كودكان

-

   نظرات و پيشنهادات خود را برای ما بفرستيد

 

سيستم نظارت برای شناسايی موارد نقض حقوق کودکان دربيش از ۵۰ دولت و گروه شورشی توسط سازمان ملل

توقف فعاليت گروه موسيقی کودکان بم

 دولت بايد آموزش دوره مهد كودك را رايگان كند
 مهد كودك با ايجاد بيش از 99 درصد اطمينان، در عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان تأثير فوق‌العاده‌اي داشته است

مديركل دفتر امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي كشور

حداقل شاخص‌های رفاه اجتماعی
تحصيلات، تغذيه و بهداشت،
خبرگزاری سينا
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۳

مشکل جهانی کمبود داروهای اچ آی وی مناسب برای کودکان

شرکت های تجاری داروسازی زحمت ايجاد فرمول های خاص کودکان را به خود نمی دهند چون بازار جذابی برای آنها نيست

واژه‌نامه مصور چند زبانه برای كودكان و نوجوانان
فارسی.انگليسی. آلمانی
برای: كودكان ونوجوانان
پديدآور حسين الهی

کودکان نخستين قربانيان گرسنگی
صدها کودك در منطقه جنگ زده دارفور، در غرب سودان، به تدريج تسليم گرسنگی شده و جان می بازند.

 

قطعنامه پايانی کنگره جهانی کودکان کارگر
تنها راه دستيابی کودکان به حقوقشان ممنوعيت کار آن هاست

زندگی علی عباس
زندگی علی عباس، نوجوان عراقی که در جريان حمله نيروهای تحت رهبری آمريکا به عراق، خانواده و دو دست خود را از دست داد

تیراندازی سربازان انگایسی به غیرنظامیان عراقی
هانا صالحی ماترد دختر بچه ۸ ساله ای كه به وسیله شلیك گلوله سربازان انگلیسی در عراق به قتل رسید

تشكيل دادگاه بين المللى برای رسیدگی به جنایتهای جنگی وضدبشری امریكا و انگلیس در عراق

وضع اسفناك كودكان و نونهالان در مناصق بحرانی  جهان

آنچه كه سازمان يونيسف ،وابسته به سازمان ملل متحد در گزارش سالانه اش از آنها نام ميبرد در درجه اول مناطق بحرانى از ياد رفته اند

بيانيه انجمن حمايت از كودكان كار


 

سيستم نظارت برای شناسايی موارد نقض حقوق کودکان دربيش از ۵۰ دولت و گروه شورشی توسط سازمان ملل
شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه ای را با هدف محافظت از کودکان در مناقشه های مسلحانه تصويب کرده است.
شورای امنيت توافق کرد يک سيستم نظارت برای شناسايی موارد نقض حقوق کودکان، از جمله قتل يا قطع عضو کودکان، استفاده از آنها به عنوان سرباز و خشونت جنسی عليه کودکان ايجاد کند.

اولارا اوتونو، نماينده ويژه سازمان ملل در امور کودکان در مناقشه های مسلحانه، فهرستی از دولت ها و شورش های مسلحانه در11 مناقشه در سطح جهان که از محافظت از کوکان بازمانده اند ارائه کرد.

شورای امنيت موافقت کرد بيش از 50دولت و گروه شورشی را که به نقض جدی حقوق کودکان متهم هستند تحت نظارت قرار داده و کسانی را که دست از اين رفتار نمی کشند مجازات کند.

يک گزارش سازمان ملل که پيشتر در سال جاری منتشر شد از کسانی که کودکان را برای عمليات جنگی استخدام می کنند نام می برد که از جمله شامل ببرهای تاميل در سری لانکا و گروه هايی در بروندای، سودان، ساحل عاج، جمهوری دموکراتيک کنگو و سومالی بود.

همچنين اعلام شد که برخی از گروه ها از جمله شورشيان نپال، جنبش مقاومت الهی در اوگاندا، و شبه نظاميان جانجويد در دارفور در سودان کودکان را به قتل رسانده، قطع عضو کرده يا ربوده اند.

شورای امنيت به کليه گروه ها و دولت های نام برده شده در اين فهرست دستور داده است اقدامات ملموسی برای پايان خشونت ها عليه کودکان را به اجرا بگذارند و گروه هايی برای نظارت بر نتيجه آن ايجاد کرد.

اولارا اوتونو، نماينده سازمان ملل، آن را يک نقطه عطف توصيف کرد و گفت: "من خيلی اميدوارم که شمار قابل توجهی از طرف ها به اين (قطعنامه) واکنش نشان دهند. ما از قبل، حتی پيش از قطعنامه شورای امنيت، با شماری از آنها در تماس بوده ايم و آنها خيلی مشتاق هستند همکاری کنند تا نامشان از اين فهرست شرم آور خارج شود."

شورای امنيت توافق کرد که اگر دولت ها يا گروه های شورشی پيشرفت کافی نداشته باشند تدابير هدف گيری شده ای را مورد بررسی قرار دهد که ممکن است شامل اعمال محدوديت های سفری و تحريم تسليحاتی باشد.

آقای اتونو گفت اکثر گروه ها نسبت به فشارهای بيرونی حساس هستند.

به گفته سازمان ملل دو ميليون کودک طی دهه گذشته در مناقشه های مسلحانه کشته شده اند و هم اکنون در حدود 250 هزار کودک به عنوان سرباز درگير مناقشه های مختلف هستند.

 

 

 

توقف فعاليت گروه موسيقی کودکان بم
فعاليت گروه موسيقی کودکان بم که به سرپرستی سودابه سالم، موسيقی پژوه عرصه کودکان و نوجوانان، از اوايل سال جاری کار خود را آغاز کرده بود، به دليل نبود امکانات و پشتيبانی های لازم متوقف شده است.
ماجرای شکل گيری گروه موسيقی کودکان بم که يک گروه 27 نفره است، از يک آرزو آغاز شد. سودابه سالم که دوره موسيقی درمانی را در اتريش گذرانده است، با اشاره به تجربه های پيشين خود در عرصه موسيقی درمانی در کانون اصلاح و تربيت کودکان می گويد: " وقتی زلزله بم اتفاق افتاد در همان لحظه نيت کردم تا روزی و فرصتی فراهم شود که بتوام با بچه های بحران زده تجربه ديگری را در عرصه موسيقی صورت دهم " و به اين ترتيب، وی از اوايل ارديبهشت ۱۳۸۳ روانه بم شد تا به همراه چند هنرآموز موسيقی کودکان بم را با موسيقی آشنا سازد.

کار با بچه ها در يک اتاقک پيش ساخته و با امکانات بسيار کم آغاز می شود. خانم سالم با استفاده از ضرب المثل ها و متل ها و قطعا ت سرود و موسيقی کار با کودکان را آغاز می کند. کودکانی که عمدتا پدر و مادرانشان را ازدست داده بودند و در اوج نا اميدی و ياس به سرمی بردند.

سودابه سالم از تجربه پخش نخستين نغمه های موسيقی برای اين کودکان می گويد که چگونه با تعجب و البته استقبال حيرت انگيز کودکان روبرو شد:" وقتی موسيقی را برايشان پخش می کرديم، برای آنها همانند هديه ای غافلگير کننده بود، چرا که موسيقی سه بعدی است و از عروسک و حتی نقاشی زودتر و عميق تر تاثير می کند."
خانم سالم مدتی به دنبال ترانه و موسيقی ای بومی از منطقه بم بود تا بتواند با دستمايه قرار دادن آن، تاثير کارش را بيشتر کند اما منطقه کرمان و بم به لحاظ موسيقی بومی در فقر عجيبی قرار دارد و به همين دليل وی سعی کرد با الهام از موسيقی مناطق نزديک به بم قطعاتی را ساخته و با کودکان تمرين و اجرا کند. قطعاتی چون چپ چپو يا زندگی، زندگی است که به دليل روانی و زيبايی ملودی و شعر به سرعت در ذهن کودکان جاگير شد.
چند روز مانده به جشن خرما، خانم سالم چند تن از مربيان موسيقی را از تهران فراخواند و تمرين فشرده و سه روزه ای را با بچه ها به منظور به صحنه بردنشان آغاز کرد.
او می گويد :"‌آنها ساز نداشتند امکانات ما نيز برای خريد ساز بسيار اندک بود و ما برای پر کردن اين خلاء، به خصوص در سازهای کوبه ای چندين گلدان و چند متر پوست از تهران برديم تا ساز های کوبه ای هم ساخته و در اختيار گروه قرار گيرد. صرفه جويی ما سبب شد تا با هزار تومان يک ساز کوبه ای ساخته شود."
اين ساز کوبه ای در اجرای تالار وحدت اين گروه نيز در دستان ۵ کودک بمی خود نمايی می کرد.
سودابه سالم حس مشارکت کودکان بم در اين اجراها را اين گونه توصيف می کند :" هدف اصلی من از آموزش موسيقی کودکان نه آموزش صرف ترانه يا يک ساز خاص بود، بلکه می خواستم در کنار آموزش موسيقی، نوعدوستی و همياری را در زبان و ذهن کودکان نهادينه کنم، کودکانی که در اوايل کار فقط می خواستند خودشان را نشان دهند، در آخر دوره و با حضور و آموزش بازيها و نيز موسيقی و سرود های دسته جمعی آموختند که چگونه با يکديگر همراهی و همکاری کنند و چگونه يکديگر را دوست داشته باشند."

اين گروه برای نخستين بار در اوايل مهر ماه در تالار وحت در جشن خانه موسيقی به اجرای موسيقی پرداخت که اين اجرا با تحسين دست اندرکاران موسيقی و نيز علاقه مندان موسيقی کودک روبرو شد. اين اجرا با همکاری بنياد دانش و هنر و خانه موسيقی سامان يافته بود.

در جشن خانه موسيقی، کودکان دختر و پسر بمی در شبی که به موسيقی کودک اختصاص داشت، با لباسهای رنگارنگ محلی که طراوت و نشاط از آنها می باريد و نوازندگی سازهايی چون فلوت و چند ساز کوبه ای و همراهی چند مربی که سازهايی چون سنتور، تار و نی را می نواختند قطعاتی را اجرا کردند. زيباترين قطعه اين اجرا درگام ماژور و با همخوانی گروه نواخته و خوانده شد. قطعه ای با ملودی ريتميک که روی شعری که در آن از آرزوهای کودکی و کودکانی سخن می رفت که در پی يک زندگی عادی، آرام، و بدون دغدغه اند. ترجيع بند " تيک تاک اين صدای زندگی است " زيباترين بخش اين سرود بود که تاثر و تشويق فراوان تماشاگران را نيز سبب شد.

اکنون با توقف فعاليت گروه موسيقی کودکان بم، خانم سالم به دنبال حمايت کننده ای است تا بتواند کار با کودکان بمی را ادامه دهد
 

 

دولت بايد آموزش دوره مهد كودك را رايگان كند
مديركل دفتر امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي كشور گفت: مهد كودك با ايجاد بيش از 99 درصد اطمينان، در عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان تأثير فوق‌العاده‌اي داشته است.

دكتر ترابي، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران با اعلام مقايسه عملكرد نمرات درسي دانش‌آموزان پايه اول، دوم و سوم ابتدايي مهد رفته و نرفته اظهار كرد: بر اين اساس، ميانگين معدلهاي دانش‌آموزان مهد رفته در پايه‌هاي اول تا سوم ابتدايي به ترتيب 19، 19، و 18 و مهد نرفته 18 ، 18 و17 بوده كه اين امر بيانگر اختلاف معنادار و نقش موثر موزشها براي كودكان قبل از ورود به دبستان است.

وي با اشاره به تفاوت بيش از 99 درصدي عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان مهدرفته و داراي والدين فرهنگي در مقايسه با دانش‌آموزان مهد نرفته و فاقد والدين فرهنگي تصريح كرد: بعلاوه بر اساس بررسي‌ها، آموزشهاي مهد در مناطق دو زبانه نيز تاثير مستقيمي بر روند تحصيلي آينده دانش‌آموزان داشته است.

به گفته ترابي، فعاليتهاي انفرادي، پشتكار و اعتماد به نفس، شركت در فعاليتهاي گروهي مدرسه، رهبري كارهاي گروهي، ابتكار عمل و خلاقيت و ... دانش‌آموزاني كه تحت پوشش آموزشهاي مهد بوده‌اند. بسيار بيشتر از مهد نرفته‌ها بوده است.

مديركل دفتر امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي كشور يكدست نبودن محتواهاي آموزش مهدهاي كودك را از مشكلات اساسي كنوني خواند و تصريح كرد: متاسفانه تصميم‌گيري براي آموزش مهدهاي كودك در جايي غير از جايگاه تصميم‌گيري براي سيستم آموزش كشور صورت مي‌گيرد؛ اين در حاليست كه اين دو، بدون تعامل با يكديگر پوشش آموزش مناسبي نخواهند داشت.

به گفته وي محتواي كنوني آموزشهاي مهدها، سليقه‌اي بوده و با توجه به اين كه آموزشهاي غيرمستقيم، حساس و تخصصي است، تهيه محتواهاي آن از عهده هركسي ساخته نيست.

ترابي با اظهار تاسف نسبت به ناشناخته بودن مهدهاي كودك در جامعه به ايسنا گفت: دولت، آموزش رسمي از دبستان حتي تا دانشگاه را كه هزينه زيادي در بردارد، در قانون اساسي رايگان اعلام كرده، اين درحاليست كه آموزشهاي مهد كودك از اين امر مستثني شده‌اند.

وي تاكيد كرد: آموزشهاي مهدهاي كودك نه تنها بايد رايگان باشد، بلكه ضروري است تا استفاده‌كنندگان از اين آموزشها نيز از خدمات ويژه‌اي بهره‌مند شوند.

 

 

 
حداقل شاخص‌های رفاه اجتماعی
تحصيلات، تغذيه و بهداشت،
خبرگزاری سينا
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۳
به دليل جثه ريزه ای که داشت هفت يا هشت ساله نشان می داد؛ با اصرار از رهگذران می خواست که از او آدامسی بخرند و سماجت او برای فروش بسته های آدامس تعدادی از رهگذران را مجاب به خريد آدامس می کرد.
در کنارش، کودک ديگری بود که با لباس های بزرگتر از جثه و جعبه واکسی که به زير بغل گرفته بود توجه رهگذران را جلب می کرد .
با نگاهی غمگين در ميان کوچه پس کوچه های ايلام به دنبال مشتری می گشت تا کفشش را واکس بزند ولی می شد از نگاهش خواند که تلاش چند ساعته اش برای يافتن مشتری راه به جايی نبرده اس.
زمانی که از او علت کار کردنش را در خيابانها می پرسم، جواب می دهد: پدرم سه سال است که فوت کرده و برای گذراندن زندگی و پرداخت اجاره خانه مجبورم از صبح تا شب کار کنم و با واکس زدن کفشهای مردم خرج خواهر و مادرم را تامين کنم.
وی می گويد:ميزان مستمری که از کميته امداد دريافت می کنيم بسيار ناچيز است و هر ماه مجبور می شويم به دليل مشکلات مالی بيشتر کار کنيم.
وی ادامه می دهد:به خاطر مشکلات اقتصادی نمی توانم به مدرسه بروم به همين دليل در کلاسهای شبانه درس می خوانم تا روزها به کارم برسم.
وی بزرگترين آرزوی خود را رفتن به مدرسه و داشتن يک خانه عنوان می کند و می گويد: اگر خانه ای داشته باشيم،مادرم از دعواها و کنايه های هميشگی صاحب خانه راحت می شود.
يکی ديگر از اين کودکان ايلامی گفت: پدرم يک کارگر ساختمانی است و هفت خواهر و برادر دارم که با مشکلات زيادی مواجه هستيم.
بهادر کرمی افزود:به خاطر کاهش بار اقتصادی از دوش پدرم مجبور به کار در بيرون از خانه هستم و به همين خاطر از بسياری تفريحات و بازی های کودکانه همواره محروم بوده ام.
وی اضافه کرد: مقدار کمی از پول های خود را برای خريد لباس مدرسه کنار گذاشته ام تا امسال بتوانم با لباس های نو به مدرسه بروم.
وی تحقير و برخورد نامناسب برخی افراد، مسخره شدن توسط همسالان، ساعت های طولانی کار در خيابان و نداشتن تفريح و استراحت را از عمده مشکلات خود و ديگر کودکان کار عنوان کرد و گفت: همه ما بايد از همان کودکی بزرگ باشيم و هزينه های زندگی را تامين کنيم.
کارشناسان اموراجتماعی معتقدندوجودمشکلات اقتصادی، اختلافات طبقاتی تورم، بيکاری پنهان و آشکار، محروميت برخی مناطق کشور و توسعه نيافتگی جامعه باعث افزايش کودکان کار به ويژه در شهرها و مناطق محروم شده است.
به گفته کارشناسان اغلب کودکان کار از همان ابتدای کودکی با سرکوب کردن خواسته ها و آرزوهای کوچک خود و گذشتن و فنا کردن آينده خود مجبور به کار و کمک به پدر و مادر برای تامين هزينه زندگی هستند.
يکی از کارشناسان در اين زمينه گفت: برخی از کودکان کار به دليل سروکار داشتن با افراد مختلف در جامعه معمولا دچار بزهکاری شده و به گسترش آسيب های اجتماعی در جامعه دامن می زنند.
"امير مهردادی"بيان کرد: تلاش اين کودکان برای کسب پول و تامين هزينه زندگی معمولا با مشکلاتی همانند سرخوردگی مواجه کرده و اغلب آنان را گرفتار افراد خلافکار و بهره برداری می کند.
وی ساماندهی و رسيدگی به وضعيت جسمی و روانی اين کودکان را در رفع و پيشگيری از برخی آسيب های اجتماعی که به آن مبتلا می شوند موثر دانست.
وی گفت: کودکان کار بايد شناسايی شده و حرفه های درآمدزا به آنان آموزش داده شود و با پرداخت کمک هزينه زندگی به خانواده آنان از بزهکاری و خلافکاری آنان جلوگيری به عمل آيد.
معاون اجتماعی بهزيستی ايلام نيز گفت:متاسفانه کودکان کار در ايلام در رديف متکديان محسوب می شوند در حالی که اين افراد تنها برای معاش و تامين هزينه زندگی مجبور به کار هستند.
"افتخار کاکايی" افزود: اکنون بيش از ۵۰ کودک کار که در خيابان های شهر ايلام، شناسايی شده اند در حالی که آمار واقعی بيش از اين تعداد است.
وی اظهارداشت: کودکان کار پس از جمع آوری توسط مراجع قضايی و انتظامی به منزل باز گردانده می شوند ولی اغلب به دليل فقر و مشکلات دوباره به کار در خيابان روی می آورند.
کاکايی يادآور شد: کودکان کار به دليل اينکه در خيابان هستند با مسايل و مشکلات زيادی مواجه شده و گرفتار بزهکاری، سرقت، توزيع مواد مخدر و ... می شوند.
وی تصريح کرد: کودکان کار تنها برای تامين معاش خانواده خود با آسيب های اجتماعی مواجه می شوند و تنها راه مبارزه و پيشگيری با اين مشکلات کمک به خانواده آنان از نظر رفع مشکلات مالی است.
استان ۵۸۰ هزار نفری ايلام يکی از استان های کمتر توسعه يافته است که يک چهارم جمعيت آن زير پوشش نهادهای حمايتی کميته امداد و بهزيستی است.
نماينده سازمان ملی جوانان ايلام نيز در اين خصوص گفت: ارگان ها و نهادهای حمايتی همانند بهزيستی و کميته امداد امام بايد تدابيری برای ساماندهی به وضعيت کودکان کار بيانديشند.
"ثريا شارقی" افزود: در کنار کار اين کودکان بايد بحث تحصيلات، تغذيه و بهداشت آنان مورد توجه قرار گيرد تا از حداقل شاخص های رفاه اجتماعی برخوردار شوند.

 

 

 

 

 

 مشکل جهانی کمبود داروهای اچ آی وی مناسب برای کودکان

شرکت های تجاری داروسازی زحمت ايجاد فرمول های خاص کودکان را به خود نمی دهند چون بازار جذابی برای آنها نيست
کودکان مبتلا به اچ آی وی/ايدز به دليل کمبود داروهايی که برای کودکان طراحی و تهيه می شود کم و بيش از دسترسی به معالجات مناسب محروم مانده اند.
هرچند بيش از دو ميليون کودک در جهان به ويروس اچ آی وی آلوده هستند، اغلب آنها در کشورهای فقير زندگی می کنند.

گروه "پزشکان بدون مرز" اخطار می دهد که فقدان يک بازار پرسود باعث شده است در زمينه داروهای مناسب کودکان برای معالجه ايدز کمبود وجود داشته باشد.

پزشکان اين مساله را در کنفرانس بين المللی ايدز در بانکوک مطرح کردند.

ديويد ويلسون، هماهنگ کننده امور پزشکی گره پزشکان بدون مرز در تايلند گفت طعم شربت های دارويی بد و بلعيدن قرص ها نيز به خاطر اندازه بزرگ آنها برای کودکان دشوار است.

پزشکان مجبورند با اختصاص وقت اضافه وعده های دارويی برای کودکان را تغيير دهند چرا که برای بزرگسالان طراحی شده است.

وی گفت: "شرکت های تجاری داروسازی زحمت ايجاد فرمول های خاص کودکان را به خود نمی دهند چون بازار جذابی برای آنها نيست."

فرمول هايی که برای کودکان طراحی می شود از نمونه های مشابه برای بزرگسالان پرهزينه تر است.

به گفته آقای ويلسون کمترين بها برای يک نوع داروی معالجه اچ آی وی که برای کودکان طراحی شده باشد 1300 دلار است، درحالی که معالجه مشابه آن برای بزرگسالان تنها 200 دلار در بيمار هزينه دارد.

تقريبا 90 درصد موارد شناسايی شده اچ آوی وی در کودکان به جنوب صحرای آفريقا مربوط می شود و تقريبا نيمی از آنها پيش از رسيدن به سن دوسالگی جان می بازند.

يک سخنگوی گروه "ان ای ام" (National Aids Map) گفت: "يکی از تفاوت های کليدی ميان اپيدمی اچ آی وی در کشورهای فقير و غنی به ميزان آلودگی کودکان مربوط می شود."

"در بريتانيا و ساير کشورهای ثروتمند موارد آلودگی کودکان به اچ آی وی مثبت نسبتا اندک است، اما در کشورهای فقيرتر کودکان اغلب متحمل سنگين ترين ضربه ناشی از اپيدمی می شوند."

اما وی گفت کمبود داروهای مناسب برای کودکان يک مشکل جهانی است چرا که حتی در کشورهای ثروتمند نيز داروهای کمتری برای معالجه اچ آی وی در کودکان وجود دارد

 

 

 

واژه‌نامه مصور چند زبانه برای كودكان و نوجوانان
جواد كارانديش
فارسی.انگليسی. آلمانی
برای: كودكان ونوجوانان
پديدآور حسين الهی
از دهه چهل بدينسو، كار فرهنگ‌نويسی در ايران رونق بيشتری گرفته و پس از انقلاب، نگارش واژه نامه‌های دوزبانه به زبان‌های علمی ازرشدی چشمگير برخوردار شده است.
ماندگاری جامعه چند ميليونی ايرانی در سراسر جهان، بويژه در اروپا و آمريكا سبب شده است، تا واژه نامه‌های دوزبانه به زبان‌هايی نوشته شوند، كه در گذشته با جامعه ايران ارتباط گسترده فرهنگی و اقتصادی نداشته‌اند. اين فرايند حتی زبان‌های كوچك اروپايی، چون دانماركی و سوئدی را در بر گرفته است. نگارش اين واژه نامه‌های دوزبانه بزرگ و كوچك و بازويرايی پياپی آنها، سب دقيقتر شدن برابرواژه‌های علمی در زبان فارسی شده‌اند.
زمينه ديگر، تاليف كتابهای درسی و كمك درسی برای كودكان و نو جوانان ايرانی برون مرزی است. پژوهشگران و آموزگاران سخت كوش به تاليف كتابهای آموزشی و كمك آموزشی دست يازيده‌اند. آنچه در ميان اين كتابها جايش خالی بود، يك واژه نامه مصور موضوعی برای كودكان و نوجوانان بود. خوشبختانه اين مهم بكوشش آقای حسين الهی انجام گرفت. پس از تلاشی چند ساله اكنون "واژه نامه مصور چندزبانه موضوعی برای كودكان و نوجوانان" پيش روی ماست و انتشارات مهردر تهران آ ن را در سال 1382 منتشركرده است.
"واژه نامه مصور چندزبانه موضوعی" با بيش از شش هزار واژه ساده و زنده، سيصد و بيست فعل و با بيش از چهار هزار تصوير، می‌كوشد تا كودكان و نوجوانان را به پربسامدترين واژگان زبان‌های فارسی و انگليسی و آلمانی آشنا سازد. نويسنده با گزينش بيست و دو موضوع پراهميت از زندگی امروز ، و با بهره‌گيری از تصاوير گوناگون، فراگيری زبان را ساده كرده است.
خانه و خانواده، شهر و روستا، ترابری، آموزش حرفه و پيشه، فنون و ابزارشناسی، طبيعت، هواشناسی، گياهان و جانوران، كالبدشناسی، پزشكی، موسيقی، واحدهای وزن و اندازه گيری و پول، دستورزبان، ساختمان جمله و محتوای واژه و فعل، موضوعاتی هستند، كه واژه نامه مصور برپايه آن شكل گرفته است.
در واقع، اين واژه نامه با داشتن ويژگی‌های تصويری و زنده بودن واژه‌ها، فراگيری واژگان زبان دوم و سوم را آسان می‌كند. در هر بازگشت به واژه نامه، كودك و يا نوجوان با ديدن تصويرهای حجمی و نوشتاری، واژه‌ها را بدون هيچ فشاری می‌آموزد و يا آنچه را از ياد برده است، دگربار به خاطر می‌سپارد. در اينجا بايد افزود، كه اين واژه نامه نه تنها برای كودكان و نوجوان يك كتاب كمك درسی سودمند است، بلكه می‌تواند بزرگسالانی را، كه بخواهند، زبان خارجيشان را دگربار تازه كنند، ياری دهد.
به ديگر سخن "واژه نامه مصور چندزبانه موضوعی" ، زمينه‌ای را فراهم آورده است تا خانواده‌های ايرانی برون مرزی در كشورهای انگليسی و آلمانی زبان بتوانند آسان به كودكان و نوجوانان خود فارسی بياموزند و يا ساكنان فلات ايران كه بخواهند، زبان انگليسی و آلمانی فرزندان خود را تقويت كنند، اين واژه نامه مصورهمچون يك كتاب دم دست، می‌تواند پيوسته در كنارشان باشد.
اين واژه نامه مصور چندزبانه موضوعی همچنين دارای سه نمايه الفبايی به زبان‌های فارسی و انگليسی و آلمانی از واژگان كتاب است، كه دستيابی به واژه‌های دو زبان ديگر را برای بزرگسالان آسان می‌كند.
پرسشی كه شايد برخی داشته باشند اينست، كه يك واژه نامه كودكان و نوجوانان می‌بايستی چندهزار واژه داشته باشد تا پاسخگوی يك گفتگوی ساده و يا خواندن و نوشتن يك متن ساده روزانه باشد. بررسی‌های تاكنون انجام شده نشان می‌دهد، كه دوهزار تا دوهزار و پانصد واژه پربسامد نخستين در هر زبانی، پاسخگوی گفتگوی ساده روزانه است و پنج هزار واژه نخستين برای خواندن روزنامه‌های ساده و يا نوشتن يك موضوع روزمره بسنده است. بنابراين با شش هزار واژه، كه بيشترين بسامد را در زبان‌های فارسی و انگليسی و آلمانی دارند برای يك واژه نامه كودكان ونوجوانان كافی و مناسب است.
روشن است كه يك واژه نامه بايستی چندين با راز سوی پديد آورنده ويرايش شود و كمبود‌ها برطرف گردند تا واژه نامه هر چه بيشتر كمال يابد. واژه نامه مصور چندزبانه موضوعی نخستين اثر ازيك رده فرهنگهايی است كه آقای حسين الهی برای كودكان و نوجوانان به چاپ سپرده است. دومين كتاب نيز بتازگی به كتاب فروشی‌ها رسيده است. با اميد موفقيت بيشتربرای مولف
 

 

 

 

کودکان نخستين قربانيان گرسنگی
صدها کودك در منطقه جنگ زده دارفور، در غرب سودان، به تدريج تسليم گرسنگی شده و جان می بازند.
هيلاری اندرسون، خبرنگار بی بی سی که شاهد دفن يک کودک دو ساله بوده است می گويد که 400 کودک ديگر در همان اردوگاه در کالما در آستانه مرگ قرار دارند.
خانواده های آنها از حملات شبه نظاميان عرب در دارفور گريخته اند.
يک مقام ارشد سازمان های امدادرسانی هفته گذشته گفت که حتی در صورت ارسال فوری آذوقه، 300 هزار نفر در دارفور در اثر گرسنگی جان خواهند باخت.
از زمان آغاز شورش ها در سال گذشته تاکنون 10 هزار نفر از اهالیمنطقه جان باخته اند.
هيلاری بن، وزير امدادرسانی خارجی بريتانيا، نيز می گويد که اوضاع در غرب سودان در حال حاضر بدترين فاجعه انسانی در جهان است.
وی از دولت سودان خواست شبه نظاميان هوادار دولت را که عمدتا مسوول اين وضع شناخته می شوند مهار کند.
تخمين زده می شود که يک ميليون نفر از ساکنان منطقه دارفور در نتيجه درگيری ميان شورشيان آفريقايی نسب و شبه نظاميان عرب هوادار دولت آواره شده باشند
آقای بن گفت از مقام های خرطوم ضمانت دريافت کرده است به تعداد بيشتری از امدادرسان ها اجازه ورود به منطقه دهند و همچنين از يک ابتکار عمل "اتحاديه آفريقا" برای اعزام ناظران به منظور نظارت بر آتش بس شکننده در آنجا ستايش به عمل آورد.
گروه هايی که از واکنش بين المللی به اين بحران انتقاد دارند می گويند اعزام تنها 120 ناظر واکنشی ناکافی به اين بحران عظيم است.
اما آقای بن گفت ناظران آفريقايی قبلا لياقت خود را در ساير مناطق سودان ثابت کرده اند.
اخيرا شورشيان جنوب سودان به معامله صلح جداگانه ای با دولت آن  کشور  دست يافتند و نشانه ها حاکی از موفقيت آن معاهده بوده است

 

 

قطعنامه پايانی کنگره جهانی کودکان کارگر

قبل از اين که بحث در باره کودک کارگر شروع شود، بايد بدانيم که تنها راه دستيابی کودکان به حقوقشان ممنوعيت کار آن هاست. و اين به نوبه خود بخش بسيار مهمی در زمينه حقوق پايه ای بشر است
• ما قول می دهيم که فعاليت برای از بين بردن کار کودک را ادامه دهيم و دنيای بهتری برای کودکان بسازيم. و حالا ما از همه شما می خواهيم که به ما بپيونديد، چرا که فقط با اتحاد می توانيم آزادی کامل را برای همه به دست آوريم. در اين همبستگی و دوستی می توان جهانی سالم تر و مسالمت آميزتر برای همگان پی ريزی کرد. امروز قدرت در دست ماست. ماآينده را می سازيم

سه شنبه ۵ خرداد ١٣٨٣ –

اخبار روز: اولين کنگره جهانی کودکان کارگر که روزهای دهم تا سيزدهم ماه مه دو هزار و چهار در شهر فلورانس ايتاليا برگزار شد، قطعنامه ای صادر کرده است که توسط «جمعيت الغای کار کودک در ايران» به فارسی برگردانده شده است. متن کامل اين قطعنامه در زير آمده است:

ما کودکان شرکت کننده در اولين کنگره جهانی کودکان گارگر، عليه کار کودک، به ايتاليا آمده ايم.
از گوشه های مختلف جهانيم، به زبان های متفاوتی صحبت می کنيم، در شرايط گوناگونی رشد کرده ايم، فرهنگ های مختلف و گذشته های متفاوتی هم داريم، اما در يک نقطه مشترکيم!
«ما می دانيم که کار کودک بايد از بين برود.»
کنگره ما موفق بود. هرچند که جای تعداد زيادی از نمايندگان مهم مان خالی بود. اين کودکان ويزا دريافت نکردند، به اين دليل که دولت ايتاليا حضورشان را به لحاظ امنيتی ریسک می دانست. کودکانی که امکان حضور نيافتند، خود را به شدت مورد تبعيض قرار گرفته حس می کنند.
همه ما جای آن ها و ابراز عقايدشان را در اين کنگره خالی می دانيم. چرا که اين کودکان از قسمت هائی از جهان قرار بود شرکت کنند که بيشترين تعداد کودک کارگر را دارند. در کنگره بعدی اما ما انتظار حضورشان را داريم و خواستار آن هستيم. چرا که صدای آنان بيانگر موقعيت شان است و بايد به گوش جهانيان برسد.
برای شرکت در اين کنگره، هر کشوری پروسه های متفاوتی را از سر گذرانده و روش های مختلفی را برای انتخاب نمايندگان اتخاذ کرد. بسياری از کودکان شرکت کننده خودشان کارگر بودند و يا در اين باره تجربه کاری داشتند. کودکان ديگر هم در اين باره شنيده و آموخته بودند و مبارزه عليه ان را در دستور خويش قرار داده بودند، با احساس مسئوليت و هدف از بين بردن اين جنايت که عليه ۲۴۶ ميليون کودک در گوشه و کنار جهان صورت می گيرد.
همه ما کفايت و لياقت شرکت در اين کنگره را داشتيم و نقش فعال و موثری به عهده گرفتيم. به همين دليل، مباحث اين سه روزه بسيار بارور بود و اين خود به دليل فعاليت های مختلف و سهم به عهده گرفتن ديگرانی بود که می خواستند به ما نيرو و امکان اين را بدهند که بر گرفتاری های مان فائق آئيم.
قبل از اين که بحث در باره کودک کارگر شروع شود، بايد بدانيم که تنها راه دستيابی کودکان به حقوقشان ممنوعيت کار آن هاست. و اين به نوبه خود بخش بسيار مهمی در زمينه حقوق پايه ای بشر است. ما بايد از خودمان سوال کنيم که چرا همه ما انسان ها از داشتن چنين حق اساسی ی (حقوق بشر) محروم هستيم؟
مقوله صلح نيز نقش موثری در دست يابی به حقوق انسانی دارد. زمانی که در صلح زندگی می کنيم، هر کودک نه تنها شانس بهتری برای رسيدن به حقوقش دارد، بلکه پتانسيل و توان بيشتری برای ساختن دنيای امروز و تحويل آن به نسل بعدی بشر را خواهد داشت.
وقتی که بحث درباره کار کودک را آغاز کرديم، متوجه شديم که انواع مختلفی از کار کودک در گوشه و کنار جهان وجود دارد. ربوده شدن توسط باندهای مواد مخدر، کار بردگی، حمل مواد مخدر، استثمار جنسی، در تجارت سکس، مزارع پنبه، کارخانه های بزرگ و کارگاه های کوچک، ماهيگيری، کار در کشتی، ماشين شوئی در گارژاها، فروشندگی در خيابان يا بازار، حمل زباله، خشت زنی، حمل و نقل، راه سازی، ساختن ابزار پزشکی و جراحی، کار خانگی، سربازی اجباری و بسياری مشاغل ديگر.
اين کودکان هر روز مورد ظلم اند و کسی بايد سخنگوی شان باشد. هنگامی که برخی از مردم به ويژه دولت ها از اين مساله اطلاع يافتند، آن را پنهان نمودند و چشم بر روی آن بستند. اما اين بی توجهی هيچ تغييری در اين فاکت زنده و عينی به وجود نمی آورد که کار کودک وجود دارد و بايد فورا در شکل پرمخازره آن که به جسم و روح کودکان آسيب وارد می آورد، ممنوع گردد.
در طول کنگره بسياری از کودکان اظهار نمودند که به دولت های شان باور ندارند، چرا که آن ها فقط قول های پوشالی می دهند. آن ها قول های زيادی برای ممنوعيت کار کودک و تحصيل اجباری و رايگان و رفاه اجتماعی مناسب داده اند، اما هرگز به قول های شان جامعه عمل نپوشانده اند و کماکان بيشتر و بيشتر پول خرج توليد اسلحه می کنند، در حالی که بسياری از کودکان جهان نمی توانند بخوانند و بنويسند، سرپناهی برای زندگی ندارند و شکم شان گرسنه و سفره شان خالی است. آن بايد اين چيزها را که اساسی ترين و ضروری ترين وسايل برای رسيدن ما به حقوقمان است در اختيار ما قرار دهند. اين وظيفه دولت هاست که حقوق ما رعايت کنند. متوقف کردن کار کودک و تحصيل اجباری و رايگان با کيفيت بالا.
ما گله ها و انتقادات زيادی از و به دولت های مان داريم. وقتی که ما صحبت از دولت ها می کنيم، منظورمان فقط دولت های کشورهای خودمان نيست، بلکه تمامی مسئولان دولتی در سطح بين المللی را موردنظر داريم. تمامی اين دولت ها در سطح ملی و فراملی وظيفه دارند که حقوق ما را رعايت کنند.
اولين و مهم ترين قدم در اين راه اين است که به حرف های ما گوش فرا دهند. بايد در زمينه های مختلف تصميم گيری، کودکان را دخالت دهند. دولت ها بايد برای کودکان فرصت هايی به وجود آورند که بتوانند رشد کنند و موقعيت شان را تغيير دهند. برای اين که کودکان همان قدر آينده اند که حال اند و بايد موقعيت امروزشان تثبيت شود. دولت ها بايد به کار گرفته شدن کودکان را جرم تلقی کنند، اما هرگز کودک را مجرم ندانند. کودکان قربانی کارند. آن ها بايد کسانی را که کودکان را مورد سوءاستفاده قرار داده به آن ها خشونت روا می دارند، مجازات و تنبيه کنند.
دولت ها بايد قوانينی را که وضع کرده اند رعايت کنند. اما قوانين جاری کافی نيستند و بايد قوانين جديدی وضع شوند. حقوق معلم ها بايد بالا رود. معلم ها بايد خود تحصيل کرده و دوره ديده باشند و کار آن ها بايد مورد بررسی قرار گيرد. به اين ترتيب، تحصيل اجباری و رايگان و با کيفيت بالا بايد تمامی کودکان را جدا از جنسيت و نژاد و موقعيت اقتصادی، مذهب، محل تولد، شهروند بودن، قوم، مليت و زبان شامل شود.
همه کشورها بايد مساله کار کودک را جزو مواد درسی قرار بدهند. دولت ها بايد برای بزرگ ترها ايجاد شغل کنند تا کودکان مجبور به کار نشوند. حقوق بزرگ ترها بايد رعايت شود و به آن احترام گذاشته شود. تمامی کارگران جهان بايد از حق تشکل کارگری و حق تجمع در محل کار بهره مند شوند، چرا که اين می تواند آن ها را از امکانات ايمنی محل کار برخوردار کند و از حق اشتغالشان محافظت نمايد. والدين کارگر بايد از حق بيمه برخوردار باشند تا کودکان آن ها مجبور به کار نشوند. دولت ها بايد يک برنامه ثابت برای متوقف کردن کار کودکان داشته باشند.
اين نقشه عمل ها اما بايد با نظرخواهی از کودکان همراه شود. دولت ها موظف اند که بر پروسه صرف هزينه های منظور شده برای ايجاد امکانات رفاهی برای کودکان نظارت داشته باشند و اجازه ندهند که اين امکانات در دست افراد ناباب قرار گيرد.
دولت ها بايد روشی را اتخاذ کنند تا بتوانند پروسه توليد را کنترل کنند و تشخيص دهند که در اين پروسه از کار کودک استفاده نشده باشد. دولت ها بايد نه فقط با هم، بلکه با مردم و اتحاديه های کارگری نيز در اين زمينه همکاری داشته باشند تا اقدامات آن ها تاثيرات بيشتری بگذارد. از طرف ديگر، جامعه انسانی بايد از کار کودکان باخبر شود و به ما کمک کند که بر کار دولت ها نظارت کنيم و توسط آنان به کار گرفته نشويم. به اين معنی، سازمان های غيردولتی ان. جی. او. ها، بايد به طور مستقيم برای کودکان کار و فعاليت کنند.
و اين هم چنين وظيفه والدين است که به حرف کودکان گوش فرا دهند. کودکان به عشق و احترام و مراقبت نيازمندند. اين امر بر عهده والدين قرار دارد که کودکان يک زندگی شاد و تثبيت شده خانوادگی داشته باشند. والدين بايد هم مسئوليت بپذيرند و هم حق رای داشته باشند. و وقتی که حق رای داشته باشند، بايد سخن گوی کودکان باشند. همين طور بايد حق رای را برای کسانی که به حقوق کودکان احترام می گذارند هم قائل شد. وقتی که والدين به خواست های کودکان بی توجه اند و حقوق آن ها را پايمال می کنند، دولت ها بايد به نفع کودکان وارد عمل شوند. والدين بايد به مقولاتی مانند استثمار جنسی کودکان و خشونت عليه آنان بپردازند و آن ها را به بحث بگذارند، حتی اگر تخصص ويژه ای در اين زمينه ندارند. به اين دليل که اين تنها راه اطلاع يافتن کودکان از حقوق طبيعی خود و سالم و محفوظ ماندن آنان است. والدين بايد از مسائل مهم آموزشی کودکان و مشکلات جنسی انان اطلاع داشته باشند و در رفع انان بکوشند. والدين بايد از مقوله کار کودک و ضايعات ناشی از آن که خود بزرگ سالان را هم در بر می گيرد، آگاهی يابند.

ما اکنون راه حل های مان را برای خاتمه دادن به کار کودک بيان می کنيم.
ما کودکان بايد گردهم آئی هايی را برای پاسخ دادن به سوالات در باره مقوله کار کودک و حقوق کودکان در سطح محلی و در شهر و روستاها فراهم آوريم. ما بايد کودک به کودک را در اين زمينه آموزش دهيم و از حق کودکی دفاع کنيم. ما بايد يک پارلمان کودک در هر کشور به وجود بياوريم که نه تنها جنبه سمبوليک دفاع از حقوق کودکان را داشته باشد، بلکه بر تغيير موقعيت آن ها – که فکر می کنيم بسيار نامناسب است – تاثير مستقيم بگذارد. در اين پارلمان ها يک نماينده هم می تواند از طرف دولت آن کشور حضور داشته باشد.
نمايندگان اين پارلمان ها می توانند در سطح محلی و فراملی در کنگره های بين المللی حضور به هم رسانده، به بررسی مشکلات و قوانين پرداخته، گزارش آن را به دولت ها و افکار عمومی در سطح کشوری و فراکشوری اطلاع دهند. ما بايد شبکه ای از کودکان تشکيل دهيم تا بتوانيم ارتباط مان را حفظ نموده از اين طريق در سطح بين المللی مقوله کار کودک را منعکس کنيم.
فقط به وسيله همکاری ماست که ما می توانيم قدرت داشته باشيم و به کار کودک خاتمه دهيم. اين شبکه می تواند از تمامی کودکان جهان تشکيل شده و همه آن ها را در بر گيرد و داستان زندگی شان را در اختيار افکار عمومی قرار دهد. اين شبکه می تواند به ما و کار پر دردسرمان عليه استثمار کودکان کمک های موثری بنمايد. اين شبکه همچنين می تواند از اقدامات و يا عدم اقدام دولت ها، وفاداری آن ها به تعهداتشان و يا پوشالی بودن قول و قرارهای شان، جامعه انسانی را مطلع سازد.
ما فکر می کنيم که اين شبکه بايد از هنرهايی مانند رقص و موسيقی و تئاتر برای انعکاس دادند وضعيت کودکان کارگر استفاده نمايد. اين يک روش است که به وسيله ان هم مقوله غم انگيز کار کودک به اطلاع افکار عمومی می رسد و هم عليه آن، نيرويی را جمع و متحد می کند.
ما بايد عليه کار کودک در دهات و روستاها، آن جا که نيروئی برای مبارزه وجود ندارد، يا قوی نيست، به فعاليت بپردازيم. اطلاع درباره کار کودک بعضا منحصر به مردم شهرها می شود و مردم دهات از خطرناک بودن کار برای کودکان اطلاع ندارند. ما بايد انان را به صحنه بکشانيم.
ما قول می دهيم که فعاليت برای از بين بردن کار کودک را ادامه دهيم و دنيای بهتری برای کودکان بسازيم. و حالا ما از همه شما می خواهيم که به ما بپيونديد، چرا که فقط با اتحاد می توانيم آزادی کامل را برای همه به دست آوريم. در اين همبستگی و دوستی می توان جهانی سالم تر و مسالمت آميزتر برای همگان پی ريزی کرد. امروز قدرت در دست ماست. ما آينده را می سازيم.
ما «حاليم» و صدای ما «آينده» است.

 

 

 

زندگی علی عباس

 

زندگی علی عباس، نوجوان عراقی که در جريان حمله نيروهای تحت رهبری آمريکا به عراق، خانواده و دو دست خود را از دست داد، يک سال بعد از انتقال او به لندن موضوع کتابی شده است که گذشته و امروز وی، و راهی منحصر به فرد را نشان می دهد که وی در اين مدت پيموده است.
موضوع کتاب داستان علی عباس نوشته جين وارن که ناشر معتبر انگليسی هارپر کولينز به تازگی آن را منتشر کرده، زندگی نوجوانی است که دو روز بعد از ويران شدن خانه و مرگ خانواده اش در گوشه بيمارستان خالی و ويرانی افتاده بود که دوربين عکاس خبرگزاری رويتر او را ديد و تويرش دو روز بعد در دنيا پراکنده شد. همين قضيه از مرگ نجاتش داد و دو ماه بعد به همراهی عمويش به لندن منتقل شد.

شرح زندگی علی عباس با همه درد و رنجی که در آن است، خود حکايت تاثير رسانه هاست که چون نگاهشان به گوشه ای و کسی افتاد افکارعمومی جهان را به همان گوشه می کشانند و در اين موقعيت ديگر نه دولت ها و سياستگذاری ها، بلکه بيشتر عواطف انسانی است که به حرکت می آيد.

همان که علی عباس را از مرگ نجات داد، او را سوار بر هواپيمايی نظامی به بيمارستانی در کويت برد و سرانجام به بيمارستان روهامپتون لندن رساند تا سرشناس ترين متخصصان بر بالين وی حاضر شدند. در اين زندگی تازه، علی مدام بر صحنه تلويزيون ها و صفحات رسانه های مکتوب در تمام جهان قرار داشت.

محمود عبدحمزه السلطانی، عموی علی ديباچه ای را که بر کتاب زندگی او نوشته با اين جمله آغاز می کند:" من مايلم سپاس ويژه خود را به اهل رسانه ها ابراز دارم که توجه آنها باعث شد تا علی از عراق به خارج آورده شود، به ويژه رسانه های بريتانيا و استراليا و همچنين کريم جاسم احمد همسايه ای که علی را از ميان شعله های آتش بيرون کشيد."

طبق نوشته کتاب، علی گفته است:" هر وقت هواپيمايی می بينم به ياد شبی می افتم که آن هواپيما در فاصله کمی بالای خانه مان پرواز کرد. من به رختخواب رفتم در همان اتاقی که پدرم و دو همسرش – مادرم و دخترخاله او- و هشت خواهر و برادرم در آن خوابيده بوديم. مادرم پنج ماهه حامله بود که حادثه رخ داد. وقتی به هوش آمدم درد داشتم تشنه ام بود اما مرا به طرف اتاق عمل می بردند. شنيدم دکتر گفت اين پسر زنده نمی ماند. در بيمارستان هيچ دوا و وسيله ای نبود."

او در روز 9 فوريه 1991 همزمان با جنگ اول خليج فارس و بمباران عراق توسط نيروهای آمريکايی به دنيا آمد و نوزده روزه بود که با تسليم صدام حسين به شرايط جهانی آتش بس رخ داد اما دوازده سال بعد در آخرين روز مارس 2003 موشکی رها شده از يک جنگنده نظامی خانه محقر آنها را در حومه بغداد ويران کرد.

با برخاستن شعله از خانه ويران اسماعيل [ پدر علی] که به نظر می رسيد همه در آن کشته شده اند، کريم جاسم همسايه آنها، دل به دريا زد و به درون شعله ها رفت و هم او بود که لحظاتی بعد با تن نيمه جان و خونين علی عباس باز آمد و خانه فروريخت.

کريم به نويسنده کتاب داستان علی عباس گفته است " وقتی به ميان شعله ها رفتم اسماعيل را سوخته ديدم و ديگر اعضای خانواده اش هم کشته شده بودند، آن وقت بود که صدائی شنيدم که می گفت من اينجام. علی را ديدم که پايش از لای خرده ريزها پيدا بود و وقتی بلندش کردم دست هايش مانند شمع فرو ريخت."

هر وقت هواپيمايی می بينم به ياد شبی می افتم که آن هواپيما در فاصله کمی بالای خانه مان پرواز کرد. من به رختخواب رفتم در همان اتاقی که پدرم و دو همسرش – مادرم و دخترخاله او- و هشت خواهر و برادرم در آن خوابيده بوديم. مادرم پنج ماهه حامله بود که حادثه رخ داد. وقتی به هوش آمدم درد داشتم تشنه ام بود اما مرا به طرف اتاق عمل می بردند. شنيدم دکتر گفت اين پسر زنده نمی ماند. در بيمارستان هيچ دوا و وسيله ای نبود
علی


علی که زندگی خود را مديون تصادف هاست، در آخرين صفحه از کتاب نوشته است:" من قصد دارم به عراق بازگردم اما لندن برای ادامه معالجه و تحصيل من بهتر است. آرزو دارم که مهندس کامپيوتر شوم و به بغداد برگردم، گرچه امروز آن جا هنوز آرام و امن نيست."

علی چندی پيش برای معلم انگليسی اش در بغداد پيام فرستاد که آيا هنوز هم صبح ها بر سر صف مدرسه فرياد می زند زنده باد صدام، و معلمشان پاسخ داد: "نه، حالا فرياد می زنيم زنده باد مردم و زنده باد اسلام."

او خود می گويد جنگ هم بد بود و هم خوب: "خوب بود چون باعث شد ديکتاتور برود اما بد بود چون مردمان بی گناه صدمه ديدند"

در صفحاتی از کتاب، عکس هايی از علی چاپ شده و او را همراه با عمويی که او را نجات داد با لباسی خوش دوخت، خندان در کنار چهره های مشهور ورزشی بريتانيا مانند ديويد بکهام کاپيتان تيم ملی فوتبال می بينيم.

انجمن بريتانيايی حمايت از افراد بدون پا و دست از سال 2003 صندوقی را سامان داده است که از افراد بدون پا و دست در عراق حمايت می کند. اين صندوق خيريه مخارج معالجات و بازتوانی علی و احمد – نوجوان ديگر عراقی – و تامين مخارج آنها و همراهانشان را به عهده گرفته است.

انجمن خيريه ای که نام علی را بر خود دارد از مردم خيرخواه بريتانيا خواسته است به ديگر کسانی که در جنگ دست و پای خود را از دست داده اند، کمک مالی کنند

 

 

تیراندازی سربازان انگایسی به غیرنظامیان عراقی
هانا صالحی ماترد دختر بچه ۸ ساله ای كه به وسیله شلیك گلوله سربازان انگلیسی به قتل رسید

به گفته سازمان عفو بین املل سربازان انگلیسی به سوی غیر نظامیان عراقی از جمله هانا صالحی ماترد دختر بچه ۸ ساله ای كه در نزدیكی خانه خود در جنوب عراق مشغول بازی بود تیر اندازی كرده و او را به قتل رسانده اند
سربازان انگلیسی مدعی هستند كه هانا بر اثر گلوله ای اخطاری كه از طرف انها شلیك شده كشته شده است ولی عفو بین امللمعتقد است كه این دختر بچه ۸ ساله عمداً و بوسیله شلیك گلوله سربازان انگلیسی به قتل رسیده است

پدر هانا در گفتگویی با خبر نگار بی بی سی خواهان به مجازات رساندن قاتلان دخترش شد .او همچنین خواهان جبران این ضایعه شد. مادر هانا می گوید كه تمام فامیل متاثر از این واقعه هستند و مرتب برای هانای كوچك اشك می ریزند و قسم می خورد كه انتقام قتل دخترش را از مسببین این جنایت خواهد گرفت، او می گوید دخترش عادت داشت در خیابان در جنوب عراق به بازی بپردازد ولی در ۲۱ اگوست سال گذشته بوسیله گلوله سربازان انگلیسی كه به شكم او اثبابت كرد جانش را از دست داد.

ارتش بریتانیا متذكر می شود كه این پیشامد یك تصادف بوده است ،ولی به گفته یك شاهد عینی سربازان انگلیسی با هدف قرار دادن این دختر بچه ۸ ساله از فاصله ۶۰ متری بدون انكه خطری انها را تهدید كند هانا را به قتل رسانده اند.مادر هانا به خبر نگار بی بی سی گفته است كه اگر دستم به سربازی كه دخترم را كشته است برسد او را ازبین می برم.

پس از كشته شدن این دختر بچه ، خانواده او با دریافت نامه ای ازطرف ارتش بریتانیا كه در ان قید شده بود كه فرزند انها بوسیله گلوله ای اخطاری كه برای پراكنده كردن جمعی از كودكان و نوجوانان در خیابان شلیك شده به قتل رسیده ، بدون ذكر كوچكترین عذر خواهی و جبران قتل هانا توسط دولت انگلیس .
 

سازمان عفو بین املل متذكر می شود كه این نوع رفتار با خانواده قر بانیان عیر قابل قبول است به گفته این سازمان خانواده قربانیان اغلب با بی اطلاعی ، كم اطلاعی و یا اطلاعات نا درست از نحوه كشته شدن عزیزانشان روبرو هستند .
VG NETT 12.05.04 kl. 09:50

 

 

تشكيل دادگاه بين المللى برای رسیدگی به جنایتهای جنگی وضدبشری امریكا و انگلیس در عراق


شرايط براى تشكيل يك دادگاه بين المللى، هرچند كه آمريكا به كنوانسيون تشكيل دادگاه بين المللى نپيوسته است، ولى يك دادگاه بين المللى خاص به صورتى كه در مورد جنايت جنگى، يا جنايت ضدبشريت در روآندا، يا در يوگسلاوى ديده ايم فراهم است. و البته ما مى دانيم با توجه به اينكه آمريكا عضو شوراى امنيت است و اين تصميم بايد از طريق شوراى امنيت گرفته بشود، شانس برگزارى چنين دادگاهى نيست ولى سازمانهاى حقوق بشر، نهادهاى جامعه مدنى و وسايل ارتباط جمعى بايد در اين مسير حركت كنند و مبارزه كنند.
عبدالكريم لاهيجى

آشكار شدن موضوع شكنجه زندانيان عراقى بدست ارتشيان آمريكايى و بريتانيايى پرسشهاى بسيارى را برانگيخته است از جمله اينكه آيا آمريكا و بريتانيا كه بطور رسمى پيرو مصوبات قرارداد ژنو هستند و طبق آن اجازه بدرفتارى با اسيران را ندارند به پاى ميز محاكمه كشانده خواهند شد يا نه؟ دكتر عبدالكريم لاهيجى، رئيس جامعه دفاع ازحقوق بشر ايران و نايب رييس فدارسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر در گفتگو با صداى آلمان از جمله به پاسخ اين پرسش پرداخته است.

مصاحبه گر: كيواندخت قهارى

دويچه وله: آقاى دكتر لاهيجى، آمريكا تاكنو به گونه اى نمايان شهروندان خود را از دادگاه پذيرى كيفرى در سطح بين المللى مصون نگاه داشته است. به نظر شما اين موضعگيرى چه تاثيرى در برپايى سيستمى داشته است كه در آن برشكنجه زندانيان چشم مى بندند و رد اينكه پرسنل ابوغريب در نادرستى آن چه مى كند، ترديد نداشته باشد؟

عبدالكريم لاهيجى: اجازه بدهيد بگويم كه آمريكا به كنوانسيون ضدشكنجه ۱۹۸۴ پيوسته و فقط مسئله ى مجازات اعدام را به عنوان رزرو و استثنا براى خود گذاشته است. ولى به كنوانسيون تشكيل دادگاه بين المللى نپيوسته است. اما اينجا مواجه با نقض ۴ كنوانسيون ژنو ۱۹۴۹، بويژه كنوانسيون چهارم هستيم كه در آن تصريح شده است كه آن كشور اشغالگر بايد درباره ى تمام اسراى جنگى با انسانيت رفتار بكند و شكنجه و بدرفتاريهايى كه ديده ايم، چه در باره ى اسراى جنگى و چه درباره ى كسانى كه در دوران اشغال دستگير شده اند، برخلاف ۵ كنوانسيونى ست كه قبلا گفته ام و آمريكا مسئول است. و نه فقط آن كسانى كه مامور شكنجه بوده اند مسئول هستند، بلكه آن كسانى كه دستور شكنجه را داده اند، آن كسانى كه سياست اعمال شكنجه را به عنوان گرفتن اقرار و يا به عنوان وضعيتى كه زندانى را در به اصطلاح موقعيتى قرار بدهد كه او ناگزير به اقرار بشود. به اعتقاد ما اين سياست از بالا، از وزارت دفاع آمريكا و شايد حتا بالاتر از وزارت دفاع آمريكا ديكته شده و به اعتقاد ما شرايط براى تشكيل يك دادگاه بين المللى، هرچند كه آمريكا به كنوانسيون تشكيل دادگاه بين المللى نپيوسته است، ولى يك دادگاه بين المللى خاص به صورتى كه در مورد جنايت جنگى، يا جنايت ضدبشريت در روآندا، يا در يوگسلاوى ديده ايم فراهم است. و البته ما مى دانيم با توجه به اينكه آمريكا عضو شوراى امنيت است و اين تصميم بايد از طريق شوراى امنيت گرفته بشود، شانس برگزارى چنين دادگاهى نيست ولى سازمانهاى حقوق بشر، نهادهاى جامعه مدنى و وسايل ارتباط جمعى بايد در اين مسير حركت كنند و مبارزه كنند.

دويچه وله: آقاى لاهيجى خواهش مى كنم به اين پرسش من پاسخ بدهيد، كه به نظر شما اينكه پرسنل زندان ابوغريب ترديدى در درستى كارشان ندارند، چه چيزى را نشان مى دهد؟

عبدالكريم لاهيجى: متاسفانه بعد از حادثه ى ۱۱ ستپامبر آمريكا خواست اين فكر را، چه به مردم خود و چه به پرسنل و كارمندان خود، القا بكند كه هر اقدامى در راستاى مبارزه با تروريسم بين المللى ديگر موجه است. در صورتى كه شما مى دانيد در حوزه ى تفكر غربى آن چيزى كه مهم است، هدف نيست وسيله است. وسايل بايد وسايل انسانى باشد. و بايد ۳ سال مى گذشت تا اينكه خطا و اشتباه سياست القايى از طرف آمريكا بر همه روشن بشود و براى مردم آمريكا امروز روشن شده است كه بوش و همكارانش چه كلاهى بر سر سيستم حقوقى _ قضايى و حتا سياسى آمريكا گذاشته اند و اينجاست كه بايد اين تجديد سياست از طرف مردم، حالا چه آنهايى كه الان وضعيتشان به خطر افتاده و در اين دادگاهها قربانى شده اند و چه اكثريت بزرگى از مردم آمريكا، به سياستگران كنونى آمريكا تحميل بشود و بايد مسئله ى حكومت قانون در آمريكا، چه در خارج از آمريكا، توسط سربازان و ارتش آمريكا و نيروهاى آمريكا كه در افغانستان، در عراق و در جاهاى ديگر هستند و يا در گوانتانامو، دوباره تجديد بشود و اعاده ى حيثيتى باشد براى آمريكا. به همان صورتى كه مى دانيد در انتخابات رياست جمهورى پس از جنگ ويتنام مسئله ى حقوق بشر به عنوان تنها وسيله اى كه مى توانست تجديد حيثيتى براى آمريكا بكند، از طرف جيمى كارتر اتخاذ شد.

دويچه وله: برخى از شكنجه گران زندان ابوغريب مزدورانى هستند از كشورهاى مختلف. آنها را نه مى توان در دادگاه نظامى آمريكا محاكمه كرد و نه در دادگاهى در عراق. امكان كيفردهى در مورد اين مزدوران در نظام حقوقى چيست؟

عبدالكريم لاهيجى: در نظام حقوقى همانطورى كه گفته ام، با كنوانسيون ۱۹۸۴ منع شكنجه را داريم و اين كنوانسيون مسئوليت را هم متوجه كشورى مى كند كه شكنجه در آنجا انجام شده و هم متوجه كشورى مى كند كه شكنجه گر شهروند آن كشور است، تابعيت آن كشور را دارد، هم متوجه كشورى مى كند كه شكنجه گر در آن كشور سكونت دارد و يا حتا به آن كشور سفر مى كند. بنابراين، همانطورى كه شما به درستى اشاره كرده ايد، من فكر مى كنم بسيارى از شكنجه گران جزو كسانى باشند كه طى سالها در رژيم آپارتايد آفريقاى جنوبى در آنجا به همين فجايع دست مى زده اند. مسلم است كه آنها يا تابعيت آفريقاى جنوبى را دارند، يا تابعيت ديگر كشورها را. بنابراين تمام اين كشورها مكلف و موظف هستند كه در چارچوب كنوانسيون ۱۹۸۴ اين جنايتكاران را به اعمال خودشان برسانند. ولى اگر تابعيت كشورى را دارند كه كنوانسيون ۱۹۸۴ را امضا نكرده است، اگر به كشورهايى سفر كنند و يا در كشورهايى مقيم باشند كه آن كشورها متعاهد كنوانسيون ۱۹۸۴ باشند، باز اعمالشان قابل پيگرد خواهد بود و خوشبختانه جناياتشان مشمول مرور زمان هم نمى شود و هرزمان مى توان آنها را در كشورى كه يافت مى شوند، مورد پيگرد قانونى قرار داد.

دويچه وله: آقاى لاهيجى عليرغم اينكه سازمانهاى حقوق بشر بيش از يكسال است تاكيد كرده اند، كه در افغانستان و گوانتانامو به طور غيرانسانى با اسيران رفتار مى شود، چه چيز باعث شده است كه اكنون پهنه ى همگانى جهانى به طور وسيع به موضوع بدرفتاريهاى ارتش آمريكا و بريتانيا با زندانيان توجه بكند؟

عبدالكريم لاهيجى: به عقيده ى من متاسفانه معاونتى مجرمانه از طرف دنيا و حتا جهان غرب با اقدامات آمريكا طى سه سال گذشته صورت گرفته و فريادهاى سازمانهاى دفاع از حقوق بشر هم به هيچ جايى نرسيد. به اين خاطر، همانطورى كه قبلا گفته ام، مسئله ى مبارزه با تروريسم را بهانه قرار داده اند به اينكه در همه ى كشورها، حتا در كشورهاى دموكراتيك، آزاديها و حقوق بشر را نقض و محدود كنند. الان با توجه به فاجعه اى كه در عراق اتفاق افتاده و اينكه همه مى بينند نه فقط براى مردم عراق آزادى و دموكراسى ارمغان نياورده، بلكه عراق اشغال شده زير شكنجه و اعدام و قتل هم قرار گرفته است، بنابراين من فكر مى كنم كه وجدان بين المللى كمى به جوش آمده و رسانه هاى خبرى هم به خروش آمده اند، صليب سرخ جهانى هم سرانجام سكوت خود را شكسته و در واقع وضعيتى بوجود آمده است كه دنيا ناگزيرست كه به دوران حاكميت قانون بازگردد و همه ى كشورها، اعم از كوچك و بزرگ را ناگزير بكند كه روابط و مناسبات خود را قانونمند كرده، تا اينكه از اين هرج و مرجى كه متاسفانه طى ۳ سال گذشته بر روابط بين المللى حاكم شده است، ما رهايى پيدا كنيم.

دويچه وله: ديروز سخنگوى سپاه پاسداران انقلاب ايران به خبرگزارى ايسنا گفته است، كه ايران مداركى دارد كه شوكه كننده تر از اينهاست و شكنجه هاى بدترى را به دست آمريكاييها نشان مى دهد. نظر شما در اين باره چيست؟

عبدالكريم لاهيجى: سپاه پاسداران ايران مرجعى صالح براى اينگونه گفتارها نيست. به خاطر اينكه در گذشته هم ما مشاهده كرده ايم كه در جنگ تبليغاتى كه بين جمهورى اسلامى و آمريكا وجود داشته است، از اين بلوفها و از اين گزافه گوييها زياد شده است. اگر سپاه پاسداران راست مى گويد، بايد به همان صورتى كه در جاهاى ديگر عمل شده است، اين اطلاعات را در اختيار رسانه هاى خبرى بگذارد و تازه معلوم هم نيست تمام آن چيزى كه رسانه هاى خبرى منتشر مى كنند، صحت داشته باشد و آنجاست كه بايد قوه قضاييه هركشورى در صحت و سقم اين اظهارات رسيدگى بكند. همين جا اشاره مى كنم تفاوتى كه بين آمريكا و انگليس وجود دارد، اين است كه انگليس كنوانسيون تشكيل دادگاه بين المللى را امضا كرده، بنابراين اگر مشخص بشود كه سربازان انگليسى مرتكب جنايات جنگى شده اند، ديگر آنها را مى توان به دادگاه بين المللى لاهه فراخواند كه متاسفانه اين موضوع در مورد آمريكا صدق نمى كند. بنابراين هركسى كه دليل و يا مدركى دارد و اگر بخواهد به نداى وجدانش پاسخ بگويد، به عقيده ى من بايد اين دليل و مدرك را در خدمت سياسى كارى و كارهاى تبليغاتى به كار نگيرد و در اختيار مقامات قضايى بگذارد، تا آنها بتوانند بطور مستقل و بدون جانبدارى از دو طرف به احراز واقعيت و رسيدگى و مجازات متهمان بپردازد

 

 

وضع اسفناك كودكان و نونهالان در مناصق بحرانی  جهان


آنچه كه سازمان يونيسف ،وابسته به سازمان ملل متحد در گزارش سالانه اش از آنها نام ميبرد در درجه اول مناطق بحرانى از ياد رفته اند، زيرا در حاليكه اكثرمردم جهان به بحرانهاى كنونى توجه ميكنند چون عراق و يا افغانستان كودكان و نونهالان در ديگر مناطق جهان از بيمارى و كم غذائى رنج ميبرند.

با وجود فراخوانهاى بيشمار سازمان يونيسف ، مليونها كودك و نونهال در كشورهائى چون آنگولا، سودان و سومالى ازكمكهاى بين المللى محروم مانده اند.و علت نيز عدم استطاعت مالى اين سازمان جهانى است .مدير تشكيلات داخلى سازمان يونيسف، سزمان كمك به كودكان در باره اين وضعيت بسيار ناگوار ميگويد: به تنهائى در ده كشوردر سال ميلادى گذشته بيش از يك مليون و پانصد هزار كودك بهلاكت رسيدند و آنهم نه در درجه اول بعلت جنگ و درگيريهاى مسلحانه بلكه بعلت تاثيرات غير مستقيم نارسائى هاى سيستم بهداشتى و كمبود آب آشاميدنى . در كنگو تعداد كودكان كمتر از پنج سال كه در سال گذشته جان سپردند به پانصد هزار نفر ميرسد و اين رقم در مورد آنگولا ۲۰۰ هزار و در مورد سومالى بيش از ۱۰۰ هزار نفر است. علت نيز ابتلاء كودكان و نونهالان به بيماريهائى ساده ائى چون سرخك و يا اسهال است ولى بيمارى و ضعف مزمن ناشى از كم غذائى باعث مرگ آنهاميشود. اوضاع در كشور سودان بحرانى تر از ديگر كشورهاى مشابه است زيرا در سودان در حدود يك مليون نفر و منجمله شمار كثيرى كودك و نونهال ، بعلت قهر و خشونت گرائى شديد واحدهاى دولتى و سازمانهاى شبه نظامى كه حقوق بشر را از همه جهات زير پاى ميگذارند ، در حال فرارند.

سخنگوى سازمان يونيسف شعبه آلمان ميگويد: تامين نيازمنديهاى مردم در مناطق صعب العبورمرزى با چاد بسيار نگران كننده است . وى مى افزايد: در برخى از ارودوگاههاى اين منطقه ۸۰ درصد نونهالان با سوء تغذيه مزمن روبرو هستند كه بصورت بيماريهاى پوستى و يا التهاب عفونى چشم ظاهر ميشود.منطقه بحرانى ديگر از اين لحاظ گرجستان است و آنهم حتى پس از تعويض مسالمت آميز قدرت رهبرى آن كشور. زيرا در گرجستان در حدود ۳۰۰ هزار كودك و نونهال نياز مبرم به كمك هاى پزشكى و آموزشى دارند. ولى يونيسف و دولت گرجستان بعلت عدم استطاعت مالى قادر به اقدام نيستند . بدين خاطر است كه خواننده معروف Harry Belafonte كه سفير سازمان يونيسف است از كشورهاى جهان ميخواهد كه وقتيكه مساله بر سر رفع رنج و محنت كودكان باشد دست از علائق سياسى _ استراتژيك خود بردارند.

بايد به اين نكته اشاره كنيم كه كمبود بودجه سازمان يونيسف در سال گذشته در حدود ۲۰۰ مليون دلار بود ، يعنى در حدود چهل درصد از مبلغى كه اين سازمان روى آن حساب ميكرد و برنامه هاى خود را نيز با توجه به آن تنظيم كرده بود.

 

 

بيانيه انجمن حمايت از كودكان كار

انجمن حمايت از كودكان كار، ضمن گرامی‌‏داشت اين روز بزرگ، توجه به شان و جايگاه والای كارگران را متضمن استقلال و بهروزی جامعه مي‌‏داند و بر ضرورت رعايت تمامی حقوق صنفی و اجتماعی كارگران، اعم از قوانين ملی و بين المللی تاكيد می ورزد و نيز بنا به ضرورت اجرای دقيق كليه پيمان نامه‌‏ها، مقاوله نامه‌‏ها و توصيه نامه‌‏ها در ارتباط با حقوق كودكان، به ويژه پيمان نامه جهانی حقوق كودك و مقاوله نامه صد و هشتاد و دو سازمان بين المللی كار در خصوص محو بدترين اشكال كار كودكان، تاكيد مضاعف دارد.

جمعه ١١ ارديبهشت ١٣٨٣ – ٣٠ آوريل ٢٠٠۴

 

تهران- خبرگزاری كار ايران: درجريان برگزاری مراسم روز جهانی كارگر، بيانيه انجمن حمايت از كودكان كار به مناسبت اين روز قرائت شد.
در اين بيانيه كه از سوی خانم " زهرا بنا ساز"، مدير عامل انجمن حمايت از كودكان كار قرائت شد، آمده است: اهميت و نقش عنصر كار و تلاش در استقلال، پويايی و بالندگی جامعه ايجاب می نمايد كه از تمام ظرفيت‌‏های موجود برای حفظ نشاط و سلامت اين عنصر و فعالين عرصه‌‏های كار وتلاش استفاده شود.
ولی علي‌‏رغم اين اهميت ما همواره شاهد بي‌‏توجهي، تضييع و پايمال كردن حقوق كارگران و زحمت‌‏كشان در عرصه های مختلف بوده و به ويژه در سال‌‏های اخير، نظاره‌‏گر تصويب قوانين ضدكارگری و مصوبات واپسگرايانه نظيرخروج كارگاه‌‏های زير پنج و ده نفر از شمول قانون‌‏كار، قراردادهای موقت و... می باشيم.
ناديده گرفتن و پايمال كردن حقوق كارگران، موجب وارد آمدن آسيب های غير قابل جبران بر نظام اجتماعی می گردد كه پي‌‏آمد آن بيكاري، فقر، نابرابری و گسترش ناهنجاري‌‏های اجتماعی است كه روند رو به رشد پديده كار كودكان خياباني، پي‌‏آمد اين آسيب‌‏ها است.
انجمن حمايت از كودكان كار، ضمن گرامي‌‏داشت اين روز بزرگ، توجه به شان و جايگاه والای كارگران را متضمن استقلال و بهروزی جامعه مي‌‏داند و بر ضرورت رعايت تمامی حقوق صنفی و اجتماعی كارگران، اعم از قوانين ملی و بين المللی تاكيد می ورزد و نيز بنا به ضرورت اجرای دقيق كليه پيمان نامه‌‏ها، مقاوله نامه‌‏ها وتوصيه نامه‌‏ها در ارتباط با حقوق كودكان، به ويژه پيمان نامه جهانی حقوق كودك و مقاوله نامه صد و هشتاد و دو سازمان بين المللی كار در خصوص محو بدترين اشكال كار كودكان، تاكيد مضاعف دارد.
به‌‏اين منظور:
1. ما خواهان تهيه هر چه سريع‌‏تر فهرست انواع كارهای مضر موضوع بند "د" ماده سه مقاوله نامه صد و هشتاد و دو سازمان بين‌‏المللی كار در خصوص محو بدترين اشكال كار كودك، به موجب تبصره يک ماده واحده مقاوله مذكور می باشيم.
2. به موجب ماده شش مقاوله نامه صد و هشتاد و دو، ما خواهان تدوين و طراحی هر چه سريع‌‏تر برنامه‌‏های اقدام برای محو فوری بدترين اشكال كار كودكان هستيم.
3. در راستای اجرای بند "ج" ماده سه مقاولنه نامه صد و هشتاد و دو ما خواهان چاره انديشی و اقدام فوری برای محو موثر هر نوع استفاده از كودكان به ويژه در فعاليت‌‏های غير قانونی و به ويژه برای توليد و قاچاق مواد مخدر هستيم.
4. به موجب بند ماده سه مقاوله نامه صد و هشتاد و دو، ما خواهان چاره انديشی و اقدام فوری برای محو موثر كليه مشاغلی كه به دليل ماهيت يا شرايط احتمال دارد، به سلامتی ايمنی با اخلاقيات به كودكان آسيب برساند، هستيم.
5. به موجب ماده سی و دو پيمان نامه جهانی حقوق كودك، ما خواهان حمايت از كودكان در برابر هر نوع بهره كشی اقتصادی و انجام هرگونه كاری كه ممكن است زيان‌‏بار باشد يا خللی در تحصيل كودك وارد آورد، يا به سلامتی كودك يا رشد جسماني،‌‏ ذهني، اخلاقی و اجتماعی او آسيب برساند، هستيم.
6. به موجب ماده هفتاد و نه قانون كار، ما خواهان اقدام برای ايجاد زمينه‌‏های عدم اجبار به كار برای كودكان زير پانزده سال هستيم.
7. ما خواهان اقدامات لازم جهت اجرای دقيق مواد هشتاد الی هشتاد و سه قانون كار درباره كارگران نوجوان هستيم.
8. به منظور حسن اجرای مقاوله نامه صد و هشتاد و دو و ساير قوانين حمايتی از كودكان كار، خواهان تشكيل كميته سه جانبه ای متشكل از:
الف - سازمان‌‏ها و نهادهای ذي‌‏ربط دولتي
ب - انجمن‌‏ها و تشكل‌‏های صنفی كارفرمايي
ج - تشكلهای صنفی و مستقل كارگري، با همفكری و مشاورت ان. گ. او های فعال در زمينه حقوق كودكان هستيم.
9. ما خواهان تامين اجتماعی فراگير وگسترش بيمه های همگاني، به منظور حمايت زنان و مردان كارگر كه همانا حمايت از فرزندان آنان و كودكان كار می باشد، هستيم.
10. ما خواهان بهره گيری از تمامی امكانات و ظرفيت‌‏های موجود اجتماعي، بدون در نظر گرفتن هر گونه تبعيض برای حمايت از حقوق كودكان به طور عام و كودكان كار به طور خاص مي‌‏باشيم.
11. به موجب ماده بيست و دو پيمان نامه جهانی حقوق كودك، ما خواهان ايجاد فرصت‌‏های برابر به منظور برخورداری از آموزش و بهداشت تغذيه، امنيت و ساير حقوق اوليه برای تمامی كودكان مهاجر هستيم.


 

 

توقف فعاليت گروه موسيقی

کودکان بم 


دولت بايد آموزش دوره مهد كودك را رايگان كند


قطعنامه پايانی کنگره جهانی

 کودکان کارگر


پانصد هزار کودک در ايران مشغول به کار هستند


وضع اسفناك كودكان و نونهالان در مناصق بحرانی



كودكان  كار


 

خبرهای روز گذشته
| شنبه | يكشنبه | دوشنبه | سه شنبه | چهارشنبه | پنج شنبه | جمعه |


[Start];[Jonbesh - farsi] ;[Jonbesh - norsk];[Tanz] ;[Iran] ;[Nyheter]
Webeditor