين كشور كشته شده‌اند. بنا به اطلاع سازمان دهندگان اين تظاهرات، خواست شركت كنندگان علاوه بر پايان دادن سريع به جنگ عراق، عليه حمله احتمالى آمريكا به ايران در ارتباط با مناقشه هسته‌اى با اين كشور نيز بوده است. مارجورى راموس يكى از شركت كنندگان در تظاهرات ضد جنگ گفت: "آنها به ما دروغ گفتند و مى‌خواهند دوباره به دروغپردازى خود ادامه دهند و ما را به دام جنگ با ايران بكشانند."

 

پنجمين ائتلاف بزرگ حكومتى در اسرائيل
به گزارش خبرگزارى فرانسه، راستگرايان حزب ليكود و نيروهاى اپوزيسيون در حزب كارگر اسرائيل، بر سر تشكيل يك ائتلاف بزرگ به توافق نظر رسيدند. اين نخستين بار نيست كه، كشور اسرائيل از جانب يك چنين دولت ائتلافى اداره ميگردد. خبرگزارى فرانس پرس در گزارش خود خلاصه اى از تاريخچه ائتلاف حكومتى در اسرائيل را اينگونه ارائه ميدهد:

مدتى كوتاه پيش از آغاز جنگ ۶ روزه بين اسرائيل و كشورهاى عربى همسايه يعنى مصر، اردن و سوريه، در ماه ژوئن سال ۱۹۶۷ براى نخستين بار، حزب كارگر و راستگرايان مخالف آن دوره با يكديگرموتلف شدند. ان ائتلاف بزرگ در سال ۱۹۷۰ در هم شكست زيرا، بلوك ليكود، تحت رهبرى مناخم بگين در اعتراض عليه آتش بس با كشور مصر از اين ائتلاف خارج گرديد.

تازه ۱۴ سال پس از آن بود كه، احزاب كارگر و ليكود در اسرائيل، مجددا يك ائتلاف حكومتى را بوجود آوردند بعد از آنكه در ماه ژوئيه سال ۱۹۸۴، هيچيك از اين دوحزب نتوانسته بود در انتخابات، به پيروزى مطلق دست يابد. به عبارتى، طبق يك قاعده ادوارى، ابتدا رئيس حزب كارگر شيمون پرز بر كشور حكومت كرد و پس از گذشت ۲ سال، سرپرست حزب ليكود اسحاق شامير امور حكومتى را برعهده گرفت.

پس از انتخابات پارلمانى سال ۱۹۸۸ كه حزب ليكود در آن پيروز شد، ائتلاف بزرگ، بار ديگر به اجرا در آمد. اينبار شامير به تنهائى عهده دار مقام نخست وزيرى اسرائيل شد. رئيس جديد حزب كارگر اسحاق رابين، به مقام وزير دفاع كشور دست يافت. اين اتحاد تا سال ۱۹۹۰ دوام داشت و سپس حزب كارگر به نيروهاى اپوزيسيون پيوست.

در ماه مارس سال ۲۰۰۱ ميلادى، اين دو حزب بزرگ اسرائيل، بار ديگر ائتلافى جديد را تشكيل دادند. اما اين ائتلاف، به رهبرى رئيس دولت آريل شارون و رئيس حزب كارگر بنيامين بن اليزر، در ماه اكتبر سال ۲۰۰۲ بخاطر مشاجره بر سر كمكهاى مالى براى شهرك نشينان يهودى در هم شكست.

اوايل دسامبر سال جارى، پس از مناقشه اى بر سرطرح بودجه كشور اسرائيل براى سال آتى ميلادى، دولت ائتلافى، متشكل از حزب ليكود و لائيستهاى حزب شينوئى اين ائتلاف به شكست انجاميد. بلوك ليكود در پى آن، راه را براى تشكيل يك ائتلاف بزرگ با حزب كارگر باز نمود. اينبار بايد به نظاره نشست وديد كه اين ائتلاف تازه ، تا به كى دوام خواهد داشت.

 

 انتقاد سازمان ديده بان حقوق بشر به دولت سودان

 

با توجه به وضعيت موجود در منطقه بحرانى درافور واقع در كشور سودان سازمانهاى مدافع حقوق بشر بار ديگر به شدت از دولت سودان انتقاد كردند. از جمله سازمان بين المللى ديده بان حقوق بشر كه مركز آن در نيويورك است از دولت سودان خواست كه دست به تلاش جدى ترى براى برقرارى امنيت در دارفور بزند.

سازمان ديده بان حقوق بشر به دولت سودان انتقاد مى كند كه راهى نادرست را مى پيمايد. يعنى به جاى آنكه شبه نظاميان موسوم به جانجاويد را خلع سلاح كند، آنها را جذب واحدهاى امنيتى دولتى اى چون پليس مى كند. سازمان ديده بان حقوق بشر ان را كه اين شبه نظاميان سواركار را براى تامين امنيت مردم غيرنظامى در نظر بگيرند، نهايت حماقت مى داند. اين سازمان مدافع حقوق بشر خواستار آن است كه اين شبه نظاميان كه مسئول كشته شدن دهها هزار نفر و رانده و آواره شدن يك ميليون انسان افريقايى ساكن در منطقه دارفور هستند، به عنوان جنايتكار جنگى محاكمه شوند و نه اينكه با دادن مقام و مسئوليت پاداش دريافت كنند.

سازمان عفو بين المل نيز به دولت سودان انتقاد مى كند. اين سازمان گزارش مى دهدن كه از پايان ماه ژوييه ۴۹ نفر در سودان دستگير شده اند چون آشكار در باره وضعيت حقوق بشر در دارفور سخن گفته اند. به ويژه مترجمان و همراهان نمايندگان سازمانهاى بين المللى زير فشار هستند. سازمان ملل متحد در اين ميان از حملهذ هليكوپترهاى ارتش سودان، به ويژه در جنوب دارفور گزارش مى دهد. افزون بر اين گزارشهايى در اين باره وجود دارد كه نظاميان سودانى آوارگان را وادار مى كنند به روستاهايشان بازگردند. در گزارش سازمان ملل متحد آمده است كه روساى قبايلى كه بتوانند مردم را به روستاهايشان بازگردانند ۴۰۰ دلار پاداش مى گيرند.

دولت سودان همه اين گزارشها را نادرست مى خواند. وزير امور خارجه سودان اسماعيل بار ديگر اطمينان داد كه دولت سودان همه تلاش خود را مى كند تا تا پايان ماه جارى شظميلادى اوت مناطقى امن براى مردم در دارفور ايجاد كند و امر خلع سلاح شبه نظاميان را پيش برد. اما گزارش سازمان ديده بان حقوق بشر در باره اوضاع دارفور سخن از پديده هايى ديگر دارد. طبق اين گزارش مصاحبه هاى بيشمار با آوارگان ثابت مى كند كه اعمال خشونت بار شبه نظاميان عليه مردم دارفور ادامه دارد. همچنين نظاميان سودانى با مردم با خشونت رفتار مى كنند. به ويژه زنان دائما مورد حمله هستند.

وضعيت حقوق بشر در دارفور فاجعه بار است. هر روز موارد تجاوز جنسى به زنان و حمبه به روستاها و غارت و قتل انها گزارش مى شود.

به همين دليل سازمان عفو بين الملل درخواست كرده است كه نيروهاى نظامى بين المللى پاسدار صلح در دارفور مشغول به خدمت شوند. اما اتحاديه افريقا هنوز تصميم نگرفته است كه آيا ۲۰۰۰ سرباز مسلح به دارفور خواهد فرستاد يا نه. قرار است در تاريخ ۲۳ اوت، نه روز ديگر، گفتگوهايى ميان دولت سودان و شورشيان انجام گيرد. اتحاديه افريقا منتظر نتيجه اين گفتگوهاست تا در باره اعزام سرباز به سودان تصميم بگيرد.

هم هنگام طبق آخرين خبرها امروز به نظر سازمان ملل در تلاش جهت يافتن راه حل مسالمت آميز براى منطقه بحران زده دارفور در سودان، پيشرفت حاصل شده است. ژان پرونك فرستاده ويژه سازمان ملل به سودان در پايتخت اين كشور تائيد كرد كه دولت سودان با ايجاد مناطق امن به طول ۲۰ كيلومتر در اطراف اردوگاه آوارگان در غرب دارفور موافقت كرده است. به گفته وى در صورتى كه تصميم نهائى در اين مورد ظرف ۴۸ ساعت آينده اتخاذ گردد، اجراى طرح را ميتوان از هفته ديگر آغاز كرد. نماينده ويژه سازمان ملل متحد در حالى كه اين اقدام را گامى مثبت ارزيابى كرد، ياد آور شد كه شبه نظايان مسلح عرب، هنوز در دارفور تحت كنترل نيستند.

 

 

 

قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل عليه ساخت ديوارهاى حائل توسط اسراييل

 

مجمع عمومى سازمان ملل متحد، با اكثريت قاطع آرا از دولت اسراييل درخواست كرد، تا ديوارهاى حائل در كرانه غربى رود اردن را از ميان بردارد. در اين قطعنامه تقاضا مى شود كه نيروهاى اسراييلى كه مناطق فلسطينى را تحت اشغال خود دارند، به حكم دادگاه بين المللى تن بدهند.
طرح اين قطعنامه كه توسط دولتهاى عربى تهيه شده است، ديروز سه شنبه، با ۱۵۰ راى مثبت، ۶ راى منفى، و ۱۰ راى ممتنع در مجمع عمومى سازمان ملل متحد، به تصويب رسيد. گفتنى ست كه قطعنامه هاى مجمع عمومى سازمان ملل، در ارتباط با حقوق ملل داراى اعتبارند، اما لازمالاجرا نيستد.
تاكنون دو بار راى گيرى بر سر قطعنامه سازمان ملل متحد در رابطه با ديوارهاى حائل در كرانه غربى رود اردن، به تعويق افتاده است. و باز هم نزديك بود كه سومين تلاش نيز با شكست مواجه شود. با وجود آنكه قطعنامه مزبور، اصولا نسبت به ديوارهاى حائل موضعى انتقادى داشت، اما برخى از ۱۹۱ عضو مجمع عمومى سازمان ملل، تقاضا كردند كه تا زمان بيشترى را براى رسيدگى و بررسى متن قطعنامه اى سنجيده تر را داشته باشند.
در رابطه با مشروع بودن صدور اين قطعنامه،، «ناصر ال كدوَه» نماينده فلسطينيان در سازمان ملل، گفت: “اين فلسطينى ها نيستند كه ضد اسراييلند، بلكه اين سازمان ملل متحد است كه ضد اشغال مناطق فلسطينى به دست اسراييل است. اسراييل تنها قدرت استعمارى باقى مانده در تمامى جهان است”.
۱۵۰ دولت با راى موافق خود در مقابل فقط ۶ راى مخالف، با سياستهاى اسراييل در ساختن ديوارهاى حائل مخالفت كردند. اما واكنش اسراييل در مقابل اين قطعنامه، از زبان «دن گيلرمن» نماينده اين كشور در سازمان ملل اين بود كه قطعنامه مزبور فاقد ارزش است. «گيلرمن» مى گويد: “اسراييل براى مجمع عمومى سازمان ملل متحد و اصول آن احترام قائل است. اما به شدت از اين مسئله متاثيرم كه اين اصول براى علائق سياسى زيان بار، مورد سوءاستفاده قرار مى گيرند”.
در كنار اين اظهار نظرها، «ديرك يان فان در برگ» به عنوان سخنگوى اتحاديه اروپا همه ى دولتها را فراخواند تا به برنامه صلح بين المللى موسوم به «نقشه راه» بازگردند. وى گفت: “اتحاديه اروپا موضع و انتقاد دادگاه بين المللى را در رابطه با ديوارهاى حائل ساخت اسراييل مى پذيرد. به اين اعتبار، ما نيز همگى با هم، به قطعنامه راى مثبت داديم”.
با وجود راى مجمع عمومى به نفع فلسطينى ها، اما آنها هنوز هم راضى نيستند و خواهان قطعنامه اى مشابه از سوى شوراى امنيت سازمان ملل متحد مى باشند. در صورتى كه چنين امرى انجام پذيرد، آنگاه امكان اين وجود دارد كه اسراييل با تحريم مواجه شود. اما اين امر مى تواند همانند گذشته با وتوى ايالات متحده مواجه شود. «جيمز كانينگ هام» نماينده آمريكا، از همين الآن مى داند كه اسراييل مورد حمايت ايالات متحده قرار خواهد گرفت و در شوراى امنيت نيز راى اين كشور به قطعنامه ى مزبور منفى خواهد بود.

ارجاع پرونده قتل زهرا كاظمى به دادگاههاى بين المللى لاهه

 

يك سال پس از قتل زهرا كاظمى، ژورناليست ايرانى كانادايى، دادگاه رسيدگى به پرونده اين قتل در روزهاى بيست و هفتم و بيست و هشتم تير ماه تشكيل گشت، اما قاضى دادگاه تنها پس از دو جلسه دادگاه را خاتمه يافته اعلام كرد، مادر زهرا كاظمى و وكيلان خلنواده وى جوياى حقيقت و عدالت شدند و دادگاه تاب اين همه را نياورد. هر چند كه وكيلان خانواده زهرا كاظمى در درجه نخست اميدوارند كه در خود ايران بتوانند حق موكلان خود را بگيرند، اما اينك بيش از هميشه سخن از لزوم ارجاع اين پرونده به محافل دادگسترى بين المللى مطرح است.

بى نتجه بودن دادگاه شك خواستاران رعايت حقوق بشر را كه از جمله تجربه دادگاههاى رسيدگى به پرونده هاى قتلهاى زنجيره اى را پشت سر و در نظر دارند تقويت كرد كه آيا مى توان اميدى به برقرارى عدالت از سوى قوه قضاييه در ايران داشت.

پيام استفان هاشمى به مردم ايران

پيام استفان هاشمى، فرزند خانم زهرا كاظمى، در مصاحبه اى با صداى آلمان خطاب به مردم ايران اين بود: “با سلام، من استفان هاشمى، پسر زهرا كاظمى، خبرنگار و عكس كانادايى _ ايرانى هستم، كه سال گذشته در مقابل زندان اوين دستگير و به دست ماموران دولت جمهورى اسلامى زير شكنجه به قتل رسيد. بعد از يكسال دادگاهى نمايشى در ايران تشكيل شد. نتيجه ى دادگاه كسى را هم متعجب نكرد. همه مى دانند كه با وجود جمهورى اسلامى عدالت در ايران اجرا نمى شود. اما من به شما اطمينان مى دهم، مانند وكلاى ايرانى ام براى گرفتن حق مادرم و برقرارى عدالت تا آخرين لحظه مبارزه خواهم كرد و دولت ايران را در دادگاه بين المللى به محاكمه خواهيم كشيد. از تمام شما ايرانى ها كه در يكسال گذشته به من كمك كرديد، سپاسگزارم.”

پرسش ازپى مسئولان واقعى قتل زهرا كاظمى

در اين دادگاه تنها يكى از كارمندان وزارت اطلاعات به نام محمدرضا اقدم احمدى را مى خواستند محاكمه كنند، در حالى كه به گفته وكيلان خانواده خانم كاظمى، خانم عبادى و آقايان دادخواه، سلطانى و سيف زاده، كه همگى از اعضاى كانون مدافعان حقوق بشر در ايران اند، شاهدان شهادت داده اند كه كسانى ديگر در اين پيشامد دست داشته اند. دكتر عبدالكريم لاهيجى رييس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر، كه مشاور حقوقى استفان هاشمى است، با استناد به گزارش كميسيون اصل نود مجلس شوراى اسلامى و كميسيون منتخب از سوى رييس جمهور ايران ارزيابى خود را از دادگاه بيان مى دارد و از كسانى مى گويد كه مسئول قتل خانم كاظمى هستند:

“به اعتقاد من اصلا دادگاهى برگزار نشده است. به خاطر اين كه اگر نقش دادگاه و وظيفه دادگاه كشف حقيقت بوده، آن چيزى كه طى يكسال گذشته بر اين پرونده رفته است و متاسفانه فقط قسمتى از آن در پرونده اى كه به دادگاه رفته است، انعكاس داشته است، به حدى كه وكلاى استفان هاشمى و مادر زهرا كاظمى هم گفته اند، آن بخشى از پرونده كه در اختيار وكيل متهم حاضر در دادگاه بوده است، با پرونده اى كه در اختيار وكلاى مدعى خصوصى گذاشته اند هم تفاوت داشته است. و اين خاطره ى پرونده ى قتل هاى زنجيره اى را تجديد مى كند. ما تمام اطلاعاتمان را بر گزارش كميسيون اصل ۹۰ قرار مى دهيم، كه مرجعى ست قانونى. مرجعى ست كه در قانون اساسى مشروعيت پيدا كرده است. مى دانيد كه در اين گزارش و حتا گزارشى كه كميسيون منتخب رييس جمهور نسبت به اين پرونده اظهارنظر كرده بودند، متاسفانه مسئوليت را متوجه ى شخص سعيد مرتضوى و مامورانى كه زيرنظر سعيد مرتضوى كار مى كردند و از جمله ارجمندى، معاون سعيد مرتضوى، كه خطاب به اين ماموران هنگام دستگيرى زهرا كاظمى فرياد مى زده است، كه اين موضوع در پرونده ثبت شده است، اگر نمى توانيد كيف او را، منظور ساك دستى زهرا كاظمى است كه دوربين هم در آن بوده است، از دستش خارج كنيد، من مامور ديگرى بفرستم. كه پس از اداى اين جملات بوده است، كه محمد بخشى رييس گروه حفاظت زندان اوين كه زير مسئوليت مستقيم سعيد مرتضوى كار مى كرده است، آن ضربه ى مهلك را به سر زهرا كاظمى وارد مى كند.

بنابراين وقتى كه متهمان اصلى اين قضيه مورد پيگرد قرار نمى گيرند و همچنان از مجازات معاف هستند و يك شخص ديگرى كه او هم حتما مسئوليت هايى دارد، براى اينكه زمانى كه اين شخص مامور بازجويى از زهرا كاظمى بوده است، ملاحظه مى كند كه زهرا كاظمى حال خوبى ندارد و هر لحظه هم رو به وخامت مى رود و متاسفانه او هم انجام وظيفه مى كند، يعنى انجام وظيفه به روش ماموران اطلاعاتى و نه به صورت يك مامور حكومت و يك انسان مسئولى كه به مقامات بالاتر از خود گزارش بدهد، كه حال اين زن در اثر ضرباتى كه به او وارد شده است، وخيم است و بخواهد كه هرچه زودتر او را به بيمارستان منتقل كنند. بنابراين مسئوليت اين شخص تا آنجايى كه ما مى دانيم فراتر از اين نمى رود. يعنى عدم كمك به شخصى كه در شرف مرگ بوده است. و فكر نمى كنم، يعنى آن خبرهايى كه تاكنون از اين پرونده به ما رسيده است، او مسئوليتى در ايراد ضرب و جرح به زهرا كاظمى داشته است.

ولى آن كسى يا آن كسانى كه متاسفانه در اين قسمت مسئوليت قطعى و حتمى داشته اند، هرچند متهم اصلى يعنى محمد بخشى در روزهاى نخست دستگير شده بود و بعد به دستور سعيد مرتضوى آزاد مى گردد و بعد هم براى او قرار منع تعقيب صادر مى كنند. تمام وكلاى مدعيان خصوصى روز شنبه گذشته اين موضوع را خاطرنشان كرده اند و خواسته اند كه پرونده ى پزشكى خواسته بشود، پرونده ى پزشكى قانونى خواسته بشود و خواسته اند كه رييس بيمارستان بقية الله كه زهرا كاظمى را در حال كوما به آنجا منتقل كردند، به عنوان مطلع به دادگاه بيايد و همچنين تمام كسانى كه از اين پرونده اطلاعاتى داشته اند.از انصارى راد، رييس كميسيون اصل ۹۰، تا محسن آرمين، خانم جميله كديور، منشى اين كميسيون، سعيد مرتضوى، ارجمندى و ۴ قاضى ديگرى كه در اين پرونده دست و دخالت داشته اند. ولى زمانى كه شاهد اين هستيم كه قاضى حتا به اين حداقل خواستهاى وكلاى مدعى خصوصى براى كشف حقيقت توجهى نمى كند و در كمال بى آزرمى به صورتى دستپاچه ختم دادرسى را اعلام مى كند، بنابراين هيچگونه دادرسى و رسيدگى اى نبوده است و يك محاكمه ى ساختگى مانند پرونده هاى مشابه در گذشته، برگزار كردند تا طى روزها و هفته هاى آينده درباره ى اين شخص محكوميتى صورى و ساختگى اعلام بكنند و قضيه را از طرف خودشان فيصله بدهند، همانگونه كه در پرونده هاى قتل هاى سياسى، حمله به كوى دانشگاه و ديگر موارد، كه شاهد بوديم هرگز ماموران حكومتى كه در اين جنايت دست داشته اند، متاسفانه به كيفر نرسيدند.”

نقش افكار عمومى كانادا در رسيدگى به پرونده

شفافيت بخشيدن به موضوع قتل خانم كاظمى داراى اهميتى است بين المللى. موضوع اين قتل و پرده سكوت يا ابهام كشيدن بر آن افكار عمومى بخصوص كانادا را برانگيخته است، چون خانم كاظمى افزون بر تابعيت ايران تابعيت كانادا را نيز دارا بود و فرزند وى شهروند كاناداست. آقاى حسين ماهوتيها، هماهنگ كننده فعاليتهاى شبكه فعالين دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريكاى شمالى كه خود در كانادا زندگى مى كند، در باره توجه و واكنش مردم كانادا به موضوع قتل زهرا كاظمى و فشار آنان بر دولت اين كشور چنين مى گويد:

“وقتى كه دادگاه بعد از ۲ روز دادرسى اين پرونده را اتمام شده اطلاق كرد، افكار عمومى كانادا، كه تاكنون با صبر دنبال مى كردند كه چه اتفاقى خواهد افتاد و تا حدودى هم اميدوار بودند كه لااقل بخشى از حقيقت در اين دادگاه روشن بشود، اتمام دادرسى را اهانت به خود تلقى كرد. يعنى بسيارى از اين مسئله شوكه شدند و وضعيت به گونه اى بود، كه حتا قبل از اينكه دادگاه شروع بشود، وقتى صحبت هاى اين دادگاه آغاز به كتمان كردن حقيقت كرده بود، وقتى كه ما روز جمعه در اتووا در مقابل سفارت كانادا بوديم، افكار عمومى آنچنان فشارى مى آورد كه حتا نماينده ى مجلس كانادا از حزب حاكم، زمانى كه با او تماس گرفتيم بسيار صريح و بدون صحبتى مقابل سفارت آمد، كه خود اين حركت، حركت نادرى ست، و اراده ى دولت خود را اعلام كرد كه اين مسئله را تعقيب مى كند. به موضوع ديگرى هم بايد توجه داشت و آن اين كه كانادايى ها به اين مسئله جهت امنيت خودشان هم نگاه مى كنند. براى اينكه اگر اين مسئله حل نشود، هر كانادايى در خارج از كشور خود جانش را در معرض خطر مى بيند. به خاطر اينكه هركدام از اين ديكتاتورهاى كوچك و بزرگ دنيا مى توانند چنين مسايلى ايجاد كنند و پاسخگويى هم وجود نداشته باشد و در پى آن امنيتى هم ديگر نمى تواند باشد. به خاطر همين هم بر دولت كانادا فشار مى آورند، كه اين مسئله بايد روشن بشود و حدود ۱۰ «NG0» كانادايى و بين المللى كه در كانادا كار مى كنند، در مقابل سفارت ايران حمايتهاى مردمى، تلفن هايى كه به ما مى شود و به استفان هاشمى مى شود، بسيار گوياست و تمام روزنامه ها، راديو و تلويزيونها، رسانه هاى گروهى مرتب در اين رابطه صحبت مى كنند، بحث مى كنند و با ما مصاحبه دارند و اين مسئله را پيگيرى مى كنند. و اين خود نشان دهنده ى اين است، كه افكار عمومى كانادا مسئله را فراموش نكرده است و بيش از اين خواهان پيگيرى آن مى باشد.”

ناگزيرى ارجاع پرونده به دادگاههاى بين المللى
يپسر خانم كاظمى استفن هاشمى به پشتيبانى افكار عمومى كانادا اعتماد دارد و به آن اميدوار است. استفن هاشمى پيش از برگزارى دادگاه در مصاحبه هاى خود گفته بود كه اميدى به دادگاههاى ايران ندارد. جلسه هاى دادگاه در روزهاى شنبه و يكشنبه نظر اشتفن هاشمى را تاييد كردند. خواست وى اين است كه پرونده به سيستم قضايى بين المللى سپرده شود. اگر چه وكيلان وى خواهان آن اند كه نخست در ايران همه امكانهاى رسيدگى به اين پرونده بررسى شود. از جمله دكتر محمد سيف زاده در پاسخ به پرسش همكارم بهنام باوندپور در باره ارجاع پرونده به دادگاه بين الملل تاكيد كرد بر اينكه “ من به عنوان يك ايرانى و به عنوان وكيل خانم كاظمى، هرگز خواهان كشاندن پرونده به مجامع بين المللى نيستم. من خواهان قوه ى قضاييه ى مستقلى در ايران هستم، كه بتواند به اين دعوا رسيدگى بكند. اما برطبق موازين قانون اساسى خودمان و اعلاميه ى جهانى حقوق بشر هركس حق دارد از دادرسى عادلانه و منصفانه اى برخوردار بشود. اميدواريم كه قوه ى قضاييه چنين وضعيتى را به وجود آورد.”

اما آنجا كه درها بسته مى ماند؟ آنجا كه فرياد حق جويى و عدالت خواهى در ايران نه تنها به گوش مقامات مسئول نمى رسد، كه حتى تلاش بر ساكت كردن آن است چه بايد كرد. خانم دكتر شيرين عبادى، وكيل استفن هاشمى در ايران به اين پرسش پاسخ مى گويد:
“حق دسترسى به دادرسى عادلانه يكى از اصول بنيادى حقوق بشر است. حقوق بشر مرز نمى شناسد و از اين رو مى شود حكومتها را مورد سوال قرار داد در مورد چگونگى رفتارشان با اتباع كشور. يعنى ديگر هيچ حكومتى حق ندارد بگويد، من هرطور كه دلم بخواهد با مردم خودم رفتار مى كنم و مجامع بين المللى حق ندارند در اين خصوص من را مورد مواخذه قرار بدهند. الان ديگر حقوق بشر همه متفق هستند، مقوله اى ست حاكميت ملتها. بنابراين من اميدوارم كه با استفاده از راههاى قانونى در داخل كشور بتوان حق موكلم را بگيرم. اما اگر از تمام امكانات قانونى استفاده كرديم و باز هم نتيجه نگرفتيم و به در بسته برخورد كرديم، در آن صورت من وكيلم و حسب درخواست موكلم به هر ارگان بين المللى كه به درخواست ما جواب بدهد مراجعه خواهم كرد.”

 

 

 

جديدترين گزارش توسعه انسانی جهان توسط سازمان ملل
مقام ١٠١ برای ايران در ميان ١٧٠ کشور
تدوين کنندگان گزارش با استناد به آمار و نتايج پژوهشهايی که انجام گرفته معتقدند که در شرايط کنونی جهان، به رسميت شناختن حقوق و آزاديهای اقليتهای قومی، دينی و زبانی پيش از هر عامل ديگری می تواند ثبات جهان و بهبود وضعيت زندگی مردم جهان را تحت تأثير قرار دهد

تدوين کنندگان گزارش با خطاب قرار دادن دولتها، می گويند که گوناگونی فرهنگی بندرت سبب تنش و درگيری می شود و به رسميت شناختن گوناگونی فرهنگی هيچ تزاحمی با وحدت ملی ندارد
براساس گزارش توسعه انساني سال 2004 ايران در ميان 177 كشور جهان رتبه 101 را به خود اختصاص داده است.»
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، احمد سالاري، كارشناس يونسكو، در مصاحبه‌ مطبوعاتي ارائه گزارش توسعه انساني سال 2004، اين گزارش را به سه شاخص استوار دانست و گفت:«‌اميد به زندگي، درصد ثبت نام در دوره‌هاي ابتدايي، متوسطه و عاليه و توليد ناخالص داخلي براساس قدرت خريد سرانه اين سه شاخص را تشكيل مي‌دهند.»
به گفته وي شاخص اميد به زندگي در ايران سال 2001 ، 8/69 سال بوده كه در سال 202 به 1/70 سال رسيده است.
سالاري رتبه ايران را در ميان 177 كشور عضو يونسكو بر اساس شاخص ثبت نام در دوره‌هاي آموزشي در سال 2001، 64 درصد و در سال 2002، 69 درصد كل جمعيت عنوان كرد و گفت: «ايران در بين اين كشورها از نظر توليد سرانه داخلي در سال 2002 رتبه 70 را به خود اختصاص داده در حالي كه از نظر اميد به زندگي رتبه 87 را كسب كرده است.»
اين كارشناس يونسكو ادامه داد:« رتبه ايران بر اساس شاخص ثبت نام در مدارس و آموزش گاه‌هاي عاليه، 103 بوده و همچنين بر اساس توليد ناخالص داخلي اين رتبه 77 بوده است.»
وي همچنين به شاخص فقر اشاره كرد و گفت:« از بين 95 كشور درحال توسعه ايران داراي رتبه 31 است. بهترين كشور در اين رتبه بندي در جنوب آسيا مالديو و بدترين بنگلادش است.»
او افزود:« براساس شاخص توانمند سازي زنان ايران داراي رتبه 82 در ميان 144 كشور است. همچنين براساس توانمند سازي شاخص‌هاي جنسيتي از جمله اشغال كرسي‌هاي مجلس توسط زنان، ايران رتبه 151 را دارد كه اشغال 1/4 درصد كل كرسي‌هاي مجلس توسط آنان را نشان مي‌دهد.در زمينه حضور زنان در سطوح بالاي مديريتي ايران رتبه 71 را دارد.»
ايران همچنين براساس شاخص تخمين درآمد زنان با درآمد سرانه 2836 دلاري رتبه 80 را در ميان كشورهاي عضو يونسكو كسب كرد.
نکته ای که در گزارش امسال مورد تأکيد قرار گرفته نقش آزاديهای فرهنگی در توسعه اقتصادی کشورها و حرکت بسوی جهانی سازی اقتصادی است.
تدوين کنندگان گزارش با استناد به آمار و نتايج پژوهشهايی که انجام گرفته معتقدند که در شرايط کنونی جهان، به رسميت شناختن حقوق و آزاديهای اقليتهای قومی، دينی و زبانی پيش از هر عامل ديگری می تواند ثبات جهان و بهبود وضعيت زندگی مردم جهان را تحت تأثير قرار دهد.
در اين گزارش آمده است که دست کم نهصد ميليون نفر از مردم جهان که در کشور خود به اقليتهای قومی، مذهبی يا زبانی تعلق دارند مورد تبعيض قرار می گيرند.
اين گزارش حاوی پنج مقاله ويژه است که شيرين عبادی، برنده ايرانی جايزه صلح نوبل و حامد کرزی، رئيس دولت انتقالی افغانستان نيز از جمله نويسندگان آنها هستند.
آقای کرزی درباره به رسميت شناختن گوناگونی زبانی در افغانستان نوشته است و خانم عبادی درباره اساسی بودن نقش حقوق بشر در تمدن بشری.
در اين گزارش، کشورهای مختلف جهان از لحاظ برخورداری مردمانشان از امکانات اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی و ... طبقه بندی شده و در فهرستی جای گرفته اند.
در صدر اين فهرست، کشور نروژ جای دارد و در پی آن، سوئد، استراليا، کانادا و هلند قرار گرفته اند.
بنابر اين گزارش، در ميان کشورهای آسيايی، ژاپن با قرار گرفتن در رده نهم دارای بهترين وضعيت از لحاظ برخوردارهای آسيايی است و در غرب آسيا، بهترين وضعيت از آن اسرائيل است که در رده بيست و دوم جای دارد.
ايران در رده يکصدويکم و بين اکوادر و سرزمينهای اشغالی فلسطينی جای گرفته است، افغانستان به دليل قرار داشتن در شرايط خاص، همچون عراق، ليبريا، کره شمالی، سومالی و صربستان و مونتنگرو مورد بررسی قرار نگرفته و در جدول رده بندی نشده است، اما تاجيکستان در رده يکصدوشانزدهم، بين هندوراس و مغولستان، قرار داده شده است.
بدين ترتيب در خاورميانه، تنها مردمان سوريه و يمن و سرزمينهای اشغالی فلسطينی اند که شرايط زندگی آنها نامناسبتر از ايران به شمار آمده است.
تاجيکستان نيز در آسيای ميانه از اين لحاظ در پايينترين رده جای گرفته است.
در گزارش سال گذشته سازمان ملل متحد، ايران از لحاظ برخورداريهای انسانی در رده يکصدوششم و تاجيکستان در رده يکصدوسيزدهم جای گرفته بود که در گزارش امسال وضع ايران پيشرفت و تاجيکستان پسرفت نشان می دهد، افغانستان نيز در گزارش سال گذشته همچنان مورد بررسی قرار نگرفته است.

 

 

 

 

هشدار ايران در مورد حمله نظامی خارجی
وزير دفاع جمهوری اسلامی تهديد کرده است که حمله به ايران باعث کنار گذاشتن تعهدات هسته ای این کشور می شود و در حالی که مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی از نگرانی دولت اسرائيل در مورد فعاليت هسته ای ايران خبر داده، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی موضع مشترک آمريکا و اسرائيل در قبال ايران را محکوم کرده است.
براساس گزارش های رسيده از تهران، علی شمخانی، وزير دفاع جمهوری اسلامی، هشدار داده است که هرگاه اين کشور مورد حمله خارجی قرار گيرد تعهدات خود در قبال آژانس بين المللی انرژی اتمی را ناديده می گيرد.
وی گته است که هرگونه حمله ای به تاسيسات هسته ای ايران به معنی درگير بودن آژانس بين المللی است.
وی توضيح داده است که اين نهاد وابسته به سازمان ملل متحد اطلاعات مفصلی را درباره برنامه های هسته ای ايران گردآوری کرده است.
آقای شمخانی گفت که جمهوری اسلامی با قدرت هرنوع تهديد نظامی را تلافی خواهد کرد.
وی همچنين از نحوه گردآوری اطلاعات توسط دستگاه های اطلاعاتی آمريکا انتقاد کرده است.
وزير دفاع ايران ناکامی اين دستگاه ها در شناسايی کسانی که به حملات انتحاری يازدهم سپتامبر در آمريکا دست زدند و ناتوانی در يافتن تسليحات کشتار جمعی در عراق را نمونه هايی از ضعف آنها معرفی کرد.
اين دومين بار طی روزهای اخير است که رهبران ايران عليه حمله به منافع اين کشور هشدار می دهند.
روز دوشنبه، 5 ژوئيه، آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت که منافع هرکس که منافع جمهوری اسلامی را مورد تهاجم قرار دهد در هرکجای دنيا که باشد، مورد حمله قرار خواهد گرفت
هشدار مقامات ايرانی با اخبار جديدی در مورد فعاليت های هسته ای اسرائيل و سفر مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی به آن کشور همزمان شده است.
نگرانی اسرائيل
محمد البرادعی، مديرکل آژانس بين المللی که به اسرائيل سفر کرده است، در پی ملاقات با مقامات اين کشور گفت که دولت اسرائيل در مورد برنامه های هسته ای ايران و هدف های جمهوری اسلامی در اين زمينه ابراز نگرانی کرده است.
قرار است مديرکل آژانس بين المللی روز پنجشنبه، 8 ژوئيه، با آريل شارون، نخست وزير اسرائيل، ملاقات و گفتگو کند.
انتظار می رود در اين ملاقات آقای برادعی موضوع شرکت اسرائيل در يک همايش بين المللی در زمينه فعاليت های هسته ای در خاورميانه را با نخست وزير اين کشور مطرح کند.
قرار است در اين کنفرانس موضوع تبديل خاورميانه به يک منطقه عاری از تسليحات هسته ای مورد بررسی قرار گيرد.
در عين حال، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی گفته است که اين نهاد وابسته به سازمان ملل متحد از امکان اعمال فشار بر اسرائيل برای پيوستن به پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای برخوردار نيست.
دولت اسرائيل اين پيمان را امضا نکرده است و به گفته کارشناسان، توانسته است به تسليحات هسته ای دست يابد.
درحالی که گفته می شود اسرائيل دارای زرادخانه بزرگی از کلاهک های اتمی است، عدم عضويت اين کشور در پيمان مع گسترش جنگ افزارهای هسته ای به آن معنی است که اين کشور تعهدی ندارد که با آژانس بين المللی انرژی اتمی از جمله در زمينه اجازه بازرسی از تاسيسات هسته ای خود همکاری کند.
دولت اسرائيل اصرار داشته است که با توجه به تهديد کشورهای عرب عليه موجوديت اين کشور لازم می داند از هرنوع تسليحاتی به منظور دفاع از خود استفاده کند.
موضع آمريکا
همزمان، دولت ايران موضعگيری آمريکا در مورد برنامه های هسته جمهوری اسلامی را به شدت مورد حمله قرار داده است.
روز سه شنبه، 6 ژوئيه، کالين پاول و سيلوان شالوم، وزيران خارجه آمريکا و اسرائيل، در پی ملاقات در واشنگتن نسبت به برنامه های تسليحاتی ايران ابراز نگرانی کردند.
در کنفرانس خبری مشترک آقايان پاول و شالوم، که در پی اين ملاقات برگزار شد، وزير خارجه اسرائيل گفت که "ايران اعلام کرده است که پرتاب يک موشک به سوی اسرائيل، کشور يهود را نابود می کند و در نتيجه ما بايد در مورد برنامه های هسته ایران احساس نگرانی کنيم."
آقای پاول نيز در اين کنفرانس خبری گفت که در خلال سه سال و نيم گذشته، دولت آمريکا توانايی تسليحات هسته ای ايران را به جامعه بين المللی گوشزد کرده است.
وی گفت که "ايالات متحده همچنان به هر طريق ممکن و با استفاده از توانايی ديپلماتيک و ساير امکانات خود خواهدکوشيد تا اطمينان حاصل کند جامعه بين المللی يکپارچه از تلاش برای ممانعت ايران از پيگيری برنامه تکميل تسليحات هسته ای و بدتر از آن، دستيابی به چنين تسليحاتی، حمايت خواهد کرد."
در واکنش، حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ايران، اظهارات وزير خارجه آمريکا را موجب رسوايی آن کشور نزد افکار عمومی جهان و به ويژه کشورهای اسلامی خوانده و گفته است که آمريکا در پيگيری مسايل هسته ای ايران سياست مستقل ندارد و از اسرائيل تبعيت می کند
به گفته آقای آصفی، هدف اسرائيل از تاکيد بر خطر فعاليت هسته ای ايران تحت الشعاع قرار دادن فعاليت های هسته ای خود و فرار از آشکار کردن اين فعاليت ها در برابر آژانس بين المللی انرژی اتمی است.
وی افزوده است "واکنش اسراييل به خواست های بين المللی نتيجه حمايت های آشکار و پنهان آمريکا از اين رژيم است."
سخنگوی وزارت خارجه در عين حال بر پايبندی جمهوری اسلامی به تعهدات خود تاکيد کرده و گفته است که "همکاری های جمهوری اسلامی با آژانس بين المللی انرژی اتمی و کشورهای اروپايی سازنده، کامل و پيوسته است."
اخيرا شرای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی با صدور قطعنامه ای که پيش نويس آن را سه کشور اروپايی تهيه کرده بودند از همکاری ناکافی ايران با اين آژانس انتقاد کرد.

 

 

هان ای دل عبرت بین از دیده نظرکن هان .... ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
شاید هرگز امپراطور هزارویک شب در داستان های شهرزاد قصه گو هم نمی دید که روزی چنین خوار در برابر ملت مظلومی که سالها محکوم به انقیاد مطلق از فرامین وی بودند بایستد و از ترس خشم انقلابی آنها جنایاتی را که تا دیروز افتخار خود می دانست ،انکار کند
صدام، ديكتاتور سابق عراق، راس ساعت ‌٣٠/٢ دقيقه به وقت بغداد در دادگاه قضايي اين كشور جهت تفهيم اتهام حاضر شد.
شبكه‌ي الجزيره با اعلام اين مطلب گزارش داد: صدام در اين دادگاه با وضعيتي بسيار پريشان و با صدايي بسيار گرفته با رييس اين دادگاه به جدل پرداخت.
وی عنوان رد كه تحت هيچ شرايطي اين دادگاه را نمي‌پذيرد و اعلام مي‌دارد كه اين دادگاه غيرقانوني است و نيز بدون حضور وكلاي مدافع خود سخن نگفته و از خود دفاع نخواهد كرد.
دیکتا توراعلام داشت كه حاضر به امضاي هيچ سند و مدركي در اين دادگاه نيست.
صدام در حالي كه اتهامات مربوط به جرايم جنگي و نسل كشي عليه وي را رد مي‌كرد، خطاب به قاضي گفت: اينها همه تئاتر است و جنايتكار واقعي جورج بوش، رييس جمهور آمريكا است و اين دادگاه توسط واشنگتن اداره مي‌شود
وي افزود: من صدام حسين رييس جمهور عراق هستم.
وي همچنين در حالي كه از رييس دادگاه انتقاد مي‌كرد، گفت: چگونه غيرت تو اجازه مي‌دهد كه در حضور اشغالگران مرا مورد محاكمه قرار دهي.
صدام همچنين در حالي كه در ميان سخنان رييس دادگاه سخن مي‌گفت، از رييس اين دادگاه مي‌خواست كه او را با نام و لقب كاملش به عنوان رييس جمهور عراق مورد خطاب قرار دهد و گفت: عنوان كردن من با لقب رييس جمهور، احترام به اراده‌ي ملتي است كه مرا به اين سمت انتخاب كرده‌اند.
رييس جمهور ديكتاتور عراق در اين دادگاه همچنين از حمله به كويت و اشغال آن به شدت دفاع نمود و گفت: به خاطر مردم عراق به كويت حمله كردم.
صدام همچنين خطاب به رييس دادگاه گفت: تو هم اكنون با كدامين قانون مي‌خواهي مرا محاكمه كني. آيا مرا با قانوني كه من وضع كرده‌ام، محاكمه مي‌كني يا با قانون ديگر. اگر قانون ديگري مبناي محاكمه‌ي من باشد، بگوييد اين قانون كدام است؟
جلسه‌ي اول دادگاه در حال حاضر به اتمام رسيده است و قرار است كه در ادامه، ‌١١ تن از معاونين و سران سابق حزب بعث در مقابل دادگاه حاضر شوند.
هيات وكلاي مدافع صدام نيز اين دادگاه را غيرقانوني خواندند و عنوان ساختند كه تحويل صدام به دادگاه عراق، صدام را از زمره‌ي اسراي جنگي خارج مي‌كند و اين خلاف قانون است.
هيات وكلاي مدافع صدام همچنين افزودند: عدم حضور هيچكدام از وكلاي مدافع رييس جمهور سابق عراق در اين دادگاه باعث خواهد شد كه روند محاكمه‌ي صدام شكلي كاملا غيرقانوني به خود بگيرد.
همچنين همزمان با پخش محاكمه‌ي صدام از رسانه‌هاي خبري جهان، بسياري از شبكه‌هاي عربي تظاهراتهاي پراكنده‌اي كه در شهرهاي مختلف به نشانه‌ي دفاع از صدام برگزار شده بود را به تصوير كشاندند.
صدام توسط يك فروند هلي‌كوپتر از مكاني نامعلوم به دادگاه عراقي آورده شد و توسط يك اتوبوس زرهي به همراه دو نگهبان عراقي به زندانبان تحويل داده شد.
درهاي دادگاه توسط شش محافظ عراقي محافظت مي‌شدند و به دليل ملاحظات امنيتي تعداد كمي از رسانه‌ها اجازه‌ي حضور در دادگاه را پيدا كردند.
 

 

 

'راکت های کشف شده در عراق حاوی عناصر شيميايی نبوده
شانزده راکتی که ماه گذشته در عراق در زير زمين کشف شده بود حاوی عناصر سلاح های شيميايی نبوده است
يک سخنگوی نيروهای ائتلافی در عراق می گويد آزمايش ها نشان داده است که شانزده راکتی که ماه گذشته در عراق در زير زمين کشف شده بود حاوی عناصر سلاح های شيميايی نبوده است.
دو راکت ديگر که توسط نيروهای لهستانی در حله در جنوب بغداد کشف شده بود حاوی آثار گاز عصبی سارين بود.

اما به علت استهلاک شديد اين سلاح ها، که از دوران جنگ ايران و عراق به جا مانده بود، نتيجه گيری شد که تقريبا هيچ تهديدی را متوجه نيروهای ائتلاف چندمليتی نمی کرد.

پيشتر وزارت دفاع لهستان گفته بود که نيروهای آن کشور در عراق اطلاعاتی به دست آوده است که نشان می داد کلاهک های حاوی گاز اعصاب در عراق به قيمت پنج هزار دلار به فروش گذاشته شده است.

رئيس سازمان اطلاعات ارتش لهستان گفت نيروهای آن کشور پس از آنکه خبر يافتند اين سلاح ها به بهای واحدی 5000 دلار در بازار به فروش گذاشته شده است بر تلاش خود برای يافتن آنها افزودند.

آن کلاهک ها برای يک سيستم راکتی به جا مانده از دهه 1980 از دوران اتحاد جماهير شوروی ساخته شده بود.
ژنرال مارک دوکاچوسکی گفت: "کسب اين اطلاعات داير بر اينکه تروريست ها در پی خريداری اين کلاهک ها هستند و حاضرند برای هر کدام از آنها 5000 دلار بپردازند ما را وحشتزده کرد."

"حمله ای به وسيله چنين سلاح هايی به سختی قابل تصور است. در آن زمان کليه فعاليت های ما برای ضبط اين کلاهک ها شدت گرفت."

کارشناسان آمريکايی به انجام آزمايش هايی به روی کلاهک ها پرداختند که بر وجود آثار سايکلوسارين و گاز خردل در برخی از آنها دلالت دارد.

حکومت صدام حسين در دهه 1980 برای مقابله با ايران سايکلوسارين توليد می کرد اما پس از جنگ خليج فارس در سال 1991 براساس قطعنامه های سازمان ملل متعهد شد ذخاير خود را نابود و از توليد آنها دست بکشد.

کلاهک ها در پناهگاهی زيرزمينی در منطقه تحت کنترل نيروهای لهستانی قرار داشت، اما مقامات از ذکر محل دقيق کشف آنها خودداری کردند.

در ماه مه يک گلوله توپ که ظاهرا مملو از گاز سارين بود در جاده ای در نزديکی بغداد منفجر شد اما کسی را به طور جدی مجروح نکرد

 

 

 

ابراز نگرانی رهبران گروه هشت از احتمال گسترش جنگ افزارهای هسته ای توسط ایران و كره شمالی


رهبران گروه هشت در اين بيانيه از ايران خواسته اند تا ا آژانس بين المللی انرژی اتمی وابسته به سازمان مل متحد همکاری کند و از پنهان کردن حقايق خودداری ورزد

رهبران کشورهای عضو گروه هشت در بيانيه ای که روز چهارشنبه منتشر شد نگرانی خودرا نسبت به فعاليتهای هسته ای ايران و کره شمالی ابراز داشتند.
در اين بيانيه از احتمال گسترش جنگ افزارهای هسته ای توسط اين دو کشور ابراز نگرانی شده است.
ايران اين موضع رهبران هشت کشور عضو گروه هشت را 'غيرمنطقی و خلاف واقع' خوانده است.
اين بيانيه اگرچه به قدرکافی شديداللحن است از موضع آمريکا که آشکارا ايران را به تلاش برای ساخت جنگ افزارهای اتمی متهم می کند ملايمتر است.
رهبران گروه هشت در اين بيانيه از ايران خواسته اند تا ا آژانس بين المللی انرژی اتمی وابسته به سازمان مل متحد همکاری کند و از پنهان کردن حقايق خودداری ورزد.
رهبران بريتانيا، کانادا، فرانسه، آلملن، ايتاليا، ژاپن، روسيه و ايالات متحده آمريکا گفته اند که عميقا درباره پايبندی ايران به مقررات آژانس نگرانند. آنها گفته اند: "ما ايران را بخاطر تاخير در اطلاع رسانی، کمی همکاری و همچنين کم بودن تعداد مواردی که در باره فعاليتهای هسته ای خود افشا کرده، نکوهش می کنيم."
رهبران کشورهای عضو گروه هشت اين بيانيه را در جريان اجلاس شان در سی آيلند جورجيا منتشر کرده اند.
پيش از اين، در حاليکه فرانسه، بريتانيا و آلمان بشدت از ايران و برنامه های هسته ای آن انتقاد کردند، يک سخنگوی دولت روسيه اعلام کرده بود که مسکو همچنان به همکاری هسته ای با تهران ادامه خواهد داد.
حميدرضا آصفی سخنگوی وزارت امورخارجه ايران در عکس العملی نسبت به بيانيه گروه هشت در مورد فعاليتهای هسته ای ايران، مواضع رهبران هشت کشور عمده صنعتی جهان را غيرمنطقی و خلاف واقع خواند و بر پايبندی تهران به مقررات آژانس بين المللی انرژی هسته ای تاکيد ورزيد.
 

 

اسرائيل به ارتکاب جنايت جنگی متهم شد

 

در حاليکه نيروهای ارتش اسرائيل به عمليات گسترده ای در اردوگاه آوارگان فلسطينی رفح در غزه دست زده که طی آن گروهی از فلسطينيان کشته شده اند، سازمان عفو بين الملل دولت اسرائيل را به ارتکاب جنايت جنگی متهم کرده است.
بامداد روز سه شنبه، 18 مه، سربازان ارتش اسرائيل همراه با واحدهای زرهی و با حمايت هلی کوپترهای توپدار در رفح، واقع در جنوب باريکه غزه، موضع گرفته اند و تانک های اسرائيلی با استقرار در اطراف محله تل سلطان، ارتباط اين محله را با ساير بخش های شهر قطع کرده اند.
در همانحال، حمله هلی کوپترهای توپدار ليه هدف هايی در رفح ادامه داشته و در خلال ساعات شب، چندين نقطه شهر هدف اصابت موشک قرار گرفته است.
به گفته منابع فلسطينی، در اين حملات دست کم سيزده نفر، از جمله هفت شبه نظامی مسلح فلسطينی، کشته و دهها نفر ديگر زخمی شده اند.
تعدادی از اين افراد در اثر پرتاب موشک توسط هلی کوپترهای توپدار اسرائيلی جان خود را از دست داده اند.
شاهدان عينی گفته اند که از بامداد روز سه شنبه سربازان اسرائيلی جستجوی خانه به خانه در محله تل سلطان در رفح را آغاز کرده اند در حاليکه هلی کوپترهای نظامی در آسمان منطقه پرواز می کنند.
بسياری از ساکنان فلسطينی می کوشند به هر طريق از رفح بگريزند و حتی الامکان اثاثيه خود را همراه برند.
آنان بيم آن دارند که نيروهای اسرائيلی خانه های بيشتری را تخريب کنند.
تاکنون ارتش اسرائيل در عمليات رفح، واقع در نزديکی مرز با مصر، صدها خانه متعلق به فلسطينيان را ويران کرده است.
محکوميت اسرائيل
اقدام ارتش اسرائيل در تخريب خانه اهالی فلسطينی غزه محکوميت گسترده بين المللی، از جمله از سوی سازمان ملل متحد را در پی داشته است.
سازمان عفو بين الملل، از گروه های مدافع حقوق بشر، در گزارشی گفته است که تخريب خانه های اهالی غزه به منزله جنايت جنگی است.
قوانين بين الملل اقدام ارتش اشغالگر در تغيير ساخت نواحی اشغالی و ارعاب ساکنان غيرنظامی را غيرقانونی می داند.
عفو بين الملل گفته است که ارتش اسرائيل در خلال سه سال و نيم گذشته بيش از سه هزار خانه متعلق به فلسطينيان را در اراضی اشغالی باريکه غزه و کرانه باختری رود اردن ويران کرده است.
اين سازمان تاکيد دارد که در اکثر موارد، اين اقدامات به منظور تنبيه و ارعاب غيرنظاميان صورت گرفته و ارزش نظامی نداشته است.
عفو بين الملل گفته است که ارتش اسرائيل در خلال سه سال و نيم گذشته بيش از سه هزار خانه متعلق به فلسطينيان را در اراضی اشغالی باريکه غزه و کرانه باختری رود اردن ويران کرده که در اکثر موارد هدف از آن تنبيه و ارعاب ساکنان غيرنظامی بوده است
در واکنش نسبت به گزارش عفو بين الملل، سخنگوی وزارت خارجه اسرائيل تاييد کرده است که تخريب خانه های فلسطينيان باعث رنج و مشقت غيرنظاميان می شود اما افزوده است که اين اقدام نتيجه مستقيم، به گفته وی، عمليات تروريستی عليه شهروندان بيگناه اسرائيلی است.
ارتش اسرائيل هدف از عمليات تخريبی جاری در غزه را تامين مواضع ارتش در نقاط واقع در جنوب اردوگاه اعلام کرده و گفته است که عمليات رفح بخشی از يک رشته عمليات ادامه دار است.
هدف از اين عمليات نابود کردن تونل هايی اعلام شده است که به گفته اسرائيل برای قاچاق اسلحه به داخل غزه مورد استفاده قرار می گيرد.
همچنين، نيروهای اسرائيلی گفته اند هدف ديگر آنان در غزه جستجو برای يافتن تندروهای فلسطينی و از ميان بردن ساختمان های مورد استفاده آنان و محل هايی است که به گفته نظاميان اسرائيلی، کارگاه های توليد خمپاره و موشک دست ساز در آنها ايجاد شده است

 

در حاليکه نيروهای ارتش اسرائيل به عمليات گسترده ای در اردوگاه آوارگان فلسطينی رفح در غزه دست زده که طی آن گروهی از فلسطينيان کشته شده اند، سازمان عفو بين الملل دولت اسرائيل را به ارتکاب جنايت جنگی متهم کرده است.
بامداد روز سه شنبه، 18 مه، سربازان ارتش اسرائيل همراه با واحدهای زرهی و با حمايت هلی کوپترهای توپدار در رفح، واقع در جنوب باريکه غزه، موضع گرفته اند و تانک های اسرائيلی با استقرار در اطراف محله تل سلطان، ارتباط اين محله را با ساير بخش های شهر قطع کرده اند.
در همانحال، حمله هلی کوپترهای توپدار ليه هدف هايی در رفح ادامه داشته و در خلال ساعات شب، چندين نقطه شهر هدف اصابت موشک قرار گرفته است.
به گفته منابع فلسطينی، در اين حملات دست کم سيزده نفر، از جمله هفت شبه نظامی مسلح فلسطينی، کشته و دهها نفر ديگر زخمی شده اند.
تعدادی از اين افراد در اثر پرتاب موشک توسط هلی کوپترهای توپدار اسرائيلی جان خود را از دست داده اند.
شاهدان عينی گفته اند که از بامداد روز سه شنبه سربازان اسرائيلی جستجوی خانه به خانه در محله تل سلطان در رفح را آغاز کرده اند در حاليکه هلی کوپترهای نظامی در آسمان منطقه پرواز می کنند.
بسياری از ساکنان فلسطينی می کوشند به هر طريق از رفح بگريزند و حتی الامکان اثاثيه خود را همراه برند.
آنان بيم آن دارند که نيروهای اسرائيلی خانه های بيشتری را تخريب کنند.
تاکنون ارتش اسرائيل در عمليات رفح، واقع در نزديکی مرز با مصر، صدها خانه متعلق به فلسطينيان را ويران کرده است.
محکوميت اسرائيل
اقدام ارتش اسرائيل در تخريب خانه اهالی فلسطينی غزه محکوميت گسترده بين المللی، از جمله از سوی سازمان ملل متحد را در پی داشته است.
سازمان عفو بين الملل، از گروه های مدافع حقوق بشر، در گزارشی گفته است که تخريب خانه های اهالی غزه به منزله جنايت جنگی است.
قوانين بين الملل اقدام ارتش اشغالگر در تغيير ساخت نواحی اشغالی و ارعاب ساکنان غيرنظامی را غيرقانونی می داند.
عفو بين الملل گفته است که ارتش اسرائيل در خلال سه سال و نيم گذشته بيش از سه هزار خانه متعلق به فلسطينيان را در اراضی اشغالی باريکه غزه و کرانه باختری رود اردن ويران کرده است.
اين سازمان تاکيد دارد که در اکثر موارد، اين اقدامات به منظور تنبيه و ارعاب غيرنظاميان صورت گرفته و ارزش نظامی نداشته است.
عفو بين الملل گفته است که ارتش اسرائيل در خلال سه سال و نيم گذشته بيش از سه هزار خانه متعلق به فلسطينيان را در اراضی اشغالی باريکه غزه و کرانه باختری رود اردن ويران کرده که در اکثر موارد هدف از آن تنبيه و ارعاب ساکنان غيرنظامی بوده است
در واکنش نسبت به گزارش عفو بين الملل، سخنگوی وزارت خارجه اسرائيل تاييد کرده است که تخريب خانه های فلسطينيان باعث رنج و مشقت غيرنظاميان می شود اما افزوده است که اين اقدام نتيجه مستقيم، به گفته وی، عمليات تروريستی عليه شهروندان بيگناه اسرائيلی است.
ارتش اسرائيل هدف از عمليات تخريبی جاری در غزه را تامين مواضع ارتش در نقاط واقع در جنوب اردوگاه اعلام کرده و گفته است که عمليات رفح بخشی از يک رشته عمليات ادامه دار است.
هدف از اين عمليات نابود کردن تونل هايی اعلام شده است که به گفته اسرائيل برای قاچاق اسلحه به داخل غزه مورد استفاده قرار می گيرد.
همچنين، نيروهای اسرائيلی گفته اند هدف ديگر آنان در غزه جستجو برای يافتن تندروهای فلسطينی و از ميان بردن ساختمان های مورد استفاده آنان و محل هايی است که به گفته نظاميان اسرائيلی، کارگاه های توليد خمپاره و موشک دست ساز در آنها ايجاد شده است

 

 

پیروزی ائتلاف چپ به رهبری حزب کنگره، به رياست سونيا گاندی
خانم گاندی که ايتاليايی الاصل است همسر راجيو گاندی نخست وزير سابق هند است که در سال 1991 ترور شد.

آتال بيهاری واجپايی، نخست وزير اين کشور، امروز 13 آوريل نامه استعفای خود را به رئيس جمهوری هند خواهد داد.
جورج فرناندز يکی از مقامات ارشد دولت هند

اين در حالی است که بنابر اولين نتايج اعلام شده از انتخابات عمومی در هند ائتلاف چپ به رهبری حزب "کنگره" از حزب "بی جی پی" آقای واجپايی پيشی گرفته است.

تا کنون حزب کنگره، به رياست سونيا گاندی، و ائتلاف چپ گرای آن 32 کرسی پارلمان هند را بدست آورده اند و شواهد اوليه از شمارش آرا حاکی از آن بوده است که اين ائتلاف در رقابت ها برای کسب بيش از دويست کرسی ديگر در صدر قرار دارد.

خانم گاندی که ايتاليايی الاصل است همسر راجيو گاندی نخست وزير سابق هند است که در سال 1991 ترور شد.

يکی از سخنگويان ائتلاف حاکم بی جی پی گفت اين ائتلاف اميد چندانی به پيروزی در اين دور از انتخابات ندارد.

آتال بيهاری واجپايی پيشتر از وزرای کابينه خود خواسته بود در منزل وی در دهلی نو يک جلسه برگزار کنند.

آتال بيهاری واجپايی، نخست وزير دولت ائتلافی هند، چندماه زودتر از موعد مقرر انتخابات پارلمانی در اين کشور، انتخابات را برگزار کرد.

برای اولين بار اخذ رای در سراسر هند با کمک دستگاه های الکترونيکی و طی سه هفته انجام گرفت

 

 

 

فجایع ارتش اسرائيل به بهانه نابودی تروريسم

 
سربازان اسرائيلی با حمايت واحدهای زرهی و هلی کوپترهای توپدار ارتش به محله ای در شهر غزه حمله کرده اند که طی آن چند نفر کشته و گروهی زخمی شده اند.
در اين عمليات، که در محله زيتون شهر غزه صورت گرفت، بين نيروهای مهاجم و افراد مسلح فلسطينی زدوخورد روی داد که طی آن دست کم دو فلسطينی کشته و عده ای زخمی شدند و اسرائيل گفته است که هدف اين حملات افراد مظنون به عضويت در سازمان های تندرو فلسطينی و نابودی "زيرساخت های تروريسم" در غزه بوده است.
به گفته منابع ارتش اسرائيل، با آغاز عمليات در ساعات اوليه بامداد روز سهشنبه، 11 مه، عليه نقاط مشخص در ناحيه زيتون در شهر غزه، نيروهای اسرائيلی با آتش فلسطينيان مواجه شدند.
شاهدان عينی نيز گفته اند که پس از ورود اسرائيلی ها به زيتون، افراد مسلح فلسطينی از تمامی نقاط شهر به منظور مقابله با آنان به سوی اين ناحيه حرکت کردند.
در گذشته نيز نيروهای اسرائيلی به حملات مشابهی در زيتون دست زده و هدف از اجرای آنها را يافتن کارگاه های توليد خمپاره اعلام کرده بودند.
گزارش های رسيده از غزه از زخمی شدن دست کم 20 فلسطينی هم حکايت دارد.
اين حمله با ورود واحدهای پياده ارتش اسرائيل به غزه آغاز شد و سپس واحدهای زرهی به حمايت از آنان وارد عمليات در اين محله پرجمعيت شهر شدند.
نيروهای اسرائيلی با استفاده از بلندگو به ساکنان محله هشدار می دادند از خانه های خود خارج نشوند زيرا در غيراينصورت ممکن است هدف تيراندازی قرار گيرند.
آريل شارون، نخست وزير اسرائيل، وعده داده است تندروهای فلسطينی در باريکه غزه را که به پرتاب خمپاره به داخل اسرائيل مبادرت می ورزند نابود کند.
گروه های تندرو فلسطينی حضوری گسترده در باريکه غزه دارند
 

احتمال بد رفتاری سربازان آمريکايی با زندانيان افغان


بدنبال حمله آمريکا به افغانستان بسياری از زندانيان دستگير شده در افغانستان به خليج گوانتانامو در کوبا انتقال داده شدند
سازمان حقوق بشر و حفاظت محيط زيست افغانستان از احتمال بدرفتاری با زندانيان افغان در پايگاههای نظامی آمريکا در افغانستان ابراز نگرانی کرده است.
اين سازمان با انتشار اعلاميه ای، خواستار ديدار با اين زندانيان شده است.
بعد از انتشار تصاويری از بدرفتاری نظاميان آمريکايی با زندانيان عراقی، نگرانيها در مورد شيوه برخورد سرازان آمريکا با زندانيان افغان افزايش يافته است.
اين نگرانيها پس از اين شدت گرفت که مقامات ارشد ايالات متحده آمريکا و بريتانيا از برخورد سربازان شان با زندانيان عراقی رسماً پوزش خواستند.
عبدالرحمن هوتکی رييس سازمان حقوق بشر و حفاظت از محيط زيست افغانستان با تکان دهنده خواندن تصاويری که از خشونت و بدرفتاری سربازان آمريکايی با زندانيان عراقی منتشر شده است گفت که نگرانيهای جدی در مورد رفتار مشابه با زندانيان افغان نيز وجود دارد.
شواهدی مبنی بر بدرفتاری با زندانيان افغان در پايگاههای آمريکا در افغانستان در دست است و برخی افرادی که مدتی در بازداشت نيروهای آمريکا به سر برده اند نيز اين بد رفتاريها را تاييد کرده اند
عبد الرحمن هوتکی
آقای هوتکی افزود که شواهدی مبنی بر بدرفتاری با زندانيان افغان در پايگاههای آمريکا در افغانستان در دست است و برخی افرادی که مدتی در بازداشت نيروهای آمريکا به سر برده اند نيز اين بد رفتاريها را تاييد کرده اند.
او گفت که شماری از زندانيان بعد از آزاد شدن از بازداشتگاههای نيروهای آمريکايی، تهديد شده اند که حق ندارند پيرامون سوء رفتار با زندانيان، در بيرون از زندان با کسی سخن بگويند.
رييس سازمان حقوق بشر و حفاظت از محيط زيست افغانستان اضافه کرد که اين سازمان خواهان بازديد از بازداشتگاههای تحت کنترل نيروهای آمريکايی در افغانستان است تا با زندانيان ديدار و گفتگو کند.
چندی پيش، سازمان عفو بين الملل نيز از وضعيت زندانيان افغان در پايگاههای آمريکايی در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود.
اين سازمان خواهان تحقيقات جدی تر پيرامون مرگ دو زندانی افغان در پايگاه هوايی بگرام شده بود که تحت کنترل نيروهای آمريکايی است.
اگرچه مقامات نظامی آمريکا در افغانستان گفته اند که تحقيقات در مورد مرگ حبيب الله و دلاور دو تبعه افغان در پايگاه هوايی بگرام تحقيقات ادامه دارد، اما سازمان عفو بين الملل چندين بار از کندی روند تحقيقات انتقاد کرده است.
مقامات نظامی آمريکا در مورد احتمال سوء رفتار با زندانيان افغان در پايگاههای تحت کنترل آنان، گفته اند که معمولا ناظران صليب سرخ جهانی از اين زندانها به طور مرتب بازديد می کنند و با زندانيان گفتگو می کنند.
آنان ضمن تاييد اينکه شماری از زندانيان افغان در پايگاههای تحت کنترل نيروهای آمريکايی، جان خود را از دست داده اند، هر نوع بدرفتاری با زندانيان را رد کرده اند.
گفته می شود که صدها افغان در جريان فعاليت نظامی نيروهای آمريکايی در افغانستان و به ظن همکاری با گروهای پيکارجو در جنوب و جنوب شرق اين کشور دستگير شده اند.

 

احتمال بد رفتاری سربازان آمريکايی با زندانيان افغان
بدنبال حمله آمريکا به افغانستان بسياری از زندانيان دستگير شده در افغانستان به خليج گوانتانامو در کوبا انتقال داده شدند
سازمان حقوق بشر و حفاظت محيط زيست افغانستان از احتمال بدرفتاری با زندانيان افغان در پايگاههای نظامی آمريکا در افغانستان ابراز نگرانی کرده است.
اين سازمان با انتشار اعلاميه ای، خواستار ديدار با اين زندانيان شده است.
بعد از انتشار تصاويری از بدرفتاری نظاميان آمريکايی با زندانيان عراقی، نگرانيها در مورد شيوه برخورد سرازان آمريکا با زندانيان افغان افزايش يافته است.
اين نگرانيها پس از اين شدت گرفت که مقامات ارشد ايالات متحده آمريکا و بريتانيا از برخورد سربازان شان با زندانيان عراقی رسماً پوزش خواستند.
عبدالرحمن هوتکی رييس سازمان حقوق بشر و حفاظت از محيط زيست افغانستان با تکان دهنده خواندن تصاويری که از خشونت و بدرفتاری سربازان آمريکايی با زندانيان عراقی منتشر شده است گفت که نگرانيهای جدی در مورد رفتار مشابه با زندانيان افغان نيز وجود دارد.
شواهدی مبنی بر بدرفتاری با زندانيان افغان در پايگاههای آمريکا در افغانستان در دست است و برخی افرادی که مدتی در بازداشت نيروهای آمريکا به سر برده اند نيز اين بد رفتاريها را تاييد کرده اند
عبد الرحمن هوتکی
آقای هوتکی افزود که شواهدی مبنی بر بدرفتاری با زندانيان افغان در پايگاههای آمريکا در افغانستان در دست است و برخی افرادی که مدتی در بازداشت نيروهای آمريکا به سر برده اند نيز اين بد رفتاريها را تاييد کرده اند.
او گفت که شماری از زندانيان بعد از آزاد شدن از بازداشتگاههای نيروهای آمريکايی، تهديد شده اند که حق ندارند پيرامون سوء رفتار با زندانيان، در بيرون از زندان با کسی سخن بگويند.
رييس سازمان حقوق بشر و حفاظت از محيط زيست افغانستان اضافه کرد که اين سازمان خواهان بازديد از بازداشتگاههای تحت کنترل نيروهای آمريکايی در افغانستان است تا با زندانيان ديدار و گفتگو کند.
چندی پيش، سازمان عفو بين الملل نيز از وضعيت زندانيان افغان در پايگاههای آمريکايی در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود.
اين سازمان خواهان تحقيقات جدی تر پيرامون مرگ دو زندانی افغان در پايگاه هوايی بگرام شده بود که تحت کنترل نيروهای آمريکايی است.
اگرچه مقامات نظامی آمريکا در افغانستان گفته اند که تحقيقات در مورد مرگ حبيب الله و دلاور دو تبعه افغان در پايگاه هوايی بگرام تحقيقات ادامه دارد، اما سازمان عفو بين الملل چندين بار از کندی روند تحقيقات انتقاد کرده است.
مقامات نظامی آمريکا در مورد احتمال سوء رفتار با زندانيان افغان در پايگاههای تحت کنترل آنان، گفته اند که معمولا ناظران صليب سرخ جهانی از اين زندانها به طور مرتب بازديد می کنند و با زندانيان گفتگو می کنند.
آنان ضمن تاييد اينکه شماری از زندانيان افغان در پايگاههای تحت کنترل نيروهای آمريکايی، جان خود را از دست داده اند، هر نوع بدرفتاری با زندانيان را رد کرده اند.
گفته می شود که صدها افغان در جريان فعاليت نظامی نيروهای آمريکايی در افغانستان و به ظن همکاری با گروهای پيکارجو در جنوب و جنوب شرق اين کشور دستگير شده اند.

 

دهم ماه مه هفتاد يكمين سالروز كتاب سوزان در آلمان  

در روز سى ام ژانويه سال ۱۹۳۳ آدولف هيتلر رسما صدراعظم امپراطورى آلمان شد. گرچه بسيارى از تاريخدانان از آن سخن ميرانند كه در آن هنگام هنوز پايه هاى قدرت هيتلر بگونه اى مطلق قوام نيافته بود، اما در همان نخستين ماهها نيز ما شاهد آشكار شدن چهره واقعى اين ديكتاتور بوديم. روز دهم ماه مه هفتاد يكمين سالروز كتاب سوزان در آلمان است.

“هر آنچه را كه غيرآلمانى است در آتش بيافكنيد! همه آثار مربوط به مبارزه طبقاتى و يا ماترياليسم را. براى دفاع از مصالح خلق آلمان و نظرگاه ايده آليستى زندگى بپاخيزيد! من همه آثار ارل ماركس و يا كائوتسكى را در آتش مياندازم.”

برلين، دهم ماه مه سال ۱۹۳۳. شعله هاى آتش نه تنها در پايتخت كشور كه در ديگر نقاط آلمان نيز زبانه ميكشند. در اكثر شهرهاى دانشگاهى آلمان ما شاهد پديده كتاب سوزان هستيم. مسئولان با بى رحمى تمام و بدون رعايت كمترين مصلحتى دست به اقدامى زده اند كه “پاكسازى” ادبيات آلمان ناميده اند. و هر آنچه را كه به ذوق صاحبان قدرت خوش نميآمد را به دل آتش افكندند. صدها هزار كتاب طعمه آتش شدند و كتابسوزى تا چند هفته ادامه داشت.

“من همه آثار هاينريش مان، ارنست گلزر و اريش كستنر را در آتش ميافكنم.”
بسيارى از نويسندگان و شاعران با نازيها هم سخن شدند. از آن جمله بود شاعر فاشيست، هانس يوست. اما بودند نويسندگانى كه در برابر اين عمل ضدفرهنگى ايستادند و حتى آشكارا از آن انتقاد كردند. توماس مان، برنده جايزه نوبل ادبيات سال ۱۹۲۹ در شمار چنين افرادى بود. وى سال ۱۹۳۳ به سوئيس مهاجرت كرد و آنگاه در سال ۱۹۳۹ به آمريكا رفت. و آنگاه كه دانشكده فلسفه دانشگاه بن دكتراى افتخارى وى را نامعتبر خواند وى در نامه اى به مسئولان دانشگاه نسبت به اين موضوع شديدا اعتراض كرد.

اما اين تنها توماس مان نبود كه صداى اعتراض خود را به گوش جهان و جهانيان رساند. ريكاردا هوخ نيز در روز نهم آوريل ۱۹۳۳ يعنى پيش از كتاب سوزان، از آكادمى هنرهاى پروس كناره گيرى كرد و در نامه اى به رئيس اين آكادمى چنين نوشت:

“آن چه كه دولت جديد براى نگرش و باور ملى در ذهن ميپروراند با روح آلمانى تباين دارد. اين مركزيت گرايى، اين اجبار، اين راهكارهاى خشن، اين نابودى دگرانديشان، اين خودشيفتگى جنون آميز، همه و همه برآمدهايى غيرآلمانى اند، برآمدهايى ناروا. من توسط اين نامه كناره گيرى خود را از آكادمى هنرهاى پروس اعلام ميدارم.”

آشكارا كم بودند كسانى كه در آن هنگام قادر به خواندن نشانه هاى دوران بودند و قادر بودند كه سير تحولات رويدادهاى تاريخى را بر بستر اين نشانه ها پيش بينى كنند. اما بى گمان كتاب سوزان روز دهم ماه مه سال ۱يكى از نشانه هاى اين دوران سياه بود

 

تفسیری بر یخ زدگی روابط ايران و اروپا


در واقع قرار بود ديدار وزير امور خارجه ايران از آلمان ديدارى معمولى باشد. اما آخر چه چيز در روابط ايران و آلمان معمولى است؟ و نيز در روابط ايران و اروپا؟ هر دو طرف با مجموعه اى از مشكلها دست به گريبان اند و هر بار كه گمان مى رود، مشكلى حل شده است، مشكلى جديد رخ مى نمايد. يا حتى مشكلى قديمى ار ديگر پديدار مى گردد: نمونه آنكه آنجا كه در برلين خاطره قتل چند تن از رهبران اپوزيسيون دولت ايران در رستوران ميكونس زنده مى گردد، طرف مقابل نيز سريعا يادآور مى شود كه آلمان به عراق براى دست يافتن به سلاحهاى شيميايى اى كه در جنگ عليه ايران به كار گرفته شدند، كمك كرده است.

گر چه چنين موضوعهايى به هنگام ديدار مقامات عالى رتبه كشورها به بحث گذاشته نمى شوند، اما خودبخود حضور دارند. و البته تنها اين موضوعها نيستند كه عرصه هايى مشكل زا هستند. موضوعهاى اصلى ماده لازم را براى اختلاف نظر به دست مى دهند: از سويى مسئله اتمى ايران مطرح است، از سوى ديگر بحران خاورميانه، در جايى موضوع وضعيت عراق عنوان مى گردد و در جايى ديگر مكررا و طبيعتا مسئله دموكراسى و حقوق بشر.

و همه موضوعها به نحوى با هم در ارتباط اند: چنانچه شيوه و روند انتخابات مجلس در ايران در اسفند ماه سال گذشته موجب نااميدى اروپا و آلمان براى گشايش بيشتر در ايران شد. نه به خاطر آنكه در ايان خط سياسى اى نامطبوع پيروز گشت، بلكه چون در اينجا به گونه اى آشكار اصول دموكراسى و انتخابات آزاد زير پا گذاشته شده بود. البته پارلمان جديد هنوز تشكيل نشده است و گذار به سياستى تندروانه تر نيز پس از انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۵ ميلادى به طور نهايى انجام خواهد گرفت. اما از هم اكنون مى توان به روشنى مشاهده نمود كه محافظه كاران كمتر از هميشه ملاحظه كسى و چيزى را مى كنند.

بى ترديد نمونه اى از رفتار محافظه كاران را بايد در تاييد حكم اعدام دكتر هاشم آقاجرى، مدرس ايرانى ديد كه در سخنرانى خود از اصلاح نظام اجتماعى ايران دفاع كرده و زير فشار اصلاح طلبان، دانشجويان و خارج از كشور در آغاز بخشوده شده بود. تاييد حكم اعدام وى به كشورهاى اروپايى اجازه نمى دهد كه به راحتى بتوانند تنها در باره موضوعهاى عادى با ايران گفتگو كنند. اينكه دولت ايران اطمينان مى دهد كه هيچگاه تعداد زندانيان سياسى در ايران به اين كمى نبوده است، هم تاثيرى در اين وضعيت ندارد. بخصوص كه مى بينيم دولت گروهى از زندانيان سياسى را باصطلاح به “مرخصى” فرستاده است: همه اينها نشانگر آن است كه اين زندانيان قربانى استبداد حكومتى اند.

در رابطه با بحران خاورميانه هم اروپا، به ويژه آلمان، نمى تواند با موضع ايران كنار بيايد: دولت ايران آشكارا موضعى مخالف اسراييل دارد و حتى از ايده صلح با دولت يهود نيز پشتيبانى نمى كند.

در مورد مسئله جنگ عراق هم نقطه مشتركى نمى توان يافت: در آلمان هم مى دانند كه رويدادهاى عراق تا چه اندازه براى ايران مهم اند و اينكه دست كم تبادل نظر در اين مورد با ايران مفيد است. اين را نمونه افغانستان به قدر كافى ثابت كرده است. ايران كاملا از اين امكان برخوردار است كه نقش تعادل بخشى در اين ميان ايفا كند و اينجا و آنجا حتى ميانجى گرى نمايد، اگر چه به اين كار اقرار نكند.

آنچه باقى مى ماند مسئله اتمى است. وزيران امور خارجه آلمان، فرانسه و بريتانيا در پاييز گذشته ايران را متقاعد كردند كه پروتكل الحاقى پيمان منع گسترش سلاحهاى اتمى را امضا كند. اما در ادامه مشخص گشت كه ايران برخى فعاليتهاى خود را از چشم اروپاييان پنهان داشته است. نتيجه آن شد كه اروپاييان تا كنون به وعده خود براى كمك به ايران عمل نكرده اند. قرار بود آنها دانش فنى استفاده صلح آميز از نيروى اتم را به ايرانيان بياموزند. مقامات دولت ايران كم كم صبر خود را از دست مى دهند، چون مى پندارند كه به ايشان حيله زده شده است. و تنها با كلمات دوستانه هم نمى توان قضيه را حل كرد، چون براى ايرانيان موضوع حيثيت ملى هم در ميان است.

در برلين نيز همچون ديگر پايتختهاى كشورهاى اروپايى كسى كوركورانه به انتقادهاى امريكا اعتماد نمى كند كه مى گويد ايران درصدد آن است به قدرتى اتمى تبديل شود. بخصوص كه اكنون تجربه عراق هم در دست است. اما تا زمانى كه دولت ايران شفافانه عمل نكند، اين شك باقى مى ماند كه آيا سرزمينى چون ايران كه داراى چنين منابع گسترده نفتى و گازى است، واقعا نيازمند نيروى اتمى است تا برق توليد كند و اينكه آيا اروپا با ملاحظه كردنهاى دوستانه خود تبديل به شريك جرم نمى شود؟ جرمى كه عبارت است از افزودن بر شمار قدرتهاى اتمى در جهان. و اين طبيعتا خواست اروپا نيست

 

 

اوضاع خاور ميانه مهمترين موضوع در كنفرانس اتحاديه اروپا و كشورهاى حوزه درياى مديترانه

مذاكرات بيست و پنج وزير امور خارجه كشورهاى عضو اتحاديه اروپا، ۹ كشور واقع در حوزه درياى مديترانه و همچنين تشكيلات خود گردانى فلسطينى ها، كه محور اصلى آنرا بررسى اوضاع خاور ميانه تشكيل ميداد ديروز در دوبلين بپايان رسيد.

پس از آن وزير امور خارجه ايرلند، رئيس ادوارى شوراى اروپا، ابراز عقيده كرد كه امكان برقرارى اتش بس ميان اسرائيل و فلسطينى ها وجود دارد. وى كه بنمايندگى از طرف اتحاديه اروپا در مذاكرات گروه چهار گانه خاور ميانه يعنى آمريكا، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل متحد در نيويورك نيز شركت داشت ازطرفين درگيريهاى خاور ميانه يعنى اسرائيل و فلسطينى ها خواست كه دوران عمل به مفاد برنامه صلح خاور ميانه موسوم به نقشه راه را كه در مذاكرات نيويورك مجددا تاييد شد، آغاز نمايند.

وى گفت :دولت اسرائيل با اين برنامه موافق ست ، ما نيز از آن حمايت ميكنيم و همه خواستار اجراى اين برنامه هستند پس ميتوانيم حال حسن نيت نشان داده و به آن عمل كنيم .ما نبايد به دشمنان صلح اجازه دهيم كه اقدامات ما را، به ما تحميل و ديكته كنند.ولى مشكل اينستكه هرگاه طرفى قصد اقدام در اين زمينه را داشته باشد دشمنان صلح در دو طرف يا فرياد كشيده و يا باعث بروز فاجعه ائى ميشوند.

آنگونه كه شمارى از شركت كنندگان در اين كنفرانس اظهار داشتند وزير امور خارجه اسرائيل، سيلوان شالوم، در مذاكرات محرمانه شديدا به انتقاد از اتحاديه اروپا پرداخت و اين هم پيوندى را متهم به جانبدارى از فلسطينى ها كرد. وى گفت : دولت متبوعش بر برنامه عقب نشينى خود تكيه ميكند و پس از مخالفت اعضاى حزب ليكود با آن،اين برنامه در انطباق با نتيجه حاصله از اين نظر پرسى درون حزبى تغيير خواهد كرد.

فرستاده تشكيلات خود گردانى فلسطينى ها نبيل شعث حاضر به گفتگو با وزير امور خارجه اسرائيل نشد ولى مع الوصف وزير امور خارجه آلمان، يوشكا فيشر اظهار داشت كه اينكه مذاكراتى ميان اتحاديه اروپا و كشورهاى عربى در باره اوضاع خاور ميانه انجام شده، امرى مطلوب است. يك ديپلمات اتحاديه اروپا گفت : تصاوير مربوط به شكنجه زندانيان در عراق باعث انزجار گشته و طبيعى است كه از خود بر جو اين مذاكرات نيز اثرى برجاى گذاشت .

مامور سياست خارجى اتحاديه اروپا، خاوير سولانا در رابطه با پيمان همكارى ميان اين اتحاديه و كشورهاى واقع در حوزه درياى مديترانه كه سال ۱۹۹۵ بموقع اجرا گذاشته شد اظهار داشت كه : پيمان همكارى ميان اتحاديه اروپا و كشورهاى مذكور، باوجود ادامه يافتن درگيريهاى خاور ميانه پيمانى موفقيت آميز است.وى افزود : با وجود مشكلاتى كه در منطقه وجود دارند، يعنى مشكلات مربوط به پروسه صلح خاور ميانه، ما ميتوانيم بايكديگر همكارى كرده و به اهدافى دست يابيم كه بسود سراسر منطقه است

 

فقدان دمو كراسی ریشه تمامی مشكلات

تابوت دموكراسی

 

تونس اجلاس اتحاديه عرب در اين كشور را برگزار نكرد. اين اقدام تعجب كسى را برنينگيخت. تونسى ها مى گفتند تشكيل نشدن اجلاس بيشتر به دليل آن بوده كه مدعوين به اين اجلاس تمايلى به مطرح شدن مسائلى نظير حقوق بشر، دموكراسى و برابرى حقوق زن و مرد نداشتند. آنچه ترديدبرانگيز مى نمايد اين است كه بايد ديد آيا واقعاً چنين مسائلى در دستور كار اجلاس بوده اند يا خير. طنزآميزترين نكته اى كه در انحلال اين اجلاس وجود دارد اين است كه چگونه كشورى چون تونس كه داراى فجيع ترين انواع نظام هاى ديكتاتورى عربى است خود را به عنوان طلايهدار آزادى هاى اجتماعى مطرح مى كند.

انحصار قدرت در هر يك از كشورهاى عربى نام هاى متفاوتى دارد. الجزايرى ها از «قدرت» سخن مى گويند، سعودى ها از «خاندان»، مصرى ها از «احكم» يا «حكم دولتى» و لبنانى ها از «حكام سياسى». همه اين نام ها تاكيد بر چرخه نظام هاى ديكتاتورى خاص خود دارد. اما بايد گفت اين حكومت هاى «حرف، حرف من است» تحت فشار سنگينى قرار دارند و امواج دموكراتيزاسيون قرار است بر ساحل خشك اين منطقه جارى شود.

هر ۲۲ كشور عضو اتحاديه عرب تاكنون سعى داشته اند تا اليگارشى ترين حكومت هاى جهان را به نمايش گذارند و بگويند هنوز مى توان در جهان امروز حكومت اغنيا بر فقرا را نظاره كرد. در هيچ يك از كشورهاى عربى نمى توان ديد كه حكومتى با آراى مردمى روى كار بيايد؛ اين موضوع به طور مرسوم هرگز سابقه نداشته است. كشورهاى آفريقايى نيز چندان احترامى براى آراى مردمى قائل نيستند. از سال ۱۹۹۰ به اين طرف فقط ۱۸ كشور آفريقايى وجود دارند كه طبق استانداردهاى بين المللى، آراى مردمى را حائز اهميت دانسته اند و به آن احترام گذاشته اند. اما حالا كشورهاى عربى خود را با فشارهاى خارجى و داخلى وحشتناكى روبه رو مى بينند كه به احتمال زياد همين فشارها تا ده سال ديگر چهره منطقه خاورميانه را عوض خواهد كرد.

درباره مقاومت اين منطقه در برابر آزادى و جلوگيرى از قدرت هاى مردمى دلايل بسيارى وجود دارد. به همين دلايل عجيب است كه نمى توان تغييراتى را كه در اروپاى شرقى، آسياى شرقى و آمريكاى لاتين صورت گرفته در اين گونه كشورهاى خاورميانه اى مشاهده كرد. هنوز بسيارى از كشورهاى خاورميانه در مراحل اوليه رشد قرار دارند. مرزهاى آنها به جاى آنكه طبق حدود جغرافيايى تعيين شده باشد پيش تر توسط استعمارگران خارجى تعيين شده است. در نتيجه طى پنجاه سال جارى بيشتر انرژى اعراب صرف گسترش قلمروهاى خود شده كه اين امر نيازمند تمركزگرايى سياسى بوده است. در همين راستا ساماندهى منابع طبيعى براى ايشان از اهميت ويژه اى برخوردار بوده است. آنان براى خود نوعى هويت ملى ساخته اند تا بتوانند آن را با هويت پيشين جايگزين كنند.

اما آنچه كه در عمل از همه اقدامات عربى حاصل شد عبارت بود از نظام هاى بوروكراتيك و ايجاد شبكه غول پيكر و متشكل از افرادى كه خود را ولى مردم مى دانند. تقريباً دوسوم از اعراب صاحب منابع عظيم انرژى هستند كه درآمد ناشى از اين ثروت در اختيار حكام اين كشورها قرار مى گيرد. سركوب اقوامى كه در اقليت قرار دارند ادامه دارد و با كنترل نظام آموزشى و سانسور مطبوعات نوعى فرهنگ مطيع سازى را ترويج مى دهند. در بسيارى موارد همين كشورهاى عربى توسط ديگر كشورها حمايت مى شوند. اين حمايت گاهى به خاطر اسرائيل است، گاهى به خاطر نياز به هم پيمانان جنگ سرد و اغلب به خاطر منابع انرژى ارزان قيمت. جمعيت كشورهاى عضو اتحاديه عرب از ۱۶۷ ميليون در سال ۱۹۸۰، اكنون به ۲۸۰ ميليون نفر رسيده است. در اين كشورها هجوم مردم از روستاها به شهرهاى بزرگ جريان دارد و همين امر وابستگى مردم اين كشورها را به طبقه حاكمان بيشتر كرده است. اين وابستگى به حدى است كه براى ايشان فرقى نمى كند چه كسى را بر بالاى سر خود بپذيرند: اميران حاشيه خليج فارس را و يا ستمكاران ديگر جمهورى هاى عربى را.

اما حالا بايد گفت مسائل تغيير زيادى كرده است چون مردم بعضى از اين كشورها وضعيت را به همين گونه پذيرفته اند. اكنون به ندرت مى توان يك تونسى، عمانى و يا مصرى را پيدا كرد كه هويت ملى خود را مورد بررسى قرار دهد و اصلاً بخواهد بداند كه وارث كدام فرهنگ غنى تاريخى بوده است. آنچه كه به عقلشان مى رسد اين است كه مثلاً بگويند خط مشى دولتى در بعضى امور اگر اين گونه و يا آن گونه باشد بهتر است. حتى در عربستان سعودى كه مردم در خفقان مطلق به سر مى برند، كمتر كسى جرات مى كند تا با اميران آل سعود مخالفت كند. اين صحنه اگر چه براى خارجى ها خوف انگيز و دردآور است ولى براى خود اين مردم نوعى افتخار محسوب مى شود. آنچه اكنون كمى آنان را آزار مى دهد اين است كه ديگر از بس به آنان گفته شده به خاطر نانى كه از اميران مى گيرند بايد دست اميران را بوسه بزنند، خسته شده اند.

در ديگر كشورها كه موقعيت بهترى دارند، اوضاع به گونه اى نيست كه الگوى آنها بيانگر وحدت مردمى باشد. ناآرامى هاى منطقه قبيله الجزاير، شورش يك ميليون سوريه اى به همراه كردهاى اين كشور و اعتراض گسترده لبنانى ها عليه سياستمداران كشورشان و سوءاستفاده سوريه از موقعيت جغرافيايى اين كشور و واسطه قرار دادن لبنان به عنوان سپر بلا، گواهى بر اين مدعاست. حالا عراق را داريم؛ كشورى كه زير ستم بعث قرار داشت و اكنون آزاد شده است

.

 بهبود روابط دو كشوركره شمالى و كره جنوبى

امروز چهارشنبه نمايندگان دو دولت كره شمالى و كره جنوبى در پيونگ يانگ پايتخت كره شمالى گفتگويى دوجانبه خواهند داشت در جهت بهبود روابط دو كشور. در همين گفتگوها «جونگ سه هيون» وزير دفاع كره جنوبى در نظر دارد كه مسئله برنامه اتمى كره شمالى را نيز به يكى از موضوعات گفتگوها تبديل كند.

از كره شمالى دوباره نشانه هاى مثبتى ديده مى شود. يكى از همكاران نزديك قديمى «كيم جونگ ايل» گفت: “ما حق داريم موشك بفروشيم تا ارز مورد نيازمان را تامين كنيم، اما مواد هسته اى را ما هيچگاه در اختيار كسى قرار نخواهيم داد، نه به القعده نه به هيچ گروه ديگرى”. ديك چينى معاون رييس جمهورى آمريكا مدت كوتاهى پيش از اين هشدار داده بود كه امكان اين وجود دارد كه «كيم جونگ ايل» مواد اوليه هسته اى را در اختيار القاعده قرار داده باشد. اين امر مى توانست بهانه اى باشد تا آمريكا كره شمالى را از لحاظ سياسى و اقتصادى زير فشار قرار دهد تا اين كشور نتواند سلاحهاى هسته اى توليد كند.

«پيك نام_سون» وزير خارجه كره شمالى نيز شبكه القاعده و ديگر گروههاى تروريستى را محكوم كرد. وى در گفتگويى با «سليگ هريسون» كارشناس امور كره، اين مسئله را مورد انتقاد قرار داد كه جورج دبليو بوش رخداد ۱۱ سپتامبر را مورد استفاده قرار داده تا امريكايى ها را عليه كره شمالى برانگيزاند. اما وى افزود: “حقيقت اين است كه ما دوستى آمريكايى ها را مى خواهيم و به آن نياز داريم”.

يكى از مقامات كره شمالى در اين رابطه گفت: “ما نمى خواهيم فاجعه ى عراق را تجربه كنيم”. همزمان با اين اظهارات، كره شمالى كمكهاى پيشنهادى آمريكا را در رابطه با فاجعه انفجار قطار در «يونگ خون» را پذيرفت. سفير آمريكا در كره جنوبى گفت، كمكهاى امدادى آمريكا براى سه ماهِ ۲۰ هزار نفر كافى هستند. نماينده كره شمالى نيز در سازمان ملل اظهار اميدوارى كرد كه اين كمكها بتوانند اعتماد متقابل بين آمريكا و كشور متبوع وى را قويتر كنند. به اين شكل كره شمالى به گونه اى بى سابقه آمادگى خود را براى مذاكره در هفته آينده، بر سر برنامه اتمى اش اعلام كرد. ديگر طرفهاى بحث نيز به نظر مى رسد در نظر دارند معضلات خود را با كره شمالى حل و فصل كنند.

ديپلماتهاى ژاپن و كره شمالى از ديروز در پكن تلاش مى كنند، مناقشه خود بر سر ژاپنى هاى ربوده شده به كره شمالى را حل نمايند. رهبر كره شمالى به اين آدم ربايى اعتراف كرد و از بابت آن عذرخواهى كرد. اما دولت ژاپن تاكنون بدون هيچ نتيجه اى خواستار آن است كه بستگان خانواده هاى ربوده شده بتوانند با خويشان خود ملاقات كنند. اما توافق نظرى بر سر اين موضوع هنوز در چشم اندازى نزديك ديده نمى شود. براى حل اين موضوع، «كوئى زومى» نخست وزير ژاپن، پيشنهاد ديدار دوم سران دو كشور را مطرح نمود.

حال در جريان گفتگوهاى امروز چهارشنبه ى كره شمالى و جنوبى در «پيونگ يانگ»، كره جنوبى به اين اميد بسته است كه از جو مناسب كنونى استفاده كند تا تدارك ديدارى بى سابقه را بين مقامات نظامى دو كشور ببيند. تنها معضلى كه در چارچوب اين فعاليتهاى مهم ديپلماتيك ديده مى شود گزارشى از يك روزنامه كره جنوبى ست: اين روزنامه خبر داده است كه كره شمالى براى دو پاسگاه زيرزمينى، موشكهاى ميانبردى با برد ۴ هزار كيلومتر مى سازد. گزارشات حاكى از آنند كه ساختن ۸۰ درصد اين تاسيسات به پايان رسيده است

 

ديدار خرازى و يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان


کمال خرازی، وزير امور خارجه جمهوری اسلامی ايران، در جريان ديدار خود از کشورهای اتحاديه اروپا، امروز با يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان گفتگو خواهد داشت. بر طبق اطلاعات موجود، اين گفتگو حول مسائل مهمی چون برنامه های هسته ای ايران، نقش ايران در منطقه، نصب لوح يادبود قربانيان ترور ميکونوس در برلين و مسائل مربوط به حقوق بشر در ايران دور خواهد زد

.
مقامات اتحادية اروپا، اخيرا نگرانی های خود را در خصوص برنامه های هسته ای ايران اعلام و از اقدامات تاکنونی ايران در پاسخگويی شفاف نسبت به اين مسئله، ابراز نارضايتیکرده بودند.
محمد البرادعی رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی، پرونده ايران را جنجال برانگيز و پيچيده خوانده و يادآور شده بود که ايران در آنچه که مربوط به غنی سازی اورانيوم است، اطلاعات نادرستی در اختيار آژانس بين المللی گذاشته است و از همين رو، روابط ميان اين کشور با آژانس بين المللی در ماههای گذشته، پرتنش و همراه با فراز و نشيب بوده است. وی از مقامات ايران خواسته بود که برای درک واقعيت ها، از خود تلاش مضاعفی نشان دهند.
نقش ايران در منطقه و بويژه در مسائل مربوط به عراق، از ديگر موضوعات اين گفتگو خواهد بود. اتحاديه اروپا خواهان آن است که ايران فاصله روشن خود را با تروريسم دولتی اعلام کند، در روند صلح خاورميانه کارشکنی نکند و نسبت به روند بازسازی در عراق حسن نيت نشان دهد.
علاوه بر آن، احتمالا کمال خرازی نارضايتی دولت متبوع خود را در خصوص نصب لوح يادبود قربانيان ميکونوس در برلين که در ماه گذشته به ابتکار شهرداری منطقه ای اين شهر انجام گرفت و با اعتراض مقامات رسمی جمهوری اسلامی روبرو گشت، ابراز خواهد داشت.
همچنين انتظار می رود که از طرف وزير امور خارجه آلمان، موضوع نقض حقوق بشر در ايران نيز در اين گفتگوها مطرح گردد. اگر چه اخيرا" با وعده های مقامات ايران در ژنو، پرونده نقض حقوق بشر در ايران از دستور کار کميسيون حقوق بشر سازمان ملل خارج شده است، اما سازمان های بين المللی حقوق بشری، کماکان نسبت به نقض گسترده حقوق بشر در ايران هشدار می دهند و از جمله ايران را زندان روزنامه نگاران می خوانند.
اتحاديه اروپا نيز نسبت به سنگين تر شدن فضای سياسی در ايران ابراز نگرانی کرده است و از جمله سلامت انتخابات اخير مجلس در ايران را مورد ترديد قرار داده است.
طبق اطلاع جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران از برلين، کمال خرازی پيش از ديدار خود از آلمان، از جمهوری چک ديدار کرده و تلاش نموده بود که در گفتگوهای خود با مقامات وزارت خارجه اين کشور، از طريق اعمال فشارهای ديپلماتيک، مانعی در راه پخش برنامه های فارسی زبان راديو فردا از پراگ فراهم کند، اما با سردی مقامات چکی در اين زمينه روبرو شده است. مقامات چکی خاطر نشان ساخته اند که اين کشور اکنون عضوی از اتحاديه اروپاست و از سياست های مشترک اين اتحاديه نسبت به ايران پيروی می کند.
به نظر می رسد که کشورهای اتحاديه اروپا، در جريان اين سفر کمال خرازی، در آنچه که به انتظارات از ايران مربوط است، زبان مشترکی اتخاذ کرده اند. اينک بايد منتظر شد و ديد که آيا وزير امور خارجه ايران، با دست پر از اين سفر باز می گردد يا با دست خالی؟

 

جـهان ديـگری ممکـن اسـت

 

آقای اديب خواهان تجديد نظر چپ است. ادعا می كند كه بعد از فرو پاشی شوروی، چپ ماركسيستی با ادبيات جديدی سخن می گويد. اين درخواست تجديدنظر آقای اديب در جهت كنار آمدن با دنياست. ببينيم عيار واقعی اين تقاضا چيست.
1. اقای اديب شگرد ويژه خويش را دارد. ايشان با رديف كردن سلسله ای از اعداد و ارقام آماری در كلامی موجز، با اعتماد به نفسی گسترده، سعی می كند مخاطب خودرا مرعوب و وانمود نمايد كه اين سلسله اعداد و ارقام با منطق رياضی فراهم آمده است. اقای اديب در اين شيوه، پيشاپيش جایچون و چرا در آمار را سلب می كند.
2. اقای اديب در قسمت نظری سخنانش نيز با تكيه بر همين ايجاز و كوبندگی، مخاطب را در منگنه قرار می دهد. ايشان يك هدف را دنبال می كند. پيوستن كامل ايران به اقتصاد جهان. انچه از جهانی شدن در ابعاد اقتصادی ضروری است مد نظر ايشان است. ايشان در اين راه به شيوه كاهنان باستان، البته با ادبياتی مدرن، دست به پيشگويی می زند. مثلا 70درصد اقدام لازم برای پيوستن به سازمان تجارت جهانی را تحقق يافته و 30درصد باقی مانده را طی سه سال و جايی 5 سال قابل تحقق می دانند. اقای اديب عامدانه از ورود به ساير ابعاد مدعای خويش هم سر باز می زند. جهانی شدن ابعاد گوناگونی را حتی در همان ادبيات بانك جهانی و سازمان تجارت جهانی دارد. يكی از مشخصه های بارز ادعاها اين است كه بازار ازاد و اقتصاد جهانی شده موجب فراهم امدن جامعه ای باز و استقرار دموكراسی می شود. اقای اديب در اين باره حرفی نمی زند.
3. آقای اديب وارد ماهيت دولت در ايران نمی شود. از نظر ايشان معلوم نيست دولت و نظام حاكم در ايران آيا دولتی است رانتير، طبقاتی، يا توتاليتر و يا... آقای اديب عامدانه در اين گذرگاه ساكت است. انتقاداتی آبكی از دولت خاتمی و حزب جبهه مشاركت دارد. دولت خاتمی را بر اساس استدلال دولت حداقلی در 4 تا 10 مورد دارای اختيار و در ساير موارد ايشان را دولتی تشريفاتی می نامد. به مجلس حداقلی اشاره می كند و خواسته ها و انتظارات مردم از مجلس را خلاف شان مجلس حداقلی مورد نياز سازمان تجارت جهانی می شمارد. آقای اديب جايی سن خودرا 8 سال اعلام كرده است. يعنی هم سن تشكيل سازمان تجارت جهانی. آيا دولتی كه در طی 8 سال 70 درصد در جهت آرزوهای اقای اديب انجام وظيفه كرده است قابل نقد است؟
4. اقای اديب از سر دموكراتيسم يا دلسوزی برای چپ و ساير نيروها به اين گفتگو دامن نزده است. ايشان در طی مقالات خويش پيامی را تكرار می كنند. ايشان به زبان ظاهرا مدرن اقتصاد جهانی شده، اعلام می كنند كه چپ چاره ای ندارد جز كنار امدن با دولت. يعنی دولتی كه تحت زعامت ولی فقيه 70 درصد ارزوهای اقای اديب را محقق ساخته است.
5. ستون فقرات انديشه و بنيان تلاش چپ را تحقق همه جانبه عدالت اجتماعی تشكيل می دهد. روابط ظالمانه حاكم بر سر نوشت كشور نمی تواند در هيچ شرايطی مورد تاييد چپ قرار بگيرد. چپ عدالت همه جانبه را در تحقق واقعی دموكراسی، آزادی بيان، آزادی انديشه، آزادی تشكيلات مستقل غيردولتی، تامين حقوق دموكراتيك اكثريت مردم جامعه شامل معيشت مناسب، مسكن، كار، اموزش، بهداشت، حفظ محيط زيست و تحقق آزادی های وسيع اجتماعی در تعيين سرنوشت خويش و در يك كلام برامد جامعه مدنی مدرن می داند. دولتی كه به آرزوهای اقای اديب جامعه عمل پوشانده است فاقد تمام اين خصيصه هاست.
6. اقای اديب می داند در شهری زندگی می كند كه سنگ ها را بسته و سگ ها را گشوده اند. مصداق واقعی اين را در انتخابات هفتم مجلس به عيان ديده اند. ايشان هم به پيروی از همين منطق، چپ را اماج سئوالات خويش كرده اند ـ سئوالاتی كه می دانند در داخل كشور چپ قادر به پاسخگويی آنها نخواهد بود ـ و اتهاماتی هم چون، داشتن ديدگاه های اقتصادی متكی بر درآمد نفتی را با دست ودل بازی نثار چپ می كنند. ايشان حتما عمدا از ياد برده اند كه اولين منادی توسعه همه جانبه در اين كشور كه با اتكای به بر نامه ريزی علمی و واقع گرايی عملی خواستار تحقق توسعه واقعی و ملی كشور بوده اند نيروهای چپ بوده اند. (برنامه حزب كمونيست ايران)
7. اقای اديب با تكيه به داده های وضعيت موجود تحقق كامل ارزوهايشان را عملی ترين برنامه در كوتاه ترين مدت می دانند. مباركشان باد! مطمئن باشند كه چپ برای ايشان كف نخواهد زد. اماج های پيشگويانه ايشان را در عرصه واقعی اجتماع، خارج از كاغذهای سياه شده به تماشا خواهيم نشست. اين انكاری از سر عناد و لجاجت نيست. منطق تحولات اجتماعی اموخته است كه روند مسلط اين تحولات قابل بررسی و شناخت علمی و دقيق است. تمام ترفند های 45 ساله جهان سرمايه داری در جهت خنثی كردن همين تحولات درونی پديده های اجتماعی بوده است كه خارج از ذهن ناظر در عينيت مادی خويش رخ داده است.
8. چپ خارج از هر برنامه ای كه برای تحولات اقتصادی و توسعه همه جانبه ايران ارائه كند، ساختار سياسی حاكم را سد راه هر تحول بنيادی می شناسد. افتراق بزرگ چپ با اقای اديب در همين نكته است. دست و پا زدن آقای اديب برای اقناع بخشی از جامعه رو به تحول ايران است كه روز به روز عاصی تر از پيش و خسته از برنامه های جاری رژيم ولايت فقيه به دنبال مفری برای تغيير شرايط می گردد. پيشنهادهای عدالت محور چپ، همان نوش دارويی است كه جامعه جوان و تحول خواه ايران را به خويش می خواند. اقای اديب كه در مركز گزارش ها، امار، سمينارها و سخنرانی ها قرار دارد به روشنی اين نكته را در عمل روزمره شاهد است. ايشان در كنار عقب مانده ترين نيروی سياسی جامعه ايران كه از سر ناگزيری به اجرای برنامه تعديل اقتصادی برای حفظ بقای سياسی خويش تن داده است، با ادبيات ظاهرا مدرنٍ ِاقتصاد جهانی شده، به فريب مردم می پردازد. ايشان حتی از پذيرش و اعتراف به اين نكته در نوشته ها، سمينارها و نشست های كارگری كه به وفور در اختيار ايشان است، سر باز می زند كه دولت ايران عليرغم پذيرش سه جانبه گرايی در روابط كار و سرمايه، ـ كه خود محصول تحميلی چاره انديشی های ناشی از اجرای جهانی شدن است ـ اجرای يكی از شروط ان ـ كه حق كارگران برای ايجاد تشكيلات مستقل كارگری را به رسميت می شناسد ـ را به لطايف الحيل مانع می شود. دليل اين امر جز اين نمی تواند باشد كه از نظر ايشان هرگونه ايجاد تنش و تشنج در راه تحقق شرايط سازمان تجارت جهانی كاری است غيرملی و مزاحم!
9. آقای اديب كه مدعی است به زير و بم همه اقتصاد ايران آشنايی دارد، از طرح معضل بنيادها در جمهوری اسلامی ايران طفره می رود. ايشان صحبت از دولت حداقلی می كند ولی فراموش می كنند كه به عبارتی 35 درصد و به ادعايی ديگر 48 درصد اقتصاد ايران در اختيار بنياد هاست. ايشان می دانند كه حدود ششصد هزار نفر نيروی كار كشور را اين نهادها در اختيار دارند. ايشان بی اطلاع نيست كه فقط سرمايه بنياد مستضعفان بيش از 12 ميليارد دلار براورد می شود . ايشان از قاچاق كالا سحن می گويند ولی عمدا فراموش می كنند كه بگويند اين قاچاقچيان كالا كيانند؟ ايشان دولت در دولت رسمی را به طاق نسيان می كوبند تا خللی در تئوری هايشان وارد نشود. ايا در كشوری كه بيش از 80درصد منابع ملی در اختيار باندهای فاسدی به نام دولت و شبه دولت است می توان از تحقق بازار ازاد و دولت حداقلی سخن گفت؟.و آيا كدامين دورنمای توسعه توليد در جامعه به شدت دلالی شده ايران با وضعيت فعلی متصور است؟ آيا 6 ميليارد دلار كالايی كه توسط مافيای قدرت و ثروت قاچاق می شود در داخل همين مرزهای جمهوری اسلامی بازار ندارد؟ كدامين زير ساخت های توليدی برای مقابله با اين بلای عظما طراحی شده است؟ ايا ادامه اين وضعيت و يا قانونی شدن اين واردات، تبديل هر چه بيشتر ايران به سوپر ماركتی از نوع كويت و يا امارات متحده عربی نيست؟ ايا سرنوشتی جز ارژانتين سراپا بدهكار در صورت تحقق كامل تئوری های اقای اديب برای ايران بلا كشيده متصور است؟ ايشان كه تورم سال 1383 را در صورت برداشت 6.5 ميليارد دلار از ذخاير ارزی توسط دولت تا 30 درصد پيشگويی می كنند، آيا به ورشكستگی و تورم در صورت ناتوانی از بازپرداخت بدهی های خارجی فكر می كنند؟ برای ايشان اين مقولات محلی از اعراب ندارد.
10. راستی برنامه اقای اديب برای اخذ ماليات بر درامد چيست؟ آيا ايشان اعتقاد دارند كه دولت حداقلی نبايد در روابط ازادی بازار دخالت كند؟ ايشان در تقسيم بندی از توزيع درامد نفت فقط چهار حوزه اجتماعی را به دليل اينكه پول نفت در اختيار دولت است، دولت را پاسخگو و دارای قدرت اراده می داند. يكی از اين موارد مساله دفاع است، كه دربرگيرنده تامين امنيت داخلی نيز هست. پرسيدنی است كه چرا بايد دولت درامد ملی را صرف تجهيز پليس و دادگستری و انتظاماتی كند كه بيشترين سود ان عايد سرمايه داران و قدرقدرتان سياسی و اقتصادی است و بيشترين زيان ان متوجه فقرا و طبقات پايين اجتماع، كه به دليل ترس حاكميت از شورش و نافرمانی آنها در جهت احقاق حقوق انسانيشان، و فقر و فحشا و انواع بزهكاری های اجتماعی ناشی از سلطه طبقاتی روابط اجتماعی، انها را در هر شرايط در منگنه قدرت، سركوب و منكوب می كند؟ چرا بايد ماليات های غيرمستقيم و ماليات حقوق ِ مزدبگيران راسا و نقدا و در جا كسر و به خزانه واريز شود اما ماليات عملكرد سرمايه داران در پيچ و خم هزار راه ِ بند و بست و ارتشا و حساب سازی های انچنانی مكتوم بماند. به راستی جعبه جادويی آمار شما ميزان ماليات دريافتی از شركت ها و اشخاص حقيقی را چقدر نشان می دهد، و به نظر كارشناسانه شما تا چه حد به رقم دريافت ماليات واقعی انها نزديك است؟
11. چپ به انچه كه آٌقای اديب بدان می خواند گردن نخواهد گذاشت. تجديدنظر چپ به دليل تسلط سازمان تجارت جهانی در ديدگاه ها و انديشه ها و استراتژی و تاكتيك ارزوی همانانيست كه ناقوس پايان جهان را به صدا در اوردند. ضربه هايی را هم البته به چپ زدند. ولی اين ضربه ها خوش يمن و ايمن ساز بود. بخشی از چپ به اردوگاه سرمايه گريخت. و چه بهتر! صفوف چپ در 10 سال گذشته در سطح جهان و در سطح كشور پالايش يافته تر و كارازموده تر به ميدان نبرد طبقاتی پای گذاشته است. اگر روزی شبح كمونيسم، لولو سر خرمن هر بازارچه ای بود، امروز وسيع ترين همدلی ها را نثار چپ می كنند. جهان تازه ای متولد شده است. همچنان كه در قسمت اولين اين مقال آمد، امروز شعار ” همه مردم جهان متحد شويد“, بنيان مادی قابل اجرايی پيدا كرده است. نه تنها جهان به پايان نرسيده است بلكه اين جهان نو می رود تا سرمايه را در گرداب تناقضات و بحران های ساختاری خويش، در حاليكه كار را به اجتماعی ترين شكل خويش در تمام طول تاريخ گسترش داده است، و بنيان مادی تحقق سوسياليسم را فراهم اورده است در بربريت جهان كهنه دفن نمايد.
12. چپ در عين اينكه ساختار اجتماعی ـ اقتصادی و سياسی جمهوری اسلامی ايران را سد راه هر تحولی می داند، در عين حال به دو شيوه بنيادی در راه دگرگونی عميق اجتماعی بر پايه محوريت عدالت اجتماعی می كوشد. اين دو راه يكی درونی است و ديگری جهانی. از منظر درونی تاسيس دولتی دموكراتيك مبتنی بر انتخاب ازادانه شهروندان گام اول اين تحول است. چپ برخلاف طرفداران اقتصاد جهانی شده معتقد به دولت حداقلی نيست. معتقد است دولت عالی ترين سازمان دموكراسی ملی است ناشی از اراده آزاد شهروندان در جهت تحقق عدالت اجتماعی. توسعه پايدار با تكيه بر مولفه های بومی توليد كه دارای مزيت نسبی اند، به كارگيری آخرين دست اوردهای فنی و علمی، كشف و انكشاف منابع توسعه مادی و انسانی در خدمت تحقق عدالت از وظايف بنيادی دولت دموكراتيك ملی (و يا هر عنوانی كه به لحاظ حقوقی می تواند داشته باشد) است. مبادله و تجارت يكی از بنيادی ترين امور اجتماعی است. توجه به وجه برابر حقوق در تجارت بين الملل، يافتن پيوندهای مناسب با نيازهای واقعی جامعه، يافتن بازارهای مناسب با سطح توليدی كشور از اهم وظايف دولت دموكرات ملی است. دخالت همه جانبه دولت دموكرات ملی در توزيع منابع و ثروت اجتماعی در جهت رفاه و تحقق ازادی فردی و اجتماعی از تفاوت های اساسی اين دولت با دولت حداقلی مورد نظر اقای اديب است. تخصيص منابع در جهت گسترش بنيان های مادی توليد، ‌فراهم اوردن امكانات اشتغال كامل واقعی جهت زحمتكشان و همه طبقات وقشر های اجتماعی و ارائه خدمات گستر&#