مقالات

-

  نظرات و پيشنهادات خود را برای ما بفرستيد

گام اول برای انتخابات آزاد
  گام اول برای برگزاری انتخابات آزاد، آزادی تمامی زندانيان سياسی، آزادی مطبوعات و لغو اعمال فشار بر احزاب دگرانديش است

ابراهيم يزدی

زبان زن ستیزی در ادبیات فارسی

مزن زن را، ولی چون بر ستیزد
چنانش زن که هرگز برنخیزد

به همت سازمان دانش آموزی و کميسيون ملی يونسکو

تاسيس باشگاه حقوق دانش آموز در ايران
اولين قدم اين باشگاه، برگزاری مسابقه "من حق دارم" بود

جنگ در افغانستان و عراق, عملکردي چون دوپينگ براي تروريسم داشته است. جنگها، ريشه در تروريسم حکومتي دارند, و تروريسم حکومتي از تروريسم خصوصي تغذيه ميشود , و بالعکس

نقض مفاد طرح صلح خاورميانه توسط آريل شارون، نخست وزيراسرائيل

گفتگوى «بهمن نيرومند» با «مهران براتى» پيرامون چالش هايى كه حاكميت محافظه كار ايران با آنها روبروست

نتقادامبئی ليگابو، گزارشگر امور حقوق بشر سازمان ملل،ازجمهوری اسلامی در مورد نحوه برگزاری دادگاه رسيدگی به پرونده زهرا کاظمی

اهميت و نقش جنبش دانشجويی

مهدی فتاپور

 اسم رمز مبارزه عليه جنبش ۱۸ تير امسال

جنبش رهايی زن يک فاکتور مهم سياسی در اوضاع ايران
شهلا دانشور

بلیط رفت نخبگان ايرانی برگشت ندارد
گروه اجتماعی خبرگزاری مهر

تجديد روابط سياسى بين آمريكا و ليبى

بيانيه شديداللحن بازرسان "خبرنگاران بدون مرز" از اتحاديه اروپا

به گزارش ايلنا به نقل از يونايتدنيشن

ايده‌ای برای سازمان‌يابی مجدد جنبش دانشجويی
اتحاديه ملی
مجيد حاجى‌بابايى
(عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت)
شرق - دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۳

عضويت شيرين عبادى در هيات داوران جايزه حقوق بشر نورنبرگ

لزوم پيوند و ايجاد شبكه هاى جهانى در جنبش زنان

منصوره شجاعى

بم دوباره لرزید

ز مين لرزه اي به شدت 3.6 ريشتر بامداد امروزجهارشنبه ۲۷خرداد حوالي شهر زلزله زده بم در استان کرمان را تکان داد. در ارتباط با خسارات احتمالي ناشي از اين زمين لرزه گزارشي مخابره نشده است
سایت بامداد

جهارشنبه ۲۷خرداد

قوانین مهاجرتی سوئد در مورد ایرانیان بصورتی غیر منطقی سخت گیر است
امیر حیدری در آستانه اخراج به ایران

 

خودانديشی يا خود ستايی روشنفکران
آخر الامر گل کوزه گران خواهی شد              حاليا فکر سبو کن که پر از باده کني
مردو آناهيد


 

 

گام اول برای انتخابات آزاد
ابراهيم يزدی: گام اول برای برگزاری انتخابات آزاد، آزادی تمامی زندانيان سياسی، آزادی مطبوعات و لغو اعمال فشار بر احزاب دگرانديش است

سه شنبه ٣ شهريور ١٣٨٣ – ٢۴ اوت ٢٠٠۴
تهران-خبرگزاری كار ايران: دبير كل نهضت آزادی ايران، گفت: گام اول برای برگزاری انتخابات آزاد و رقابتي، آزادی تمامی زندانيان سياسي، آزادی مطبوعات و لغو اعمال فشار بر احزاب دگرانديش است.
ابراهيم يزدی در گفت و گو با خبرنگار" ايلنا"، تحقق حاكميت ملت را در گرو برگزاری انتخابات آزاد دانست و تصريح كرد: حقوقی كهدر قانون اساسي، بيانيه جهانی حقوق بشر و معاهدات حقوقی و فرهنگی لحاظ شده و به امضای ايران رسيده است، بايد تحقق يابد.
وی با تاكيد براينكه " آزادی اجتماعات ، آزادی بيان و آزادی فعاليت احزاب، از جمله حقوقی هستند كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی پذيرفته شده اند"، تصريح كرد: برگزاری يك انتخابات آزاد كه بتوان آن را مصداق حاكميت ملت دانست، بدون تحقق اين حقوق امكان پذير نيست.
وزير امور خارجه دولت موقت برگزاری انتخابات در شرايط آزاد را سبب بالا رفتن اعتبار ملی و بين المللی ايران دانست و اظهار داشت: برگزاری انتخابات بدون حضور گسترده مردم، موجب كاهش بي‌‏سابقه اعتبار بين المللی ايران خواهدشد.
ابراهيم يزدی در بخش ديگری از اين گفت وگو با بيان اين مطلب كه " كسانی كه قصد دارند در انتخابات آينده رياست جمهوری نامزد شوند، بايد برنامه خود را ارائه دهند"، اظهار داشت: شرايط داخلی و بين المللی با آنچه در دهه های گذشته بوده متفاوت است.
وی در ادامه افزود: با ديدگاه های دهه اول و دوم انقلاب نمي‌‏توان با مشكلات كنونی كشور برخورد كرد و معضلات پيچيده و مزمنی كه در زمينه های اقتصادي، سياسی و فرهنگی وجود دارد را حل كرد.
دبيركل نهضت آزادی ايران با بيان اينكه "تجربه هفت ساله دولت خاتمی نشان داد صرفا با داشتن ديدگاه های مترقی و ارائه برنامه های توسعه محور، امكان كار مناسب در ساختار كنونی وجود ندارد"، تصريح كرد : نامزدها بايد برای مردم توضيح دهند كه چگونه می خواهند برنامه های خود را در ساختار كنونی كشور اجرا كنند

 

 

 

 

 

 زبان زن ستیزی در ادبیات فارسی
مزن زن را، ولی چون بر ستیزد
چنانش زن که هرگز برنخیزد


این شعرای فارسی زبان نیستند که شعرشان آشکارا زن ستیزانه است بلکه، زبان فارسی بشدت مرد محور و ضد زن است. کافی است در محاورات روزمره، در ادبیات نوشتاری کمی درنگ کنیم. در ضرب المثل های روزمره زن مظهر حماقت، نادانی و مصیبت است. هرگونه عمل و صفت منفی با زنان توضیح داده می شود. در ادبیات نوشتاری بویژه ادبیات قدیم کافی است نگای گذرا به اشعار شاعرانی چون فردوسی و سعدی و نظامی و... بیاندازیم تا رد پای تفکر ضد زن را در کلام های شاعرانه ببینیم.
زبان بی برو برگرد بخشی فعال از فرهنگ و روبناست. زبان انعکاس ذهنیت جامعه و چگونگی اعمال فرهنگ است. شاید اغراق نباشد که بگوییم اجزا گوناگون روبنا و فرهنگ از طریق زبان به هم متصل می شوند و زبان جایگاه ویژه ای در روبنای هر جامعه و تولید و باز تولید مناسبات حاکم نقش فعالی ایفا می کند. در جهان امروز زبان بهیچوجه نقش خنثی در رابطه با مناسبات میان مرد و زن نداشته و خود به ابزاری در تحکیم فرودستی زنان بدل شده است. از همین رو مبارزه علیه زبان مرد محور مبارزه علیه بخش مهمی از سیتسم مردسالاری است. وقتی زبان را به چالش می کشیم بناچار بسیاری از مفاهیم مردسالارانه را در عرصه ایدئولوژی، فلسفه، اقتصاد، فرهنگ و باور عمومی به چالش کشیده ایم.
حال نگاهی به نقش و کارکرد برخی از مفاهیم زبان بپردازیم.
مرد، پدر واژه ای است برای توضیح کلیه صفت های مثبت و انسانی. مردی مساوی است با جوانمردی، شجاعت و دلاوری. «او واقعا مرد است» یعنی وی آدم خوبی است. و حتی وقتی زنی صفت مثبتی دارد برای توضیح آن به مردان تشبیه می شود. برای نمونه «زن است اما واقعا اندازه ده تا مرد است!!» « یک پا مرد است!!!»
برای توضیح حماقت و نادانی معمولا از نام زن به پسوند و پیشوند هر لغتی استفاده می شود مثلا «گاو ننه حسن» مظهر نادانی است و نه «گاو مش احمد»!! «دوستی خاله خرسه» و نه آقا خرسه! که مثلی است برای حماقت و نادانی. ظاهرا لختی و سستی هم مختص زنان است. وقتی که سمبل لختی و سستی «خاله وارفته»، «خاله رورو» «خاله خاک انداز» است پس معلوم نیست کارهای طاقت فرسای خانگی را چه کسانی انجام می دهند. برای توضیح هیاهو و شلوغی هنوز هم می گویند «مثل حمام زنانه» بله! آقایان که مجبور نبودند یک دوجین بچه قد ونیم قد با خود به حمام ببرند تا صدای هیاهو و فریادشان گوش را کر کند. «خاله گردن دراز» هم یعنی شتر و اشاره ای است به متلی قدیمی که در مورد میانجی یا قاصد بی اهمیت است. زمانی که فردی مزخرف می گوید این ضرب المثل را بکار می برند «چند کلمه از مادر عروس بشنو» . یا برای اینکه بگویند یکی رند است می گویند «هنو نگفتی آشتی بنای النگو را گذاشتی!» که ظاهرا مخاطب زن است. واین ضربالمثلها ادامه دارد.
بسیاری کلمات بطور مجرد بار جنسی ندارند اما اتوماتیک نام زنان یا صفات زنانه محسوب می شوند. البته منظور کلماتی است که معرف خصائل و صفت های به اصطلاح منفی است، مثل شلخته. زن و مرد می توانند شلخته باشند اما کلمه شلخته بتنهایی زن را تداعی می کند یا «پاچه ورمالیده»، «ددری» «کولی» که بی هیچ توضیحی منظور زن است. بدون شک زبان حاصل یک پروسه تاریخی است. کلمات طرفنظر از میل ما هر کدام تاریخ خود را دارند. مثلا کلمه شلخته یا عشوه گری در خود علامت مونث بودن را ندارد اما تاریخا این کلمه برای زنان بکار رفته است و بهمین جهت اتوماتیک استعمال این کلمات زنان را تداعی می کند.

علاوه بر اینها بسیاری از ویژگی های زنانه را با کلمات تحقیر آمیز توضیح می دهند مثلا زایمان کردن می شود «ترکمون زدن» تا جایی که رضا براهنی می نویسد «تمامی مردمی که نفهمیده برای استعمارگران هورا می کشند، تمام آنهایی که قلب شان مثل زائوی کثیفی از تن مندرسشان بیرون مانده است.» (1)
حتما این ضرب المثل را شنیده اید که «مگر ما از صیغه ایم و شما از عقدی» این ضرب المثل در اعتراض به تبعیض قائل شدن است، گرچه موضوعی فراتر از تبعیض را منعکس می کند. این جمله بلافاصله در مقابل ما جامعه ای را قرار می دهد که پدیده زن صیغه ای امری عادی است. جامعه ای که مردان می توانند زنان عقدی و صیغه ای داشته باشند و زنانی که در حالت عقدی هیچ حقوقی ندارند، از زنان صیغه ای حقوق بیشتری دارند!

«زن که رسید به بیست باید به حالش گریست» این هم انعکاس ارزش های یک جامعه است، جامعه ای که زن بعد از بیست سالگی از دور خارج می شود. شاید برخی بگویند که این ضرب المثل انعکاس ارزش های گذشته است. خیر! با نگاهی به دور و بر خود می بینیم این ارزش ها و معیارهای کسانی است که قرار است جزو متجددین جامعه باشند. هر کدام ما حداقل کسی را در خارج می شناسیم که پس از سالها زندگی در خارج، نهایتا دخترجوانی را از ایران با پست برایش فرستاده اند. مردانی با سنین بالا که دخترانی جوان را به بهای زندگی در خارج می خرند! اقایان «متجددی» که تا مغز استخوان آلوده به فرهنگ «اصیل» ایرانی هستند فرهنگی که در ضرب المثلش می گوید «دختر دهساله چون بادام پوست کنده ای است بینندگان را. و پانزده ساله لعبتی است لعبت بازان را. و بیست ساله نرم و لطیف و فربه است. و سی ساله مادر دختران و پسران است. و چهل ساله زالی است و پنجاه ساله را با کارد باید کشت و بر شصت ساله نفرین مردگان و فرشتگان باد!» فرهنگی که از آن بوی تعفن برخاسته است.

«توی سر سگ بزنی زن پیدا می شه» راستی این چگونه جامعه ای است که در آن زن و سگ یک ارزش را دارند! و یا «خون زن شوم است» که مترادف است با «خون سگ شوم است». «جوان را مفرست به زن گرفتن، پیر را مفرست به خر خریدن». و البته اینها ضرب المثل های جامعه ای است که زن در آن شهروند درجه دوم است و در قوانین دولتی اش نیم انسان به حساب می آید، انسان نیمه ای که در قانون نصف مرد ارث می برد، دیه اش نصف دیه مرد است و در زبان محاوره با حیوانات مقایسه می شود! بالاخره اینکه زنان فقط با حیوانات مقایسه نمی شوند بلکه برای تاکید بر فرودستی آنان «زن خلا باشد به هر کاشانه ای، بی خلا هرگز نباشد خانه ای!» و یا «اگر زن خوب بود خدا هم یکی می گرفت!» .

«چوب شورو گله، هرکی نخوره خله!» بی جهت نیست که می شنویم زنی بعلت کتک خوردن مداوم از همسرش تقاضای طلاق می کند و قاضی شرع ضمن اعتراض به او می گوید «خانم از غریبه که کتک نخورده ای از شوهرت کتک خورده ای!» یعنی کتک خوردن از شوهر امری کاملا عادی است!

«دختر فقط یک شب دختر است، ولی شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست»! و البته این ضرب المثل جامعه ای است که بکارت دختران یکی از ارزش های مهم جامعه است.

تو زن نو کن ای خواجه هر نو بهار
که تقویم پارینه، ناید به کار
این هم پند و اندرز سعدی شاعر و معلم اخلاق به مردان است. در جامعه کنونی ایران حرف های سعدی شکل قانونی هم به خود گرفته است و مردان می توانند هر ساله بدون هیچگونه محدودیت قانونی به اندرز سعدی گوش داده و تجدید فراش کنند!

حتی در حیطه رابطه جنسی و نقش برتر و زور مدارانه مردان هم نقش زبان مردسالار را بخوبی می بینیم: «حلال بکن، هزار بکن»، «طاق را تیر نگه می دارد، زن را کیر»، «وسمه عشوه رو زیاد می کنه، اما کسو تنگ نمی کنه»، «نرم حرف بزن، سفت تو بکن» (2)
بنابراین می بینیم که فارسی زبانان خلاقیت بسیاری در استفاده از زبان برای تاکید بر نقش فرودست زنان برخوردار هستند. نه اینکه در زبان های دیگر چنین نیست. مسلما ما با نظام مردسالار در کل جهان روبرو هستیم که زبان آئینه آن است. مثلا در زبان انگلیسی کلمهman هم معنی مرد می دهد و هم انسان. در همین زبان وقتی می خواهند بگویند کسی احمق است می گویند cont که به معنی آلت جنسی زن است در زبان فرانسه هم کلمه احمق در حقیقت همان کلمه ی کس است! در زبان فارسی نیز از کلمه کس مترادف کلمه حماقت است و خایه مرد بعنوان شجاعت مثلا اغلب هنگام نزاع بین مردان می شنویم «اگر خایه اش را داری بیا»!
گذر زمان هم تاثیر چندانی نداشته که نشان می دهد مناسبات ستمگرانه حاکم بر جامعه دست نحورده باقی مانده است. اخیرا کتابی در ایران بنام زبان مخفی جوانان منتشر شده است. مولف کتاب اصطلاحاتی را که جوانان تهرانی بکار می برند جمع آوری کرده است. در این کتاب بسیاری از اصطلاحات زبان مخفی جوانان بشدت ضد زن و ضد ملل دیگر غیر از تهرانی ها و حتی ضد جوانان اقشار فقیر است. در حقیقت فرهنگ زن ستیز، فرهنگی ارتجاعی و شوونیستی نیز هست. اما قابل تامل اینکه بسیاری از جوانان که این اصطلاحات را بکار می برند، ضد رژیم هستند و خود را بسیار متجدد می دانند. این جوانان اصطلاح «کس خل» که ضرب المثلی برای نشان دادن حماقت است را up to date کرده و «کس مغز» می گویند. این امر نشانه آنست که این جوانان بهمان اندازه که ضد مذهب و رژیِم اسلامی هستند متاسفانه بهمان نسبت نیز از عقاید ضد زن اسلام و رژِیم اسلامی نبریده اند.
مریم پاک نهاد جبروتی در کتاب بنام «فرادستی و فرودستی در زبان» بر پایه تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که استعمال اصطلاحات ضد زن در نزد مردان جوان بسیار متداولتر از مردان سنین بالاتر است. ظاهرا معیار مرد شدن با مصرف اصطلاحات ضد زن رابطه مستقیم دارد!
هدف از بیان مطالب بالا ارائه یک تئوری یا نطریه جدید نیست بلکه کوششی در گشودن مبحث بازشناسی زبان فارسی و کارکرد زبان بعنوان یکی از عوامل تشدید و تداوم مردسالاری و پدرسالاری در بین روشنفکران و بالاخص فعالین جنبش زنان است. مبارزه با زبان زن ستیز خواه و ناخواه به تعمیق درک زنان از ریشه ستم و چگونگی مبارزه با آن کمک خواهد کرد. استفاده از اصطلاحات ضد زن را نمی توان فقط به حساب سهل انگاری گذاشت، بلکه این امر مرتبط است با جان سختی تفکر مردسالارانه. چرا روشنفکرانی که ساعتها بر سر «و» یک جمله با یکدیگر جدل می کنند براحتی می توانند کلماتی را برای زنان مصرف کنند که تاریخا برای تحکیم و تائید بر فرودستی زنان است و هرگز مورد اعتراض هم قرار نمی گیرند.
حتی در میان نیروهای مترقی و انقلابی نیز تقریبا بندرت دیده شده است که زبان مرد محور را به چالش بطلبد. بنظرمی آید این کم کاری یا کم بهایی ریشه در یک دیدگاه فلسفی دارد. مختصرا به یکی از استدلالات تئوریک این کم بهایی در بین نیروهای منتسب به چپ یا مارکسیست می پردازم.
از نظر فلسفه علمی ماتریالیسم دیالکتیک جامعه دارای دو بخش روبنا و زیر بناست. زیربنا مجموعه روابط تولیدی است. روبنا نیز پوسته ای است متناسب با این روابط تولیدی و بعبارتی هر روبنایی انعکاس زیر بنای خاص است و به نوبه حود نقش فعالی در تقویت و تحکیم آن دارد. در این تعریف فلسفه، ایدئولوژی و فرهنگ و ادبیات و هنر در بخش روبنای یک جامعه قرار می گیرند. بر پایه همین نگرش زیر بنا تعیین کننده روبناست و روبنا تابع تغییرات زیربناست و برای تغییر روبنا باید زیربنا را تغییر داد.اما روبنا بخش منفعل زیربنا نیست. و روبنا و زیربنا بر یکدیگر تاثیر متفابل دارند. و در برخی مقاطع روبنا نقش مرکزی و تعیین کننده ای در تغییر زیر بنا ایفا می کند.
در حقیقت برداشت سطحی از این علم زمینه دیدگاههای مرحله گرایانه را فراهم می کند. نظراتی که بشیوه مکانیکی زیر بنا و روبنا را از هم جدا می کند و در عمل مرحله گرایانه می شود. مردسالاری بخشی از مناسبات کلی جامعه طبقاتی است یعنی هم در زیربنا وجود دارد و هم در روبنا خود را نشان می دهد. بنابراین همان اندازه که تقلیل مردسالاری به مسئله فرهنگی دیدگاهی غلط و غیر علمی است. نادیده انگاشتن فرهنگ – و در این زمینه مشخص زبان - در تحکیم و یا حتی تغییر مناسبات مرد سالارانه غلط و غیر علمی است. بحث بر سر این نیست که صرفا از طریق مبارزه با فرهنگ زبانی می توان بر نظام مردسالار غلبه کرد. اما مبارزه علیه جوانب گوناگون مردسالاری راه را برای پیشروی زنان و پیشروی مبارزات انقلابی باز خواهد کرد. هرچه درک زنان – و همچنین مردان - از جوانب گوناگون ستم بالا برود و ارتباط اشکال مختلف ستم ها را با یکدیگر دریابند آنگاه مبارزه ما موثرتر خواهد بود. بی شک نظام مردسالار متکی بر دولت و قدرت سیاسی است و بدون سرنگون کردن آنان ممکن نیست از شر نظام استثمار و ستم و بی عدالتی خلاص شد. اما مبارزه علیه نظام مردسالاری و سرنگونی این مناسبات از مجرای مبارزات گوناگونی گذر خواهد کرد و یکی از این مبارزات هم عرصه زبان مردمحور است.

* مقاله فوق برگرفته از سخنرانی رزا در اتاق پالتاکی میز گرد است. در این متن از مقاله بسیار مفید احمد سیف «جنسیت و فرهنگ: زن ستیزی در ایران» استفاده شده است. – هشت مارس
منابع:
1 – رضا براهنی، تاریخ مذکر- صفحه 207
2 – جعفر شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران 1369، جلد ششم
بر گرفته از مجله 8 مارس – شماره 10

 

 

 

 

به همت سازمان دانش آموزی و کميسيون ملی يونسکو
تاسيس باشگاه حقوق دانش آموز در ايران
اولين قدم اين باشگاه، برگزاری مسابقه "من حق دارم" بود

خبرگزاری فارس
دوشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۳
خبرگزاری فارس: مدير باشگاه حقوق دانش آموز گفت: باشگاه حقوق دانش آموز برای اولين بار در ايران به همت سازمان دانش آموزی و کميسيون ملی يونسکو تاسيس شده که به حقوق دانش آموز اختصاص داده شده است
محسن ناصر الملکی به خبرنگار اجتماعی فارس گفت: باشگاه حقوق دانش آموزی سال گذشته توسط وزير کشور افتتاح شد و هدف آن پاسداشت، آموزش، ترويج، حمايت و ديده بانی حقوق دانش آموزی است.
وی افزود: حدود ۶ هزار کلوپ به همت يونسکو در سراسر جهان فعاليت می کند که اولين کلوپ در ايران با نام حقوق دانش آموز فعاليت خود را آغاز کرده است.
ناصرالملکی اظهار داشت: رسالت سازمان دانش آموزی پيگيری وضعيت دانش آموزان هست به همين دليل نام اين کلوپ، حقوق دانش آموز نهاده شده است.
وی گفت: اهداف اصلی اين سازمان در وهله اول اهداف سازماندانش آموزی است و ساماندهی بحث حقوق دانش آموزان در يک قالب ملی مطرح می شود البته اين کار به صورت جسته و گريخته در سازمان دانش آموزی انجام می شد و حدود ۱۰ کارگاه حقوق کودک در کل کشور داشتيم. استانهايی مانند تهران، زنجان، مازندران، بوشهر، فارس استان های شاخص در اين خصوص بودند.
مدير باشگاه حقوق دانش آموز بيان کرد: پيشگيری، رفع و پيگيری هرگونه تبعيض، خشونت و تعدی به دانش آموزان، حمايت از دانش آموزان معلول و کم توان و استثنايی و حمايت قانونی از دانش آموزان اقليتهای مذهبی از مواردی است که در باشگاه حقوق دانش آموز به آن توجه می شود.
وی گفت: اولين قدم اين باشگاه، برگزاری مسابقه "من حق دارم" بود که در سه مقطع دبستان، راهنمايی و دبيرستان برگزار شد تا بدانيم نظر دانش آموزان در مورد حقوق خودشان چيست و در اين خصوص از هر مقطع خواستيم بر اساس ذائقه ها و نوع نگاه خودش پاسخ دهد. دانش آموزان دبستانی به وسيله نقاشی و کارهايی با جذابيت بصری پاسخ دادند. دانش آموزان راهنمايی با موضوعاتی مثل انشا، شعر، داستان و غيره جواب دادند و دانش آموزان مقطع دبيرستان موظف شدند بندی از منشور حقوق دانش آموز را به ما پيشنهاد کنند.
وی افزود: منشور حقوق دانش آموز يک پيمان نامه است که بر اساس پيمان نامه های بين المللی و داخلی مثل پيمان نامه جهانی حقوق کودک، پيمان نامه حقوق بشر، قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانون مجازات اسلامی و قوانين آموزش و پرورش يک پيمان نامه ای را در سازمان دانش آموزی تدوين و به مجلس دانش آموزی ارائه کرديم.
ناصر الملکی ادامه داد: اين منشور شامل سه ديدگاه بود يکی ديدگاه دانش آموزی بود که آنها ديدگاههای خود را از سراسر کشور فرستادند و کميته کارشناسی از اساتيد دانشگاهها در زمينه حقوق اين کار را انجام دادند و در نهايت کميته ای بود که جوانان به صورت فعاليت نظرسنجی از سراسر جامعه دانش آموزی به صورت جامعه آماری مختلف نظرات را تهيه می کردند و اين نظرات در مجموع در سازمان دانش آموزی جمع بندی شد.
وی اظهار داشت: ۱۷ ماده منشور حقوق دانش آموز ارديبهشت ماه امسال در مجلس دانش آموزی تصويب شد و در شهريور ماه حدود ۳۸ ماده ديگر آن بررسی می شود که اين ۵۵ ماده ميثاق ما برای پيگيری وضعيت حقوق دانش آموز در کشور خواهد بود.
وی گفت: شروع اصلی کار ما از تيرماه آغاز شد که ما ميزهای کاريمان را تشکيل داديم. ميزهای کاری مربوط به ميزهای حقوق دانش آموز است مانند ميز حقوق اقليتهای مذهبی، ميز دانش آموزان استثنايی، ميز آموزش و پرورش رايگان، ميز بهداشت و تغذيه، ميز آسيب های اجتماعی و مواد مخدر و... است. اين ميز ها تشکيل شده است و دانش آموزان در آن عضو شدند. معضلات و مسائل مختلف پيرامون هر موضوع مشخص می شود و بر اين اساس توسط يک مشاور حقوقی يا حقوقدان بسته بندی و اعلام می شود.
ناصر الملکی در خصوص جنسيت برگزيده ها گفت: معمولا دانش آموزان دختر در برگزيدگان پايانی "من حق دارم" بيشتر بودند

 

 

 

 

ويسنده

Eduardo GALEANO

جنگ در افغانستان و عراق, عملکردي چون دوپينگ براي تروريسم داشته است. جنگها، ريشه در تروريسم حکومتي دارند, و تروريسم حکومتي از تروريسم خصوصي تغذيه ميشود , و بالعکس...
جهان ما بيمار از بي ثباتي و تنهايي از رنج بيدادگري ديگري نيز در عذاب است : فقدان فضايي گسترده و باز براي گفتگو و کار مشترک. کجا مي توان فضايي براي گردهمايي, جايي که مباحثه و مبادله هنوز امکان پذير باشد يافت ؟ آيا نمي توان از جستحو براي شعوري مشترک آغاز نمود ؟ عقلي سليم که زين پس , گرامي و ناياب است.

نگاهي به هزينه هاي نظامي بيندازيم. جهان هر روزه ٢/٢ ميليارد دلار براي مرگ سازي هزينه مي کند. يا دقيق تر بگويم, جهان اين ثروت نجومي را در نخجيري هزينه مي کند که در آن شکار و شکارچي هر دو از يک جنسند, و پيرودر اين بازي کسي است که رقم هر چه بزرگتري از همجنسان خود را به هلاکت رساند. نُه روز هزينه ي نظامي جهان کافيست تا غذا, تحصيل و بهداشت همه ي کودکان محروم روي کره ي زمين را تامين کند.

بواقع, اين حيف و ميل مالي ريشه در تجاوزي فاحش به شعوري مشترک دارد. و اما در نهان چه مي گذرد ؟ توجيه رسمي اين حيف و ميل مبارزه عليه تروريسم بوده است. اما عقل سليم به ما مي گويد که تروريسم وامگذار همين حيف و ميل مالي است. هيچ نيازي به دانشي بيکران نيست تا مشاهده کنيم که جنگ در افغانستان و عراق, عملکردي چون دوپينگ براي تروريسم داشته است. جنگها، ريشه در تروريسم حکومتي دارند, و تروريسم حکومتي از تروريسم خصوصي تغذيه ميشود , و بالعکس...

ارقام جديدا انتشار يافته نشان مي دهند : اقتصاد امريکا با روندي رضايت بخش کمر راست کرده و رو به رشد مجدد است. به اعتقاد کارشناسان, بدون جنگ در بين النهرين, اين اعتلاي مجدد, به وضوح از چنين افزايشي برخوردار نمي شد. به بياني ديگر, جنگ عليه عراق خبري فوق العاده عالي براي اقتصاد [ امريکا ] بود. پس کشته گان چه ؟ آيا شعور مشترک قادر خواهد بود, که صداي خود را از طريق آمارهاي اقتصادي, و يا همنوا با آن پدر داغديده, خوليو آنگيتا ( ١ ) وقتي که مي گفت : « لعنت بر اين جنگ و همه ي جنگها » به گوش همگان برساند ؟

پنج کشور از بزرگ ترين توليد کنندگان و فروشندگان سلاح ( ايالات متحده, روسيه,