|
يکشنبه بيست و هفتم مرداد ۱۳۸۷ برابر با هفدهم اوت ۲۰۰۸ |
|||
|
|||
|
گلناز اسفندياری علی افشاری، فعال حقوق بشر در واشينگتن و از رهبران پيشين جنبش دانشجويی ايران، در گفت و گويی با راديو فردا، در مورد آزادی اين سه فعال دانشجويی، و برخورد جمهوری اسلامی با فعالان دانشجویی شرکت کرده است. سه فعال دانشجويی، احمد قصابان، مجيد توکلی و احسان منصوری، از زندان آزاد شده اند. ارزيابی شما از آزادی آنها چيست؟ در روزهايی که فشار بر دانشجويان افزايش پيدا کرده است، اين اتفاق بسيار خجسته و خوبی بود که کل فضای دانشجويی کشور را گرفت. در همين ارتباط، می توان گفت عملا جشنی غير رسمی به خصوص در دانشگاه پلی تکنيک، امير کبير، برای آزادی اين سه دانشجويی که ناجوانمردانه و به ناحق در زندان به سر بردند، برقرار شده است. ولی همانطور که می دانيد، اين سه دانشجو بعد از ۱۵ ماه که در زندان بودند، به طور مشروط آزاد شدند و در اين مدت هم گزارش هايی درباره شکنجه شديد آنها انتشار يافت. دو مسئله را بايد از هم تفکيک کرد. يکی، خواست آزادی اين سه دانشجو بود، که اگر دقت کنيد، در تمامی تجمع ها و حرکت های اعتراضی دانشجويی، به صورت جدی مطرح بود. يعنی در اين ۱۵ ماه، اين سه دانشجو تقريبا به سمبل دانشجويان تبديل شده بودند. بله، دقيقا. آنها به سمبل خواسته ها و مطالبات دانشجويان تبديل شده بودند، اما مسئله ديگر، اعاده حيثيت و جبران ظلم رفته بر اين سه دانشجو است، که اساس اين اتهام وارد شده به آنان، ساختگی و جعلی بود. «سياست حکومت بيشتر حرکتی مهار کننده است تا از دامنه فعاليت های اعتراضی دانشجويان، بخصوص در ترم آينده بکاهد و آنها را به جای اينکه در موضع تهاجمی قرار گيرند، در حالت دفاعی قرار دهند.: علی افشاری، فعال حقوق بشر آنها قربانی يک سناريوی امنيتی با هدف زمينگير کردن جنبش دانشجويان مستقل در دانشگاه امير کبير شدند و در نهايت هم ۱۵ ماه وقت و زندگی آنها در پشت ديوارهای زندان تلف شد. مسئله مهم، مطالبه ای است که برقرار است و فکر می کنم که اين آزادی، به معنای فراموشی آن نيست و سزاوار اين افراد، آزادی مطلق هست و نه آزادی مشروط. شما گفتيد که هدف از بازداشت اين سه دانشجو، درحقيقت، زمينگير کردن فعالان دانشجويی و به نوعی، توقف اينگونه فعاليت ها بود. فکر می کنيد واقعا، اين نوع اقداماتی که از سوی مسئولان صورت می گيرد، باعث شده است که چنين اتفاقی پيش بيايد، يعنی دانشجويان کمتر فعاليت سياسی کنند؟ اتفاقا نتيجه کاملا برعکس بوده است. اين همه هياهو شد و می دانيد که از ابتدا به دليل توهين به مقدسات، خواهان اعدام اين افراد بودند. به رغم آن هياهوها و راه پيمايی های زنجيره ای که به راه افتاد و انجام شد، روسياهی به زمستان ماند و برنامه ريزان و طراحان آنها بازنده شدند.
به هرحال، درست است که، اين افراد ۱۵ ماه به ناحق در اسارت باقی ماندند و فشارهای زيادی به دانشجويان دانشگاه اميرکبير وارد شد و آنها مورد توهين و هتک حرمت قرار گرفتند. ولی در پايان کار می بينيم که اينها با سربلندی آزاد شدند و اصلا اين حکومت است که هزينه های سنگينی پرداخت کرد و روند حوادث هم در طول اين مدت نشان داد که نه تنها حرکت های اعتراضی دانشجويان کمتر نشد، بلکه آهنگ آن گسترده تر و مطالبات دانشجويان نیز راديکال تر شد. در حال حاضر، دوباره شاهد برخوردهايی با دانشجويان هستيم. نه فقط در تهران، بلکه در شهرهای ديگر هم گزارش هايی در همين خصوص منتشر شده است. اين در حاليست که به زودی هم سال جديد تحصيلی آغاز می شود. آيا احتمال دارد اينگونه برخوردها تشديد شود؟ حکومت همواره از تابستان و فرصت تعطيلی دانشگاه ها سوء استفاده کرده و به تصفيه حساب با فعالان دانشجويی پرداخته است. مجموعه برخوردهايی هم که امسال در شهرهای مشهد، زنجان، تبريز و تهران، بخصوص دانشگاه آزاد، شاهد بوديم، ازجمله همين انتفام گيری ها بود که با هدف اخلال در روند طبيعی فعاليت های دانشجويی صورت می گيرد. اگر دقت کنيد، در اواخر ترم گذشته حرکت های اعتراضی دانشجويی با اهداف صنفی گسترش بسياری پيدا کرده بود و اين باعث نگرانی حکومت شده است. من فکر می کنم، سياست حکومت بيشتر حرکتی مهار کننده است تا از دامنه فعاليت های اعتراضی دانشجويان، بخصوص در ترم آينده بکاهد و آنها را به جای اينکه در موضع تهاجمی قرار گيرند، در حالت دفاعی قرار دهند. آیا فکر می کنيد اينگونه اقدامات، نتيجه معکوس خواهد داشت؟ به طور قطع. درميان مدت و درازمدت، نتيجه معکوس خواهد داشت. همانگونه که می بينيد، اين نوع بازداشت ها، که حکومت در نهايت چاره ای جز آزاد کردن اين افراد را ندارد، اراده و ميل به مقاومت و ميل به فعاليت را در دانشجويان گسترش می دهد و در دراز مدت نيز ترس و هراس آنها را از زندان می ريزد. به طور قطع، اين ۲۰ عزيز و دانشجويی که در تابستان بازداشت شدند، دير يا زود، به جرگه همين سه دانشجوی آزاد شده پلی تکنيکی خواهند پيوست و در اين بين، اين نيروهای امنيتی و کسانی که فکر می کنند با همين بگير و ببند ها، می توانند آنگونه که می پسندند، فضای دانشجویی را کنترل کنند، هستند که دچار مشکل می شوند. زيرا به هر صورت، جريان دانشجويی مسير خود را ادامه خواهد داد
موفقيت ترانهء
رپ «ما مرد نيستيم» يقين است که شعر، موسيقی و اجرا، سه عامل تعيين کننده برای موفقيت هر ترانهای هستند. و در مورد ترانه "ما مرد نيستيم" اين سه عامل به خوبی در کنار هم قرار گرفتهاند. اما آنچه بيش از همه برای بازتاب و پذيرش اين ترانه رپ نقش ايفا کرده، آن است که شعر آن منعکس کننده روح زمان است. شعر در چارچوب نشان دادن بدبختیهای زن ايرانی باقی نمیماند؛ نمیتواند هم باقی بماند. جنبش زنان در ايران با نيروی تمام به جلو میرود. شاعر به تسليم و سازشپذيری مردان در برابر قدرتمندان معترض است. قهرمانان و پهلوانانی چون رستم، ديگر وجود ندارند. نجفی میگويد: «شايد من دارم خطاب به زن صحبت میکنم. شايد به نوعی هم با مردها صحبت میکنم. شايد به نوعی آن غيرت اجتماعی و تاريخی مردها را میخواهم به جوش بياورم که آقا بلند شويد، حرکتی. اتفاقی.» "ما مرد نيستيم" زنان را به رهبری جنبش آزاديخواهی فرامیخواند. شاعر اين نيرو را در زنان میبيند. چون زنان اين نيرو را از خود نشان میدهند، در همه زمينهها. مردان راهی ندارند به جز پذيرش آن. زندگی سه ساله در غرب نيز به شاعر امکان بيشتری برای ديدن امکانی داده است که زنان میتوانند برای استقلال و رشد داشته باشند. شاهين نجفی میگويد: «مردها به اين نقطه رسيدهاند و در جوامع يک مقدار عقب تر هم مطمئنا خواهند رسيد که زن را بايد باور کنند. ديگر حتی اين جمله جالب نيست که بگويند "ما به زنها ميدان میدهيم". زن ميدان خودش را بدست آورده و دارد کار میکند. تو چه بخواهی، چه نخواهی، چه خوشمان بيايد و چه خوشمان نيايد، زنها به قول معروف ميدان را در دست دارند و دارند کار میکنند و هيچ کس هم با آنها نباشد، میتوانند کار خودشان را بکنند». شاهين نجفی از استقبالی که تا کنون از کارش شده، بسيار متاثر است و آن را نتيجه درد مشترک بسياری از زنان و مردان میداند، دردی که وضعيت اجتماعی ايران در اعضای جامعه آن بوجود آورده، بیآنکه حتی خود بدانند: «آنچه را شما در خانواده - البته اميدوارم کسی اين را در خانه تجربه نکرده باشد - در اطرافيانتان، در کوچه و خيابان میبينيد، اين درد در درون شما بدون اينکه شايد احساس بکنيد بوجود میآيد و يک زمانی بيرون میزند. هنر يک راهی است که شما با آن اين درد را بيرون بدهيد. به قول صادق که میگويد من برای سايه خودم مینويسم، من هم حقيقتا هيچ وقت فکر نمیکردم که به چنين کاری انقدر گوش کنند و با آن ارتباط برقرار کنند. الان هم وقتی میبينم ، و روز اول که ديدم که کار انقدر گرفت، به جای اينکه خوشحال بشوم، گريهام گرفت و گفتم که واقعا اين دردی است که همه احساس میکنند و دردی است که همه دارند. مسائلی است که دارند و خود مردها هم میبينم که صحبت میکنند. مردان خودشان هم ناراحتند و اين مسئله را احساس میکنند . و من باور دارم که وضعيت زنان در ايران روز به روز به شدت قویتر میشود و آينده ايران مطمئنا با تصميم زنها تغيير خواهد کرد.» استقبال از رپ "ما مرد نيستيم" به نظر شاهين نجفی روزنه اميدی را هم برای هنرمندان جوان و کوشا در ايران باز میکند. وی برای آنان پيامی دارد: «من مايلم از اين فرصت استفاده کرده، بگويم که اين کار در عرض اين چند روز فقط نشان داد که – اين را خطاب به کسانی میگويم که موسيقی کار میکنند – نااميد نشوند و بدانند که حتی اگر کاری را هيچ شرکتی ساپورت نکند، هيچ کس به اين دليل که اين کار میخواهد حرف بزند اين کار را پشتيبانی نکند، حتی سايتها هم قبول نکنند که اين کار را پخش کنند، باز هم اين نشان میدهد که کاری که انگشت روی مسائل حساس میگذارد و حرف دل را میزند و میخواهد با واقعيت طرف شود، مثل خيلی کارهايی که در ايران هم هست و دارد پخش میشود، اين کار اثر خودش را میگذارد و آينده موزيک ايران به توسط آن شرکتهايی که ما میشناسيم که چه کسانی را رو میآورند، تعيين نمیشود. و موزيک اصيل ما، اصيل از نظر معنايی میگويم، با موسيقی اعتراض و آن چيزی که واقعيت جامعه ما را بازتاب میدهد تعريف خواهد شد.» *** متن "ما مرد نيستيم"
مثل اون دختری که پردشو دوخته
مثل مادرم با اون زندگی زوری
کسی تا حالا نتونسته ببينه بدنشو
می گفت بعد مرگ ميبرنش جهنم
گفتم مگه نگفتن پهشت زير پای شماست
میگفت اذون داره ميگه مو تنم سيخ شده
هفتاد سال زن بوده يعنی کلفت
زنی که گناه بود بودنش ولی بی جرم
کسی که خيانت نکرد به شوهر چی شد؟
بايد تو سری بخوره بميره نفس نکشه
زنی که هميشه يه سايه اونو می پاييد
تو بوی سيلی و شلاق ميدی خانوم
مث وطن شدی همدم ولگردا
تو بوی زمين سوخته مون رو ميدی خانم
ما که از مردی مرديم لا اقل تو زن باش
ما که از مردی مرديم و چيزی نديدم
که اگراونم بود امروز حتمن کراکی بود
رستم اگر بود واسش جرم ميساختن
شايد ميرفت جنگ و بر ميگشت احترام داشت
رستم ميتونست حتی به قولی گنجی شه
ميشد اسلام رو سکولاريستی تعبير کنه
ميشد فيلم بسازه تو کن تقدير بشه
شايد ميرفت اروپا الان دو تا پاس داشت
تو هر عيد ميرفت تو کنسرتا ميرقصيد
خانم ما مرد نيستيم رومون خط بکش
تو بوی زمين سوخته مون رو ميدی خانم
ما که از مردی مرديم لا اقل تو زن باش
کيواندخت قهاریاز برگرفته از سايت «صدای آلمان»
|
|||
|
خبرهای روز گذشته اعلاميه ها ، اطلاعيه ها و مقالات [Start];[Jonbesh
- farsi] ;[Jonbesh -
norsk] ;[Iran];[Tanz]
;[Nyheter] |
|||