زنان

-

   نظرات و پيشنهادات خود را برای ما بفرستيد

فعالان حقوق زنان را آزاد کنید

نیویورک، هفتم آوریل 2007) – سازمان دیده‌بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه‌ای از دولت ایران خواست فورا دو تن از فعالان حقوق زنان را که روز اول آوریل دستگیرکرده آزاد کند و به آزار و اذیت و تحت تعقیب قرار دادن فعالان اجتماعی زنان پایان دهد.

در روز اول آوریل سال جاری، ماموران امنیتی چند تن از فعالان حقوق زنان را که به جمع آوری امضا برای کمپین "یک میلیون امضا" آماده می‌شدند - پروژه‌ای جمع آوری یک میلیون امضا با درخواست پایان دادن به تبعیض علیه زنان در قوانین ایران - را دستگیر کردند. این کمپین شامل درخواست برای برابری شهادت زنان و مردان در دادگاه ، برابری حق ارث برای زنان و مردان، از بین بردن چند همسری و برابری پرداخت دیه در صورت مرگ یک زن و مرد است. دستگیری زنان یاد شده در پارک لاله تهران انجام شد و سه تن از این پنج تن دو روز پس از دستگیری آزاد شدند.

فادی القادی یکی از مسئولین بخش خاورمیانه سازمان دیده‌بان حقوق بشر در این زمینه گفت: "این دستگیری‌ها نشانه‌ی این است که دولت ایران نمی‌تواند مردمی که تقاضای حقوق زنان را دارند، تحمل کند. ایران باید هدف گرفتن فعالان اجتماعی که فعالیت‌های مسالمت آمیز را دنبال می‌کنند، متوقف کند و به قوانین حقوق بشر بین‌المللی وفادار بماند."

براساس گزارش شاهدان عینی در گفت وگو با سازمان دیده‌بان حقوق بشر، گروه کوچکی از فعالان حقوق زن به منظور جمع آوری امضا از مردمی که از پارک لاله عبور می‌کردند خود را آماده می‌کردند که ماموران امنیتی لباس شخصی به آنها نزدیک شدند. ماموران به زنان یاد شده گفتند که فقط می‌خواهند که باآنها صحبت کنند، اما سپس اقدام به بازداشت این پنج تن کردند: محبوبه حسین‌زاده، ناهید کشاورز، سعیده امین، سارا امانیان و همسرش همایون نامی.

براساس گفته‌های یکی از همکاران حسین‌زاده روز سوم آوریل، ماموران امنیتی پنج نفر یاد شده را به یکی از شبعات دادگاه انقلاب منتقل کردند. مقامات دادگاه سپس از زندانیان خواستند تا ضمانت دهند که به فعالیت‌های خود در قالب کمپین خاتمه می دهند. اما حسین زاده و کشاورز از انجام این کار امتناع ورزیدند.

مقامات دادگاه به آنها گفتند فعالیت‌های آنها برخلاف اسلام و دولت است و آنها به این خاطر می‌توانند متهم و به زندان اوین فرستاده شوند.

بعدازظهر همان روز ماموران رسمی پنج زندانی را به قرارگاه پلیس در میدان نیلوفر تهران آوردند. جایی که امین، امانیان و نامی آزاد شدند. آنها سپس حسین‌زاده و کشاورز رابه زندان اوین منتقل کردند.

شب چهارم آوریل، کشاورز با همسرش از زندان اوین تماس گرفت و به او گفت که حسین‌زاده به بند عمومی زنان در زندان منتقل شده است. او به همسرش اطلاع داد که آنها شب گذشته‌اش را دربند مجازات زنان در اوین زندانی بودند. جایی که او و حسین‌زاده نگران سلامتی‌شان بوده‌اند.

وکلای کشاورز، برنده جایزه صلح نوبل شیرین عبادی و نسرین ستوده، روز چهارم آوریل به دادگاه انقلاب رفتند تا در مورد دستگیری موکل خود تحقیق و پرس وجو کنند. مقامات رسمی دو وکیل یاد شده را از ورود به دادگاه ممنوع کردند و از اینکه بتوانند اطلاعاتی در مورد پرونده‌ای که علیه موکلانشان تشکیل شده اطلاعات کسب کنند، خودداری کردند.

مقامات رسمی همچنین از ملاقات خانواده‌های کشاورز و حسین‌زاده با آنها جلوگیری به عمل آورده‌اند. در روز پنجم آوریل، بستگان و دوستان هر دو زندانی به زندان اوین رفتند و تقاضای ملاقات با آنها را کردند. مقامات زندان به آنها گفتند به دلیل عدم حضور رییس زندان، آنها قادر نخواهند بود که زندانیان را ملاقات کنند و به همین جهت باید موضوع را از طریق دادگاه انقلاب پیگیری کنند. در دادگاه، مقامات هیچ توضیحی و توجیهی درباره پرونده زندانیان یاد شده به دلیل اینکه قاضی دادگاه حضور نداشت فراهم نکرده و به آنها توصیه کردند که روز یک شنبه هفتم آوریل به این منظور بازگردند.

ایران یکی از اعضای میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی (ICCPR) است و به همین جهت موظف است تا از آزادی بیان و اجتماعات و برابری در پیشگاه قانون و جلوگیری از زندان خودسرانه، مانند زندانی کردنی که به دلیل اعمال یکی از این حقوق است، حفاظت کند. دولت ایران همچنین باید روندهای قانونی و رفتارهای انسانی با افرادی که در زندان به سر می‌برند را نیز تضمین کند.

طی سال گذشته، دولت ایران آزار و اذیت زنان مدافع حقوق بشر را شدت بخشیده است، به خصوص زنانی را که در"کمپین یک میلیون امضاء" فعالیت می‌کنند. در روز چهارم مارس، چهار روز پیش از روز جهانی زن، مقامات رسمی به صورتی مستبدانه 34 تن از زنانی را که در کمپین بودند دستگیر کردند که دو تن از آنها بیش از دو هفته را در زندان انفرادی سپری کردند

(http://hrw.org/persian/docs/2007/03/07/iran15453.htm )


کشاورز و حسین‌زاده ازجمله دستگیرشدگان بودند.
درحالی که همه زنان یاد شده سرانجام با پرداخت وثیقه آزاد شدند، آزار و اذیت وپیگرد آنها همچنان ادامه دارد. در روز چهارم آوریل، مقامات رسمی، سه تن از افراد زندانی شده را به نام های پرستو دوکوهکی، سارا لقایی و ساقی لقایی به دادگاه احضارکردند تا روز یک یکشنبه برای پاسخ به اتهاماتشان درزمینه "اختلال درامنیت ملی و نظم عمومی از طریق برگزاری تجمعات غیرقانونی" پاسخ دهند.

القادی دراین زمینه گفت: "دولت ایران باید کشاورز و حسین‌زاده را فورا آزاد کند و به آزار و اذیت و ایجاد مزاحمت برای کسانی که به صورت مسالمت آمیز در زمینه حقوق زنان کار می‌کنند، پایان دهد."

برای مشاهده عکس ها وشرح حال مختصر برخی اززنان زندانی شده درتاریخ چهارم مارس لطفا به آدرس زیرمراجعه کنید:
http://www.hrw.org/photos/2007/iran03/index.html

For Immediate Release
Iran: Release Women’s Rights Activists
(New York, April 7, 2007) – The Iranian government should immediately release two women’s rights activists arrested on April 1 and end its harassment and persecution of human rights defenders, Human Rights Watch said today.

On April 1, 2007, security forces arrested five women’s rights activists who were planning to gather signatures for the One Million Signatures Campaign, a project aimed at collecting one million signatures to demand an end to discrimination against women in Iranian law. This includes a call for women’s testimony in court to carry the same weight as that of men, equality of inheritance rights between men and women, the elimination of polygamy, and equality of compensation payments in the event of the wrongful death of a man and of a woman. The arrests took place in Laleh Park in Tehran; three of the five were released two days later.

“These arrests are the latest sign that the Iranian government can’t tolerate people who demand rights for women,” said Fadi Al-Qadi, Middle East advocate at Human Rights Watch. “Iran should stop targeting peaceful activists, and abide by international human rights law.”

According to eyewitness reports provided to Human Rights Watch, a small group of women’s rights activists were in Laleh Park preparing to ask passersby to sign their petition when uniformed security forces approached them. They told the activists they merely wished to speak to them but proceeded to arrest five: Mahboubeh Hosseinzadeh, Nahid Keshavarz, Saideh Amin, Sarah Imanian and Imanian’s husband, Homayoun Nami.

On April 3, authorities transferred the five to a branch of the Revolutionary Court. According to a colleague of Hosseinzadeh, court officials then asked the detainees to sign a pledge to end their activities on behalf of the campaign. Hosseinzadeh and Keshavarz refused.

Court officials told them that their activities amounted to acting against Islam and the state and that they would be charged accordingly and taken to Evin Prison.

That afternoon, officials brought the five detainees to Niloufar Police Station in Tehran where they released Amin, Imanian, and Nami. They transferred Keshavarz and Hosseinzadeh to Evin prison.

On the evening of April 4, Keshavarz called her husband from Evin Prison and told him that she and Hosseinzadeh had been taken to the women’s general ward. She informed him that the previous night they had been detained in a punishment block for women at Evin, where she and Hosseinzadeh had feared for their safety.

Keshavarz’s lawyers, Nobel laureate Shirin Ebadi and Nasrin Sotoodeh, went to the Revolutionary Court on April 4 to inquire about the detainees. Authorities barred the two lawyers from entering the court, thus preventing them from obtaining information about the case against their clients.

Authorities have also prevented the families of Keshavarz and Hosseinzadeh from meeting them since their arrests. On April 5, relatives and friends of the two went to Evin prison to request a visit. The prison officials told them that due to the warden’s absence, they would be unable to see the detainees and that they should pursue the matter at the Revolutionary Court. At the court, officials provided no clarification about the detainees’ cases on the grounds that the presiding judge was absent, and advised them to return on Saturday, April 7.

Iran is a party to the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) and as such is legally bound to protect freedom of expression, assembly and equality before the law, and prohibit arbitrary detention, such as detention resulting from the exercise of one of these rights. It must also guarantee due process and humane treatment to those in detention.

During the past year, the Iranian government has intensified its persecution of women’s rights advocates, especially those involved in the One Million Signatures Campaign. On March 4, four days before International Women’s Day, authorities arbitrarily arrested 34 women involved in the campaign, two of whom spent more than two weeks in solitary confinement (http://hrw.org/english/docs/2007/03/07/iran15452.htm). Keshavarz and Hosseinzadeh were among those detained.

While all the women were eventually freed on bail, prosecutions against them are proceeding. On April 4, authorities summoned three of those detained on March 4 – Parastoo Dokoohaki, Sara Loghayee, and Saghi Loghayee – to appear in court on Sunday, April 8 to answer charges of “disturbing national security and the general order by gathering illegally.”

“The Iranian government should release Keshavarz and Hosseinzadeh immediately and stop persecuting those who work peacefully for women’s rights,” said Al-Qadi.

To view photos and short bios of some of the women detained on March 4, please visit:
http://www.hrw.org/photos/2007/iran03/index.html

For more information, please contact:
In New York, Hadi Ghaemi (English, Persian): +1-917-669-5996 (mobile)

In Cairo, Fadi Al-Qadi (Arabic, English): +20-12-135-9232 (mobile)

موكلانم را هرچه زودتر آزاد كنيد اگرنه به اقدامات بين‌المللي متوسل مي‌شوم

شيرين عبادي

كانون زنان ايراني- فريده غائب: شيرين عبادي وكيل بازداشت‌ ‌شدگان ماجراي پارك لاله صبح امروز از دادگاه انقلاب دست خالي بازگشت. او به دادگاه انقلاب رفته بود تا از وضعيت ناهيد كشاورز و محبوبه حسين زاده كه 13 فروردين در پارك لاله به جرم جمع آوري امضا براي رفع قوانين تبعيض آميز بازداشت شدند آگاهي يابد.
با صدايي محكم مي‌گويد:" موكلانم را هرچه زودتر آزاد كنيد وگرنه به اقدامات بين‌المللي متوسل مي‌شوم
."

خانم عبادي نتيجه مراجعه شما به دادگاه انقلاب براي پيگيري پرونده هاي ناهيد كشاورز و محبوبه حسين زاده چه شد؟

متاسفانه دادگاه انقلاب حتي اجازه نداد تا به اتاق بازپرس برويم.طبق روال دادگاه انقلاب،در ابتداي ورود بايد از اتاق ديگري اجازه گرفته شود.ما از ساعت 8 تا 9 صبح ايستاديم و منتظر صدور اجازه ورود به دادگاه بوديم اما با وجود همراه داشتن وكالت نامه ،ما را به دادگاه راه ندادند.

آيا راه ندادن وكلا به دادگاه قانوني است؟
شيوه عملكرد دادگاه انقلاب اصلا درست نيست.طبق قانون وكيل مي تواند هر لحظه كه بخواهد با قاضي پرونده صحبت كند.در دادگاه انقلاب محدوديتي براي متهمان عادي و مواد مخدر وجود ندارد اما وكيل متهمان سياسي و امنيتي زماني مي تواند به محوطه دادسرا و دادگاه وارد شود كه از قبل موافقت قاضي جلب شده باشد.
جالب تر آنكه ماه گذشته هم 50 زن به اتهام سياسي_امنيتي تحت پيگرد قرار گرفتند و برايشان پرونده تشكيل شد.اتهامشان مگر چه بود؟آنها خواهان رفع تبعيض قانون نابرابر بودند و سوال من از مسئولان دادگاه انقلاب اين است كه اگر زني نخواهد همسرش هوو بياورد آيا اقدام عليه امنيت ملي انجام داده است؟
برخي مي گويند دليل تكرار بازداشت فعالان امور زنان،كم كردن حساسيت ها و لوث كردن جنبش زنان است.به نظر شما دليل تكرار اين بازداشت ها چيست؟
دليل تكرار اين بازداشت ها حاكي از آن است كه به خواست واقعي زنان يعني رفع تبعيض بي توجهي مي شود؛ چون براي خواست هاي بر حق زنان ايراني جواب منطقي اي وجود ندارد ؛آنها را به جرم امنيتي متهم مي كنند.حال آنكه اگر زني تقاضا كند كه يك انسان كامل به حساب آيد و نه نيمي از يك انسان ،آيا اقدام عليه امنيت ملي است؟

به نظر شما دليل تكرار بازداشت هاي زنان از منظر قاضي و دستگير كنندگان چيست؟
از خود قاضي بايد بپرسيد.
آيا در برخورد و صحبت با قاضي اين دليل را متوجه نشده ايد؟
همان دليلي كه گفتم،است.
وضعيت ناهيد كشاورز و محبوبه حسين زاده كه اكنون در بند عمومي به سر مي برند؛چه مي شود؟آنها چه زمان آزاد مي شوند؟
موكلين من بي گناهند.بازداشت آنها از روز اول بر خلاف قانون و غير عادلانه بوده و هر چه زودتر بايد آزاد شوند وگرنه اقدامات بين المللي خواهم كرد.
منظورتان از اقدامات ين المللي چيست؟
شما فقط بنويسيد كه از طريق بين الملي اقدام خواهم كرد.همين كافي است.
پرونده زنان 13 اسفند در چه وضعيتي است؟
پرونده ها در جريان است ولي هنوز هيچ محاكمه اي شروع نشده است.

.........................................

 بند یک تنبیهی زنان، آخر دنیا

چهارشنبه شب ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده با خانواده هایشان تماس گرفتند و خبر از تغییر سلولشان

 دادند. ناهید به همسرش گفته است :« دیشب ما را به بند یک تنبیهی زنان فرستاده بودند. آنجا آخر دنیا بود! در آنجا دخترانی را دیدم که روی دست هایشان صدها اثر زخم خودکشی بود و برای همین بیش از گذشته به این نتیجه رسیده ام که واقعا قوانین ما نیاز به تغییر دارد» ناهید کشاورز در این مکالمه تلفنی با همسرش علاوه بر تاثر شدید خود از درد و فلاکت زنان در بدترین بخش زندان زنان (به طوری که طبق گفته ناهید، محبوبه حسین زاده تمام شب از مشاهده صحنه های دردآور زندگی آن زنان شوربخت گریه کرده بود)، هم چنین خطرات جانی که در آن شب آنان را تهدید کرده بود را نیز مطرح کرد.
طبق گفته ناهید آنها را امشب (چهارشنبه شب) به بند 3 عمومی زنان منتقل کرده اند و تازه توانسته اند بعد از سه روز چای بخورند. آنها تاکنون مورد بازجویی قرار نگرفته اند:« اینجا هیچ کس پاسخگو نیست».
شیرین عبادی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین برخوردی با زندانی مغایرتی با حقوق زندانی ندارد، می گوید :« آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند. بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا حداکثر احتیاطی است، بدین معنا که نباید در کنارجانیان سابقه دار نگه داری شوند. در واقع آنها زندانی را از حقوق شان محروم کرده اند. حتی اگر به ادعای دادستان جرمشان امنیتی باشد پس چرا در بخش جانیان و بدون حداقل امکانات رفاهی و غذایی نگه داری می شوند؟


به نام خداوند جان و خرد
بیانیه ی پایانی جلسه ی  تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

1386فروردین 10   تهران-   
از داد و وداد آن همه گفتید و نکردید              یا رب چقدر فاصله ی دست و زبان است 
     اخبار مربوط به ضرب و شتم و بازداشت معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی و وزارت آموزش و پرورش ، نه تنها برای ملت بزرگ ایران که برای افکار عمومی جهان تکان دهنده و غیر قابل باور بود . هیچ ملت صاحب فرهنگ و هیچ کشور صاحب تمدن ، منزلت متولیان تعلیم و تربیت خود را آن قدر نازل نمی داند که اجازه دهد دست تعدی به روی آنها بلند شود .
     ظاهرا وقوع چنین حوادث ناگواری مختص کشور ماست  که داعیه داران اخلاق و معنویتش با ضرب مشت وباتوم و الفاظ رکیک ، معلمان فرزندان خود را به محبس می فرستند و برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و وعده های تو خالی خویش ، به آنها اتهامات ناروا وارد می کنند .

فرهنگیان اندیشمند ؛
      پس از جلسه ی روز سه شنبه  85/12/22در محل مجلس شورای اسلامی که با حضور نمایندگان تشکل های صنفی فرهنگیان ، سخنگوی هیئت رئیسه ی مجلس و دونفر از سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و تعدادی از نیروهای امنیتی برگزار شد ، بی نتیجه بودن آن از بدو شروع جلسه با اظهارات متناقض سخنگوی هیئت رئیسه محرز گردید .  طبق برنامه ی اعلام شده ی قبلی مقرر بود که روز چهارشنبه 85/12/23 نمایندگان تشکل های صنفی در مقابل مجلس گزارش جلسه ی روز قبل را به فرهنگیان اعلام کنند ، ولی مداخله ی غیر قانونی  نیروهای انتظامی و امنیتی و ضرب و شتم و دستگیری تعداد زیادی از معلمان عدالت خواه ، مانع از اعلام بی ثمر بودن جلسه ی روز بیست و دوم اسفند به فرهنگیان شد.

یاران همراه ؛
     پس از یک دهه حرکت صنفی و انجام همه ی  اقدامات مدنی اعم از مکاتبات ، طومارها ، تحصن ها ، تجمعات اعتراض آمیز و برگزاری جلسات مکرر با مسئولان اجرایی کشور و نمایندگان مجلس ، برای فرهنگیان کشور روی کار آمدن دولتی با شعار مهرورزی  و عدالت محوری  و مجلسی با شعار معیشت مداری ، نوید روزهای خوش و رفع تبعیض و بی عدالتی بود، ولی پس از گذشت سه سال از عمر مجلس و قریب دو سال از عمر دولت ، بر همگان تو خالی بودن وعده ها محرز گردید .
     در روز سیاه تعلیم و تربیت ایران ، یعنی 23 اسفند 85 ، ضرب و شتم و بازداشت دسته جمعی معلمان در مقابل خانه ی ملت!!! گوشه هایی از مهرورزی دولت به نمایش گذاشته شد و در بازجویی از معلمان مظلوم ، مدعیان اخلاق و فضیلت با ادبیات سخیف و الفاظ موهن مدال افتخار گرفتند. آری دولتی که حتّی جفا بر یک انسان در ماورای مرزهای ایران را بر نمی تابد ، در اقدامی از سر مهرورزی در ایّام عید نوروز ، معلّمان کشور خود را که جرمی جز عدالت خواهی ندارند به زندان می افکند تا میزان پایبندی خود را به این شعار رئیس دولت نشان دهد که : (فرهنگیان نباید هیچ گونه دغدغه ای داشته باشند ، آموزش و پرورش اولویت اول دولت من است وقدرت خرید فرهنگیان را دو برابر خواهم کرد )
     در اولویت بودن آموزش و پرورش در سیاست های دولت ، با ارائه ی دو لایحه ی بودجه توسط دولت برای سال های 85 و 86 و به تبع آن با فقیرتر شدن فرهنگیان ، کاملا محرز گردید که تا چه حد دولت محترم ، هماهنگ با مهرورزی ، سیاست عدالت محورانه ی  خود را نیز به پیش می برد . همچنین مشخص گردید که حنای مجلس معیشت مدار تاچه حد پررنگ است. مجلسی که به راحتی با کنار گذاشتن لایحه ی  خدمات کشوری در سال پایانی عمرش همه ی  افتخارات خود را یک جا زیر پا گذاشت چرا که طبق فرمایش رئیس محترم مجلس ، افتخار مجلس هفتم این است که اولین مصوبه اش تصویب لایحه ی نظام هماهنگ است !!!
     با توجه به اظهارات رئیس محترم قوه ی قضائیه مبنی بر قانونی بودن تجمعات صنفی فرهنگیان ، و با عنایت به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزاد بودن هرگونه راهپیمایی و تجمع مشروط به اینکه مسلحانه و مخل مبانی اسلام نباشد ، شورای هماهنگی پی گیری قضایی برای برخورد باآمران و عاملان فاجعه ی روز 85/12/23 را از طریق مراجع قانونی ، حق مسلم خود می داند .  

دولتیان و مجلسیان محترم ؛
    فهم این نکته که تشکل های صنفی به دنبال احقاق حقوق صنفی فرهنگیان و احیای منزلت به عمد تضییع شده ی معلمان هستند ، کار دشواری نیست  چرا که در دو دولت با رویکرد متفاوت ، موضع گیری ها و خواسته های فرهنگیان یکسان بوده است .  مسئولان اجرایی کشور و نمایندگان مجلس نیز نیک می دانند که هیچ کدام از خواسته های معلمان سیاسی نیست و تجربه نشان داده که فرهنگیان در برهه های تاریخی متعدد در کنار ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی بوده و هستند ، ولی گویی مسئولان کشوری ساده ترین راه  را برای عدم پاسخگویی در ایران ،  زدن برچسب های ناچسبی چون : غیر قانونی بودن ، سیاسی بودن و ... می دانند . امّا تجربه نشان داده است که این انکارها و تهمت ها نوعی فرار به جلو است و مسئولان از سرناتوانی در صدد پاک کردن صورت مسئله اند.
     فرهنگیان سراسر کشور،  با توجه به عملکرد چند ساله ی فراکسیون فرهنگیان مجلس ، اعضای این فراکسیون را به علت عدم اقدام موثر در پی گیری حقوق مادّی و معنوی فرهنگیان و بی تفاوتی نسبت به سرنوشت معلمان کشور ، نماینده ی واقعی این قشر عظیم نمی دانند . همچنین با توجه به نا توانی وزیر آموزش و پرورش دراداره ی این وزارت خانه ی عظیم ،خواهان عزل این فرد ناکارآمد از رأس سیستم تعلیم و تربیت کشور هستند .
     ما نمایندگان صنفی فرهنگیان سراسر کشور ، ضمن اینکه راه مذاکره با دولت و مجلس را همچنان باز
 می دانیم  دولت را مسئول فاجعه ی تاریخی 85/12/23  اعلام می کنیم . همچنین  خواهان آزادی بی قید و شرط همه ی همکاران عدالت طلب و عذر خواهی رسمی دستگاه اجرایی کشور از جامعه ی معلمان کشور هستیم  و در اعتراض به بی قانونی های  برخی نهاد ها در دستگیری فعالان صنفی و همچنین عدم تحقق وعده های دولت و مجلس در برقراری عدالت و اجرای نظام هماهنگ حقوق ، در اولین مرحله از اقدامات اعتراض آمیزخود ، تصمیمات زیر را اتخاذ نموده و در سراسر کشور اجرا خواهیم کرد :

1- در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی نهاد های امنیتی و انتظامی با فرهنگیان  در مقابل مجلس وبازداشت معلمان تهران و کرمانشاه ؛ در روزهای یکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردین 86، ضمن حضور در دفترمدارس،  علیرغم میل خود از حضور در کلاس های درس امتناع خواهیم نمود .

2 -  برابر بیانیه ی پایانی جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگیان در تاریخ 85/12/12  مجددا تاکید می شود که در روز یکشنبه 86/2/9 ، ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس های درس خودداری می نماییم ؛ و همچنین روز چهارشنبه 86/2/12 در شهرستان ها در محل ادارات آموزش و پرورش ، و در مراکز استان ها در محل سازمان های آموزش و پرورش از ساعت9 تا 12 اقدام به تجمع اعتراض آمیز خواهیم نمود .

3- در صورت عدم تحقق خواسته های صنفی فرهنگیان دال بر رفع تبعیض در بین کارکنان دولت  و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه 86/2/18 از ساعت 13 تا 17 ما معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی  کشوری خواهیم نمود.  

    کانون صنفی معلمان ایران – کانون صنفی معلمان ابهر– کانون معلمان ارومیه– کانون فرهنگیان استان اصفهان-  کانون صنفی معلمان ایلام – کانون صنفی معلمان اردبیل – اتحادیه ی صنفی فرهنگیان اهواز -  کانون صنفی فرهنگیان  آبادان – کانون مستقل فرهنگیان  استان آذربایجان شرقی  – کانون صنفی معلمان تبریز- کانون صنفی فرهنگیان خراسان -  کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر – کانون صنفی معلمان کرمانشاه - کانون صنفی معلمان گیلان ( رشت) – کانون صنفی معلمان زنجان – کانون صنفی معلمان شهرری -  کانون صنفی معلمان شیراز – کانون صنفی فرهنگیان شهرضا – کانون صنفی معلمان استان چهارمحال و بختیاری-  کانون صنفی  فرهنگیان استان  قزوین - کانون صنفی معلمان قم – کانون صنفی معلمان کرج – انجمن صنفی معلمان استان  کردستان – کانون صنفی معلمان کرمانشاه– کانون صنفی معلمان مازندران – کانون صنفی معلمان همدان – کانون صنفی معلمان یزد
   شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور


كمپين رهايی فعالان جنبش زنان از زندان

Sunday 4. March 2007

يكشنبه ۱۳ اسفند ١٣٨٥– سی و هشت تن از فعالان جنبش زنان امروز در پی برگزاری تجمعی مسالمت‌آميز در مقابل دادگاه انقلاب در تهران دستگير شدند. اين تجمع در اعتراض به دستگيری و محاكمه تنی چند از اعضای جنبش زنان برگزار شد.
تجمع كنندگان پلاكاردهايی را، برای اعلام همبستگی با ٥ تن از اعضای جنبش زنان كه به دليل شركت در تجمع مسالمت آميز خرداد ماه گذشته جهت محاكمه به دادگاه احضار شدند، با خود حمل ميكردند كه روی آن نوشته شده بود: "طبق اصل ٢٧ قانون اساسی تجمع مسالمت آميز قانونی است. ما هم در تجمع مسالمت آميز ٢٢ خرداد شركت داشتيم".

سازمان دهندگان دو كمپين "قانون بی‌سنگسار" و " يك ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز" در بين دستگير شدگان امروز در برابر دادگاه انقلاب هستند.
شما می‌توانيد برای كمك به آزادی فعالان جنبش زنان در ايران با انجام اقدامات زير ما را همراهی كنيد:

- با امضا كردن پتيشن آن لاين در سايت ميدان:

http://meydaan.org/petition.aspx?cid=52&pid=11


با هر امضای شما نسخه‌ای ازپتيشن به دفتر محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه و غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس شورای اسلامی فرستاده می‌شود.

- با اطلاع رسانی:
لطفا به دوستانتان اطلاع دهيد و از آنها بخواهيد كه از كمپين برای آزادی فعالان جنبش زنان در ايران حمايت كنند.
- با نوشتن و فرستادن نامه:
شما می‌توانيد مستقيما به مقامات ايرانی، از جمله محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه و غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی نامه بنويسيد.

در نظر داشته باشيد كه بهتر است در كنار فرستادن فكس و يا ای ميل به ايران، نامه خود را به سفارتخانه‌ها و نمايندگی‌های جمهوری اسلامی ايران در كشورتان نيز ارسال كنيد.

آدرس نمايندگی‌ها و سفارتخانه ها را ميتوانيد در سايت زير پيدا كنيد:


http://www.salamiran.org/content/index.php?

option=com_content&task=view&id=220&Itemid=324‎

اين دادخواست فرستاده می‌شود به:

محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاي
غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی


موضوع دادخواست:
فراخوان برای در خواست آزادی بی قيد وشرط مدافعان حقوق زنان كه در تاريخ ١٣ اسفند ١٣٨٥ دستگير شدند
متن دادخواست:
ما، امضا كنندگان زير، نگرانی عميق خود را نسبت به آزار، پيگرد و بازداشت مدافعان حقوق زنان در ايران اعلام ميداريم. ما بويژه از دستگيری ٣٨ تن از فعالان زنان در روز ١٣ اسفند ١٣٨٥ در تهران در خلال يك تجمع مسالمت اميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی نگران و هراسانيم. علاوه بر آن خبر به كار گيری خشونتهای بی سبب و غير موجه توسط پليس امنيت ملی عليه تجمع‌كنندگان كه منجر به وارد آمدن آسيبهای جسمانی به آنان شده، موجب نگرانی جدی است.

طبق ماده ٢٧ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران اعلام می‌دارد كه " تشكيل اجتماعات و راه‏پيمايی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است". اين زنان با تجمع مسالمت آميز خود در صدد اعلام همبستگی با ٥ تن از اعضای ديگر جنبش زنان بودند كه برای حضور در يك تجمع آرام در خرداد ٨٥ محاكمه ميشدند.

ما خواستار امنيت، سلامت و آزادی بی قيد و شرط همه افراد دستگير شده، در تجمع مسالمت آميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی در تاريخ ١٣ اسفند ١٣٨٥در تهران ، از جمله افرادی كه در ذيل اسمشان آورده شده ، هستيم.

نوشين احمدی خراسانی- پروين اردلان- ناهيد كشاورز- محبوبه حسين زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نيلوفر گلكار- پرستو دوكوهكی- مريم ميرزا- مريم حسين خواه- ناهيد جعفری- مينو مرتاضی- فاطمه گوارايی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژيلا بنی يعقوب- ناهيد انتصاری-آسيه امينی- شادی صدر- ساقی لقايی- ساغر لقايی- الناز انصاری- سارا ايمانيان- جلوه جواهری- زارا امجديان- زينب پيغمبرزاده - نسرين افضلی- مهناز محمدی- سميه فريد- فريده انتصاری- رضوان -مقدم-

سارا لقمانی

Campaign Activists Arrested in TehranDate: 03/04/2007
 

50 of the women's rights movement activists were arrested in front of the Revolutionary Court in Tehran.

The security police forces attacked a peaceful gathering of women's rights activists that had taken place at 8:30 am in front of the Revolutionary Court in Tehran in objection to the recent governmental oppressions and the summoning of some of these activists. The police forces who used violence to scatter the crowd, arrested at least 21 of the protesters.

According to the report published by Zanestan and Advar News, the list of the arrested is as follows:

Shadi Sadr, Asieh Amini, Jila Bani Yaghoub, Mahboubeb Abbasgholizadeh, Mahboubeh Hosseinzadeh, Sara Loghmani, Zara Amjadian, Mariam Hossein Khah, Jelveh Javaheri, Niloofar Golkar, Parastoo Dokoohaki, Zeinab Peyghambarzadeh, Maryam Mirza, Saghar Laghayee, Rezvan Moghadam, Saghie Laghayee, Nahid Keshavarz, Mahnaz Mohammadi, Nasrin Afzali, Farideh Entesari,Sara Imanian, Elnaz Ansari, Fatemeh Govarayee, Azadeh Forghani, Sommayeh Farid, Minoo Mortezayee, Sara Imanian.

Nooshin Amhadi Khorasani, Parvin Ardalan, Shahla Entesari and Susan Tahmasebi—five prominent members of the women's rights movement—who had to attend their court hearing left the court session in support of their fellow activists. They, too, got arrested upon their departure from the court.

The police officers hit Nahid Jafari's head to the police van and as a result of such violent actions, her teeth broke and the officers are currently refusing to take her to the emergency room.

 


 گوشه هايی از کنفرانس بنياد پژوهشهای زنان

لاله حسين پور

فستيوال سياسي – فرهنگي پلي تکنيک چهار هفته به طول مي انجامد که هر يک از هفته ها به يک موضوع اختصاص داده شده. عناوين اين هفته ها عبارتند از :

1- جنبش دانشجويي 2- جنبش زنان 3-دموکراسي و حقوق بشر 4-جريان روشنفکري

لزوم پيوند و ايجاد شبكه هاى جهانى در جنبش زنان
منصوره شجاعى

ترجمه: رويا صحرايي

زنان و پدیده ای به نام جهانى شدن

 از جهانى شدن اقتصاد تا سياست و تكنيك و وسايل ارتباط جمعى و غيره. اين مسئله غير قابل انكار است كه نتايج اجتماعى اين تغييرات براى زنان و مردان متفاوت است


تظاهرات عفو بين اللمل در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ايران در نروژ و احظار وزارت خارجه نروژ به سفير ايران به خاطر اعتراض به حكم اعدام ليلا و نقض حقوق بشر در ايران

ديروز دوشنبه بيستم دسامبر ۲۰۰۴ بعد ازاينكه فعالان حقوق بشر در نروژ به دعوت عفو بين اللمل نروژ در مقابل سفارت جمهوری اسلامی تظاهراتی به اعتراض به حكم اعدام ليلا و نقض حقوق بشر در ايران انجام دادند، سفير ايران بدليل تحويل نگرفتن قطعنامه تظاهرات به وزارت خارجه نروژ احظار شد.

در اين تظاهرات كه تعداد چشمگيری نروژی و ايرانی شركت كرده بود، عفو بين اللملل با در دست داشتن قطعنامه ای كه توسط ۷۰۰۰ نروژی و ايرانی امضا شده بود از سفارت وقت خواسته بود كه آنرا تحويل مقامات سفارت ايران بدهد. مسئولين سفارت كه نميخواستند قطعنامه را تحويل بگيرند سفارت را به بهانه ای تعطيل اعلام كردند و در را به روی پتر ايده مسئول عفو بين اللمل نروژ باز نكردند.

اين اتفاق كه خلاف نرمهای عادی محسوب ميشود وزارت خارجه نروژ را وا داشت تا سفير ايران را به وزارت خارجه فرا خواند و به سفير هشدار دهد.

بعد از گنجاندن شرط رعايت حقوق بشر در ميان شروط مربوط به منع استفاده ايران از انرژی هسته ای از طرف آلمان، فرانسه و انگليس، كشورهای اروپائی فشار خودشان را به ايران بيشتر كرده اند. با اينكه نروژ هنوز به جمع اتحاديه اروپا نپيوسته است ولی وزير خارجه نروژ به سفير ايران گفت: وضعيت حقوق بشر در ايران نگرانی شديد ما را برانگيخته است ودولت نروژ مخالف شديد حكم اعدام می باشد.

در يادداشت اعتراضی که از سوی يان پترشن، وزير خارجه نروژ خطاب به دولت ايران صادر كرد، آمده است: "صدور حکم اعدام برای افراد کم سن که در ايران معمول است، با پيمانهای بين المللی که دولت اين کشور امضا کرده، همچون کنوانسيون سازمان ملل متحد در زمينه حقوق سياسی و شهروندی و کنوانسيون حقوق کودکان، مغايرت دارد".

ليلا از بلوغ عقلی برخوردار نيست و سن عقلی او از هشت سال فراتر نمی رود ولی اين زن جوان ۱۹ ساله از سوی شعبه ۲۵ دادگستری شهر اراک به اعدام محکوم شده است. ليلا طبق اين حكم ميبايد قبل از اعدام شلاق زده شود.
ليلا در دادگاه توضيح داده است که مادرش او را به فحشا وا داشته و او با فروختن تن خود، به تأمين هزينه خانواده فقيرش کمک کرده است. ليلا چندين بار به عقد دايم يا موقت مردان سالمند درآمده است. به گزارش رسانه ها اين زن جوان دو بار در زمان بارداری، يک بار در نه سالگی و بار ديگر در سيزده سالگی به خاطر "فساد اخلاقی اقدام به ترويج فحشا" به تحمل شلاق محکوم شده و هر بار صد ضربه تازيانه خورده است.

ليلا که از چند ماه پيش در بازداشتگاه به سر می برد، مادر سه بچه، دو دختر دوقلو و يک پسر است.
سايت همبستگی نت
بيست ويكم دسامبر ۲۰۰۴

نامه عفو بین اللملل به وزارت خارجه نروژ جهت تلاش برای متوقف كردن حكم اعدام ليلا و معلق كردن روابط خود با ايران
تظاهرات عفو بین اللملل در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ايران در نروژ- اسلو

روزدوشنبه بيستم دسامبر ۲۰۰۴ ساعت ده صبح بنا به دعوت عفو بين اللمل نروژ تظاهراتی در مقابل سفارت ايران در اسلو برای اعتراض به حكم اعدام ليلا برگزار ميشود. مسئول عفو بين اللمل نروژ در مصاحبه ای كه در روزنامه آفتن پستن روز شنبه منعكس شد اظهار كرد كه آدم از اينكه مي بيند دختر بچه ای كه از لحاظ عقلی عقب ماند هم است مورد سواستفاده و خشونت بزرگسالان قرار ميگيرد، گريه اش ميگيرد.

ليلا از بلوغ عقلی برخوردار نيست و سن عقلی او از هشت سال فراتر نمی رود ولی اين زن جوان ۱۹ ساله از سوی شعبه ۲۵ دادگستری شهر اراک به اعدام محکوم شده است. ليلا طبق اين حكم ميبايد قبل از اعدام شلاق زده شود.
ليلا در دادگاه توضيح داده است که مادرش او را به فحشا وا داشته و او با فروختن تن خود، به تأمين هزينه خانواده فقيرش کمک کرده است. ليلا چندين بار به عقد دايم يا موقت مردان سالمند درآمده است. به گزارش رسانه ها اين زن جوان دو بار در زمان بارداری، يک بار در نه سالگی و بار ديگر در سيزده سالگی به خاطر "فساد اخلاقی و اقدام به ترويج فحشا" به تحمل شلاق محکوم شده و هر بار صد ضربه تازيانه خورده است.

ليلا که از چند ماه پيش در بازداشتگاه به سر می برد، مادر سه بچه، دو دختر دوقلو و يک پسر است.

نامه عفو بین اللملل نروژ به وزارت خارجه نروژ

در نامه ای كه عفو بین اللملل نروژ به وزارت خارجه اين كشور داده است آمده است كه دولت بايد تقاضای مطالعه اسناد پرونده را كند و از دولت ايران بخواهد كه دست از اعدام بردارد. عفو بین اللملل نروژ همچنين خواهان اين شده است كه دولت نروژ بايد به ايران اخطار دهد كه عملی كردن اين حكم باعث مختل شدن روابط اين كشور با جمهوری اسلامی ايران ميشود.

در ضمن عفو بین اللملل نروژ نامه ای در سايت اينترنتی خود گذاشته است كه علاقه مندان آنرا امضا كنند.<<<<<<

سايت همبستگی نت
هجده دسامبر ۲۰۰۴

جايزه ی ادبی نوبل و زنان
پيش از آنکه آکادمی سوئد در استکهلم خانم الفريده يلينک نويسنده ی اتريشی را به عنوان برنده ی جايزه ی ادبی نوبل در سال ۲۰۰۴ اعلام کند، سخن از ۲ بانوی نويسنده ی ديگر می رفت که برايشان بيش از همه بخت دريافت اين جايزه پيش بينی می شد.

نخست خانم مارگرت اتوود، نويسنده ی کانادايی و ديگر جويز کارول اويز، نويسنده ی آمريکايی بودند که منتقدان و آگاهان به ادبيات جهانی آنها را شايسته ی دريافت جايزه ی ادبی نوبل می دانستند. در گمانه زنی ها همچنين از خانم آسيه جبار، نويسنده ی الجزايری تبار که در فرانسه زندگی می کند و نيزاز خانم بريگريت کی مايورکر، شاعر اتريشی و انگل کريستين سن، نويسنده ی دانمارکی ياد می شد.

از سال ۱۹۰۱ که جايزه ی ادبی نوبل به بهترين و شايسته ترين نويسنده و شاعر جهان داده می شود، تاکنون در برابر ۸۹ مرد ۱۰ زن توانسته اند آن را دريافت کنند. نخستين بانوی نويسنده ای که جايزه ی ادبی نوبل را دريافت کرد سلما لاگرلوف، نويسنده ی سوئدی بود که در سال ۱۹۰۹ از آکادمی سوئد به دريافت اين جايزه مفتخر شد.

دومين بانوی نويسنده برنده ی جايزه ی ادبی نوبل گراتسيا دلدا از ايتاليا بود که در سال ۱۹۲۶ اين جايزه را دريافت کرد و ۲ سال پس از او جايزه به خانم زگريد اوندست، نويسنده ی نروژی تعلق گرفت. چهارمين بانوی نويسنده پرال باک از ايالات متحده آمريکا بود که هيات داوران او را در سال ۱۹۳۸ مفتخر به دريافت اين جايزه کرد.

در پايان جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۵ اين جايزه به خانم گابريلا ميسترال، نويسنده و شاعر شيلی يايی داده شد. او تنها زنی ست از آمریکای لاتين که جايزه ی ادبی نوبل را دريافت کرده است. و آنگاه پس از گذشت ۵ دهه آکادمی سوئد زنی از قاره ی آفريقا را برای اين جايزه برگزيد. نام او نادين گورديمر از آفريقای جنوبی ست که افزون بر جايزه ی ادبی نوبل، جايزه های ديگری نيز دريافت کرده است.

از جمله جايزه ی »نلی ساتس« که در سال ۱۹۸۵ در شهر دورتموند به او داده شد. نلی ساتس نويسنده ی آلمانی زبان سوئدی ششمين زنی بود که جايزه ی ادبی نوبل را در سال ۱۹۶۶ دريافت کرد. بدينگونه خانم الفريده يلينک، برنده ی جايزه ی ادبی نوبل دومين زن آلمانی نويس است که اين جايزه را دريافت کرده است.

در سالهای دهه ی ۹۰ سه بانوی نويسنده به دريافت جايزه ی ادبی نوبل مفتخر شده اند. نخست نادين گورديمر از آفريقای جنوبی، ديگر خانم تونی موريسون نويسنده ی آمريکايی و سوم بانو ويسلاواچ اينبوسخا نويسنده ی لهستانی.

 

 ديوان عالی کشور حکم اعدام افسانه نوروزی، زنی که از هفت سال پيش به جرم ارتکاب به قتل يک افسر پليس زندانی بوده، لغو کرد
خانم نوروزی، سی و سه ساله و مادر سه فرزند، در پانزدهم تيرماه ۱۳۷۶، رييس حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی جزيره کيش را به قتل رساند.
وی در دفاعيات خود مدعی شد که مقتول، که در جزيره کيش ميزبان خانواده آنها بوده، در غياب همسرش، قصد تجاوز به وی را داشته است.
گفتگو با عبدالصمد خرمشاهی، وکيل مدافع افسانه نوروزی - برنامه جام جهان نما
خانم نوروزی، گفته است که در دفاع از خود رئيس حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی جزيره کيش را با ضربات چاقو کشته است.
عبدالصمد خرمشاهی، وکيل مدافع خانم نوروزی، گفت پس از لغو حکم اعدم توسط ديوان عالی، دادگاهی محلی برای موکلش محاکمه ای ديگر برگزار و محکوميت يا آزادی وی را تعيين خواهد کرد.
رای اوليه، که توسط دادگاهی در جزيره تفريحی کيش صادر شده بود و افسانه نوروزی را به مرگ محکوم می کرد، باعث اعتراض گسترده فعالان حقوق بشر و گروهی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی ايران شد.
آنان استدلال کردند که اجرای چنين حکمی باعث خواهد شد که زنان جرات نکنند از خود در برابر تجاوز جنسی دفاع کنند.
رای دادگاه کيش سال گذشته با موافقت ديوان عالی روبرو شد، اما اين اعتراضات باعث شد حکم اعدام متوقف و به دستور رئيس قوه قضائيه ايران مورد بازنگری مجدد ديوان عالی قرار بگيرد.

 

 گوشه هايی از کنفرانس بنياد پژوهشهای زنان

لاله حسين پور

پانزدهمين کنفرانس بين المللی ساليانه بنياد پژوهش های زنان ايران با شرکت بيش از 500 نفر در شهر برلين تشکيل شد. فضايی دوستانه و مهربان با سازماندهی ای تميز و کم و بيش بی نقص بر کنفرانس حاکم بود. فضايی پر از صميميت. هر جا می رفتی نگاهی مهربان بر تو بود، نه تنها روز اول، حتی روز آخر. بعد از خستگی ها و بی خوابی ها. اگر کاری داشتي، به هرکس رجوع می کردي، با تو همراه بود. از پاس دادن تو به اين و آن خبری نبود. همين تنها، نشان از بلوغی 15 ساله داشت. نشان از هدر نرفتن اين 15 سال. آفرين!
در ميان انبوه زنان ايرانی هاجر که در کشورهای مختلف دنيا زندگی می کردند، زنان و دخترانی نيز از ايران در کنفرانس شرکت کرده بودند. آمار ندارم. اما هر چند تا بودند، اميد که به رابطه ای فعال و مؤثر تبديل گردد.
تعداد انگشت شماری مرد به چشم می خورد که خود از عدم جدی گرفتن چنين کنفرانس هايی توسط مردان حکايت می کرد.
با وجودی که يکی از سخنرانان کنفرانس خانم تورمررور، فمينيست فعال و مدافع حقوق بشر در آلمان بود که در باره جنبش زنان آلمان از گذشته تا کنون صحبت می کرد و مشکلات و گره گاه های اين جنبش را در شرايط کنونی بر می شمرد، تعداد بسيار کمی خارجی در کنفرانس شرکت کرده بودند.
از زنان فارسي، زنان افغانی و کردهای عراقی و غيره نيز آنطور که بايد و شايد اثری نبود. از استثنائات بايد گذشت.
نازيک احمد که عضو حزب کمونيست عراق و يکی از بنيان گذاران سازمان مستقل زنان در کردستان عراق است، به زبان فارسی سخنرانی خود را ايراد نمود. هرچند که برخلاف تيتر سخنرانی که بررسی موقعيت زنان در عراق کنونی بود، اساسا و بطور کل به بررسی وضعيت سياسی عراق بعد از بمباران آمريکا پرداخت و کمتر به جنبش زنان در عراق توجه کرد. اين امر به درستی از جانب برخی شرکت کنندگان مورد نقد قرار گرفت.
بايد گفت که چنين نقدی در مورد اکثر سخنرانان صادق بود. تيترهای اعلام شده و سخنرانی های ارائه شده گاها هم خوانی نداشتند. برای مثال، خانم رويا طلوعي، پزشک و فعال زنان در کردستان، که قرار بود مدرنيته در ايران و مسئله زن را مورد بررسی قرار دهد، اساسا به بررسی جنبش زنان کرد پرداخت و گفت که ايران در پروسه گذار از سنت به مدرنيته است بدون اينکه زمينه های فرهنگی و سياسی آن آماده باشد. وی که خود را برای شرکت در مجلس ششم کانديد کرده و رد صلاحيت شده بود، اعلام نمود که شرايط مناسب برای تندروی نيست و جنبش اصلاحات هنوز به پايان نرسيده است. او با ارائه آمار و ارقام از جنبش زنان کرد، به تحسين پيشرفت زنان کرد در کردستان پرداخت.
خانم سوسن رخش، جامعه شناس نيز که قرار بود جنبش زنان متأثر از نزاع بين مدرنيسم و مذهب را به تحليل کشد، اساسا به مقايسه جنبش زنان در دو کشور مصر و ايران که از جمله کارهای تحقيقاتی وی بود، پرداخت. وی که همچنان مجذوب سفر اخير خود، بعد از سال ها، به ايران بود، بعد از مصاحبه ها و گفتگوهايی که با برخی زنان از جمله الهه کولايی و امثالهم داشت، با خوش بينی معتقد بود که جنبش زنان ايران رهبری جنبش های زنان در خاورميانه را در دستان خود دارد و بی ترديد در 10 ساله آينده مدارج بالايی را طی خواهد کرد.
اينجا اما کار خوب خانم نسترن موسوی نياز به تأکيد ويژه دارد. او به تحليل و بررسی بازتاب مناسبات جنسی در ادبيات داستانی پرداخت و گفت که پروسه مدرنيته خود به زنانی متفاوت با چهارچوب های گذشته نياز دارد. او پروسه رشد جنبش زنان را در ادبيات داستانی در سه دوره بررسی کرد و دوره کنونی را دوره هويت يابی زنان اعلام نمود. او تأکيد داشت زن در داستان هايی که اکنون نوشته می شود، اساسا به قشر معينی تعلق دارد و مسائل مربوط به زنان روستاني، طبقه کارگر و يا زنانی که در مهاجرت بسر می برند، کمتر در داستان ها به چشم می خورد. اين امر به دليل شرايط بسيار دشواری ست که هم اکنون نويسندگان ما در آن بسر می برند. آن ها مجبورند شبانه روز برای امرار معاش خود و خانواده خود کار کنند و درکنار آن از زمان اندکی که باقی می ماند استفاده کرده و داستان بنويسند. وی ادامه داد در چنين شرايطی مسلما انتظار زيادی نمی توان از نويسندگان داشت. آنان برای آنکه بتوانند داستانی را بپرورانند، می بايست در محيط مربوطه زندگی کرده و با ويژگی های آن آشنا شوند و انجام چنين کاری نياز به بودجه و حمايت دارد، در حاليکه نويسندگان ما در حال حاضر برخا از توان چاپ و توزيع داستان های خود نيز ناتوانند.
کار ارزنده شهلا شفيق نيز قابل ذکر است. او با نگاهی ديگر به فروغ و شعرهای او، زن را بمثابه يک هويت فردی بررسی کرد. او از فروغ ياری می گيرد تا زن بتواند "من" خود را بازيابد و دگم و تعصب را به کناری نهد و اصل خود را بازشناسد. حيف که خانم شفيق زمان را ناديده گرفت و بسيار زياد و سريع خواند و مسلما اين اشکال باعث عدم تمرکز شنوندگان شد.
کنفرانس بنا بر سنت ديرينه خود اين بار نيز ميزگردی از نسل دوم سازمان داد. آنها چه پرصفا داستان زندگانی خود نوشتند و چه با احساس گوشه های خاطرات خود بازخواندند. در ايران، در مهاجرت، در برخورد با مردم، با پدر و مادر و با فاميل. چه دقيق کنايه ها را بازيافتند و با چه اعتماد به نفسی بر هويت خود که حالا ديگر هم ايرانی بودند و هم شکل گرفته در کشور مهاجر، پای فشردند. آنجا که آزاده ترجيح داد تم قانون روسری در برخی کشورهای اروپايی را محور کند، برخی به ناحق تحملشان طاق شد. اما آزاده 23 ساله چه زيبا به دفاع از دمکراسی برخاست. جای بس اميدواری ست!
کنفرانس در روز اول با قرائت زندگی نامه خانم هما ناطق و با بيان خاطراتی از او به قدردانی از وی پرداخت. با اينکه قدردانی از هما ناطق زمان طولانی ای از کنفرانس را به خود اختصاص داد، اما شنيدن خاطرات دوران بعد از انقلاب و حوادثی که در آن روزها گذشت، خاطره انگيز بود. ولی جا داشت نقدی نيز بر مواضع آخير خانم ناطق که مهر بطلان بر مواضع قديمش زده است، می شد. جای اين نقد در صحبت های سخنرانان خالی بود.
اما نگين درخشنده در طول کنفرانس، همانا برنامه های هنری آن بود. فيلم زهره و منوچهر ساخته ميترا فراهانی با تم بکارت، که آميخته ای بود از فيلم مستند و سمبوليک، ارزش ديدن داشت. بعد از پايان فيلم احساس می کردي، گفتنی ها گفته شد. انگار باری از روی دوشت برداشته شد و وظيفه ای نو بر دوشت گذاشته شد. احساس می کردي، حال می توان آغاز کرد، حال بايد اين مهم را به انجام رساند.
رقص جادويی شاهرخ مشکين قلم با الهام از رقص های هندي، کردي، صوفی و ايرانی به اجراء درآمد و نگاه ها را بر خود ميخکوب کرد.
گروه فتنه با اجرای دکلمه زيبای پروانه، زندگی يک زن را در دوره های مختلف قبل از انقلاب 57 تا زندگی در مهاجرت بطور طنزآميز و با مهارتی کم نظير، همراه با صدای دلنشين گلرخ، کار موفقی را ارائه کرد. اما دريا دادور با زيبايی مينياتوری خود، گنجينه ای در حنجره دارد که شنونده را مسحور صدای خود و مفتون اجرای خود می کند. به قول يک شنونده که شعری برای وی سروده است، اگر خواهی بدانی راز دريا، ببايد بشنوی آواز دريا، چو بر آواز دريا دل سپاري، ببينی هر زمان پرواز دريا.

 

 گوشه هايی از کنفرانس بنياد پژوهشهای زنان
پانزدهمين کنفرانس بين المللی ساليانه بنياد پژوهش های زنان ايران با شرکت بيش از 500 نفر در شهر برلين تشکيل شد. فضايی دوستانه و مهربان با سازماندهی ای تميز و کم و بيش بی نقص بر کنفرانس حاکم بود. فضايی پر از صميميت. هر جا می رفتی نگاهی مهربان بر تو بود، نه تنها روز اول، حتی روز آخر. بعد از خستگی ها و بی خوابی ها. اگر کاری داشتي، به هرکس رجوع می کردي، با تو همراه بود. از پاس دادن تو به اين و آن خبری نبود. همين تنها، نشان از بلوغی 15 ساله داشت. نشان از هدر نرفتن اين 15 سال. آفرين!
در ميان انبوه زنان ايرانی هاجر که در کشورهای مختلف دنيا زندگی می کردند، زنان و دخترانی نيز از ايران در کنفرانس شرکت کرده بودند. آمار ندارم. اما هر چند تا بودند، اميد که به رابطه ای فعال و مؤثر تبديل گردد.
تعداد انگشت شماری مرد به چشم می خورد که خود از عدم جدی گرفتن چنين کنفرانس هايی توسط مردان حکايت می کرد.
با وجودی که يکی از سخنرانان کنفرانس خانم تورمررور، فمينيست فعال و مدافع حقوق بشر در آلمان بود که در باره جنبش زنان آلمان از گذشته تا کنون صحبت می کرد و مشکلات و گره گاه های اين جنبش را در شرايط کنونی بر می شمرد، تعداد بسيار کمی خارجی در کنفرانس شرکت کرده بودند.
از زنان فارسي، زنان افغانی و کردهای عراقی و غيره نيز آنطور که بايد و شايد اثری نبود. از استثنائات بايد گذشت.
نازيک احمد که عضو حزب کمونيست عراق و يکی از بنيان گذاران سازمان مستقل زنان در کردستان عراق است، به زبان فارسی سخنرانی خود را ايراد نمود. هرچند که برخلاف تيتر سخنرانی که بررسی موقعيت زنان در عراق کنونی بود، اساسا و بطور کل به بررسی وضعيت سياسی عراق بعد از بمباران آمريکا پرداخت و کمتر به جنبش زنان در عراق توجه کرد. اين امر به درستی از جانب برخی شرکت کنندگان مورد نقد قرار گرفت.
بايد گفت که چنين نقدی در مورد اکثر سخنرانان صادق بود. تيترهای اعلام شده و سخنرانی های ارائه شده گاها هم خوانی نداشتند. برای مثال، خانم رويا طلوعي، پزشک و فعال زنان در کردستان، که قرار بود مدرنيته در ايران و مسئله زن را مورد بررسی قرار دهد، اساسا به بررسی جنبش زنان کرد پرداخت و گفت که ايران در پروسه گذار از سنت به مدرنيته است بدون اينکه زمينه های فرهنگی و سياسی آن آماده باشد. وی که خود را برای شرکت در مجلس ششم کانديد کرده و رد صلاحيت شده بود، اعلام نمود که شرايط مناسب برای تندروی نيست و جنبش اصلاحات هنوز به پايان نرسيده است. او با ارائه آمار و ارقام از جنبش زنان کرد، به تحسين پيشرفت زنان کرد در کردستان پرداخت.
خانم سوسن رخش، جامعه شناس نيز که قرار بود جنبش زنان متأثر از نزاع بين مدرنيسم و مذهب را به تحليل کشد، اساسا به مقايسه جنبش زنان در دو کشور مصر و ايران که از جمله کارهای تحقيقاتی وی بود، پرداخت. وی که همچنان مجذوب سفر اخير خود، بعد از سال ها، به ايران بود، بعد از مصاحبه ها و گفتگوهايی که با برخی زنان از جمله الهه کولايی و امثالهم داشت، با خوش بينی معتقد بود که جنبش زنان ايران رهبری جنبش های زنان در خاورميانه را در دستان خود دارد و بی ترديد در 10 ساله آينده مدارج بالايی را طی خواهد کرد.
اينجا اما کار خوب خانم نسترن موسوی نياز به تأکيد ويژه دارد. او به تحليل و بررسی بازتاب مناسبات جنسی در ادبيات داستانی پرداخت و گفت که پروسه مدرنيته خود به زنانی متفاوت با چهارچوب های گذشته نياز دارد. او پروسه رشد جنبش زنان را در ادبيات داستانی در سه دوره بررسی کرد و دوره کنونی را دوره هويت يابی زنان اعلام نمود. او تأکيد داشت زن در داستان هايی که اکنون نوشته می شود، اساسا به قشر معينی تعلق دارد و مسائل مربوط به زنان روستاني، طبقه کارگر و يا زنانی که در مهاجرت بسر می برند، کمتر در داستان ها به چشم می خورد. اين امر به دليل شرايط بسيار دشواری ست که هم اکنون نويسندگان ما در آن بسر می برند. آن ها مجبورند شبانه روز برای امرار معاش خود و خانواده خود کار کنند و درکنار آن از زمان اندکی که باقی می ماند استفاده کرده و داستان بنويسند. وی ادامه داد در چنين شرايطی مسلما انتظار زيادی نمی توان از نويسندگان داشت. آنان برای آنکه بتوانند داستانی را بپرورانند، می بايست در محيط مربوطه زندگی کرده و با ويژگی های آن آشنا شوند و انجام چنين کاری نياز به بودجه و حمايت دارد، در حاليکه نويسندگان ما در حال حاضر برخا از توان چاپ و توزيع داستان های خود نيز ناتوانند.
کار ارزنده شهلا شفيق نيز قابل ذکر است. او با نگاهی ديگر به فروغ و شعرهای او، زن را بمثابه يک هويت فردی بررسی کرد. او از فروغ ياری می گيرد تا زن بتواند "من" خود را بازيابد و دگم و تعصب را به کناری نهد و اصل خود را بازشناسد. حيف که خانم شفيق زمان را ناديده گرفت و بسيار زياد و سريع خواند و مسلما اين اشکال باعث عدم تمرکز شنوندگان شد.
کنفرانس بنا بر سنت ديرينه خود اين بار نيز ميزگردی از نسل دوم سازمان داد. آنها چه پرصفا داستان زندگانی خود نوشتند و چه با احساس گوشه های خاطرات خود بازخواندند. در ايران، در مهاجرت، در برخورد با مردم، با پدر و مادر و با فاميل. چه دقيق کنايه ها را بازيافتند و با چه اعتماد به نفسی بر هويت خود که حالا ديگر هم ايرانی بودند و هم شکل گرفته در کشور مهاجر، پای فشردند. آنجا که آزاده ترجيح داد تم قانون روسری در برخی کشورهای اروپايی را محور کند، برخی به ناحق تحملشان طاق شد. اما آزاده 23 ساله چه زيبا به دفاع از دمکراسی برخاست. جای بس اميدواری ست!
کنفرانس در روز اول با قرائت زندگی نامه خانم هما ناطق و با بيان خاطراتی از او به قدردانی از وی پرداخت. با اينکه قدردانی از هما ناطق زمان طولانی ای از کنفرانس را به خود اختصاص داد، اما شنيدن خاطرات دوران بعد از انقلاب و حوادثی که در آن روزها گذشت، خاطره انگيز بود. ولی جا داشت نقدی نيز بر مواضع آخير خانم ناطق که مهر بطلان بر مواضع قديمش زده است، می شد. جای اين نقد در صحبت های سخنرانان خالی بود.
اما نگين درخشنده در طول کنفرانس، همانا برنامه های هنری آن بود. فيلم زهره و منوچهر ساخته ميترا فراهانی با تم بکارت، که آميخته ای بود از فيلم مستند و سمبوليک، ارزش ديدن داشت. بعد از پايان فيلم احساس می کردي، گفتنی ها گفته شد. انگار باری از روی دوشت برداشته شد و وظيفه ای نو بر دوشت گذاشته شد. احساس می کردي، حال می توان آغاز کرد، حال بايد اين مهم را به انجام رساند.
رقص جادويی شاهرخ مشکين قلم با الهام از رقص های هندي، کردي، صوفی و ايرانی به اجراء درآمد و نگاه ها را بر خود ميخکوب کرد.
گروه فتنه با اجرای دکلمه زيبای پروانه، زندگی يک زن را در دوره های مختلف قبل از انقلاب 57 تا زندگی در مهاجرت بطور طنزآميز و با مهارتی کم نظير، همراه با صدای دلنشين گلرخ، کار موفقی را ارائه کرد. اما دريا دادور با زيبايی مينياتوری خود، گنجينه ای در حنجره دارد که شنونده را مسحور صدای خود و مفتون اجرای خود می کند. به قول يک شنونده که شعری برای وی سروده است، اگر خواهی بدانی راز دريا، ببايد بشنوی آواز دريا، چو بر آواز دريا دل سپاري، ببينی هر زمان پرواز دريا.

 کنوانسیون پالرمو ایتالیاومشکلات کنونی قاچاق دختران ایرانی

مولا وردی نیز عدم الحاق ایران به کنوانسیون پالرمو ایتالیا،که پروتکلی درباره مبارزه با قاچاق انسان است را از مواردی دانست که در صورت الحاق این کنوانسیون بسیاری از مشکلات کنونی در باره قاچاق دختران برطرف و با خاطیان برخورد قانونی صورت می گرفت.

تهران،خبرگزاری سینا
 

ششم خرداد حراج دختران ، زنان و پسران ایرانی در فجیره است. در خبر دیگر 54 دختر ایرانی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران پس از آشنایی با یک باند قاچاق انسان از میان 286 نفر انتخابی جذب یکی از کشورهای عربی شرکت کننده در نمایشگاه شده و برای بردگی جنسی به آنجا اعزام می شوند.بسیاری از دختران ایرانی پس از آنکه وعده های داده شده به آنهادر کشورهای مقصد عملی نشد دست به خودکشی زده و یا خود را در آبهای نیلگون خلیج فارس به آب سپردند تا ننگ نام زنان فاحشه را برای همیشه با خود غرق کنند.
آنچه آمد بخش از گفت و گوی خبرنگاران گروه آسیب های اجتماعی با کارشناسان و نمایندگان سازمانها درمیزگرد این هفته گروه بود.
این میزگرد که با عنوان" قاچاق انسان و نبود تعریف جامع و مانع از آن درنظام حقوقی فعلی" برگزار شد،نعمت احمدی وکیل دادگستری،شهیندخت مولاوردی مدیر ارتباطات بین الملل دفتر مشارکت زنان ریاست جمهوری،مصطفی بن یحییِ کارشناس ارشد جرم شناسی پلیس امارات و دکتر توحید عبدی مدیر کل دفتر مطالعات اجتماعی ناجا حضور داشتند.
بن یحیی با اعلام خبر حراج دختران ایرانی در فجیره در میز گرد سینا گفت: طبق آمار 8/34 درصد دختران ایرانی از طریق آگهی های استخدام بخصوص جذب منشی،در دام باندهای مافیایی قاچاق انسان می افتند.
نعمت احمدی نیز در این جلسه ،گفت:در تمام دنیا قوانین مانع وقوع جرم نیستند.عناوین مجرمانه نیز مجازات خودشان رادارند .اما مسئله اصلی این است که در باره این لایحه ما مجریان مناسب نداریم.وگر نه راههای برخورد قانونی بامجرمین قاچاق زنان موجود است.
مولا وردی نیز عدم الحاق ایران به کنوانسیون پالرمو ایتالیا،که پروتکلی درباره مبارزه با قاچاق انسان است را از مواردی دانست که در صورت الحاق این کنوانسیون بسیاری از مشکلات کنونی در باره قاچاق دختران برطرف و با خاطیان برخورد قانونی صورت می گرفت.
گزارش مشروح این میز گرد که راهکارها، پیشنهادها و موارد نقص لایحه مبارزه با قاچاق انسان را در بردارد در روزهای آینده به ترتیب اهمیت موضوع به آن پرداخته خواهد شد.
در این میزگرد از وزارت کشور وخارجه دعوت شد که حضور پیدا نکردند و علت عدم حضور خود را بررسی این لایحه در مجلس دانستند

مرخصي زايمان زنان بايد به حداقل 6 ماه افزايش يابد
رييس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان گفت: با توجه به اهميت نقشي که زنان در خانواده ايفا مي کنند ، بنابراين بايد مرخصي زايمان از 4 ماه به حداقل 6 ماه افزايش پيدا کند واين مدت براي زنان ضروري ولازم است.
منيره نوبخت درگفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب گفت: با توجه به اينکه زنان محور واساس خانواده را تشکيل مي دهند و سلامت خانواده نيز در کشور ما بسيار اهميت دارد ، بنابراين بايد در اين رابطه هزينه هايي نيز بپردازيم وچنانچه بتوانيم قانون مرخصي ايمان را اصلاح نماييم در اين صورت امتياز بيشتري به زنان خواهيم داد .

وي افزود: براساس قانون مصوب مجلس ، استفاده از 4 ماه مرخصي زايمان حق زنان است وتمام کارکنان بخش دولتي و خصوصي وشرکتهاي تابع قوانين کار، ميتوانند از اين مرخصي استفاده کنند ودرصورت عدم رعايت قانون بايد موضوع پيگيري وبه مراجع اطلاع داده شود.

رييس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان تاکيد کرد: طبق قانون ومقررات مبلغي از حقوق کارمندان در طول مدت کار خود درهرسازمان وشرکتي کسر ومعمولا بخشي ازحقوق زمان مرخصي آنان از اين منبع تامين خواهد شد.

وي خاطر نشان کرد: : در جلسات شوراي فرهنگي اجتماعي زنان بحث مرخصي زايمان مطرح وتصميم نهايي بر افزايش واصلاح قانون آن گرفته شد .

نوبخت با اشاره به اينکه حداقل مرخصي 6 ماه براي زايمان ضروري ولازم است ، تصريح کرد: در بسياري از کشورها به رغم اينکه به نقش خانواده اهميتي نمي دهند ، مدت مرخصي زايمان يک سال درنظر گرفته شده درصورتيکه درايران زمان آن 4 ماه است ، بنابراين اولين قدم ، اصلاح قانون از 4 به 6 ماه ودر نظرگرفتن امتيازي براي زنان است وهمچنين با اين افزايش فشار مالي زيادي نيز به پرداخت کنندگان وارد نخواهد شد

 

آزار جنسى سيستماتيك زنان در مناطق جنگزده جهان
مديسا موندياله نهاد بين المللى كمك به زنان، خشونت هاى جنسى در قبال زنان را به عنوان يكى از مبرم ترين مشكلات آنان درسراسر دنيا بر شمرده است. به نقل از خانم مونيكا هويزر بنيانگزاراين نهاد، در حالى كه خشونت وآزار جنسى به طور هدفمندى به مثابه سلاح جنگى عليه زنان به كار گرفته ميشوند، در بسيارى جنگ ها يا مناطق جنگى سخن گفتن از اين واقعيت همانند سابق “ تابو” به شمار ميرود يا حتى در عداد مسائل جانبى جنگ قلمداد ميگردد.

سازمان “مديسا موندياله” كتاب كوچكى با حمايت وزارت زنان آلمان به چاپ رسانيده كه محتوى آن مرورىبر خشونت هاى صورت گرفته در حق زنان و آمار رسيدگى به قربانيان اين سوءرفتار ها ميباشد.

تنها در خلال جنگ بالكان در دهه نود ميلادى دستكم ۲۰ هزار دختر و زن مورد خشونت جنسى قرار گرفته اند.در رواندا شمار زنانى كه قربانى خشونت هاى جمعى در خلق كشى سال ۹۴ شده اند، پانصد هزار نفر ارزيابى ميشود. البته اين رقم تنها مربوط به بهره كشى جنسى از زنان نيست ، بلكه شامل فشار و زورگويى از جانب قدرت حاكمه و نابودى زنان نيزميشود. نبايد فراموش كرد كه هر اقدام تبهكارانه در زمينه سوءاستفاده جنسى از زنان خواهى نخواهى پايمال كردن آشكار حقوق بشر نيز هست.

تشكيلات مديسا موندياله برنامه عاجل خود را در حال حاضر بر روى زنان افغانستان و بوسنى كه مورد آزار جنسى واقع شده اند، متمركز كرده است. كتابى كه ذكر آن رفت، خشونت جنسى در جنگ و پيامدهاى آن نام دارد.

جنبش فمينيستی چه ميگويد
ناهيد نصرت


باز هشت مارس آمد كه باز ما زنان شاهد تعارفهای هميشگی شويم. در خارج از كشور، خانمهايی هم

 هستند كه هر سال آستينها را بالا ميزنند و جشن هشت مارس راه مياندازند كه در آن قصه تكراری خوانده شود. چخوف در داستانی نوشته بود: دختران شهرستانی فكر ميكردند كه رقص را بايد از كنار بخاری شروع كرد. زمانی كه ميخواستند برقصند. از هر كجای سالن كه بودند خود را به كنار بخاری ميرساندند. تصور بسياری از زنان ما از هشت مارس درسهايی است كه از جنبش سوسيال دمكراسی گرفته شده است. در حاليكه جنبش سوسيال دموكراتيك هر چند برای حقوق برابر قاونی زنان هم مبارزه كرده، ولی نه هرگز به مبارزه مستقل زنان باور داشته و نه ادعايش را كرده است.(1).
چون در ترجمه به زبان فارسی واژه فمينيسم گاهاً با جنبش زنان يكی گرفته ميشود در حاليكه فمينيسم كه در پروسه رشد جنبش زنان بوجود امده است كيفتی اساسا متفاوت از مبارزه زنان قبل از فمينيسم دارد و از انجايی كه در كشاكش مبارزه برای دموكراسی، مسائل زنان (اينبار محترمانه) به كنار رانده ميشود (2) و ضرورت تاكيد برجنبش مستقل زنان در ايران همچنان احساس ميشود در متن زير كوشيده‌ام روند مختصری از شكل گيری فمينيسم و تفاوت اساسی آن با مبارزات زنان قبل از فمينيسم را توضيح دهم.
طلايه‌های فمينيسم از سال 1966 و از ايتاليا آغاز شد. در اين سال يك گروه فمينيستی اولين سند خود را تحت عنوان مانيفست گروه دما منتشر كردند. دما به ايتاليايی كوتاه شده اتوريته زدايی از پدر سالاری است. در سالهای بعد نوشته‌های ديگری از اين گروه انتشار يافتند، تحت عنوانهای: مسائل زنان (1967) ، مردانگی ارزشی حاكم (1968) ، در جستجوی هويت مستقل. اين نوشته‌ها اعتراض زنان به جامعه بودند. نوشته‌ها نه تنها جامعه مردانه بلكه گروههای زنانی را هم مخاطب قرار ميدادند كه ميكوشيدند در چهارچوب ارزش‌های موجود حقوق برابر برای زنان را درخواست كنند. آنها مطرح ميكردند كه اين مسايل نميتوانند اجتماعی تلقی شوند تا زمانيكه زنان عملآ در جامعه نه فاعل بلكه مفعول در نظر گرفته ميشوند. در اين بحث‌ها فمينيست‌ها بدنبال هويت‌يابی و زآيش ارزش‌های نو بودند. ارزش‌هايی كه زن ناگزير نباشد در قالبهای مردانه هويت پيدا كند و يا به نقش قديمی معين شده برای زن بازگردد. در اين نوشته‌ها كوشش ميشد واژه‌هايی مانند جنسيت ، مادری، زنانگی كه تاآن زمان از نگاه مرد سالارانه تعريف شده بود از جانب زنان مجددا تعريف شود. برای شكل گيری اين تعاريف كوشش ميشد كه فضا برای زنانی كه تا به آن روز در اجتماع نظری ابراز نكرده بودند ايجاد شود. برای اين منظور مجله‌ای از جانب فمينيست‌ها منتشر ميشد به نام سوتوزپورا كه هر مطلبی از زنان را بدون ارزش‌گذاری چاپ ميكرد. در سال 1970 در ميلان و رم مانيفست ديگری از گروههای فمينيستی منتشر شد تحت عنوان «ما برای هگل سوت ميكشيم». بحثی كه در آن مطرح كرده بودند اين بود كه مردها هميشه بعنوان نماينده بشريت حرف زده‌اند. حال ما زنان دوباره همه چيز را تعريف ميكنيم. مرد آن مدلی نيست كه زن بايد خود را با آن تطبيق دهد. زن نبايد در رابطه با مرد سنجيده شود. زن ديگری در برابر مرد است همانطور كه مرد ديگری در برابر زن است. آنها يكسانی دو جنس را رد ميكردند و ميگفتند كه سياست يكی دانستن زن و مرد مانوری است كه زنان را بيشتر برده ميكند و راه را برای رهايی زن از بين ميبرد. رهايی زن در اين نيست كه زندگی مانند مرد را برگزيند. زن بايد بتواند كه هستی و روح خود را با زبان خود و به مفهوم خود بيان كند. زن با حفظ هويت متفاوت خواهان برابری با مرد است. يكسان بودن يك پرنسيب حقوقی است كه مخرج مشتركی است كه همه انسانها را در يك سطح قرار ميدهد. كه از حقوق برابر برخوردار شوند ولی تفاوت يك پرنسيب وجودی است كه به هستی و تفكر زن و مرد بر ميگردد، به تجربه شان از زندگی ، به خواستهايشان ، به آمادگيشان در تغيير، به مفهومی كه آنان در حال و آينده و با وجود و توليد خود به بشريت ميبخشند. تفاوت بين زن و مرد در واقع تفاوت اساسی در انسان بودن است. انسانی كه نه با ويژگی‌های مردانه، بلكه با ويژگی‌های هر دو جنس بايد تعريف شود. ً
البته اين بحث همچنان از بحث‌های روز است. مثلاً خانم ژنويوفرس فيلسوف و مورخ فرانسوی كه محور پژوهشهای او برداشتهای رايج از اختلاف دو جنس و جنبهء سياسی برابری زن و مرد است در اين زمينه مينويسد: برابری يك مسئله مركزی در انديشه فمينيستی است. اين مسئله در واقع بيانگر اصلی ايده‌ها و آمالهای فمينيستی در نقد تسلط مردانه و خواست يك تعادل پاياپای ميان مردان و زنان است. خانم ژنويوفرس مقوله برابری را مقوله‌ای سياسی ميداند در حاليكه موضوع تفاوت جنسی را نشات گرفته از يك تلاش علمی- فلسفی می بيند. او معتقد است كه طرح «تفاوت بين دو جنس وقتی باعث توجيه» نابرابری بين آن دو ميشود كه از جنبه سياسی به آن نگاه شود. چرا كه بازشناسی تفاوتهای جنسی در دموكراسی يك خطر محسوب ميشود. در ديدگاه سياسی ضامن برابری، هويت يكسان است و به طور ناگزير از تفاوتهای جنسی ايده هيرارشی استنباط ميشود. وی می نويسد كه در صورت كاربست درست تفاوت در خواهيم يافت كه چگونه ايده برابری بدون توجه به ً تفاوت كاركردی ويران كننده خواهد يافت. خانم ژنويوفرس مينويسد كه زنان اساسا با تكيه بر تفاوت با مردان بايد بدنبال برابری باشند
بحث تفاوت از بحث‌های كليدی در جنبش فمينيستی بود. فمينيستهايی مانند مری دالی و ديلی اسپندر تا به آنجا پيش رفتند، كه خشونت را جزو طبيعت مرد ميديدند و به برتری جنسی زنان باور داشتند. ديگر فمينيستها بر اين نظر بودند كه احساس مردانگی در طول سالها و از طريق نهادهای اجتماعی در عميقترين ناخودآگاه انسان (مرد) ريشه ميگيرد و تبديل به طبيعت دوم او ميشود. آنها نقش خانواده و اجتماع را در دادن نقش مردانه و زنانه، تربيت دو گانه دختر و پسر (دور نگه داشتن پسر از عواطف انسانی و دور نگه داشتن دختر از امور منطقی) را ازعلل شكل گيری «مرد» و «زن » ميدانستند. اين دسته از فمينيستها در عين طرح تفاوت بين دو جنس، به برتری جنسی زن باور نداشتند. (3)
در زمينه تفاوت خانم كارلا لونس بر اين نظر بود كه مرد مفهوم زندگی را فراسوی زندگی و گاه برخلاف زندگی جستجو ميكند. در حاليكه برای زن مفهوم زندگی و خود زندگی دائما با هم تلاقی ميكنند. فلسفه پدر سالار كوشيد كه زن را ايماننس و مرد را ترانسندنس تعريف كند.(ايماننس به اين مفهوم كه در درون مرزها ميماند. و تراندندنس به اين مفهوم كه مرزها را ميشكند و فراتر ميرود.) فلسفه ميكوشد بی قدرت بودن زن را در جامعه با اين خصوصيات در زن توجيه كند. در حاليكه تلاش زنان برای گريختن از مرزهای تعيين شده را نميبيند. اواز زنها ميخواهد كه در برابر اين استدلال هر چه بيشتراز محدوده‌ها فراتر روند. اين سلسله بحث‌ها تلاشی بود برای تبادل خودآگاهی زنان، تكوين هويت زن، ايجاد ارتباطی بين جسم و روح زن كه در طول تاريخ مرد سالار خود را از خود بيگانه ميپنداشت. تلاشی برای عبور از مرزی كه طبيعت و اجتماع برای زن تعيين كرده بود. از اينجا جنبش فمينيستی حركت سياسی اش رادر تشكيل گروههای «تجربه فردی» ادامه داد. اين شكل از كار از سال 1970 در امريكا و ايتاليا شروع شد و در سطح اروپا گسترش پيدا كرد. در اين گروهها زنان كه نياز به فضای تنفسی خالی از تفكر مردانه داشتند، ميكوشيدند كه آزادانه در مورد تجاربشان صحبت كنند و عللی كه آنها را در چهارچوب نگه ميدارد را بشناسند.
«رشد خود اگاهی» مسئله محوری اين گروههای زنانه بود كه بسرعت در كشور‌های صنعتی شكل گرفتند و افزوده شدند. برابری حقوق اجتماعی همچنان دست نايافته بود و شكل گيری اين گروههای كوچك هم شكل جديدی از سازماندهی بود. اين گروهها بسرعت افزوده ميشدند و در فكر تبديل به يك سازمان بزرگتر شدن نبودند. دو علت اساسی برای آن بود ، از طرفی وجود اين گروهها به نوعی انعكاس وجود اقشار متفاوت در جنبش زنان بود و از طرف ديگر بسياری از زنان كار در گروههای كوچك را ترجيح ميدادند. نه شكل سازمانهای بزرگ (مركزيت و هيرارشی) و نه چگونگی دموكراسی در آنها را نميپذيرفتند. اين شكل از سازماندهی را مناسب خود نميدانستند و اين را سياست خود ميدانستند. هر چند اين گروههای كوچك مانند يك سازمان بزرگ در نظر سازمانهای مردانه اهميت داده نميشدند ولی در رشد خود آگاهی زنان و رشد جنبش زنان و تحقق خواست‌های زنان نقش بزرگی بازی كردند. بحث‌های اين گروههای كوچك در نشريات فمينيستی مطرح ميشد.
فمينيست‌ها در ادامه نقد نظرات مردان بزرگ به نقد نظر انگلس در تاريخ منشاء خانواده پرداختند. ناديده گرفته شدن تفاوت بيولوژيك بين زن و مرد و فاكتور باروری بدون كنترل زن در پروسه شكل يابی جوامع اوليه از جمله بحث‌هايی بود كه دراين نقدها مطرح ميشدند. آزاده آزاد جامعه شناس فمينيست ايرانی هم در اين زمينه كتابی به نام پدريت غاصب نوشته است. دراين كتاب بر خلاف ماركسيسم، كه پيدايش محصولات اضافی و مالكيت خصوصی وسائل توليد را منشاء تنزل مقام زن ميشمارد، كشف تاريخی پدريت بيولوژيك (نقش مرد در توليد فرزندان) و آفرينش نهاد پدريت اجتماعی (بازشناخت اجتماعی – حقوقی نقش مرد در توليد فرزندان ) و سيستم پدر سالاری متعاقب آن عامل نهايی ستمكشی مشترك زنان قلمداد ميشود. (4)
يكی ديگر از مهمترين بحث‌هايی كه فمينيست‌ها مطرح كردند از جانب مری دالی فمينيست امريكايی و ديلی اسپندر فمينيست استراليايی در انگليس بود. اين فمينيست‌ها كه به فمينيست‌های فرهنگی معروف هستند. زبان را يكی از ابزارهای سركوب زنان ميدانستند. از نظر آنان زبان كه در طول تاريخ بوسيله مردان شكل گرفته حاوی واژه‌هايی است كه فرودستی زن را تثبيت و بازتوليد ميكند. مری دالی در كتاب «مرد زبان را ميسازد» (5) كه در سال 1980 منتشر شد از تبعيض جنسی در زبان پرده برداشت و نوشت كه مرد در زبان نورم تلقی ميشود و زن غيرنورم است. آقايی و مردانگی بخودی خود در كفه‌ای بالاتر از خانمی و زنانگی قرار ميگيرد. (6) مری دالی معتقد بود كه زبان آينه‌ای است كه در واقع مركزيت مردان و قدرت و اتوريته آنان را كه با مردانه بودن تلقی ميشود در رابطه اجتماعی انعكاس ميدهد. بعقيده ديلی اسپندر زبان خيلی سيستماتيك تبعيض جنسی را در خود نهفته دارد و نقش فعالی در فرودست نشان دادن زن و ارزش دادن به مرد و كمك به اين تبعيض در واقعيت دارد. او ميگفت كه فمينيستها بايد اساسا در زبان تغيير ايجاد كنند و واژه‌هايی را كه باز توليد گر فرودستی زنان است را تغيير دهند. زنان بايد زبانی ايجاد كنند كه بازتر واضح تر روشن تر و روان تر باشد.واز جنسيت خود در آن راحت تر حرف بزنند. در علم روانشناسی هم كلا در نقشی كه زبان در ايجاد آگاه و ناخود آگاه انسان بازی ميكند تاكيد شده است.
فمينيستها درسال 1974در يك سلسله بحث تحت عنوان «مادری نابود كننده» مطرح كردند كه فمينيسم تنها به معنای مبارزه با مرد بعنوان سركوبگر نيست بلكه به معنی با زنان همبسته بودن، بمعنی ايجاد ارتباط بين زنان، به معنی ايجاد امكان به آزاد شدن جسم زن است. فمينيسم تلاشی برای آزاد كردن احساسات زنانه است كه در دنيای يك بعدی مردانه بلوكه شده است. اين عنوان به اين دليل انتخاب شده بود كه در تفكر مرد سالار ، نه زن بلكه مادر بخاطر پرورش دهنده و تحمل كننده رنجها ارزش گذاری ميشد. فمينيست‌ها مادری را بعنوان خواست بالقوه هر زن به زير سئوال بردند و طرح كردند كه بسياری از زنان ، احساسات مادرانه‌شان را بعد از مادرشدن پيدا ميكنند و اين خواست يا احساس درونی هر زن نيست. ماركس و انگلس هم جملهء معروفی در نوشته مشتركی دارند كه نقش مادر از ناخودآگاه زن تعيين نميشود بلكه ناخودآگاه زن بعد از مادر شدن شكل ميگيرد . اين بحث مورد استفاده فمينيستها قرار گرفت. فمينيسم هم بر روی ديدگاههای ديگر تاثير بخشيد برای نمونه در ارزش زدايی از خشونت كه با مردانگی گره خورده بود، نقش فعالی بازی كرد و هم از نكات مورد توافق ديدگاههای ديگر كمك گرفت. مثلا اگر چه برخی از نظرات فرويد فمينيستها را بر انگيخت اما كشف فرويد در زمينه نقش مركزی ناخوداگاه انسان و تاثيرات آرزوها و مشكلات كودكی در اين ناخودآگاه مورد استفاده آنان قرار گرفت و يا در زمينه روانشناسی بعلت نورم گرفتن انسان- مرد، پديده يائسگی و يا پيامد‌های روانی زمان عادت ماهانه زنان ناشناخته و بيماری تلقی ميشد. تلاش زنان روانشناس فمينيست در طبيعی دانستن اين پديده‌ها و غنی كردن آگاهی انسان در اين زمينه بسيار با ارزش است .(7)
رابطه جنسی از ديگر مسائلی بود كه از جانب فمينيست‌ها نقد شد. برخی از فمينيست‌ها رفتار جنسی مرد را وسيله مهمی در اثبات مردانگی او ميدانستند. مثلا كيت ميلت مطرح كرد كه رفتار جنسی بين زن و مرد بر اثبات قدرت مرد بر زن استوار است و شكل اين رابطه حتی با طبيعت مردسالاری همخوانی دارد. حتی عشق در زن و مرد معانی مختلفی پيدا ميكند. عشق در مرد با تصاحب و آقايی آميخته است. در اين بحث‌ها نياز جنسی به مرد در زن و نوع رابطه جنسی به زير سوال برده ميشد. طرح خود ارضايی زنان و توانايی آلت جنسی زن در خودارضايی و بی‌نيازی از مرد از جمله بحث‌های سالهای 1970 بود كه كمك بسياری به ايجاد اعتماد به نفس و استقلال زنان از مردان ميكرد. در آن زمان رابطه ديگر جنس‌گرا تنها نرم اجتماعی بود . فمينيست‌ها انسانها را با نياز‌های مختلف جنسی تعريف ميكردند و نرم گرفتن يك رابطه را در اين تفاوت‌ها درست نميدانستند . انها بر اين نظر بودند كه كسی از نظر جنسی صد در صد مرد و يا زن نيست انسانها در يك طيف جنسی قرار دارند. هر انسانی حق تعريف جنسيت و خواسته جنسی خود را دارد.
مبارزه با خشونت عليه كودكان و سوء استفاده جنسی از كودكان و مبارزه با پورنوگرافی ازديگر تلاشهای فمينيست‌ها بود. در اثر تلاش آنان بود كه دادگاههای حمايت از قربانيان سوء استفاده جنسی به نفع قربانيان موضع گرفتند. تا آن زمان اگر حتی كسی جرئت طرح مورد تجاوز قرار گرفتن را ميكرد. در محاكمات اجتماعی باز به نوعی خود مورد فشار قرار ميگرفت. فمينيست‌ها از پيگيرترين مبارزان در اين زمينه هستند.
شيوه برخورد فمينيستی هم با هشت مارس متفاوت است. اين روز اگرچه از طرف كلاراستكين سوسيال دموكرات آلمانی پيشنهاد شد ولی مورد حمايت فمينيستها قرار گرفت. ولی فمينيستها از اين روز به شيوه ديگری استفاده كردند. هشت مارس در بين زنان فميننيست روزی است برای همبستگی با زنان ملل مختلف و پيشبرد خواستهای جمعی. در اين روز كنگره‌ها ، نشستها و جشنهايی بين گروههای مختلف زنان و برای تبادل آگاهی و نظربين زنان صورت ميگيرد فمينيستها ميكوشند اين روز را به روزی برای نشان دادن قدرت توده‌ای خود تبديل كنند. مثلا در زمان حمله آمريكا به خليج فارس ، زنان فمينيست در آلمان روز هشت مارس را به تظاهرات بزرگ زنان در اعتراض به جنگ خليج تبديل كردند و خريد از كنسرنهايی كه در جنگ شركت داشتند را تحريم كردند. بطور خلاصه شاخص‌های فمينيسم و جنبش برابری طلب را ميتوان اينگونه شمرد:
جنبش فمينيستی مستقل از تفكرات مردانه شكل گرفت و در بين آنها تابو بود. جنبش برابری‌طلب از درون جنبش‌های مردانه شكل گرفت و از جانب بخشی از انان حمايت ميشد.
جنبش فمينيستی ارزش‌های مردانه (قدرت ، اتوريته ، خشونت. هيرارشی...) را زير سوال برد.(8) جنبش برابری طلب در درون خود ارزش‌های مردانه را حمل ميكرد. (9)
جنبش فمينيستی روی ويژه گيهای زنانه پافشاری ميكرد ، به دنبال هويت بود و ميكوشيد زنانی را كه در طی هزاره‌ها فرودستی به وابسته مردان تبديل شده بودند. به باور به خود باز گرداند. جنبش برابری طلب بدنبال هويت ويژه نبود و اصل را روی برابری انسان ميگذاشت و ميكوشيد مردها را به رعايت حقوق زنان متقاعد كند.
شيوه‌ها و عرصه‌های مبارزاتی فمينيست‌ها هم متفاوت بود فمينيستها در اكسيون‌هايشان تلاش داشتند كه قدرت زنان را نه تنها به جامعه مردانه بلكه به خود زنان نشان دهند و زنان به باور به خود و بی‌نيازی و استقلال روانی از مرد دست يابند. (10). زنان برابری طلب عمدتا به مبارزه عليه قوانين تبعيض جنسی پرداختند در حاليكه فمينيستها در كنار ان بدنبال چالش فرهنگ مرد سالار و ايجاد امكانات ويژه زنان هم بودند.
حال بعد از چند دهه مبارزه فمينيستی، در برخی از كشور‌های اروپا از جمله آلمان ، انگليس و... پروژه‌های زنان از بودجه‌های دولتی برخوردارند. اين پديده از جانبی نشانه پيشرفت انديشه‌های فمينيستی است ولی از جانب ديگر دولتی شدن جنبش فمينيستی، پويايی و راديكاليسم آنرا گرفته است. بسياری از زنان كه در پروژ ه‌های زنان استخدام ميشوند ازديدگاههای فمينيستی بی‌خبرند وبه كار خود به مثابه شغل نگاه ميكنند. آن همكاری و همدردی زنانه‌ای كه در گروههای خودجوش وجود داشت در پروژه‌های جديد به سختی ديده ميشود. از جانبی برخی از زنان از اقشار مرفه اين جوامع خود را به حقوق خود دست يافته و فمينيسم را امری مربوط به گذشته ميبينند وازجانب ديگربرخی از فمينيستها مطرح ميكنند كه جنبشی پوياست كه به منافع حلقه‌های ضعيف درون خود توجه كند، جنبش فمينيستی بايد تا احقاق حقوق ضعيف ترين حلقه‌های خود به مبارزه ادامه دهد.
دامنه موج جنبش فمينيستی كه در اروپا آغاز شد، به آسيا كشيده شده و زنان در كشورهای آسيايی نياز به حركتهای مستقل خود پيدا ميكنند. اينكه زنانی در اروپا فمينيسم را پايان يافته تلقی كنند. تاثيری در اين روند نخواهد گذاشت. نياز زنان آسيا به جنبشی برای بيان خواستهای خود آنان را به شالوده ريزی فمينيسمی بيانگر خود زن آسيايی خواهد كشاند و روند رشد خود را خواهد يافت. زنان در آنجا هم خواهند آموخت كه جنبش خود را مستقل از آموخته‌های مردانه و بر بسترنيازهايشان پيش برند و به خود و نيروی خود باور كنند.

كلن هشتم مارس 2004
-------------------------------
1)هر چند زنان در كشور‌های ارويای شرقی وشوروی سابق از حقوق قانونی بيشتری به نسبت زنان در اروپای غربی برخوردار بودند و در اين كشور‌ها هشتم مارس باشكوه برگزار ميشد، ولی تشكيل گروههای زنان مستقل از حزب كمونيست و تبليغ نظرات فمينيستی ممنوع بود. كتاب آزادی جنسی خانم كولنتای عضو كميته مركزی حزب كمونيست كه در شوروی اجازه انتشار نيافت، بعد‌ها در اروپا توسط فمينيست‌ها منتشر شد.
2) رجوع شود به گزارش خانم عفت ماهباز از اجتماع جمهوريخواهان ايران در برلين و نامه خانم ميهن جزنی از اجتماع جمهوريخواهان لاييك، در پاريس . Ist die Zukunft Weiblich?, Lynne Segal, Fischer Verlag (3
كتابهای من زن به دنيا نيامدم زن تربيت شدم. ً و ً عقده سيندرلا از جمله كتابهای پر اوازه در اين دوره بودند.
4) آزاده آزاد در هشت مارس 1984 ان را به زنان ايرانی تقديم كرده است.
Man made Language, Mary daly (5
6) برای نمونه واژه "يس سر" Yes Sir كه در ارتش متداول است چون نميتواند به "يس مادام" تبديل شود در ارتش زنان رده بالا را هم "يس سر" خطاب ميكنند.
7) در 1978 طبق گزارش در كنگره زنان آلمان در ان دوران بسياری از زنان به همين دليل روانه بيمارستانهای روانی شدند.
Wie weibliche Freiheit entsteht, Orlanda Verlag 2001 (8

9) زنان سوسيال دمكرات در چهارچوب ارزشهای سازمانی شان از جمله اتوريته ، هيرارشی و قدرت رهبری برای حقوق زنان محروم مبارزه ميكردند.
10) فمينيستها يا در تجمعات زنانه و يا در بلوكهای زنان در تجمعات عمومی شركت ميكردند.

زنان و پدیده ای به نام جهانى شدن

از جهانى شدن اقتصاد تا سياست و تكنيك و وسايل ارتباط جمعى و غيره. اين مسئله غير قابل انكار است كه نتايج اجتماعى اين تغييرات براى زنان و مردان متفاوت است.

جهانى شدن پديده ايست كه بيشترين تضادها را در خود ايجاد مى كند. با اين پديده توليد بيشترين ميزان كالا و بالاترين ميزان بى عدالتى و فقر همزمان ايجاد مى شوند. در اين ميا ن تأثير فرايند جهانى شدن براى زنان و زندگى آنان به گونه ديگرى است. هفتاد در صد جمعيت يك ميليارد ودويست ميليونى جهان را كه در فقر مطلق به سر مى برند، زنان تشكيل مى دهند. امكان دسترسى به آب آشاميدنى، در آمد مستقل، بهداشت و آموزش، شركت در تصميم گيرى هاى سياسى از جمله خواست هاى اوليه زنان در اين روند جهانى شدن است.
در جهانى كه رشد كشورها در آ هم چنان بيشتر به هم پيوسته مى شود، پيشرفت هر كشورى در ارتباط با چهارچوب بين المللى آن است. تجارت و اقتصاد بين المللى مرزهاى ملى را شكسته و در هم ريخته و رشته هاى پيچيده اى از وابستگى چند جانبه را تنيده اند.
براى زنان علاوه بر بوجود آمدن فقر بيشتر و مشكلات ناشى از آن به ويژه اجبار به فروش ارزانتر نيروى كار فزونى مى يابد. اين در حالى است كه بطور عمومى شرايط كارى زنان سخت تر از مردان است و آنان از حقوق كمترى حتى در كشورهاى سرمايه دارى برخوردار هستند.
در بخش فرهنگى نيز بازار محدود تر مى شود و به بخشى از بازار فرهنگ جهانى تبديل مى گردد. اضمحلال تدريجى فرهنگ محلى اين نگرانى را ايجاد مى كند كه يگانگى فرهنگى به يكجانبه شدن ارزش ها بيانجامد. مسئله جهانى شدن هنرمندان را نيز همانند سياستمدارن و سران اقتصادى و سنديكاها به خود مشغول كرده است.
گلوباليا نام نمايشگاهى است كه هم اكنون در موزه زنان شهر بن در آلمان عرضه شده است. همراه با برگزارى اين نمايشگاه كه از روز هفتم ماه مارس امسال تا روز بيست و نهم آگوست ادامه دارد، آثار هنرى بيش از بيست و پنج نفر از زنان هنرمند از سراسر جهان در ارتباط با موضوع جهانى شدن نشان داده مى شود.
يك سلسله جلسات سخنرانى و بحث و گفتگو درباره اين فرايند و تأثيرات آن بر زندگى زنان در محل اين موزه و در ديگر موسسات فرهنگى و علمى شهر بن برگزار مى شوند. از جمله مسائل مورد توجه مى توان از زنان و پديده مهاجرت، خريد و فروش زنان، زنان در بازار كار، بهداشت ، فقر اقتصادى، زنان و سياست و جنبش هاى زنان نام برد. خانم پيتسن مدير مسئول اين موزه در اين ارتباط مى گويد:
«مهمترين مسئله موضوع كار است. دنياى كار براى زنان جهان مشكلى است. زنان كسانى هستند كه هميشه كار به سمتشان سوق داده مى شود. زيرا آنان با درآمد بسيار كم مجبور به كار مى شوند، با بيمه و امكانات امنيتى و بهداشتى نازل. از شرايط كار نامطمئن و ارزان آنان بيشترين ميزان بهره بردارى انجام مى گيرد. از طرف ديگر اينان به اين كار براى تغذيه خو د و خانواده شان نيازمندند. اغلب آنها مى بايست خانواده هاى بزرگ را تغذيه كنند.»
آزار جنسى، اخراج به دليل حاملگى، اجبار به كار اضافى و شرايط كارى غير انسانى مسائلى هستند كه زندگى روزمره هزاران زنى را تشكيل مى دهند كه در بخش نساجى و دوخت ودوز پوشاك و همينطور لباس ورزشى براى كشورهاى صنعتى در كشورهاى آسيايى و يا افريقايى، آمريكاى لاتين و همچنين كشورهاى اروپاى شرقى مشغول به كار هستند. اين اجناس عمدتا براى فروشگاه هاى زنجيره اى پوشاك اين كشورها به قيمت بسيار نازل تهيه مى شوند. تقريبا نود درصد پوشاك در كشور آلمان از خارج از اين كشور وارد مى شود.
خانم پيتسن درباره موضوعات كار زنان هنرمنددر اين نمايشگاه مى گويد:
«ما سعى كرديم كه جنبه هاى زيادى را در اين نمايشگاه مورد توجه قرار دهيم براى همين هنرمندان زن زيادى از كشورهاى مختلف براى اين نمايشگاه مثلا از كشورهاى امريكاى لاتين، آسياى جنوب شرقى، آفريقا و غيره دعوت شده اند. هر كدام از اين هنرمندان زن سعى كرده اند جنبه هاى مختلفى از فرايند جهانى شدن و تأثيرات آن را بر زندگى زنان مورد توجه قرار دهند و اين موضوع به نسبت اينكه چه تجاربى در زندگى اجتماعى و خصوصى خود داشته اند متفاوت و از جنبه هاى مختلف مورد بررسى قرار گرفته است.
در اين نمايشگاه هنرمندان زن نه فقط به جنبه هاى دردناك و سخت اين پديده براى زنان مثل استثمار بيشتر در محيط كار، خريد و فروش زنان و روسپيگرى اجبارى و غيره پرداخته اند، بلكه مسئله ارتباط و وسائل ارتباط جمعى نيز به موضوع كار تنى چند از اين هنرمندان زن تبديل شده است. اينكه امروزه از طريق وسايل ارتباط جمعى جديد فاصله هاى ده هاهزار كيلومترى براى ارتباط گيرى فاصله طولانى نيستند و يك چينى مى تواند با يكنفر از كشورهاى امريكاى لاتين درباره شيوه زندگى و مشكلات خود به گفتگو بنشيند و تبادل نظر كند. در واقع به جنبه هاى مثبت پديده جهانى شدن نيز از ديد هنرى در اين نمايشگاه توجه شده است.»
از جمله هنرمندان زن شركت كننده در اين نمايشگاه فريده جمشيدى هنرمند ايرانى است. خانم پيتسن مدير موزه زنان در اين باره مى گويد:
«خانم فريده جمشيدى از افراد جوان ايرانى ديدن كرده و علاقه خاصى به موضوع جوانان دارد. او زنان جوانى را از طريق فيلم ويديوئى و دوربين عكاسى نشان مى دهد كه از يك طرف چادر سياه بر سر دارند ولى از طرف ديگر شور زندگى و علاقه به رنگ هاى ديگر را در كنار آن در زندگيشان مى توان ديد.»
آينده فرايند جهانى شدن غير قابل اجتناب به نظر مى رسد. . با شكسته شدن و در هم ريختن نظام هاى سوسياليستى در جهان و هم زمان پيشرفت هاى امكانات ارتباط گيرى و وسايل ارتباط جمعى رشد اين پديده به شكل روزافزونى افزايش مى يابد و نقش شهروندان در تصميم گيرى هاى سياست جهانى پيوسته كوچكتر مى شود. قدرت هاى ملى تعريف ديگرى پيدامى كنند. اين فرايند خود را درشكل هاى مختلف كه در ارتباط تنگاتنگ با يكديگرند نشان مى دهد. از جهانى شدن اقتصاد تا سياست و تكنيك و وسايل ارتباط جمعى و غيره. اين مسئله غير قابل انكار است كه نتايج اجتماعى اين تغييرات براى زنان و مردان متفاوت است.
خانم پيتسن در ارتباط با مسئله هويت ويا بى هويتى بر اثر پديده جهانى شدن و به كار گيرى وسائل ارتباط جمعى در زندگى جوانان و بازتاب آن در كار هنرى زنان شركت كننده در اين نمايشگاه مى گويد:
«مسئله بر سر هويت جوانان است كه از طريق وسايل ارتباط جمعى با يك ديگر در ارتباط هستنداز يك طرف اين سوال مطرح مى شود كه در آن سمت جهان چه مى گذرد و از طرف ديگر سوال در مورد هويت خودمورد توجه قرار مى گيرد. اينكه ما كه هستيم و چه گونه مى توانيم شرايط خود را تغيير دهيم.»
پديده جهانى شدن بويژه در بخش هاى اقتصادى و تشديد استثماركارى جنبش هاى مخالف را نيز بوجود آورده است. در اين حركت به ويژه زنان فعالند. اعتراض آنان عليه بى عدالتى كارى و افزايش فقر به دنبال آن، عليه تبعيضات اجتماعى، عليه تصاحب قدرت و زور از طرف دواير خاص سياسى، عليه سلسله مراتب جنسى در كارو تبعيض در استفاده از منابع آموزشى و غيره است. اميدوارى آنان بر اين است كه اين نابرابرى ها مرتفع گردد و شرايط زندگى و كارى جديدى به وجود آيد كه مناسب نام انسان است.

متن كامل كنوانسيون محو كلي

 اشكال تبعيض عليه زنان


 گوشه هايی از کنفرانس بنياد پژوهشهای زنان


لزوم پيوند و ايجاد شبكه هاى

 جهانى در جنبش زنان
منصوره شجاعى


کنوانسیون پالرمو

 ایتالیاومشکلات کنونی قاچاق دختران ایرانی


اولين قدم در اصلاح قانون مرخصي زايمان زنان از ۴ به ۶

ماه


تغيير قانون ارث زنان


کبری​ رحمانپوردر آستانه​ اعدام


رابطه جنس شناسی بامسائل واقعی زنان
ترجمه از:لاله حسین پور


 تایخچه ۸ مارچ روز جهانی زن


هشت مارس، روز مبارزه عليه تبعيض نسبت به زنان


جنبش فمينيستی چه ميگويد


منابع پژوهشى درباره حقوق انسانى زنان
Women's Human Rights Recources


سازمان سرزمین زنان

TERRE DES FEMMES- Human Rights for Women


مركز فرهنگی و اجتماعی زنان


ديگر سايتها

زن*

زنان*

بدجنس*

زنان در ايران*

مجله ماهنانه زنان*

تريبيون فمينيستهای ايرانی*

آوای زن*

ايران دخت*

*بنياد پژوهش های زنان ايرانی

*زنان فردا

*کميته حمايت از کودکان خيابانی ايران - سوئد


 

خبرهای روز گذشته
| شنبه | يكشنبه | دوشنبه | سه شنبه | چهارشنبه | پنج شنبه | جمعه |


[Start];[Jonbesh - farsi] ;[Jonbesh - norsk];[Tanz] ;[Iran]
Webeditor