|
انتقاد
تند کروبی از سپاه: سپاه تملک کلیه امور کشور را دستاورد
انتخابات دهم می داند
دوشنبه، 4 امرداد 1389
مهدی کروبی از رهبران معترضان انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه
ای مکتوب با سایت خبری بی بی سی انگلیسی، به پرسش هایی در مورد
فعالیت های سپاه پاسداران و تأثیر تحریم های بین المللی بر بخش
خصوصی و بر زندگی مردم پاسخ داده است.
آقای کروبی در این گفتگو از افزایش و گسترش فعالیت های سپاه
پاسداران انتقاد کرده و ورود آنها به عرصه های سیاسی، اقتصادی
و اجتماعی را
موسوی:
مجبور شوم حقایق جنگ و استعفای ۶۷ را می گویم!
• میرحسین موشوی در تازه ترین سخنان خود به اظهارات اخیر
محسن رضایی و محسن رفیق دوست در مورد جنگ و اتهام هایی که علیه
دولت او مطرح شد، پاسخ گفته و اظهار داشت اگر مجبور شود حقایق
دوران جنگ و استعفای سال ۶۷ خود را اعلام خواهد کرد. او جنبش
سبز را به مطالعه ی مستقلانه ی تاریخ سی سال گذشته فرا خواند
...
کجا رفت پرونده فسادهای کلان مالی
به گفته میرحسین ”در جامعه مهدوی دزدان بزرگ را رها نمی کنند
تا دست های دزدان خرده پا را قطع کنند.”
وی افزود: ”ما باز می پرسیم و از پرسیدن خسته نمی شویم که کجا
رفت پرونده فسادهای کلانی که در مجلس موافق دولت گشوده شد و سر
و صدای آن به صورت بهت آوری خوابید.”
اگر زمان جنگ دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می
آوردید که بر سر اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان
آوردید
موسوی گفت: ”آن وزیر سابقی که خود می داند چگونه به اینجانب
تحمیل شد در عین آنکه بیش از همه در جریان سرریز شدن همه جانبه
امکانات دولت به جبهه ها بود حالا می گوید که اگر امکانات دولت
در اختیار جبهه ها قرار می گرفت ما بغداد را فتح می کردیم. شما
باید جمله ایشان را این گونه معنی کنید که اگر دولت در اختیار
بنده و دوستان مان قرار می گرفت ما چه فتوحاتی داشتیم. بنده می
گویم شما که نمی دانم به تحریک چه کسانی در عرض یک هفته چندین
مصاحبه علیه دولتی که در آن کار می کردید انجام دادید اگر دولت
را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که در طول
مدیریت خود بر سر بیت المال و اموال مستضعفان و یتیمان در
بنیاد مستضعفان آوردید.”
سردار جعفری: در جنگ نرم تلفات
دادیم
اعتراف به حضور سبزها در سپاه
آرش بهمنی
در حالی که پیش از این مقامات رسمی جمهوری اسلامی همواره از "دفع
فتنه سبز" و کاهش طرفداران جنبش سبز سخن می راندند و حضور
طرفداران جنبش سبز در نهادهای رسمی را انکار میکردند، محمدعلی
جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران اعتراف کرد برخی از اعضای
سپاه پاسداران از حامیان جنبش سبز بودهاند.سردار جعفری همچنین
ضمن اعلام اینکه سپاه تلاش کرده این افراد را "قانع" کند ادعا
کرد: "خیلی از ابهامات رفع شده و آنها قانع شدن حرکت اشتباه
بوده و این بهتر از برخورد فیزیکی و حذف است."
سردار جعفری در سخنان خود اشارهای به تعداد این افراد نکرد،
اما اذعان سردار جعفری به وجود چنین قضیهای، خود نشان دهنده
آن است که تعداد این افراد در حدی بوده که وی ناچار به به سخن
گفتن در مورد آنان شده است.
انتقاد تند کروبی
از سپاه: سپاه تملک کلیه امور کشور را دستاورد انتخابات دهم می
داند
دوشنبه، 4 امرداد 1389
مهدی کروبی از رهبران معترضان انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه
ای مکتوب با سایت خبری بی بی سی انگلیسی، به پرسش هایی در مورد
فعالیت های سپاه پاسداران و تأثیر تحریم های بین المللی بر بخش
خصوصی و بر زندگی مردم پاسخ داده است.
آقای کروبی در این گفتگو از افزایش و گسترش فعالیت های سپاه
پاسداران انتقاد کرده و ورود آنها به عرصه های سیاسی، اقتصادی
و اجتماعی را مغایر قانون اساسی دانسته است. متن گفتگو را م
خوانید.
آیا فعالیت های اقتصادی فزاینده سپاه پاسداران بر اقتصاد و به
طور کلی بر جامعه ایران می گذارد؟
سپاه پاسداران بعد از جنگ تحمیلی دارای امکانات وسیع در بخش
مهندسی رزمی و نیز نیروی توانمند انسانی بود که مشارکت این
نیرو در قسمت های مختلف می توانست نقش موثری در توسعه و
آبادانی کشور ایفا کند. بطور مثال راه سازی و یا مشارکت در
پروژه های عمرانی دیگر. سپاه با این منظور وارد کارهای عمرانی
در زمان بازسازی کشور در کنار بخش خصوصی گردید.
اگر ورود سپاه در فعالیت های اقتصادی با رعایت قوانین و مقررات
و شفافیت و بدون استفاده از اهرم زور و قدرت باشد این مشارکت
نه تنها بد نیست بلکه می تواند به شکوفایی و رقابت در جهت
توسعه و پیشرفت کشور منتهی گردد. اما آنچه طی ۵ سال اخیر اتفاق
افتاده و موجب نگرانی شده است خروج اجباری بخش خصوصی و انحصاری
کردن اقتصاد دردست سپاه است.
در سند چشم انداز کشور در افق ۱۴۰۴ بر توانمند سازی بخش خصوصی
و تعاونی تاکید جدی شده و اصولا محرک اصلی رشد اقتصاد مشارکت
بخش خصوصی دانسته شده است. در دولت فعلی به طور عجیبی به اسم
خصوصی سازی، روند اختصاصی سازی اقتصاد در دست نطامیان و افراد
معدودی را شاهد هستیم که این اتفاق مغایر قانون اساسی است.
اصل چهل و سوم قانون اساسی تمرکز ثروت در دست افراد و یا گروه
های خاص را نفی می کند و حتی نمی پذیرد که دولت به صورت یک
کارفرمای بزرگ و مطلق درآید. قطعا آثار این انحصار غیر قانونی
در اقتصاد کشور موجب افزایش ضریب فساد، افزایش نرخ بیکاری و
نیز تضعیف جایگاه واقعی سپاه در کشور خواهد شد.
ورود سپاه در صنایع گوناگون مشخصا چه تأثیری بر بخش خصوصی به
جا می گذارد؟
واگذاری پروژه ها عمرانی بدون برگزاری مناقصه به سپاه، فروش
سهام برخی از شرکت های دولتی مانند مخابرات و فروش اموال بدون
مزایده و رعایت تشریفات قانونی علاوه بر فراهم کردن بستر فساد،
موجب خروج و تضعیف بخش خصوصی و به تبع آن خروج سرمایه های بخش
خصوصی از کشور شده است.
در ساختار اقتصاد کشور سخن از تحقق رقابت پذیری در اقتصاد در
سطح بازار های داخلی و بین المللی است اما روند انحصاری ساختن
آن طی یکسال گذشته موجب ورشکستگی بسیاری از شرکت های بزرگ بخش
خصوصی شده است. بسیاری از پروژه ها به دلیل عدم توانایی این
نیرو در انجام کار بدون نظارت معطل مانده و تعداد بسیار زیادی
از افراد کار خود را از دست دادند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۴۴، نظام اقتصادی کشور را بر
پایه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی دانسته است. شکوفایی و توسعه
سیاسی و اقتصادی کشور منوط به رعایت و احترام به قانون اساسی و
سایر قوانین کشور است. نظامی کردن سیاست، دستگاه قضایی، اقتصاد
و فرهنگ کشور به معنای نادیده گرفتن حقوق مردم در تمامی ابعاد
است که نتیجه ان را در حال حاضر شاهد هستیم.
نظر شما در مورد ورود سپاه به ساخت و ساز و صنایع نفت و گاز
مثل امضای قرار داد توسعه میدان گازی پارس جنوبی چیست؟ آیا این
روند را مثبت می دانید یا منفی و چرا؟
این موضوع را از چند جنبه می توان مورد توجه قرار داد که من
تنها به دو مورد آن می پردازم . اول آنکه تجربه نشان داده است
که بخش های نظامی اموری را بر عهده می گیرند که در عمل توان
انجام آن را ندارند و پروژه ها را نیمه کاره و با صرف چند
برابر هزینه پیش بینی شده اولیه رها می کنند و یا با گرفتن حق
دلالی به دیگران واگذار می کنند.
به نظر می رسد انجام پروژه های بزرگ نفت و گاز پارس جنوبی که
اهمیت بسیاری در آینده اقتصادی کشور دارد در توان سپاه نیست.
در دوران اصلاحات با همت مجلس و دولت پارس جنوبی با مشارکت
شرکت های بزرگ داخلی و بین المللی پیشرفت قابل قبولی پیدا کرده
بود که با اتخاذ روش های غلط و ایجاد تنش در روابط بین المللی
هم اکنون وضعیت بسیار نگران کننده ای دارد.
دوم آنکه شرکت های سپاه در لیست تحریم های سازمان ملل متحد
قرار گرفته اند و واگذاری آن به سپاه در این شرائط به معنای
نادیده گرفتن آن سرمایه عظیم کشور و در عمل به معنای انجام
ندادن کار و عدم استفاده از ظرفیت موجود در توسعه پارس جنوبی
است. از اینرو من همواره با تحریم ها که مستقیما آسیب به مردم
کشور وارد می شود مخالفم.
به نظر می رسد که دولت ایران به طور روزافزونی به سمت سپردن
قراردادهای بزرگ به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران حرکت می
کند، فکر می کنید چرا چنین می کند؟
در این ارتباط لازم می دانم کمی به عقب برگردم و ریشه این
بحران و انحراف را یاد آور شوم. بعد از حضور غیر طبیعی نهادهای
نظامی و امنیتی در حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ من اولین فردی
بودم که نسبت به مخاطرات آن هشدار دادم و مخالفت خود را اعلام
کردم. متاسفانه در دولت اصلاحات دوستان ما این امر را جدی
نگرفتند و در قبال حضور و دخالت آنان برخود لازم را نکردند.
بعد از انتخابات مرحله اول دوره نهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴
که سپاه و بسیج در انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد دخالت و
تقلب آشکار کردند، هشدار دادم. ورود نظامیان به این عرصه را
مغایر قانون اساسی، اهداف انقلاب و وصیت نامه امام مبنی بر عدم
مداخله نظامیان در سیاست دانستم و به تبعات منفی آن دخالت توجه
داشتم. عدم توجه دوستان و مسائلی که حال مجال پرداختن به آن
نیست موجب بوجود آمدن بستر مناسب برای آنان شد. اگر هشدار ها
من در آن روز جدی گرفته می شد امروز شاهد این حضور انحصاری و
کم نظیر نبودیم.
نتیجه انتخابات اخیر را سپاه و بسیج در کنار افرادی دیگر
مهندسی و اجرا کردند و لذا تملک و انحصاری کردن همه امور کشور
از جمله سیاست، اقتصاد، فرهنگ ، ورزش، هنر و ... را غنیمت و
دستآورد انتخابات دهم ریاست جمهوری می دانند. دولت آقای احمدی
نژاد مرهون دخالت و تقلب آشکار نظامیان در هر دو دوره است و
طبیعی است دولت برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف
آنان قدم بردارد.
روندی که سازمان ها و شرکت های وابسته به سپاه پیشنهادهای خود
را برای در اختیار گرفتن قراردادهای بزرگ دولتی ارائه می دهند
تا چه اندازه شفاف است؟
در حال حاضر قانونی در این زمینه رعایت نمی گردد که شفافیت در
عمل را شاهد باشیم. من معتقد به گردش آزاد اطلاعات هستم و
معتقدم دانستن در همه امور به استثنای موارد خاص که قانونگذار
بواسطه امنیت ملی ویا حفظ حریم خصوصی افراد محرمانگی را لازم
میداند، حق مردم است. در این حالت می توان از شفافیت سخن گفت و
زمینه فساد و انحصاری بودن را مرتفع کرد.
برای حل ریشه ای موضوع در مجلس ششم با هماهنگی با دوستان در
دولت مقرر شد لایحه قانون آزاد سازی اطلاعات تقدیم مجلس شود که
متاسفانه آن لایحه به موقع به مجلس اصلاحات نرسید و سال ها در
دولت بعدی متوقف گردید. در حال حاضر قرار دادهای بزرگ اعم از
داخلی و بین المللی پشت درهای بسته منعقد و محرمانه تلقی می
گردد و امکان اطلاع نسبت به مفاد و شرائط آن نیست. اموری که
سپاه و بسیج بر عهده می گیرند اصلا شفاف نیست و حتی تشریفات
مربوطه رعایت نمی گردد.
مطبوعات منتقد و مستقل توقیف و یا لغو امتیاز شده اند تا صدای
نقد و تجزیه و تحلیل نباشد. ایران کشوری باستانی و دارای فرهنگ
غنی و سرمایه های عظیم طبیعی و نیروی توانمند انسانی است که می
تواند حتی با بکارگیری بخش از آن جایگاهی در شان ایران و
ایرانی داشته باشد. همواره گفته ام که توسعه اقتصادی و سیاسی
باید همزمان و در پرتو کرامت انسانی تحقق یابد . متاسفانه این
روزها بر خلاف دستور صریح اسلام کمترین توجه به کرامت و شان
انسانی می شود.
نظر عمومی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به گرایش سپاه به
گسترش نفوذ خود در اقتصاد چیست؟
انتخابات مجلس هشتم در شرائط خاصی برگزار شد بطوریکه حق انتخاب
کنندگان و انتخاب شوندگان بطور اساسی نادیده گرفته شد. در
مرحله اول تعداد بسیاری از داوطلبان که در میان آنان نمایندگان
چند دوره مجلس از جمله مجلس هفتم حضور داشتند رد صلاحیت شدند و
در مرحله بعدی در شمارش آرا بطور عجیبی دخل و تصرف صورت گرفت
تا تعداد قابل توجهی از نمایندگان مورد نظر جریان حاکم بطور
دوپینگی وارد مجلس شوند. این افراد وظائف دیکته شده را دنبال
می کنند نه وظائف نمایندگی شان و نظر مردم را. البته تعدادی از
نمایندگان واقعی مردم در مجلس از هر دو جریان اصولگرا و اصلاح
طلب حضور دارند که از این قبیل کارها ناراضی هستند و مکررا
نسبت به آن اعتراض کردند اما صدای شان به جایی نمی رسد.
آیا ایرانیان می توانند بدون ترس با فعالیت های سپاه مخالفت
کنند؟
اگرچه صحبت و نقد در این ارتباط مورد رضایت برخی نیست اما در
این باب سخن بسیار است و افراد از گرایش های خاص به آن پرداخته
اند و البته هستند کسانی که نسبت به پرداخت هزینه های احتمالی
اظهار نظر در این باب نگرانند و پیشاپیش خود سانسوری کرده و می
کنند.
تازه ترین تحریم های سازمان ملل علیه ایران که اوایل ماه ژوئن
تصویب شد، سپاه پاسداران را هدف قرار داده است. این تحریم ها
چه تأثیری خواهد داشت؟
انحصاری شدن بخش مهمی از اقتصاد و صنعت کشور و نیز احاطه بر
بخش قابل توجهی از تجارت توسط سپاه و بسیج امری غیر قانونی،
غلط و مغایر شان و وظائف کاری آن ها است. تحریم های شورای
امنیت سازمان ملل متحد بویژه قطعنامه ۱۹۲۹ که مطابق فصل هفتم
منشور تدوین شده است و لیست جامعی از شرکت ها و سازمان های
مربوط به سپاه را ضمیمه کرده، موجب اخلال در انجام کارهای
اساسی و قرارداد های منعقده است.البته برای دورزدن تحریم ها
نقش دلالان با قیمت های چند برابر پررنگ تر شده و زیان اصلی
مجددا بر مردم بار می گردد.
انحصاری کردن این بخش از کارها علاوه بر فساد بسیار آن و تضعیف
و یا نابود کردن بخش خصوصی، مغایر منافع ملی است و هرگونه تلاش
در جهت ادامه آن را غلط و موجب ورود آسیب های بسیار به اقتصاد
و امنیت کشور میدانم. همچنین تاکید می کنم که با تحریم های
شورای امنیت و یا تحریم های یکجانبه از سوی دولت های مختلف که
پرداخت هزینه اصلی آن بر مردم بار می گردد مخالفم زیرا در
کشوری که غالب امور به طور انحصاری در اختیار سپاه و بسیج است
پرواضح است تحریم ها ضربه اساسی به اقتصاد آن بطور عام و مردم
به طور خاص وارد می کند.

موسوی: مجبور شوم
حقایق جنگ و استعفای ۶۷ را می گویم!
• میرحسین موشوی در تازه ترین سخنان خود به اظهارات اخیر
محسن رضایی و محسن رفیق دوست در مورد جنگ و اتهام هایی که علیه
دولت او مطرح شد، پاسخ گفته و اظهار داشت اگر مجبور شود حقایق
دوران جنگ و استعفای سال ۶۷ خود را اعلام خواهد کرد. او جنبش
سبز را به مطالعه ی مستقلانه ی تاریخ سی سال گذشته فرا خواند
...
مرداد ۱٣٨۹ - ۲۶ ژوئيه ۲۰۱۰
اخبار روز: میرحسین موشوی در تازه ترین سخنان خود به اظهارات
اخیر محسن رضایی و مسن رفیق دوست در مورد جنگ و اتهام هایی که
علیه دولت او مطرح شد، پاسخ گفته و اظهار داشت اگر مجبور شود
حقایق دوران جنگ و استعفای سال ۶۷ خود را اعلام خواهد کرد. او
جنبش سبز را به مطالعه ی مستقلانه ی تاریخ سی سال گذشته فرا
خواند.
به گزارش کلمه ، میرحسین موسوی، در دیدار با جمعی از اعضای
تشکل های سیاسی کرج ضمن تبریک اعیاد شعبانیه ، به ویژه نیمه
شعبان گفت: ”وجود احزاب، تشکلهای سیاسی، صنفی و شبکه های
گسترده اجتماعی برای پیشرفت کشور و نیل به اهداف ملت ضروری است.”
اقدامی برای بازتولید استبداد
وی تلاش برای از بین بردن تشکل های سیاسی و صنفی را اقدامی
برای بازتولید استبداد دانست و گفت: “پهلوی دوم هم در سالهای
آخر رژیم سابق حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب مجاز کشور
اعلام کرد و همه دیدیم که سرنوشت او چه شد.”
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به میلاد حضرت امام
زمان و نیمه شعبان ادامه دا : “عده ای بزرگداشت این روز و
فلسفه انتظار را به شدت با اغراض سیاسی و خرافی در آمیخته ان .
اکنون تعدادی سایت های اینترنتی وجود دارد که بر اساس پیش بینی
زمان ظهور سیاست های خارجی و داخلی کشور را در چارچوبهای خرافی
من در آوردی تحلیل می کنند .”
اندیشه ای که فلسفه انتظار را به ضد خود تبدیل می کند
اکنون می توان به حکمت لعن و نفرین بر کسانی که زمان برای ظهور
تعیین می کنند پی برد
به گفته نخست وزیر دوران جنگ ”در این تحلیل ها حضور آمریکا به
عنوان مقابله با امام زمان تلقی می شود و بدتر از آن سیاست های
خطرناک و ماجرا جویانه برای کمک به ظهور توصیه می شود و این
باور را تقویت می کند که بخشی از سیاستهای خارجی که منجر به
وضع بحرانی کنونی شده ،ریشه در این نوع تفکرات دارد و مساله
فقط به سیاست خارجی کشور هم ختم نمی شوند. با ذهنیتی این چنین
حساسیت غیر عادی به واژه توسعه شکل می گیرد و یکی از دلایل حذف
نظام برنامه ریزی و تعطیلی شوراهای مهم قانونی ریشه در همین
نگاه دارد .”
موسوی در تشریح آثار این نوع طرز تفکر گفت: ”نتیجه چنین نگرشی
این است که با باور به اینکه همین شش ماه و یک سال حضرت مهدی (عج)
ظهور می کند پروژه های بندر کنگان و پارس جنوبی را تعطیل می
کنند. هر نوع برنامه ریزی برای آب و برق و به طور کلی اقتصاد
کشور متوقف می شود و به جای ایجاد اشتغال و تلاش برای سرمایه
گذاری، اقتصاد صدقه ای و توزیع پول بین مردم جانشین می شود و
در نهایت فلسفه “انتظار” که همواره موجب تلاش بیشتر معتقدان و
پیروان امام زمان (عج) بود به ضد خود تبدیل شود .”
حاکمیت جور؛ ریشه بداخلاقی ها در جامعه
موسوی با توضیح اینکه در سایه چنین وضعی می توان به حکمت لعن و
نفرین بر کسانی که زمان برای ظهور تعیین می کنند پی برد، افزود:
“حاکمیت عدالت و برچیده شدن ظلم و جور از جامعه محور اصلی
روایات ظهور است. آنچه ریشه بداخلاقی ها در جامعه است حاکمیت
جور و خروج حکومت از عدالت است. گمان نکنید که می توانید عده
زیادی از فرزندان ملت از فرهیختگان، دانشگاهیان، معلمان،
کارگران، روزنامه نگاران، زنان و جوانان ایران را به نام حکومت
اسلامی در زندان نگه دارید و این ظلم و ستم اثری در اعتقادات
مردم نداشته باشد.”
ملاکی برای دوری و نزدیکی از جامعه مهدوی
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت :”عدالت و دوری از ظلم یک
ملاک مهم برای نزدیکی به جامعه مهدوی است هر چه یک نظام از
عدالت دوری کند و رو به بی عدالتی و جور و بدرفتاری با مردم
بیاورد از جامعه مهدوی فاصله می گیرد.”
وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ”نادیده گرفتن حق
حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و روی گردانی از میثاق ملی و ضایع
کردن حقوق ملت و بستن دهان ها و روزنامه ها و تبدیل رسانه ملی
به رسانه انحصاری، ریخت و پاش بیت المال، فسادهای بزرگ اقتصادی
و خم شدن شانه های کارگران و کشاورزان و حقوق بگیران زیر بار
گرانی همه از مظاهر جور و ظلم و نشانه دور شدن جامعه از ارزش
های مهدوی است.”
کجا رفت پرونده فسادهای کلان مالی
به گفته میرحسین ”در جامعه مهدوی دزدان بزرگ را رها نمی کنند
تا دست های دزدان خرده پا را قطع کنند.”
وی افزود: ”ما باز می پرسیم و از پرسیدن خسته نمی شویم که کجا
رفت پرونده فسادهای کلانی که در مجلس موافق دولت گشوده شد و سر
و صدای آن به صورت بهت آوری خوابید.”
تلاش مشترک متحدان صدام و دولتیان در تحریف تاریخ انقلاب
موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تحریف تاریخ به ویژه
تحریف تاریخ انقلاب گفت: ”در این زمینه هم بیگانگان و متحدان
صدام فعال هستند و هم دولتیان.”
نخست وزیر دفاع مقدس سخنان خود را در باره تحریف تاریخ انقلاب
اسلامی به ضمیمه های حجیم روزنامه های دولتی در آستانه ۲۲
خرداد مستند کرد و گفت: “ضمیمه هایی که در این باره منتشر شدند
بهانه خوبی است که جنبش سبز یک بار در کنار همه فعالیت های خود
به صورت واقع بینانه ای با تاریخ سی سال گذشته روبرو شود و با
تحقیقات مستقل به این مساله بپردازد.
درباره جنگ هنوز لب به سخن نگشوده ام ولی ظاهرا گریزی نیست…
موسوی گفت: ”این روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که
هیچ سالی از آن یاد نمی شد تحریف های آشکار و برنامه ریزی شده
ای درباره تاریخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است.
این روزها عده ای مدعی شده اند که می خواستند بغداد را فتح
کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن
درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته
ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این
تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که
در این میان سهمم عمده داشتند ناگفته های خود را بگویم و نیز
بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.”
اگر زمان جنگ دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می
آوردید که بر سر اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان
آوردید
موسوی گفت: ”آن وزیر سابقی که خود می داند چگونه به اینجانب
تحمیل شد در عین آنکه بیش از همه در جریان سرریز شدن همه جانبه
امکانات دولت به جبهه ها بود حالا می گوید که اگر امکانات دولت
در اختیار جبهه ها قرار می گرفت ما بغداد را فتح می کردیم. شما
باید جمله ایشان را این گونه معنی کنید که اگر دولت در اختیار
بنده و دوستان مان قرار می گرفت ما چه فتوحاتی داشتیم. بنده می
گویم شما که نمی دانم به تحریک چه کسانی در عرض یک هفته چندین
مصاحبه علیه دولتی که در آن کار می کردید انجام دادید اگر دولت
را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که در طول
مدیریت خود بر سر بیت المال و اموال مستضعفان و یتیمان در
بنیاد مستضعفان آوردید.”
فراموش کرده اید که چهار میلیارد از شش میلیارد دلار هزینه جنگ
می شد؟
میرحسین موسوی در پاسخ به تحریف هایی که در هفته های اخیر در
باره دفاع مقدس انجام شده، گفت: “من باور نمی کنم که شما
فراموش کرده باشید که چهار میلیارد دلار از شش میلیارد دلار
درآمد نفتی کشور هزینه جبهه ها و جنگ می شد و آن دو میلیارد
مابقی نیز در حقیقت برا ی حفظ کیان کشور بود که آن هم می تواند
در خدمت دفاع مقدس تعبیر شود. شما مرا مجبور می کنید بگویم
علیرغم نتیجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خون های بسیار
و جانفشانی رزمندگان جان برکف یک سانتیمتر از خاک کشور تقدیم
دشمن نشد و این دومین مورد در طول جنگ های کشورمان از زمان
فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود، اگر پیوندی قوی تر بین جبهه
ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای
طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی گذاشتند نتیجه های بهتری از
عملیات گرفته می شد. فتح بغداد با تحویل دولت به چند فرمانده
نظامی امکان پذیر نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از
همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحی های نظامی قطع
نشود که چگونگی قطع این ارتباط داستان دیگری دارد که شاید در
فرصتی دیگر به آن بپردازم.”
موسوی تاکید کرد: ”بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق توپ در
میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت
سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ایجاد شد.
بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره می گویم که این توپ
موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیر نژاد در
کمیته پشتیبانی جنگ “زیپ مرزها در حال باز شدن” بود و فاو و
جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار
داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست
اینجانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه و هم
جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارش های خود به اعضای
جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید و تلخ آنکه
این اتفاق در حالی رخ می داد که در آن شرایط نیروهای اصلی
رزمنده ما در یک نقطه بی اهمیت کردستان در پی گرفتن یک ارتفاع
کم اهمیت به نام “شاخ شمران “بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم می
شود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همین نیروها
به دلیل خشک کردن سد “دربندی خان “در معرض دور خوردن از سوی
دشمن قرار گرفته بودند.
تن به خواسته های تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید
اگر به خون شهدا و تلاش همه در این جنگ احترام می گذارید…
موسوی در ادامه صحبتهایش به نقش مدیران برحسته در دفاع مقدس
اشاره کرد: ”بنده در آن زمان به این شرط مسوولیت ریاست ستاد
فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مدیران
برجسته و مدیران همکار را در ستاد شرکت بدهم.
یکی از برجسته ترین و تاثیرگذارترین آنها آقای بهزاد نبوی بود
که می دانیم این روزها چه گرفتاری هایی دارد. تصمیمی که ستاد
آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و این مدیران برجسته گرفت
تغییر اساسی در آرایش جبهه ها بود و قرار شد که در کمترین زمان
ممکن به کمک همه امکانات کشور، نیروهای موجود در کردستان به
خوزستان منتقل شوند و با فعالیت استاندار استان خوزستان که
همین برادر عزیز و مبارزمان محسن میردامادی بود و سایر مدیران
استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گیرد.
پیش بینی ستاد درست بود و در فاصله بسیار کمی یکی از شدیدترین
حملات از سوی صدام انجام شد و یکی از حماسی ترین نبردهای تاریخ
دفاع مقدس که با شهادت بسیاری از فرزندان کشورمان قرین بود،
اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن دیگر
نتوانست حمله ای را سامان دهد و حداکثر از منافقین حمایت کرد
که آن خیانت بزرگ با پشتیبانی نیروهای صدام علیه کشور انجام شد
و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند.”
موسوی با اشاره به آنکه قصدش از تعریف این خاطره صرفا دفاع از
مظلومیت رزمندگان بی نام و نشان، مدیران و جهادگران شجاع و
ایثار گر است ادامه داد: “این گفته ها برای آن است که بگویم
اگر شما واقعا به خون شهدا و تلاش جهاد گران و مقاومت همه
جانبه همه ملت و دولت در این جنگ سر نوشت ساز احترام می گذارید
و نمی خواهید از حماسه دفاع مقدس برای خود قبایی بدوزید تن به
خواسته های تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید.”
میر حسین موسوی یادآور شد: “بنده در دو دهه گذشته به معلومات
مستقیم خود از جنگ بسنده نکرده ام و تلاش کردم به اسناد و
مدارک و تحلیل های چاپ شده در این باره نیز رجوع کنم. من
همواره محتاط بوده ام که فقط به متون رسمی که با نظارت
فرماندهان تهیه شده است بسنده نکنم و در کنار این کتاب ها از
نوشته ها و تحلیل های همه صاحب نظران از جمله ارتش نیز بهره
ببرم .که یکی از بهترین تحلیل ها نوشته های افسر دانشمند و
میهن دوست سرهنگ معینی وزیری است که بسیار از آن استفاده کرده
ام.
اگر ناچار شوم ناگفته های جنگ را خواهم گفت
وی گفت: “این جنگ ناگفته های فراوان دارد و من ندیده ام که
آقای هاشمی به عنوان فرمانده جانشین کل قوا از مشکلاتی که در
مورد هماهنگ کردن ارتش و سپاه داشت سخنی گفته باشد. مشکلاتی که
به اعتقاد من ربطی به بدنه سپاه و ارتش نداشت و من شاهد بودم
که این مشکلات تا چه حد فرساینده بوده است. بعد از سه سال از
شروع جنگ به اعتقاد من اشتباهات اساسی در تعیین استراتژی های
جنگی پیش آمد که اعزام نیرو به کردستان یکی اش بود و از آن مهم
تر دل بستن به عملیات های بزرگ کلاسیک شبیه عملیات های دشمن
بود که مزایای نسبی ما را در کنار امکانات کشور به شدت تقلیل
داد و حدود پنج سال همه امکانات کشور حتی تا حد جمع آوری برف
روب ها از جاده ها و کامیون های دولتی و حتی مصادره کامیون های
بخش خصوصی و همه ظرفیت های مالی – صنعتی کشور به کار گرفته می
شد اما نتیجه آن شد که همه شاهد بودیم.”
موسوی در پایان سخنان خود گفت: ”ایده ای که این وزیر سابق
درباره فتح بغداد مطرح کرد باقیمانده همان دل بستن ها به طرح
های کلاسیک جنگی و نتیجه بخش بودن عملیات های بزرگ برای شکست
دشمنی بود که ماهانه فقط دو میلیارد دلار از همسایه های عرب
خود برای جنگیدن با ما باج می گرفت و هنگام ختم جنگ بیش از
پنجاه لشگر داشت. این نگاه به جنگ از همان بدو طرح خود در میان
رزمندگان مخالفانی داشت و تا جایی که بنده در جریان بودم و در
تماسهایی که فرماندهان معترضی چون شهید حاج داوود کریمی با
بنده داشتند آنها عملیاتی از جنس نقشه های دوران نخست دفاع
مقدس را ترجیح می دادند. و این طرح ها با توانایی های اقتصادی
و اجتماعی کشور سازگاری بیشتری داشت و در آینده اگر لازم بشود
و به اجبار به این بحث ها کشانده شوم موضوع را با بسط بیشتری
طرح خواهم کرد.

سردار جعفری: در
جنگ نرم تلفات دادیم
اعتراف به حضور سبزها در سپاه
آرش بهمنی
در حالی که پیش از این مقامات رسمی جمهوری اسلامی همواره از "دفع
فتنه سبز" و کاهش طرفداران جنبش سبز سخن می راندند و حضور
طرفداران جنبش سبز در نهادهای رسمی را انکار میکردند، محمدعلی
جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران اعتراف کرد برخی از اعضای
سپاه پاسداران از حامیان جنبش سبز بودهاند.سردار جعفری همچنین
ضمن اعلام اینکه سپاه تلاش کرده این افراد را "قانع" کند ادعا
کرد: "خیلی از ابهامات رفع شده و آنها قانع شدن حرکت اشتباه
بوده و این بهتر از برخورد فیزیکی و حذف است."
سردار جعفری در سخنان خود اشارهای به تعداد این افراد نکرد،
اما اذعان سردار جعفری به وجود چنین قضیهای، خود نشان دهنده
آن است که تعداد این افراد در حدی بوده که وی ناچار به به سخن
گفتن در مورد آنان شده است.
پیش از این حضور طرفداران جنبش سبز در نهادهای رسمی و به ویژه
در سپاه انکار می شد و مسئولین، حمایت برخی از نیروهای نظامی
از موسوی را به قبل از انتخابات مربوط میدانستند. محسن رشید،
رییس سابق مرکز مطالعات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محمد
عزلتیمقدم، رییس كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی موسوی و
عبدالله موسویمقدم، معاون سابق ضدجاسوسی وزارت اطلاعات از
جمله فرماندهان سابق سپاه بودند که در انتخابات از میرحسین
موسوی حمایت کردند. احمد عزلتیمقدم، حتی در رویدادهای پس از
انتخابات هم به زندان افتاد.
در زمان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات، بارها اخبار مختلفی
از برخورد با برخی از فرماندهان سپاه مطرح شد؛بعد از مدتی
بیانیه های مختلفی نیز در حمایت از جنبش سبز با امضای پاسداران
سبزو یا ارتش سبز ایران منتشر شد. در همین راستا اخباری هم از
نافرمانی برخی از فرماندهان میانی سپاه از دستورات مافوق برای
سرکوب مردم پخش شد که از آن جمله میتوان به خبر برخورد با
سردار علی فضلی، از فرماندهان رده بالای سپاه اشاره کرد.
اینک سردار جعفری ضمن اشاره به وجود پاسداران سبز،از "قانع شدن"
آنها سخن گفته و در عین حال "سپاه و بسيج رامسوول حفظ و
نگهداري انقلاب و دستاوردهاي آن" دانسته است؛به گفته او "عمقبخشي
داخلي و خارجي انقلاب به عنوان رسالت سپاه به تصويب مقام معظم
رهبري رسيده و به سپاه و بسيج ابلاغ شده است. عمقبخشي داخلي
به عهده بسيج گذاشته شده كه مقابله با جنگ نرم نيز شامل آن است."
وي افزوده: "ما امروز هم در جنگ هستيم و فقط آن هشت سال جنگ
نبود و اينكه فقط صيانت از مرزها در صحنه فيزيكي وظيفه سپاه و
بسيج است، اشتباه ميباشد. ما در جنگ نرم با دشمنان هستيم و
برنامهها و اقدامات پنهان و آشكار آنها در اين زمينه مشخص است
منتهي مشكلي كه وجود دارد اين است كه ما در اين جنگ كمتر حس
جنگ و جنگيدن را داريم.
جعفري ادامه داده: "اگر در جنگ نرم جنگ بيشتر حس ميشد افراد و
امكانات بيشتري در مقابل آن بسيج ميشدند و پيامدهاي جنگ نرم
كه سالها است در آن قرار داريم را سال گذشته ديديم. ما بايد
قبل از اينكه جنگ نرم به اقدام و مقابله فيزيكي منجر شود، آن
را درك كنيم و براي مقابله با آن بسيج شويم. زيرا وظيفه و
رسالت ما دفاع از انقلاب اسلامي است و اين دفاع صرفا نشستن و
آمادگي براي زماني كه تهديد واقع ميشود، نيست."
جعفري با بيان اينكه "ما نبايد در افتخارات گذشته خود بمانيم
بلكه بايد از آنها براي آينده استفاده و بهرهبرداري كنيم"،
سخنان خود را چنین پایان داد: "اين درخواست رهبري از سپاه و
بسيج و همه مردم است و به دليل اينكه نتوانستيم در جنگ نرم خوب
دفاع كنيم، تلفاتي داديم و اين به دليل اين است كه ما بلد
نيستيم در اين حوزه خوب بجنگيم مانند سالهاي اول جنگ تحميلي.
ولي در آن زمان دغدغهمان اين بود كه ياد بگيريم چگونه با دشمن
مقابله كنيم در جنگ نرم هم به همين صورت است. ما بايد ياد
بگيريم چگونه با دشمن در جنگ نرم مقابله كنيم و رهبري سالهاست
كه بر اين موضوع تاكيد ميكنند و ما حتما ميتوانيم در اين جنگ
هم پيروز شويم."

|