جنگ غيرعادلانه و غير اخلاقى
است
در روز شنبه هزاران آمريكايى در تظاهرات عظيمى در نيويورك خواستار
پايان دادن به جنگ عراق و خروج هرچه سريعتر نيروهاى آمريكايى از اين
كشور شدند. ال شارپتون روحانى مسيحى مدافع حقوق بشر كه خود در اين
تظاهرات شركت داشت گفت كه: " ما امروز به اينجا آمدهايم زيرا اين جنگ
غيرعادلانه و غير اخلاقى است."
پنجمين ائتلاف بزرگ حكومتى در اسرائيل
به گزارش خبرگزارى فرانسه،
راستگرايان حزب ليكود و نيروهاى اپوزيسيون در حزب كارگر اسرائيل،
بر سر تشكيل يك ائتلاف بزرگ به توافق نظر رسيدند. اين نخستين بار
نيست كه، كشور اسرائيل از جانب يك چنين دولت ائتلافى اداره ميگردد.
خبرگزارى فرانس پرس در گزارش خود خلاصه اى از تاريخچه ائتلاف
حكومتى در اسرائيل را اينگونه ارائه ميدهد:
انتقاد سازمان ديده بان
حقوق بشر به دولت سودان
قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل عليه ساخت
ديوارهاى حائل توسط اسراييل
ارجاع پرونده قتل زهرا كاظمى به دادگاههاى بين
المللى لاهه
جديدترين گزارش توسعه انسانی جهان توسط
سازمان ملل
مقام ١٠١ توسعه انسانی برای ايران در
ميان ١٧٠ کشور جهان
هشدار ايران در مورد حمله نظامی خارجی
هان ای دل عبرت بین از دیده
نظرکن هان .... ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
'راکت های کشف شده در عراق حاوی عناصر شيميايی
نبوده
ابراز نگرانی رهبران گروه هشت
از احتمال گسترش جنگ افزارهای هسته ای توسط
ایران و كره شمالی
اسرائيل به ارتکاب جنايت جنگی
متهم شد
پیروزی ائتلاف چپ به رهبری حزب کنگره،
به رياست سونيا گاندی
بی بی سی.ايی
با زن
فجایع ارتش اسرائيل به بهانه نابودی تروريسم
دهم ماه مه هفتاد يكمين سالروز
كتاب سوزان در آلمان
تفسیری بر یخ زدگی
روابط ايران و اروپا
خاور ميانه، اتحاديه
اروپا و كشورهاى حوزه درياى
مديترانه
ديدار خرازى و يوشکا فيشر وزير
امور خارجه آلمان
شكستى تلخ براى
آريل شارون نخست وزير
اسرائيل در
راى گيرى حزب ليكود.
گسترش اتحاديه اروپا،
استحکام صلح و يا پاسخی بر جهانی شدن؟
م. آذری
ترسهاو پيشداوريها ی اتحاديه اروپا
گسترش اتحاديه اروپا
خاورميانه خطرناكترين
منطقه براي روزنامهنگاران
ايلنا، گروه بينالملل:
سوم ماه مي؛ روز جهاني آزادي
مطبوعات در سال 2006 نيز با انتشار بيانيههاي سازمانهاي حامي
آزادي مطبوعات و رسانهها، گردش آزاد جريان اطلاعرساني و
حقوقبشر همراه بود.
به گزارش ايلنا، سازمان گزارشگران بدون مرز(RSF) نيز به مناسبت روز
جهاني آزادي مطبوعات و رسانهها با انتشار بيانيهاي به نداشتن
امنيت روزنامهنگاران جهان در كشورهاي غيردموكراتيك و تحت ستم
ديكتاتوري اشاره كرد و افزود كه خبرنگاران و روزنامهنگاران در
جنگ نيز براي اطلاعرساني آرامش ندارند.
گزارشگران بدون مرز د گزارش ساليانه مربوط به سال 2006 ميلادي به
جنگ در عراق اشاره كرد كه امنيت روزنامهنگاران، حتي ميان
خانوادهشان، را به خطر انداخته است. اين سازمان همچنين وضعيت سخت
خبرنگاران در سرزمينهاي اشغالي فلسطين را نيز يادآوري كرد كه سبب
شده است روزنامهنگاران نتوانند با امنيت خاطر به فعاليت حرفهاي
خود بپردازند.
بنابراين گزارش، اين سازمان منطقه خاورميانه را خطرناكترين منطقه
براي روزنامهنگاران جهان توصيف كرد كه جنگ و ناامني سبب شده است
دستاندركاران جريان اطلاعرساني نتوانند به ايفاي نقش حرفهاي
خود بپردازند. اين سازمان همچنين بهبود آزادي بيان در برخي از
كشورهاي جهان را بخشي از خبرهاي خوب گزارش خود ذكر كرده و در پايان
آن به معرفي چند تن از دشمنان آزادي مطبوعات پرداخته است.
بخشهايي از گزارش ساليانه گزارشگران بدون مرز(RSF) چنين است:
در مغرب و در خاورميانه آزادي و امنيت روزنامهنگاران در خطر قرار
گرفته است. با جنگ در عراق و منازعه اسرائيل با فلسطينيان، درسال
2005 افزايش خشنونت در اين منطقه چشمگير بوده است. نظامهاي
اقتدارگري حاكم بر بسياري از كشورهاي اين منطقه، تمايلي به رعايت
آزاديهاي بنيادين ندارند و با به اجرا نهادن قوانين
آزاديستيزانه، رسانهها را به شدت سركوب ميكنند.
رئيس دولت، وزير، مسئول سرويسهاي امنيتي و مأموران انتظامي در
تمام طول اين سال به بهانههاي مختلف «وضعيت اضطراري» به اجرا
درآمده (در سوريه و مصر)،مبارزه عليه تروريسم(عربستانسعودي و
مراكش)، تهديد اسلامگرايان تندرو(تونس) بر مطبوعات و
روزنامهنگاران سختگيري كردند. در اين مجموعه نامتجانس كشورها
(مانند الجزاير) ضرب و شتم، تهديد و زنداني كردن روزنامهنگار
امري رايج است. 104 روزنامهنگار و همكار رسانهها در سال 2005
مورد حمله و تهديد قرار گرفتهاند، اين آمار در سال پيش 73 نفر
بود.
در الجزاير كشيدن يك كاريكاتور ميتواند طراح آن را به زندان
بيفكند. در عربستانسعودي و يا در يمن موضوعات به اصطلاح «حساس»
همچون فساد، اسلامگرايي، و يا مباحث مذهبي ميتواند عاملي براي
زندانيكردن روزنامهنگاران باشد. روزنامهنگاران در اين منطقه
تنها پناهگاهي كه دارند يا خودسانسوري است و يا تبعيد. اكثر
دولتهاي انحصار و كنترل راديو تلويزيون را در دست دارند و 70
درصد شبكههاي ماهوارهاي كه در جهان عرب به پخش برنامه مشغولند
به شكل رسمي پيش از بخش برنامه توسط يك نهاد دولتي بازبيني
ميشوند.
خاورميانه خرناكترين منطقه براي روزنامهنگاران
با 27 روزنامهنگار كشتهشده در سال 2005 خاورميانه مرگبارترين
منطقه جهان براي مطبوعات بود. ناامني حاكم بر عراق، اصليترين علت
اين امر است. از 64 روزنامهنگار كشتهشده 24 نفر در اين كشور
جانباختهاند. هر چند اغلب اين روزنامهنگاران به هنگام تحت
پوشش قرار دادن اخبار عمليات شورشيان عراقي كشتهشده اند، اما
تروريستها حتي در حمله به منزل روزنامهنگاران و كشتن آنها در
برابر چشمان خانوادهشان ترديد نكردهاند. ارتش
ايالاتمتحدهآمريكا مسئول قتل 12 روزنامهنگار است و از سوي
ديگر 6 روزنامهنگار و همكار رسانهها توسط سربازان آمريكايي
بازداشت شدهاند. اين افراد كه مظنون به همكاري با شورشيان بودند،
طي ماهها بازداشت و مورد آزار و اذيت قرار گرفتهاند، از حقوق
خود چون داشتن حق وكيل و يا ملاقات با خانواده و كارفرمايان خود به
شكل غيرقانوني محروم شدهاند. فرستادگان ويژه رسانههاي خارجي در
عراق كه به راحتي قابل شناسايي هستند، هدف اصلي ربايندگان هستند. 7
نفر از آنها در سال 2005 به گروگان گرفته شدند. فرستاده ويژه
روزنامه «ليبراسيون» ـ «فلورانس اوبانس» و راهنماي محلي وي «حسين
هانون»ـ بيش از 5 ماه در اسارت بسر بودند. با اين حال از ماه مارس
2003 «فرد نئراك» فيلمبردار شبكه تلويزيوني ITN ناپديد شده است. در
همين زمان روزنامهنگاران ديگري در عراق به گروگان گرفته شده و
سپس آزاد شدهاند از جمله «گيليان سرناريال»، «ماري ژان لون»،
«سورين دوميترو ميسكويي» كه در اولين ماههاي اول سال 2005 ذهن ما
را به خود مشغول كرده بود. متأسفانه اين رويه متوقف نشده است. هر
هفته روزنامهنگاران عراقي و ديگر روزنامهنگاران خارجي در عراق
بهگروگانگرفتهميشوند. در حال حاضر سرنوشت «ريم زيد» و
«مروان خازال» خبرنگاران شبكه تلويزيون محلي «سوماريه» در پرده
ابهام است. در اين مورد هم ما بايد بدون هيچ محدوديتي كارزار را به
پيش بريم و هر روز به گروگانگيران يادآور شويم كه اين دو خبرنگار
فقط به انجام وظيفه خود مشغول بودهاند و هيچ امري توجيهگر
عذابي كه به آنها تحميل مي شود، نيست.
اما آزادي مطبوعات فقط در عراق در خطر نيست. كمي دورتر از آنجا، در
بيروت، روزنامهنگاران در هراس ترور بهسرميبرند. در سال 2005
«سمير قصير» و «جبران تويني» دو نويسنده برجسته روزنامه «النهار»
ترور شدند. خبرنگار محبوب شبكه تلويزيوني الـبيـسي،«مايا
شيدياك»، نيز در ترور نافرجامي شديدا مضروب شده است. كشوري كه در
ميان جهان عرب بيشتراز ديگران حقوق روزنامهنگاران را محترم
ميشمرد، آرام آرام در ظلمت خود سانسوري فرو ميرود.
بهبود آزادي بيان و خبرهاي خوب در ديگر كشورهاي جهان
شرط صداقت نيست اگر از خبرهاي خوب سخني به ميان نياوريم. نخست اين
خبرها موجودند و سپس همين اخبار هستند كه ما را براي ادامه
مبارزهمان ياريگرند. آزادي يك روزنامهنگار از زندان، باز
انتشار يك روزنامه توقيف شده، محاكمه و محكوم شدن يكي از دشمنان
آزادي مطبوعات، فرصتهاي خوبي است براي ابراز شادماني هستند در
هند و در ايالت «آسه» و در بعضي از كشورهاي آمريكايمركزي،
رسانهها از آزادي بيشتري بهرهمند شدهاند. گزارشگران بدون مرز
در جريان اصلاح قانون مطبوعات در كشور موريتاني مشاركت كرده است و
اميدواريم كه در كشورهاي «چاد» و «كامرون» نيز همين امر انجام
گيرد. مكزيك دادستان ويژهاي براي تحقيق و بررسي درباره مورد
تهاجم قرار گرفتن روزنامهنگاران منصوب كرده است و اين نشانده آن
است كه دولت اهميت وخامت شرايط را دريافته است.
دشمنان آزادي مطبوعات
مطبوعات هم دشمناني دارد. رئيسجمهور باشند يا وزير و شاه،
فرمانده چريكهاي شورشي و يا رهبر سازمانهاي جنايتكارانه،
دشمنان مطبوعات چهره و نام و نشاني دارند، اين درندگان آزادي
مطبوعات قدرت آن را دارند كه روزنامهنگاران را زنداني كنند،
بربايند، شكنجه كنند و گاه نيز به قتل برسانند. موقعيت و مقامشان
عموماً عاملي براي مصون ماندن آنها از مجازات است و براي مسوليتي
كه در نقض حقوق بشر دارند، معمولا هيچگاه محاكمه نميشوند.
گزارشگران بدون مرز از سال 2002 تصميم گرفته است كه هر ساله چهره
اين دشمنان آزادي مطبوعات را آشكار و آنها را به همگان معرفي كند.
اضافه ميشود كه گزارشگران بدون مرز چند نام جديد را به فهرست
بزرگترين دشمنان آزادي بيان افزوده است؛ اتيوپي: «ميلس زناوي»
نخستوزير ـ سريلانكا: گروه نظامي ببرهاي تاميل ـ كلمبيا: «ديگو
فرناند.مريلو» رهبر گروه شبهنظامي آـيوـسي.

جنگ غيرعادلانه و غير اخلاقى
است
در روز شنبه هزاران آمريكايى در تظاهرات عظيمى در نيويورك خواستار
پايان دادن به جنگ عراق و خروج هرچه سريعتر نيروهاى آمريكايى از
اين كشور شدند. ال شارپتون روحانى مسيحى مدافع حقوق بشر كه خود در
اين تظاهرات شركت داشت گفت كه: " ما امروز به اينجا آمدهايم زيرا
اين جنگ غيرعادلانه و غير اخلاقى است."
بنا به اطلاعات رسمى نيروهاى نظامى تنها در ماه آوريل هفتاد سرباز
آمريكايى در عراق كشته شده اند و اين بيشترين تعداد كشته شدگان
آمريكايى در سال جديد ميلادى است. اين تظاهرات در منطقه مانهاتن به
دعوت نيروهاى هوادار صلح، دافعان حقوق مدنى، سنديكاها و خانواده
سربازان آمريكايى مستقر در عراق انجام شد. در دعوت به اين تظاهرات
سيندى شهان، مدافع گروه معروف به "صلح مام" نيز شركت داشت كه پسر
خود را در جنگ عراق از دست داده است. در ميان تظاهركنندگان
شخصيتهاى نامى ديگرى مانند جسى جكسون مدافع حقوق بشر و سوزان
ساراندون هنرپيشه معروف ديده مىشدند. گروه هاى سازمان دهنده اين
تظاهرات تعداد شركت كنندگان را بيش از سيصد هزار نفر اعلام كردند.
از طرف نيروهاى پليس در اينباره اطلاعى داده نشد.
از زمان شروع جنگ عراق تا بحال ۲۳۹۹ سرباز آمريكايى در اين كشور
كشته شدهاند. بنا به اطلاع سازمان دهندگان اين تظاهرات، خواست
شركت كنندگان علاوه بر پايان دادن سريع به جنگ عراق، عليه حمله
احتمالى آمريكا به ايران در ارتباط با مناقشه هستهاى با اين كشور
نيز بوده است. مارجورى راموس يكى از شركت كنندگان در تظاهرات ضد
جنگ گفت: "آنها به ما دروغ گفتند و مىخواهند دوباره به دروغپردازى
خود ادامه دهند و ما را به دام جنگ با ايران بكشانند."

پنجمين ائتلاف بزرگ حكومتى در اسرائيل
به گزارش خبرگزارى فرانسه، راستگرايان حزب ليكود و نيروهاى
اپوزيسيون در حزب كارگر اسرائيل، بر سر تشكيل يك ائتلاف بزرگ به توافق
نظر رسيدند. اين نخستين بار نيست كه، كشور اسرائيل از جانب يك چنين
دولت ائتلافى اداره ميگردد. خبرگزارى فرانس پرس در گزارش خود خلاصه اى
از تاريخچه ائتلاف حكومتى در اسرائيل را اينگونه ارائه ميدهد:
مدتى كوتاه پيش از آغاز جنگ ۶ روزه بين اسرائيل و كشورهاى عربى همسايه
يعنى مصر، اردن و سوريه، در ماه ژوئن سال ۱۹۶۷ براى نخستين بار، حزب
كارگر و راستگرايان مخالف آن دوره با يكديگرموتلف شدند. ان ائتلاف بزرگ
در سال ۱۹۷۰ در هم شكست زيرا، بلوك ليكود، تحت رهبرى مناخم بگين در
اعتراض عليه آتش بس با كشور مصر از اين ائتلاف خارج گرديد.
تازه ۱۴ سال پس از آن بود كه، احزاب كارگر و ليكود در اسرائيل، مجددا
يك ائتلاف حكومتى را بوجود آوردند بعد از آنكه در ماه ژوئيه سال ۱۹۸۴،
هيچيك از اين دوحزب نتوانسته بود در انتخابات، به پيروزى مطلق دست
يابد. به عبارتى، طبق يك قاعده ادوارى، ابتدا رئيس حزب كارگر شيمون پرز
بر كشور حكومت كرد و پس از گذشت ۲ سال، سرپرست حزب ليكود اسحاق شامير
امور حكومتى را برعهده گرفت.
پس از انتخابات پارلمانى سال ۱۹۸۸ كه حزب ليكود در آن پيروز شد، ائتلاف
بزرگ، بار ديگر به اجرا در آمد. اينبار شامير به تنهائى عهده دار مقام
نخست وزيرى اسرائيل شد. رئيس جديد حزب كارگر اسحاق رابين، به مقام وزير
دفاع كشور دست يافت. اين اتحاد تا سال ۱۹۹۰ دوام داشت و سپس حزب كارگر
به نيروهاى اپوزيسيون پيوست.
در ماه مارس سال ۲۰۰۱ ميلادى، اين دو حزب بزرگ اسرائيل، بار ديگر
ائتلافى جديد را تشكيل دادند. اما اين ائتلاف، به رهبرى رئيس دولت آريل
شارون و رئيس حزب كارگر بنيامين بن اليزر، در ماه اكتبر سال ۲۰۰۲ بخاطر
مشاجره بر سر كمكهاى مالى براى شهرك نشينان يهودى در هم شكست.
اوايل دسامبر سال جارى، پس از مناقشه اى بر سرطرح بودجه كشور اسرائيل
براى سال آتى ميلادى، دولت ائتلافى، متشكل از حزب ليكود و لائيستهاى
حزب شينوئى اين ائتلاف به شكست انجاميد. بلوك ليكود در پى آن، راه را
براى تشكيل يك ائتلاف بزرگ با حزب كارگر باز نمود. اينبار بايد به
نظاره نشست وديد كه اين ائتلاف تازه ، تا به كى دوام خواهد داشت.

انتقاد سازمان ديده بان حقوق بشر به دولت
سودان
با توجه به وضعيت موجود در منطقه بحرانى درافور واقع در كشور سودان
سازمانهاى مدافع حقوق بشر بار ديگر به شدت از دولت سودان انتقاد كردند.
از جمله سازمان بين المللى ديده بان حقوق بشر كه مركز آن در نيويورك
است از دولت سودان خواست كه دست به تلاش جدى ترى براى برقرارى امنيت در
دارفور بزند.
سازمان ديده بان حقوق بشر به دولت سودان انتقاد مى كند كه راهى نادرست
را مى پيمايد. يعنى به جاى آنكه شبه نظاميان موسوم به جانجاويد را خلع
سلاح كند، آنها را جذب واحدهاى امنيتى دولتى اى چون پليس مى كند.
سازمان ديده بان حقوق بشر ان را كه اين شبه نظاميان سواركار را براى
تامين امنيت مردم غيرنظامى در نظر بگيرند، نهايت حماقت مى داند. اين
سازمان مدافع حقوق بشر خواستار آن است كه اين شبه نظاميان كه مسئول
كشته شدن دهها هزار نفر و رانده و آواره شدن يك ميليون انسان افريقايى
ساكن در منطقه دارفور هستند، به عنوان جنايتكار جنگى محاكمه شوند و نه
اينكه با دادن مقام و مسئوليت پاداش دريافت كنند.
سازمان عفو بين المل نيز به دولت سودان انتقاد مى كند. اين سازمان
گزارش مى دهدن كه از پايان ماه ژوييه ۴۹ نفر در سودان دستگير شده اند
چون آشكار در باره وضعيت حقوق بشر در دارفور سخن گفته اند. به ويژه
مترجمان و همراهان نمايندگان سازمانهاى بين المللى زير فشار هستند.
سازمان ملل متحد در اين ميان از حملهذ هليكوپترهاى ارتش سودان، به ويژه
در جنوب دارفور گزارش مى دهد. افزون بر اين گزارشهايى در اين باره وجود
دارد كه نظاميان سودانى آوارگان را وادار مى كنند به روستاهايشان
بازگردند. در گزارش سازمان ملل متحد آمده است كه روساى قبايلى كه
بتوانند مردم را به روستاهايشان بازگردانند ۴۰۰ دلار پاداش مى گيرند.
دولت سودان همه اين گزارشها را نادرست مى خواند. وزير امور خارجه سودان
اسماعيل بار ديگر اطمينان داد كه دولت سودان همه تلاش خود را مى كند تا
تا پايان ماه جارى شظميلادى اوت مناطقى امن براى مردم در دارفور ايجاد
كند و امر خلع سلاح شبه نظاميان را پيش برد. اما گزارش سازمان ديده بان
حقوق بشر در باره اوضاع دارفور سخن از پديده هايى ديگر دارد. طبق اين
گزارش مصاحبه هاى بيشمار با آوارگان ثابت مى كند كه اعمال خشونت بار
شبه نظاميان عليه مردم دارفور ادامه دارد. همچنين نظاميان سودانى با
مردم با خشونت رفتار مى كنند. به ويژه زنان دائما مورد حمله هستند.
وضعيت حقوق بشر در دارفور فاجعه بار است. هر روز موارد تجاوز جنسى به
زنان و حمبه به روستاها و غارت و قتل انها گزارش مى شود.
به همين دليل سازمان عفو بين الملل درخواست كرده است كه نيروهاى نظامى
بين المللى پاسدار صلح در دارفور مشغول به خدمت شوند. اما اتحاديه
افريقا هنوز تصميم نگرفته است كه آيا ۲۰۰۰ سرباز مسلح به دارفور خواهد
فرستاد يا نه. قرار است در تاريخ ۲۳ اوت، نه روز ديگر، گفتگوهايى ميان
دولت سودان و شورشيان انجام گيرد. اتحاديه افريقا منتظر نتيجه اين
گفتگوهاست تا در باره اعزام سرباز به سودان تصميم بگيرد.
هم هنگام طبق آخرين خبرها امروز به نظر سازمان ملل در تلاش جهت يافتن
راه حل مسالمت آميز براى منطقه بحران زده دارفور در سودان، پيشرفت حاصل
شده است. ژان پرونك فرستاده ويژه سازمان ملل به سودان در پايتخت اين
كشور تائيد كرد كه دولت سودان با ايجاد مناطق امن به طول ۲۰ كيلومتر در
اطراف اردوگاه آوارگان در غرب دارفور موافقت كرده است. به گفته وى در
صورتى كه تصميم نهائى در اين مورد ظرف ۴۸ ساعت آينده اتخاذ گردد، اجراى
طرح را ميتوان از هفته ديگر آغاز كرد. نماينده ويژه سازمان ملل متحد در
حالى كه اين اقدام را گامى مثبت ارزيابى كرد، ياد آور شد كه شبه
نظايان مسلح عرب، هنوز در دارفور تحت كنترل نيستند.

قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل عليه ساخت ديوارهاى حائل توسط اسراييل
مجمع عمومى سازمان ملل متحد، با اكثريت قاطع آرا از دولت اسراييل
درخواست كرد، تا ديوارهاى حائل در كرانه غربى رود اردن را از ميان
بردارد. در اين قطعنامه تقاضا مى شود كه نيروهاى اسراييلى كه مناطق
فلسطينى را تحت اشغال خود دارند، به حكم دادگاه بين المللى تن بدهند.
طرح اين قطعنامه كه توسط دولتهاى عربى تهيه شده است، ديروز سه شنبه، با
۱۵۰ راى مثبت، ۶ راى منفى، و ۱۰ راى ممتنع در مجمع عمومى سازمان ملل
متحد، به تصويب رسيد. گفتنى ست كه قطعنامه هاى مجمع عمومى سازمان ملل،
در ارتباط با حقوق ملل داراى اعتبارند، اما لازمالاجرا نيستد.
تاكنون دو بار راى گيرى بر سر قطعنامه سازمان ملل متحد در رابطه با
ديوارهاى حائل در كرانه غربى رود اردن، به تعويق افتاده است. و باز هم
نزديك بود كه سومين تلاش نيز با شكست مواجه شود. با وجود آنكه قطعنامه
مزبور، اصولا نسبت به ديوارهاى حائل موضعى انتقادى داشت، اما برخى از
۱۹۱ عضو مجمع عمومى سازمان ملل، تقاضا كردند كه تا زمان بيشترى را براى
رسيدگى و بررسى متن قطعنامه اى سنجيده تر را داشته باشند.
در رابطه با مشروع بودن صدور اين قطعنامه،، «ناصر ال كدوَه» نماينده
فلسطينيان در سازمان ملل، گفت: “اين فلسطينى ها نيستند كه ضد
اسراييلند، بلكه اين سازمان ملل متحد است كه ضد اشغال مناطق فلسطينى به
دست اسراييل است. اسراييل تنها قدرت استعمارى باقى مانده در تمامى جهان
است”.
۱۵۰ دولت با راى موافق خود در مقابل فقط ۶ راى مخالف، با سياستهاى
اسراييل در ساختن ديوارهاى حائل مخالفت كردند. اما واكنش اسراييل در
مقابل اين قطعنامه، از زبان «دن گيلرمن» نماينده اين كشور در سازمان
ملل اين بود كه قطعنامه مزبور فاقد ارزش است. «گيلرمن» مى گويد:
“اسراييل براى مجمع عمومى سازمان ملل متحد و اصول آن احترام قائل است.
اما به شدت از اين مسئله متاثيرم كه اين اصول براى علائق سياسى زيان
بار، مورد سوءاستفاده قرار مى گيرند”.
در كنار اين اظهار نظرها، «ديرك يان فان در برگ» به عنوان سخنگوى
اتحاديه اروپا همه ى دولتها را فراخواند تا به برنامه صلح بين المللى
موسوم به «نقشه راه» بازگردند. وى گفت: “اتحاديه اروپا موضع و انتقاد
دادگاه بين المللى را در رابطه با ديوارهاى حائل ساخت اسراييل مى
پذيرد. به اين اعتبار، ما نيز همگى با هم، به قطعنامه راى مثبت داديم”.
با وجود راى مجمع عمومى به نفع فلسطينى ها، اما آنها هنوز هم راضى
نيستند و خواهان قطعنامه اى مشابه از سوى شوراى امنيت سازمان ملل متحد
مى باشند. در صورتى كه چنين امرى انجام پذيرد، آنگاه امكان اين وجود
دارد كه اسراييل با تحريم مواجه شود. اما اين امر مى تواند همانند
گذشته با وتوى ايالات متحده مواجه شود. «جيمز كانينگ هام» نماينده
آمريكا، از همين الآن مى داند كه اسراييل مورد حمايت ايالات متحده قرار
خواهد گرفت و در شوراى امنيت نيز راى اين كشور به قطعنامه ى مزبور منفى
خواهد بود.

ارجاع پرونده قتل زهرا كاظمى به دادگاههاى بين المللى
لاهه
يك سال پس از قتل زهرا كاظمى، ژورناليست ايرانى كانادايى، دادگاه
رسيدگى به پرونده اين قتل در روزهاى بيست و هفتم و بيست و هشتم تير ماه
تشكيل گشت، اما قاضى دادگاه تنها پس از دو جلسه دادگاه را خاتمه يافته
اعلام كرد، مادر زهرا كاظمى و وكيلان خلنواده وى جوياى حقيقت و عدالت
شدند و دادگاه تاب اين همه را نياورد. هر چند كه وكيلان خانواده زهرا
كاظمى در درجه نخست اميدوارند كه در خود ايران بتوانند حق موكلان خود
را بگيرند، اما اينك بيش از هميشه سخن از لزوم ارجاع اين پرونده به
محافل دادگسترى بين المللى مطرح است.
بى نتجه بودن دادگاه شك خواستاران رعايت حقوق بشر را كه از جمله تجربه
دادگاههاى رسيدگى به پرونده هاى قتلهاى زنجيره اى را پشت سر و در نظر
دارند تقويت كرد كه آيا مى توان اميدى به برقرارى عدالت از سوى قوه
قضاييه در ايران داشت.
پيام استفان هاشمى به مردم ايران
پيام استفان هاشمى، فرزند خانم زهرا كاظمى، در مصاحبه اى با صداى آلمان
خطاب به مردم ايران اين بود: “با سلام، من استفان هاشمى، پسر زهرا
كاظمى، خبرنگار و عكس كانادايى _ ايرانى هستم، كه سال گذشته در مقابل
زندان اوين دستگير و به دست ماموران دولت جمهورى اسلامى زير شكنجه به
قتل رسيد. بعد از يكسال دادگاهى نمايشى در ايران تشكيل شد. نتيجه ى
دادگاه كسى را هم متعجب نكرد. همه مى دانند كه با وجود جمهورى اسلامى
عدالت در ايران اجرا نمى شود. اما من به شما اطمينان مى دهم، مانند
وكلاى ايرانى ام براى گرفتن حق مادرم و برقرارى عدالت تا آخرين لحظه
مبارزه خواهم كرد و دولت ايران را در دادگاه بين المللى به محاكمه
خواهيم كشيد. از تمام شما ايرانى ها كه در يكسال گذشته به من كمك
كرديد، سپاسگزارم.”
پرسش ازپى مسئولان واقعى قتل زهرا كاظمى
در اين دادگاه تنها يكى از كارمندان وزارت اطلاعات به نام محمدرضا اقدم
احمدى را مى خواستند محاكمه كنند، در حالى كه به گفته وكيلان خانواده
خانم كاظمى، خانم عبادى و آقايان دادخواه، سلطانى و سيف زاده، كه همگى
از اعضاى كانون مدافعان حقوق بشر در ايران اند، شاهدان شهادت داده اند
كه كسانى ديگر در اين پيشامد دست داشته اند. دكتر عبدالكريم لاهيجى
رييس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللى
جامعه هاى حقوق بشر، كه مشاور حقوقى استفان هاشمى است، با استناد به
گزارش كميسيون اصل نود مجلس شوراى اسلامى و كميسيون منتخب از سوى رييس
جمهور ايران ارزيابى خود را از دادگاه بيان مى دارد و از كسانى مى گويد
كه مسئول قتل خانم كاظمى هستند:
“به اعتقاد من اصلا دادگاهى برگزار نشده است. به خاطر اين كه اگر نقش
دادگاه و وظيفه دادگاه كشف حقيقت بوده، آن چيزى كه طى يكسال گذشته بر
اين پرونده رفته است و متاسفانه فقط قسمتى از آن در پرونده اى كه به
دادگاه رفته است، انعكاس داشته است، به حدى كه وكلاى استفان هاشمى و
مادر زهرا كاظمى هم گفته اند، آن بخشى از پرونده كه در اختيار وكيل
متهم حاضر در دادگاه بوده است، با پرونده اى كه در اختيار وكلاى مدعى
خصوصى گذاشته اند هم تفاوت داشته است. و اين خاطره ى پرونده ى قتل هاى
زنجيره اى را تجديد مى كند. ما تمام اطلاعاتمان را بر گزارش كميسيون
اصل ۹۰ قرار مى دهيم، كه مرجعى ست قانونى. مرجعى ست كه در قانون اساسى
مشروعيت پيدا كرده است. مى دانيد كه در اين گزارش و حتا گزارشى كه
كميسيون منتخب رييس جمهور نسبت به اين پرونده اظهارنظر كرده بودند،
متاسفانه مسئوليت را متوجه ى شخص سعيد مرتضوى و مامورانى كه زيرنظر
سعيد مرتضوى كار مى كردند و از جمله ارجمندى، معاون سعيد مرتضوى، كه
خطاب به اين ماموران هنگام دستگيرى زهرا كاظمى فرياد مى ز